علت خودكشي سربازان:صحبت كردن درباره مسئله هاي دوره خدمت احتياج به تحقيق دقيق دارد
تا بشود از ارزش انسانيجوانان و از صدمه هايي كه در اين زمان امكان وقوع آن مي باشد جلوگيري كرد.
مسئله سربازي موارد بسيار متفاوت و متعددي را در بر مي گيرد ، از مسئله تغذيه و سالم بودن تا
گفتگوهاي حق و جامعه شناختي.
خودكشي سربازان درپادگان ها
در پادگان ها معمولا به سربازان فرمان بردن را ياد مي دهند يعني از آنها انتظاراتي دارند
كه از دستورهاي درجات بالاتر از خود و همه قانون هاي پادگان اطاعت كنند. امكان دارد اين
جوان تا قبل از سربازي با چنين محيطي روبرو نشده باشد. اين تغيير محيط با توجه به اثر
مثبت كه اين راه طرز رفتار دارد ، چه تاثير رواني به همراه دارد؟ به چه صورت مي شود به اين
اثرات برخورد پر خطر خاتمه داد؟
سربازان در ايران
هنگامي كه درباره موضوع سربازي در ايران گفتگو مي كنيم اولين موضوعي كه با آن روبرو مي شويم كه با
يك پديده برابر روبرو نيستيم . يعني به اين صورت نيست كه به طور مثال در يك پادگان در جنوب كشور
همان طور برخورد مي شود كه در جنوب كشور رفتار مي كنند بلكه بر اثر تجربه اي كه همه افرادي كه به
خدمت سربازي رفتند دارند، تجربه ها متفاوت مي باشد و بيشتر به سليقه هاي اين اشخاص بستگي دارد.
ولي آن چيزي كه ما درباره مسئوليت افراد كه يكي از آنها سربازي مي باشد از نظر روانشناسي بايد ترجيح
دهيم كه اين مسئوليت انساني و اشخاص را به طوري كه عادت ندهد كه آنها شيوه مطلوبي براي زندگي پس
از آن دوره مسئوليت نداشته باشند . يعني چي؟ يعني اينكه هنگامي كه دو سال از عمر يك شخصي را در
دوران جواني به دوران سربازي مختص مي دهيم ، اين دوران ، دوراني مي باشد كه شخص سرمشق
مي پذيرد خيلي زياد مي باشد و شخصيت شخص به طور كامل صورت نگرفته است.
الگو ها در دوران سربازي
پس بر اساس اين اگر روشي از تربيت را در آنجا ايجاد كنيم ، به طور مثال خودسرانه ، مسلط گرايانه ،
نا اميد يعني به طور مثال اشخاص احساس مي كنند از پس كار خود بر نمي آيد و خود كارآمدي آنها
كم مي شود. اين مسئله چه موقعي پديد مي آيد ؟هنگامي كه آن بازخورد را كه اين شخص در دوران
سربازي مي گيرد به طور دائم تصور مي كند هيچ فعاليت صحيحي انجام نمي دهد. وقت كمي نمي باشد
يك سال و نيم يا دوس سال .
پس هر چيزي كه در دوران سربازي به دست مي آيد در جوامع ما اين اشخاص آن چيزي كه به دست
آورده اند را استفاده مي كنند. به طور مثال اين اشخاص اگر با فرمانده خود روبرو شوند كه طبق سرمشقي
كه با آنها برخورد مي شود اين اشخاص هم آموزش مي بينند و به آن عادت دارند با اشخاص ديگر كه مواجه
مي شوند طبق آن سرمشق برخورد مي كنند.
اين سرمشق همان مسئله اي مي باشد كه سرباز مي تواند به اشخاص بدهند . يا برعكس هم مي باشد ،
اينكه اشخاصي در اين زمان حس مي كنند خودكفا شده اند و مسئوليتي كه به آنها واگذار شده را به طور
صحيح انجام دهند.
مسئوليت هم به قدر كافي احتياج به مهارت دارد ، مانند مسئوليتي مثل پر كردن يك برگه يا دفتر
نمي باشد . قطعا در هنگام بعد از سربازي احساس خودكفايي آنها افزايش يافته و هنگامي كه داخل جامعه
مي شوند نيروهاي خودكفايي مي باشند.
استرس و افسردگي در سربازان
اگر خودكفايي آنها كاهش يابد ، استرس و افسردگي آنها كم مي شود . يعني اشخاصي مضطرب ميشوند
اشخاصي هستند كه حس مي كنند در برابر وضعيتي كه در پيش رو دارند از پس آنها بر نمي آيند.
شما در گفتگوهايتان دو گروه را نام ببريد . برخي با اين موقعيت كنار مي آيند و برخي نه . دليل
اين تفاوت چه مي باشد؟ آيا روشي موجود مي باشد كه هر دو گروه با شرايط سازگاري پيدا كنند
تا به برخورد هاي خشونت آميز كشيده نشود؟
اولين نكته اي اين مي باشد كه خود وضعيت بايد مشاهده شود كه اين مسئوليتي كه به سرباز واگذار
مي شود بايد مسئوليت مثبت از نظر روانشناختي باشد.
اين مقياس f هر چقدر افزايش يابد انسان ها در موقعيت هاي خشن بيشتر دوام دارند و مسلط شدن را
مي پذيرند و بر همه چيز مسلط مي شوند يعني درجات بالاتر سلطه را قبول مي كنند و نسبت به
درجات پايين تر هم سلطه گر مي شوند.
اين مقايسه در ميان انسان ها در زمان تربيت صورت مي گيرد . انسان هايي مي باشند كه هنگامي
كه داخل پادگان مي شوند كلا سلطه را به خوبي قبول مي كنند ، و به راحتي با شرايط وفق پيدا
مي كنند و بابت اين مسئله پاداش دريافت مي كنند.
در هر حال انسان هايي مي باشند كه سر موقع مي خوابند و سر موقع بيدار مي شوند و به فرمان ها
عمل مي كنند. ولي انسان هايي مي باشند كه اين طور نيستند يعني در روش تربيت آنها به اين صورت
ياد نگرفته اند و به اين طريق زندگي نكرده اند.
براي اين اشخاص سربازي در زندگي آنها مانند يك درز مي باشد . نسبت به موقعيتي كه در آن هستند
يك درز بزرگ مي باشد و توانايي وفق دادن ندارند. اين اشخاص هم مي باشند كه در زمان سربازي دست
به برخوردهاي آزار دهنده مثل خودكشي مي زنند.
متاسفانه مانند نظام ياد گيري مان ، مانند مدرسه همه را از هر راه و تيپ شخصيتي داخل نظام برابر
مي كنيم و يك معلم به طور مثال در مدرسه ۳۰ دانش آموز با ۳۰ خصوصيات متفاوت از آنها انتظار
برابر مي خواهيم و اين قاعده غلط است.
تيپ شخصيتي سربازان
در خدمت سربازي هم همين برخورد برابر رخ مي دهد ، يك فرمانده بي اهميت و بي توجه به اين
مسئله مثل اين مي ماند كه به او ربات داده اند. از همه آنها به يك نوع انتظار دارند. شايد وظيفه
فرمانده اين نمي باشد اين امر كه يك فرد و خصوصيات شخصيتي او پي ببرد و بر طبق تيپ شخصيتي
آن شخص انتظار خود را معين كند.
شما از كرمانشاه يا هر شهر ديگر آمده باشيد براي يك فرمانده تفاوتي ندارد. حتي برخي قوميت ها
يك سري خصوصيات تربيتي را در فرزند خود شكل مي دهند كه در پادگان اگر هزاران قوميت هم
باشند با همه به طور برابر برخورد مي شود اتفاقي كه رخ مي دهد اين مي باشد كه بعضي صدمه
مي بينند و در برخي اينگونه نمي باشد كه باز هم به تيپ شخصيتي بستگي دارد.
علت خودكشي سربازان
زنگ خطر معين يعني يا به خودكشي تهديد كرده اند يا اظهاراتي مانند :
براي زنده ماندن هيچ گونه انگيزه اي ندارم ، زيرا بايد زنده باشم و از اين گونه صحبت ها ونظرات.
يا اينكه يك سابقه ناكام ماندن نسبت به خودكشي در گذشته با آن روبرو شده اند.
پس من نمي توانم قبول كنم كه با يك شخصي روبرو شوم كه خودكشي آن به فوت بي انجامد
و از او به هيچ عنوان زنگ خطر در پادگان ديده نشده است . اينگونه نمي باشد ، ديده شده اما
به آن بي تفاوتي شده است.
به همين علت در سربازي ما براي حماقت رواني از اشخاص جايي نداريم. حتي اگر شخص اظهاراتي
داشته باشد كه كارش به روانشناس يا پزشك منجر شود يك جور امتياز منفي براي او مي باشد.
پس بنابراين شخص تلاش مي كند كه اين زنگ خطر را خيلي آشكار نكند.
سيستم حمايتي سربازان در خارج از پادگان قرار دارند. يعني به طور مثال ارتش براي خود
يك بيمارستان هايي تهيه كرده است كه در بيرون از پادگان كه در آن بيمارستان روانشناس و روانپزشك
موجود مي باشد . سپاه هم به همين صورت و سازمان هايي مانند نيروي انتظامي به همين شكل.
اما ما به يك سيستم حمايتي كه قدرتمند و با تجربه كه فرمايشي نباشند در درون پادگان تهيه كرديم.
امكان دارد يك سازماني بگويد كه ما در پادگان مان يك روز در هفته روانشناس و روانپزشك حضور يابند
ولي اين فعاليت كار فرمايشي مي باشد و وضع خوبي ندارد.
نكته ديگر كه بايد رخ دهد برخي دخالت هاي پيشگيري شده مي باشد . يعني اينكه ما بايد راه حل ها
و تكنيك هايي را بررسي كنيم كه اين تكنيك بتواند از اشخاصي كه موقعيت خطرناكي دارند جلوگيري
كنند.
همان طور كه گفته شد بايد خصوصيات شخصيتي كه بعد ها مي تواند براي اشخاصي كه در سربازي
صدمه ديدند پر اهميت باشد ، بسنجيم . اتفاقا سنجيدن آن مشخصات شخصيتي راحت مي باشد كه
توسط يك سيستم داراي سنجش رواني همان هنگام كه شخص به پادگان داخل مي شود يا پيش از آن
كنترل شود كه اين شخص آيا ممكن است كه در دوران سربازي صدمه ببيند يا خير.
مشاهده اي كه به عقيده من موجب مي شود اين مسئله (سنجش رواني و اهميت به زنگ خطر از طرف
سرباز ها داده شود كه امكان دارد به برخورد داراي خطر منجر شود )اين ديدن مي باشد كه اشخاصي كه
از آشفتگي روانشناسي خود صحبت مي كنند در دوران سربازي مي خواهند به فرار دست بزنند.
اين ديدن مي باشد كه موجب مي شود توجهي نكنيم و بي خبر بمانيم و يك باره مشاده كنيم
كه مثلا يك سربازي به خودش و يا حتي ديگران آن طوري كه به او خبر داده شده است صدمه بزند.
۱۷:۱۹
- ۳۶ بازديد
- ۰ نظر