عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

انواع بلوغ در نوجوانان

عده اي گمان مي كنند كه منظور از بلوغ در افراد تنها رسيدن آنها به بلوغ جنسي و جسمي و قدرت آن ها در ازدياد و توليد نسل است اما بايد گفت كه اين تنها يكي از بلوغ ها و تكامل هايي است كه در چرخه زندگي افراد به وجود مي ايد كه بلوغ جنسي يا جسمي نام دارد و علاوه بر آن به دليل تغييراتي كه در سيستم بيولوژيكي و ذهني فرد به وجود مي ايد تغييرات و بلوغ هايي مانند بلوغ عاطفي نيز در فرد به مرور زمان شكل مي گيرد. يكي از مهم ترين بلوغ هايي كه در دوران زندگي فرد براي او به وجود مي آيد كه البته بايد گفت زمان شكل گيري آن در افراد متفاوت است و حتي گاهي افراد هرگز به اين بلوغ نمي رسند بلوغ عاطفي است. يك كودك ممكن است از مواردي مانند ارتفاع و يا سرعت بترسد و در عين حال با گذار از دوران كودكي به دوران نوجواني يك نوجوان ممكن است از مواردي ديگر بترسد .

ترس هاي دوران كودكي تا نوجواني ادامه خواهد يافت و در واقع يكي از نشانه هاي بلوغ عاطفي تغييراتي است كه در رفتارهاي فرد اتفاق مي افتد يعني نوجوان رفتارها و كارهاي ناپخته و خام خود را كنار گذاشته و به جاي آن در مقابل با مشكلات و دغدغه هايي كه در زندگي براي او به وجود مي آيد از روش هاي منطقي و عاقلانه استفاده مي كند. در واقع مي توان گفت وقتي شخص به بلوغ عاطفي مي رسد رفتارهاي عاقلانه را در كارها جايگزين رفتارها و كارهاي هيجاني خود در برخورد و رويارويي با مسائل و مشكلات مي كند. در اين ميان مشكلاتي كه نوجوان با آن ها درگير است را مي توان به سه دسته تقسيم نمود مشكلاتي كه مربوط به اوايل دوران نوجواني است مثل مشكل مدرسه و تحصيل و مشكلات خانوادگي و اين گونه مشكلات. دومين دسته از مشكلات نوجوانان در ارتباط با اواسط دوران نوجواني آن ها است كه مواردي مانند انتخاب شغل و اوقات فراغت و تفريحات نوجوان را در بر مي گيرد و در نهايت دسته سوم مشكلات نوجوان به دوران انتهايي نوجواني او ربط داشته و مواردي مانند خود شناسي تعهدات خانوادگي و مذهبي در اين دسته قرار مي گيرند.

بلوغ مهم ديگري كه در نوجوانان به وجود مي ايد بلوغ اجتماعي در انان است. دختران و پسران نوجوان از تعلق داشتن به يك گروه خاص لذت مي برند و بنابراين سعي مي كنند تا عقايد و افكارخود را نيز به ان ها نزديك نمايند. نوجوانان نسبت به عقايد و تفكرات خود حساس هستند و به ان تعصب دارند و بدگويي در مورد اعتقادات و يا اعضاي گروهي كه به ان تعلق دارند مي تواند نتيجه بسيار بدي بر رفتار و اعمال ان ها بر جاي بگذارد. بودن در كنار گروه هاي خاص اجتماعي به شرطي كه گروه و  افكار آن ها مناسب باشد مي تواند مواردي مانند مهارت هاي اجتماعي و نحوه برقراري روابط صحيح با ديگران را به فرد بياموزد كما اينكه مواردي مانند تعهدات و وفاداري نسبت به اعضاي گروه از موارد ديگري است كه فرد پس از ياد گرفتن در گروه در زندگي اينده خود به كار گرفته و باعث مي شود كه اين مسائل موجبات رشد و تكامل و بلوغ اجتماعي كه يكي از اساسي ترين بلوغ ها در نوجوانان است را به وجود آورند.

بلوغ اقتصادي يكي ديگر از تكامل و بلوغ هايي است كه در نوجوانان شكل مي گيرد. كسب و انتخاب شغل مناسب و نحوه كسب درآمد و مواردي از اين قبيل از اواخر دوران نوجواني در فرد شكل مي گيرد. البته در فرايند بلوغ اقتصادي مشكلات فراواني براي نوجوانان به وجود مي ايد كه در اين بين از ناسازگاري با كار و ميزان درآمد و گله مند بودن و يا تغيير شغل به صورت پي در پي در برخي از افراد نام برد. كه اين نارضايتي ها و تغييرت پياپي مي تواند در نتيجه مواردي مانند انتخاب شغلي خارج از توان فرد از نظر فكري و زماني، آرمان گرا بودن و داشتن توقع بسيار بالا در كسب در آمد و مواردي از اين قبيل نام برد. در نهايت بلوغ ديگري كه در نوجوانان شكل خواهد گرفت و كمك مناسبي به آن ها در انجام امورات شان در آينده و مقابله با مشكلات خواهد نمود، بلوغ فكري است. علائق و سلائق نوجوانان مي تواند متاثر از نحله و رويه تفكرات و اساس فكري آن ها باشد بنابراين اين موضوعات مي تواند به صورت رفت و برگشتي بر هم ديگر اثر بگذارد. با رسيدن به بلوغ فكري نوجوان براي هر چيزي به دنبال دليل و منطق و برهان است.

منبع:سامانه پرسش و پاسخ مشاور


متخصصان اطفال، ارائه دهندگان خدمات سلامت روان مي توانند نتايج را در كودكان مبتلا به اختلالات رواني و


براي دهه گذشته، ارائه دهندگان مراقبت هاي بهداشتي پيشرفته و محققان به طور فزاينده اي براي حمايت از سلامت روان و مشكلات مصرف مواد در مراقبت هاي اوليه براي كودكان و نوجوانان تلاش مي كنند. اميد آنها اين است كه اطفال و نوجواناني كه از اختلالات رواني و رفتاري رنج مي برند بهتر است اگر متخصصان اطفال و يا پزشكان خانوادگي نقش فعال خود را در ارتباط با مراقبت هاي بهداشت رواني داشته باشند، به ويژه هنگامي كه اين پزشكان با پزشكان روان درماني براي كمك به پاسخگويي به نيازها از بيماران جوان آنها.

در حال حاضر تيمي از محققان UCLA طيف گسترده اي از تحقيقات منتشر شده در مورد اين روش را مطالعه كرده اند و دريافتند كه كودكان و نوجواناني كه بهداشت روان و درمان پزشكي را يكجا دريافت مي كنند، 66 درصد بيشتر از كساني است كه مراقبت هاي اوليه سنتي را دريافت مي كنند .

مطالعات قبلي ارزش هماهنگي سلامت رواني و مراقبت هاي اوليه را نشان داده اند، اما تنها يك يا دو رويكرد را براي يك يا دو اختلال رواني بررسي كرد - نه آرايه كامل كه به طور مرتب بر جوانان تاثير مي گذارد، از جمله افسردگي، اضطراب، اختلال نقص توجه، سوء مصرف مواد و مشكلات رفتاري. و در تحقيق قبلي، ميزان درگيري پزشكان به طور گسترده اي متفاوت بود.

مطالعه UCLA، كه در شماره جاري JAMA Pediatrics منتشر شده ، اولين متا آناليز تحقيق در مورد موضوع است. نويسندگان با حمايت مالي از موسسه ملي بهداشت روان و جامعه روانشناسي آمريكا براي روانشناسي كودكان و نوجوانان باليني، نتايج 31 مطالعه را كه نتايج يك مدل يكپارچه را با آنهايي كه در يك رويكرد متعارف تربيت شده بودند، جمع آوري كردند. در كل، اطلاعات مربوط به 13،129 كودك و نوجوان را پوشش مي دهد.

Joan Asarnow، استاد روانپزشكي UCLA و علوم رفتاري و مدير برنامه ي استرس و تناسب جوانان UCLA، يك برنامه پيشگيري از افسردگي و خودكشي، گفت: "پيام پيام خانه اين است كه كارهاي يكپارچه مراقبت مي كند." "كودكان و نوجوانان بهتر از آنچه كه در غير اين صورت هستند، اين اميدوار كننده است، زيرا ما در اين كشور يك مشكل بزرگ بهداشت رواني داريم."

در ايالات متحده، حدود 40 درصد از نوجوانان از سلامت رواني يا اختلالات مصرف مواد غذايي رنج مي برند.در ميان كودكان بين 8 تا 15 ساله، تقريبا 1 در 8 از اختلالات رواني رنج مي برند. و خودكشي دومين علت مرگ در ميان نوجوانان و جوانان است.

احتمال نتيجه مثبت مستقيما مستلزم مراقبت اوليه و ارائه دهندگان خدمات سلامت رواني است. هنگامي كه يك روانشناس يا كارگر اجتماعي در واقع در يك دفتر پزشك متخصص اطفال يا پزشك خانواده قرار داشت و با درمان و پيگيري با پزشك مشغول به كار بود، جوانان 73 درصد احتمال بيشتري داشتند كه نتايج خوبي داشته باشند.

داستان هاي مربوطه

دكتر Lonnie Zeltzer، يكي از همكاران اين مطالعه و استاد برجسته ي UCLA كودكان، بيهوشي، روانپزشكي و بيوفيزيولوژيك گفت: "مدل قديمي اين است كه اگر كودك شما يك مشكل پزشكي داشته باشد، او به متخصص اطفال مي رود" علوم

"اما سلامت روان اغلب مورد توجه قرار نگرفت و يا در صورت وجود، بيماران به متخصص بهداشت روان مراجعه مي كردند و بيمه بهداشتي كودك تعيين مي كرد كه آيا كودك به متخصص بهداشت روان و يا كيفيت مراقبت از آن دسترسي داشته باشد يا خير گفت: "Zeltzer، كه همچنين مدير برنامه دردهاي كودكان و مراقبت هاي تسكيني در بيمارستان كودكان UCLA Mattel است. "بچه هاي خانواده هاي فقيرتر از دست دادند."

اما زمان ممكن است تغيير كند انگيزه هاي جديد براي پوشش روان درماني توسط ارائه دهندگان بيمه، حداقل برخي از موانع را حذف مي كنند، پزشكان مراقبت هاي اوليه با روانشناسان، روانپزشكان و كارگران اجتماعي روبرو هستند. تحت قانون مراقبت مقرون به صرفه، درمان هاي رفتاري درماني به عنوان يك مزيت بهداشتي محسوب مي شود و قانون سلامت روان و تناسب و سلامت روان سال 2008 افزايش پوشش بيمه براي سلامت رفتاري را افزايش مي دهد. در گذشته، دريافت بيمه گران براي پرداخت هزينه هاي مراقبت هاي بهداشتي روان بسيار مشكل تر بود.

اكثر كودكان ارتباطات مداوم با ارائه دهندگان خدمات درماني روان ندارند. با اين حال، پزشكان يا پرستاران مراقبت هاي اوليه هر ساله براي بررسي هاي برگشت به مدرسه، يا درمان بيماري يا آسيب، پزشك خانواده يا متخصص اطفال را يك كاناپه مناسب براي مراقبت هاي مختلف مي دانند.

كانون مشاوران ايران

Asarnow گفت: "رويكردهاي يكپارچه، مراقبتهاي بهداشت رواني را به محيطي كه در آن بچه ها هستند، كاهش مي دهد و موانع را براي مراقبت از سلامت روان كاهش مي دهد، از قبيل شرم و يا عوارض عملي در تغيير وضعيت مراقبت هاي مختلف". روانشناسي باليني كودكان و نوجوانان. "تلاش براي بهبود دسترسي به مراقبت هاي بهداشتي رفتاري از طريق مراقبت هاي اوليه احتمالا منجر به بهبود واقعي در زندگي بچه ها و خانواده ها خواهد شد."


بزرگسالان به نظر مي رسد بسيار زود نشان مي دهد شخصيت اجتماعي بيرون رانده شده است


تحقيقات جديد نشان مي دهد كه بزرگسالان متولد بسيار زودرس احتمال بيشتري دارند كه از نظر اجتماعي از بين بروند و علائم اوتيسم را نشان دهند.

اين مطالعه توسط پروفسور ديتر والك در رشته روانشناسي و دانشكده پزشكي وارويك دانشگاه وارويك رهبري شد.

نتايج نشان داد كه بزرگسالان متولد شده بسيار پيش از قاعدگي به شدت به دنبال نمايش شخصيت اجتماعي سوق يافته، نشان داده شده با ويژگي هاي اوتيستي، روان رنجور، درون گرايي و كاهش خطر ابتلا به.

پروفسور والك گفت: "ويژگي هاي شخصيت بسيار مهم است، زيرا آنها به مردم كمك مي كنند تا نقش بالايي داشته باشند و روابط اجتماعي را شكل دهند و حفظ كنند. بزرگسالان بسيار زودرنج و كم وزن هنگام تولد كه داراي شخصيت اجتماعي بيگانه هستند، ممكن است مشكلات روابط اجتماعي با خودشان را تجربه كنند همسالان، دوستان و همكاران. "

تحقيقات شخصيت بزرگسالاني كه بسيار زودرس به دنيا آمده اند، در آرشيو بيماري هاي دوران كودكي منتشر شده است: نسخه جنيني و نوزادان منتشر شده توسط BMJ.

اين مطالعه در جنوب بايرن آلمان انجام شد. اين مطالعه كودكان را از زمان تولد تا بزرگسالي دنبال كرده است، زماني كه 200 بزرگسال سالهاي 1985- 86 يا بسيار زودرس (قبل از 32 هفته) يا وزن كم هنگام تولد (كمتر از 1.5 كيلوگرم) به دنيا آمدند و تعداد مشابهي از بزرگسالان متولد شده، اطلاعاتي درباره ويژگي هاي شخصيت ارائه دادند .

نتايج آنها مربوط به جنس، مربوط به درآمد يا تحصيلات نبودند و با گروه كنترل بالغين كه در همان بخش هاي زايمان سالم بودند، مقايسه شدند. يافته هاي اين تحقيق نشان مي دهد كه داشتن زاد و ولد با وزن كم هنگام تولد يا خيلي زود گذر، خطر ابتلا به يك شخصيت بي نظير را به عنوان يك بزرگسال افزايش مي دهد.

اين مطالعه متفاوت از موارد قبلي است كه متناقض است؛ بعضي از افراد درونگرا بودن و يا روان رنجوري بالاتر را گزارش دادند، در حالي كه برخي ديگر سطح وظيفه و توافق پذيري را افزايش دادند.

داستان هاي مربوطه

در مقاله پروفسور ولك، توسعه مغز مربوط به تولد زودرس براي بزرگسالان بسيار زودرس يا بسيار كم وزن است كه براي يك شخصيت اجتماعي غيرمتعارف بالاتر است. مطالعات قبلي ارتباطات روابط با همسالان ضعيف و مشكلات اجتماعي عاطفي در دوران كودكي با اختلالات منطقه اي در ماده سفيد، در قشر جلدي راست مداري كه منطقه اي است كه در مقررات اجتماعي و شناخت اجتماعي دخيل است، مرتبط است.

همچنين تنشهاي اوليه كه در رحم تجربه مي شود و والدين بيش از حد محافظ آن نيز به عنوان يك عامل احتمالي در ايجاد يك شخصيت بي نظير هستند.

پروفسور والك گفت: "تعريف يك نمايه شخصيت عمومي مهم است، زيرا اين عامل شخصيت مرتبه بالاتر مي تواند به تدريج بخشي از مشكلات اجتماعي را كه اين افراد در نقش هاي بزرگسالان، مانند روابط همسالان و شريك زندگي و شغلي، تجربه مي كنند، كمك كند.

"مطالعات قبلي نشان داده اند كه آنها بيشتر در معرض آزار و اذيت در مدرسه قرار دارند و به احتمال زياد به تحصيل در دانشگاه يا دست يابي به اشتغال به خوبي مشغول هستند. آنها نيز كمتر به ايجاد ارتباطات اجتماعي، حفظ روابط عاشقانه و داشتن فرزندان مي انديشند.

كودك طلاق

"اگر والدين اوليه شناسايي شوند مي توانند از تكنيك هايي براي تقويت مهارت هاي اجتماعي فرزندشان براي كمك به جبران ويژگي هاي شخصيتي اجتماعي حذف شده استفاده كنند."

پروفسور ولك در دانشگاه وارويك در رشته روانشناسي و در دانشكده پزشكي وارويك مستقر است كه پژوهش را در زمينه هايي از جمله اپيدميولوژي، آزمايشات مداخلات پيچيده در سطوح فردي، خانوادگي و اجتماعي و همچنين شناخت عوامل اجتماعي و فرهنگي و محيطي سلامت روان و تندرستي.


جوانان در NEET موقعيت هايي را تجربه مي كنند كه مشكلات سلامت روان دارند

 


براساس يك مطالعه جديد توسط محققان موسسه روانپزشكي، روانشناسي و علوم اعصاب (IoPPN) در كالج كينگ لندن، جواناني كه در آموزش، اشتغال يا آموزش نيستند (NEET) متعهد به كار هستند اما آسيب پذير هستند، دانشگاه دوك و دانشگاه كاليفرنيا.

نسل فعلي جوانان در دهه ها بدترين فرصت هاي شغلي را نشان مي دهد، اما تحقيقات قبلي در مورد چگونگي جوانان NEET در مورد چشم انداز خود و چگونگي تاثير بيكاري بر سلامت روان آنها كم است.

محققان با تعهد به كار، مشكلات سلامت رواني و اختلالات مصرف مواد در بيش از 2000 نفر از جوانان بريتانيا از تحصيلات اجباري تا زود هنگام بزرگسالي در سن 18 سالگي از خطر زيست محيطي (E-Risk) مطالعه دوقلو استفاده كردند. 12 درصد از شركت كنندگان در تحصيل، اشتغال يا آموزش نبودند.

اين مطالعه كه در مجله روانشناسي كودكان و روانپزشكي منتشر شده است ، دريافتند كه شركت كنندگان NEET آسيب پذيري بيشتري را براي مسائل بهداشت روان، از جمله ميزان بالاي سلامت روان و مشكلات سوء مصرف مواد، نشان مي دهند. با اين حال، هنگامي كه مصاحبه شد درباره نگرش نسبت به كار و استراتژي هاي جستجوي شغلي كه آنها استفاده مي كردند، جوانان NEET سطح بالاي تعهد به كار و رفتارهاي شغلي بيشتري را نسبت به جوانان غير NEET در نمونه نشان دادند.

نزديك به 60 درصد جوانان NEET در حال حاضر بيش از يك مشكل روانشناختي در دوران كودكي يا نوجواني را تجربه كرده اند، در مقايسه با حدود 35 درصد جوانان تحصيل، اشتغال يا آموزش. 35 درصد از افراد مبتلا به NEET از افسردگي رنج مي برند در مقايسه با 18 درصد جوانان غير NEET و 14 درصد اختلالات اضطراب عمومي را در مقايسه با 6 درصد از همتايان غير NEET تجربه كرده اند.

محققان همچنين دريافتند كه شركتكنندگان NEET مجهزتر به موفقيت در بازار كار بودند و كمترين مهارتهاي نرم افزاري مانند حل مسئله، رهبري و مديريت زمان را گزارش كردند.

پروفسور تري موفيت، همكارش از مطالعه IoPPN در كالج كينگ در لندن، گفت: "يافته هاي ما نشان مي دهد كه در حالي كه مبارزه براي پيدا كردن كار به نظر مي رسد موجب آسيب رساندن به سلامت روان جوانان مي شود، اين به نظر نمي رسد موضوع انگيزه. اكثريت 18 ساله اي كه ما به آن صحبت كرديم، تلاش براي يافتن شغل و متعهد به ايده كار بود، هرچند كه شايد كمبود مهارت هايي كه به خوبي در بازار كار به آنها خدمت مي كرد، مانع شود.

داستان هاي مربوطه

جوانان NEET در مقايسه با همسالان خود با مشكلات روحي روان شناختي، از جمله افسردگي، اضطراب، سوء مصرف مواد و كنترل تهاجم روبرو هستند.

محققان در يك تجزيه و تحليل پيگيري، آسيب پذيري هاي پيش از ازدواج را به مشكلات سلامت روان تشخيص دادند و دريافتند كه تأثيرات بر سلامت روان تقريبا در همه موارد باقي مانده است.

پروفسور موفيت اضافه كرد: "ما فكر مي كنيم كه وضعيت ناتو و مشكلات سلامت رواني در چند سال اخير در جوانان به دلايل مختلف رخ مي دهد. اول، استرس از تمايل به كار، اما عدم توانايي براي سلامت روان مضر است؛ دوم، كارفرمايان ترجيح مي دهند متقاضياني را كه به نظر مي رسد سالم تر و سوم هستند ترجيح مي دهند، چرا كه تظاهرات اوليه بيماري جدي رواني مي تواند به تنهايي از بين رفتن تحصيل و اشتغال باشد. "

پروفسور لوئيس ارسنئو، همكارش از IoPPN، گفت: "جواناني كه كار و تحصيل نمي كنند اغلب تصور مي شود كه بدون انگيزه و يا مايل به كار نيستند، اما مطالعه ما نشان مي دهد كه آنها به همان اندازه همتايان خود انگيزه هستند - اما بسياري از افراد چالش هاي روانشناختي كه آنها را در معرض اشتغال قرار مي دهد.

زوج درماني

"بسيار مهم است كه جوانان از خدمات بهداشت رواني حمايت مي كنند، زيرا آنها اين انتقال چالش انگيز را از مدرسه به اشتغال مي گيرند و آنها را در مهارت هاي حرفه اي" حرفه اي "آموزش مي دهند كه مي توانند در جستجوي اشتغال به آنها كمك كنند.


افراد مبتلا به BPD داراي فعاليت در مناطق مغزي هستند كه از همدردي حمايت مي كنند


افراد مبتلا به اختلال شخصيت مرزي، يا BPD، يك بيماري رواني كه با خلق ناپايدار مشخص مي شود، اغلب با حفظ روابط بين فردي مشكل دارند. تحقيقات جديد از دانشگاه گرجستان نشان مي دهد كه اين ممكن است با فعاليت مغز كاهش يافته در مناطق مهم همدلي در افراد با ويژگي هاي مرزي شخصيت باشد.

يافته ها اخيرا در نشريه "اختلالات شخصيت" منتشر شده است: نظريه، تحقيق و درمان .

"نتايج ما نشان داد افرادي كه داراي ويژگي هاي BPD فعاليت در مناطق مغزي كه از همدردي حمايت مي كنند، كاهش يافته است." بريان هااس، استاديار دانشكده روانشناسي كالج فرانكلين، گفت: "اين كاهش فعال سازي ممكن است به اين نكته اشاره كند كه افرادي كه داراي ويژگيهاي BPD بيشتري هستند، زمان بيشتري را در درك و / يا پيش بيني چگونگي احساس ديگران، حداقل در مقايسه با افرادي كه داراي ويژگي BPD كمتري هستند، دشوارتر مي كند."

براي مطالعه، Haas بيش از 80 شركت كننده را استخدام كرد و از آنها خواسته بود تا پرسشنامه اي را به نام پنج مرجع فاكتور مرزي نامگذاري كنند تا ميزان مشخصي از ويژگي هاي مختلف آنها را با اختلال شخصيت مرزي مشخص كند. سپس محققان از تصويربرداري رزونانس مغناطيسي عملكردي براي اندازه گيري فعاليت مغز در هر يك از شركت كنندگان استفاده كردند. در طي مراسم fMRI، شركت كنندگان خواسته شد تا يك كار پردازش مضطرب را انجام دهند كه به توانايي آنها در مورد وضعيت هاي احساسي ديگران فكر مي كرد، در حالي كه fMRI فعاليت مغز خود را همزمان اندازه گيري كرد.

در مشاغل پردازش مضر، شركت كنندگان با احساسات چهره ها به يك وضعيت وضعيت مطابقت دارند. به عنوان يك كنترل، هاس و همكاري نويسنده يوشو ميلر نيز شامل اشكال، مانند مربع ها و محافل است كه شركت كنندگان بايد از احساسات چهره ها به موقعيت مطابقت داشته باشند.

ميلر، استاد روانشناسي و مدير برنامه آموزش باليني، گفت: "ما دريافتيم كه براي افرادي كه داراي ويژگيهاي BPD بيشتري هستند، اين فرآيندهاي مضر به آساني فعال نيستند."

داستان هاي مربوطه

هاوس تصميم گرفت تا به كساني كه در فهرست پنج عامل عوامل مرزي رتبه بندي كرده بودند نگاه كنند، به جاي اينكه به سادگي كار با افرادي كه قبلا تشخيص داده شده بودند، كار كند. با استفاده از موجودي، هاس توانست درك جامع تري از روابط پردازش هاي همدلي، صفات BPD و سطوح بالاي روان رنجور و باز بودن، و نيز سطوح پايين تر توافق و وجدان، به دست آورد.

Haas گفت: "اغلب موارد اختلال شخصيت مرزي به عنوان يك پديده دوتايي در نظر گرفته مي شود يا اينكه شما آن را داريد يا نه"، گفت كه هاس، كه آزمايشگاه ژنتيك مغزي-اجتماعي رفتاري را اجرا مي كند. "اما براي مطالعه ما، ما مفهوم و اندازه گيري آن را در يك روش پيوسته تر به طوري كه افراد مي توانند در طول يك پيوستگي بدون صفات به بسياري از صفات BPD متفاوت است."

هاوس پيوند ميان افرادي كه داراي ويژگي هاي مرزي بالاتري بودند و استفاده از فعاليت هاي عصبي در دو بخش مغز كاهش پيدا كرد: اتصال مغناطيسي و سلوك طولاني بالا، دو ناحيه مغز كه در طول پردازش همدلي، اهميت بالايي دارند.

اين تحقيق بينش جديدي را براي افرادي كه مستعد ابتلا به اين اختلال هستند و اين كه چگونه احساسات را پردازش مي كنند، فراهم مي كند.

ميلر گفت: "اختلال شخصيت مرزي يكي از شديدترين و ناراحتي هاي شخصيتي محسوب مي شود." "BPD مي تواند دوستي هاي موفق و روابط عاشقانه را دشوار كند. اين يافته ها مي تواند توضيح دهد كه چرا اين است."

 روانشناسي كودك

در آينده، هاس مي خواهد ويژگي هاي BPD را در يك محيط طبيعي تر مورد بررسي قرار دهد.

"در اين مطالعه، ما به شركت كنندگان نگاه كرديم كه داراي مقدار نسبتا بالايي از ويژگي هاي BPD بودند. من فكر مي كنم اين امر براي مطالعه اين وضعيت در يك سناريوي واقعي باشد، مثلا داشتن افراد مبتلا به BPD، حالت هاي احساسي شركايشان را بخوانند. ،" او گفت.


تحقيقات جديد به شناسايي مكانيزم مغز كمك مي كند تا چند وظيفه اي كارآمد تر انجام شود

اگر چه "چند وظيفه اي" يك كلمه پرطرفدار است، تحقيقات نشان مي دهد كه تنها 2 درصد از مردم در حال كار چندان كارآمد هستند. اكثر ما فقط بين وظايف مختلف به عقب و جلو حركت مي كنيم، فرآيندي كه نياز به زمان بيشتري براي تمركز بر مغزمان دارد و بهره وري كل را با 40٪ بسيار پايين كاهش مي دهد.

تحقيقات دانشگاه تلآويو جديد، يك مكانيزم مغز را شناسايي مي كند كه قابليت چند وظيفه اي كارآمد را به وجود مي آورد. كليد اين است كه "دوباره فعال كردن حافظه آموخته شده" يك فرايند است كه به فرد اجازه مي دهد تا به طور مؤثرتري در دو كار و با همكاري نزديك درس بخواند.

دكتر نيتسن سانسور دانشكده علوم روانشناسي دانشگاه تئوا و دانشكده علوم اعصاب Sagol مي گويد: "اين مكانيزم ممكن است پيامدهاي وسيع را براي بهبود يادگيري و عملكرد حافظه در زندگي روزمره داشته باشد." "اين همچنين داراي معيارهاي باليني است. ممكن است از تلاش هاي توانبخشي پس از ضربه هاي مغزي حمايت كند كه بر عملكرد و عملكرد حافظه بيماران تأثير مي گذارد."

تحقيقاتي كه توسط دانشجوي TAU انجام شد، ياسمين هرساژ، در زيست شناسي كنوني منتشر شد .

تمرين مغز

"وقتي ما يك وظيفه جديد را ياد مي گيريم، ما دشواري در انجام آن و يادگيري چيز ديگري در يك زمان مي گذاريم. براي مثال، انجام كار موتور A (مانند انجام يك كار با يك دست) مي تواند عملكرد را در يك كار دوم B ( مانند انجام يك كار از طرف ديگر) انجام شده در ارتباط نزديك با آن است. اين به دليل دخالت بين دو وظيفه، كه براي منابع همان مغز رقابت، گفت: "دكتر سانسور. "تحقيقات ما نشان مي دهد كه بازخواني كوتاه يك حافظه ي ياد شده در شرايط مناسب، امكان جلوگيري از درازمدت يا ايمني به دخالت هاي آينده در انجام كار ديگري را كه در ارتباط نزديك وجود دارد، فراهم مي كند."

محققان ابتدا به داوطلبان دانش آموزان براي انجام يك دنباله از حركات انگشت حركتي با يك دست، با يادگيري براي ضربه زدن به يك صفحه كليد يك رشته خاص از ارقام ظاهر مي شود روي صفحه نمايش كامپيوتر به عنوان سريع و دقيق كه ممكن است. پس از به دست آوردن اين حافظه ياد شده حافظه، حافظه در يك روز ديگر فعال شد، در طي آن شركت كنندگان به طور خلاصه با انجام وظيفه مشغول به كار بودند - اين بار با افزودن مواجه كوتاه با يك كار موتور مشابه با دست ديگر خود. با استفاده از پارادايم بازخواني حافظه، افراد قادر به انجام دو كار بدون دخالت بودند.

داستان هاي مربوطه

با يكنواختي جابجايي سريع از حافظه اصلي با قرار گرفتن در معرض يك حافظه جديد، ايمني بلند مدت به دخالت در آينده ايجاد شد و حتي يك ماه پس از مواجهه پيشگيري از دخالت را نشان داد.

دكتر دوم سانسور گفت: "كار دوم يك مدل حافظه رقيب است، همانطور كه دنباله ي مشابه با استفاده از دست رمان، دست نخورده انجام مي شود." تحقيقات موجود از مطالعات بر روي جوندگان نشان داد كه فعال كردن حافظه ترس يك پنجره چند ساعته را كه در آن مغز به تغييرات حساس شده بود، باز كرد و تغيير حافظه را تغيير داد.

به عبارت ديگر زماني كه يك حافظه ياد شده با يك نشانه كوتاه يا يادآوري دوباره فعال مي شود، يك پنجره زماني منحصر به فرد باز مي شود. اين فرصتي را براي تعامل با حافظه و به روز رساني آن فراهم مي كند - تضعيف، تثبيت و تقويت نمايه هاي عصبي مغز ، "دكتر سانسور گفت. "ما از اين دانش استفاده كرديم تا مكانيزمي را پيدا كنيم كه ثبات دراز مدت و جلوگيري از دخالت كار در انسان ها را به وجود آورد.ازدواج 

محققان مشتاق به درك بيشتر اين مكانيزم مغزي جذاب هستند. "آيا اين نتيجه مدار مدار سخت در مغز است كه اجازه مي دهد تا قسمت هاي مختلف يادگيري يكپارچه شود و چگونه اين مدار در مغز نشان داده شده است؟ با اتصال هاي عملكردي بين مناطق مغز مجزا؟ همچنين تعيين اينكه آيا مكانيزم شناخته شده دكتر سانسور به اين نتيجه رسيده است كه براي انواع ديگر وظايف و خاطرات، و نه فقط وظايف موتور مرتبط است.


بزرگسالان سالم با قشر اوربيتوفرناتال بزرگتر خوش بين هستند و كمتر مضطرب هستند



يك مطالعه جديد، اضطراب، يك ساختار مغز به نام cortex orbitofrontal و خوشبيني را نشان مي دهد، پيدا كردن اين كه بزرگسالان سالم كه CFC هاي بزرگتر دارند بيشتر خوش بين هستند و كمتر مضطرب هستند.

تجزيه و تحليل جديد، گزارش شده در مجله علوم اعصاب اجتماعي، شناختي و عاطفي ، اولين شواهدي را ارائه مي دهد كه خوش بيني نقش مهمي در رابطه بين اندازه OFC و اضطراب دارد.

دانشمندان گزارش مي دهند كه اختلالات اضطرابي تقريبا 44 ميليون نفر در ايالات متحده را مبتلا مي كنند. اين اختلالات باعث اختلال در زندگي مي شود و حدود 42 تا 60 ميليارد دلار در سال برآورد مي شود.

قشر اوربيتوفرنتال، يك ناحيه مغزي كه فقط در پشت چشم قرار دارد، شناخته شده است كه در اضطراب نقش دارد. OFC يكپارچه اطلاعات فكري و عاطفي است و براي تنظيمات رفتاري ضروري است. مطالعات قبلي ارتباط بين اندازه OFC فرد و حساسيت به اضطراب را پيدا كرده است. به عنوان مثال، در يك مطالعه شناخته شده از بزرگسالان جوان كه مغز آنها قبل و بعد از زلزله و سونامي در ژاپن در ژاپن تصوير شده است، محققان دريافتند كه OFC در برخي موارد مطالعه در ظرف چهار ماه پس از فاجعه كاهش يافته است. محققان دريافتند افرادي كه با انقباض بيشتر CFC نيز اختلال استرس بعد از ضربه را تشخيص داده بودند.

مطالعات ديگر نشان داده اند كه افرادي كه بيشتر خوش بين هستند كمتر مضطرب مي شوند و افكار خوش بينانه فعاليت OFC را افزايش مي دهند.

تيم تحقيقاتي جديد فرض كرد كه يك CFC بزرگتر ممكن است بعنوان يك بافر در برابر اضطراب بهوسيله ارتقاي خوش بيني عمل كند.

اغلب مطالعات اضطراب بر افرادي كه با اختلالات اضطرابي تشخيص داده شده تمركز مي كنند، گفت: پژوهشگران دانشگاه سينا Dolcos، پژوهشگر دانشگاه ايلينوي، كه اين تحقيق را با دانشجوي كارشناسي ارشد Yifan Hu و استاد روانشناسي فلورين Dolcos انجام دادند. او گفت: "ما مي خواستيم در جهت مخالف قرار بگيريم." "اگر مي توان انقباض قشر اوربيتوفرنتال را كاهش داد و انقباض با اختلالات اضطرابي مرتبط است، چه در افراد سالم كه CFC هاي بزرگتر دارند، چه معنايي دارد؟ مي تواند نقش محافظتي داشته باشد؟"

محققان همچنين ميخواستند بدانيم كه آيا خوش بيني بخشي از مكانيسم است كه حجم مغز OFC بزرگتر را به اضطراب كمتر تبديل ميكند.

داستان هاي مربوطه

اين تيم MRI هايي را از 61 سالمند جوان سالم جمع آوري كرد و ساختار تعدادي از مناطق مغز آنها، از جمله OFC را تجزيه و تحليل كرد. محققان محاسبه حجم ماده خاكستري در هر منطقه مغز نسبت به حجم كل مغز را محاسبه كرد. افراد مورد مطالعه همچنين آزمونهايي را كه خوش بين و اضطراب، علائم افسردگي و مثبت (مشتاق، علاقه مند) و منفي (تحريك پذير، ناراحت) را تحت تأثير قرار داده اند، مورد بررسي قرار دادند.

يك تجزيه و تحليل آماري و مدل سازي نشان داد كه يك قشر اوربيتوفرنتال ضخيم در سمت چپ مغز، با خوش بيني بالاتري و اضطراب كمتري همراه بود. اين مدل همچنين نشان داد كه خوش بيني نقش مهمي در كاهش اضطراب در افراد با CFC دارد. تجزيه و تحليل هاي بيشتر، نقش ديگر ويژگي هاي مثبت در كاهش اضطراب را از بين مي برد و هيچگونه ساختار مغز ديگر در كاهش اضطراب با افزايش خوشبيني درگير نبود.

"شما مي توانيد بگوييد،" خوب، رابطه بين قشر اوربيتال غده و اضطراب وجود دارد. من براي كاهش اضطراب بايد چه كار كنم؟ "ساندا دولكوس گفت: "و مدل ما مي گويد، اين كار بخشي از خوشبيني است. بنابراين خوش بيني يكي از عواملي است كه مي تواند مورد هدف قرار گيرد."

هوس گفت: "خوش بيني در سالهاي پس از آن در روانشناسي اجتماعي مورد بررسي قرار گرفته است. اما به نوعي به تازگي، ما شروع به نگاهي به تركيبات عملكردي و ساختاري اين ويژگي در مغز كرديم." "ما مي خواستيم بدانيم: اگر ما به طور پيوسته در مورد زندگي خوش بين باشيم، آيا اين نشانه اي در مغز خواهد بود؟"

فلورين Dolcos گفت: مطالعات آينده بايد آزمايش كنيد كه آيا خوش بيني مي تواند افزايش يابد و اضطراب كاهش مي يابد توسط آموزش افراد در وظايف كه در قشر اوربيتال غربالگري قرار دارند يا يافتن راه هايي براي افزايش مستقيم خوش بيني.

مشاوره تلگرامي ازدواج

وي گفت: "اگر شما بتوانيد پاسخ هاي مردم را آموزش دهيد، اين نظريه اين است كه در طول دوره هاي طولاني، توانايي آنها در كنترل پاسخ هاي خود را به لحاظ لحظه اي به لحاظ در نهايت در ساختار مغز آنها جاسازي خواهد شد."


بازماندگان متجاوز از جنس مخالف، خطر ابتلا به خودكشي، شرايط رواني را افزايش داده اند


تجزيه و تحليل نزديك به 200 مطالعات مستقل كه بيش از 230،000 كارمند بالغ را انجام مي دهند، دريافتند كه حمله به سوي جنس مخالف با افزايش خطر اضطراب، افسردگي، خودكشي، اختلال استرس پس از سانحه، سوء مصرف مواد، اختلال وسواس فكري و اختلال دوقطبي همراه است.

تجزيه و تحليل، گزارش شده در مجله روانشناسي باليني ، خلاصه اي از 40 سال تحقيق در مورد موضوع است.

اميلي Dworkin، كه اين مطالعه را به عنوان دانشجوي كارشناسي ارشد با نيكول آلن، استاد روانشناسي دانشگاه ايلينوي، انجام داد، ما افرادي را كه با افراد سالم مورد آزار و اذيت جنسي قرار گرفته بودند، مقابله كردند و تفاوت هاي قابل توجهي در سلامت روان داشتند. "ما همچنين افرادي را كه با افراد مبتلا به نوع ديگر تروما روبرو شده بودند، مورد مقابله با جنس مخالف قرار مي دادند و دريافتند كه تفاوت هنوز وجود دارد، و اين نشان مي دهد كه تجاوز جنسي به طور قابل توجهي افزايش خطر ابتلا به اين بيماري هاي رواني نسبت به ساير انواع آلودگي "

Dworkin گفت، ارتباط بين تجاوز جنسي و شرايط سلامت روان به طور كلي در سراسر مطالعات ظاهر مي شود، صرف نظر از اينكه چگونه محققان تعرض جنسي را تعريف كردند. در برخي از مطالعات، مجرمان مجازات مورد بررسي قرار گرفتند، بعضي ديگر شامل اجبار يا ناتواني بودند، در حالي كه ديگران شامل هر گونه تماس جنسي ناخواسته بود.

"به نظر نمي رسد كه مهم باشد كه چقدر به طور گسترده يا به شدت شما تعرض جنسي را تعريف مي كنيد - اگر شما فقط به اشكال نفوذي از حمله حمله مي كنيد يا اگر شما نيز از جمله افرادي باشيد كه در معرض حمله به لخت قرار گرفتند - اين انجمن هنوز وجود دارد ، "Dworkin گفت.

محققان گزارش دادند حدود 24 درصد از شركت كنندگان در سراسر مطالعات قربانيان تجاوز جنسي بوده اند.

تجزيه و تحليل همچنين نشان داد كه بزرگسالان كه تجاوز جنسي را تجربه كرده بودند در معرض خطر بيشتر مشكلات بهداشت رواني نسبت به ديگران بودند. براي مثال، خطر ابتلاء به خودكشي يا تلاش براي خودكشي بالاترين نسبت به ساير شرايط بود. خطر ابتلا به PTSD، شرايط وسواس فكري و شرايط دوقطبي تقريبا به همان اندازه كه براي خودكشي است، مي باشد. (نگاه كنيد به گرافيك.)

داستان هاي مربوطه

Dworkin گفت: "ما اغلب از شرايط وسواس فكري و اجباري و شرايط دو قطبي به عنوان بيولوژيكي يا ژنتيكي بيشتر در مبدا فكر مي كنيم. "در حالي كه اين يافته ها بر اساس تعداد كمي از مطالعات استوار هستند، آنها مي گويند شايد اين شرايط مربوط به آسيب هاي بيشتري نسبت به آنچه قبلا تصور مي شد".

محققان بر اين باورند كه ريسك اختلالات رواني در ارتباط با تجاوز به جنسي، صرف نظر از سن، نژاد يا جنسيت شركت كنندگان در يك مطالعه، سازگار است. Dworkin گفت، تجزيه و تحليل همچنين نشان مي دهد كه به نظر مي رسد كه توسط يك غريبه يا كسي كه با استفاده از يك سلاح مورد حمله قرار گرفته است "به نظر مي رسد با بيشتر از پيامدهاي سلامت رواني همراه است."

محققان گفتند كه تمام بازماندگان تجاوز جنسي در معرض مشكلات روحي و رواني پس از حمله قرار نمي گيرند. تجزيه و تحليل تنها نشان مي دهد كه بازماندگان تجاوز جنسي در معرض خطر بيشتري هستند.

آلن گفت: "فقط به اين دليل كه شما اين تجربه را تجربه كرده ايد، به اين معني نيست كه يك اثر منفي در سلامت رواني داشته باشيد." "اما اگر شما انجام دهيد، يافته هاي ما نشان مي دهد كه شما قطعا تنها نيستيد. اين پاسخ هاي غير معمول براي تجاوز جنسي نيستند."تست هاي روانشناسي اندرويد

"من مي خواهم تأكيد كنم كه شرايطي مانند اختلال استرس پس از سانحه، خودكشي، افسردگي و اختلالات اضطرابي بسيار قابل درمان هستند و اغلب آنها در طي چند ماه قابل درمان هستند." Dworkin، اكنون عضو دانشكده در دانشگاه واشنگتن. "به عنوان يك پزشك، من چنين مزاياي زيادي از درمان رفتاري شناختي را براي افرادي كه يك حمله جنسي را تجربه كرده اند، مي بينم. آنها مي گويند احساس مي كنند كه زنده هستند."


AI براي تشخيص جهت گيري جنسي از تصاوير صورت استفاده شده است


براي مطالعه اين تيم شامل 130،741 تصوير از 36،630 مرد و 170،360 تصوير از 38،593 زن. اينها از يك وب سايت دوستيابي آمريكايي كه داراي پروفايل عمومي است به دست آمد. تمام تصاوير ابتدا با استفاده از تكنولوژي تشخيص چهره شناسايي شدند تا براي كساني كه بيشترين وضوح را دارند، بررسي شود. اين 35326 عكس از 14،776 نفر را ترك كرد. نمايندگي منصفانه از مردان و زنان همجنسگرا و همجنسگرايان وجود داشت.

تكنولوژي مورد استفاده VGG-Face ناميده مي شود كه اولين چهره را تشخيص مي دهد و رشته اي از اعداد را مشخص مي كند كه چهره را مشخص مي كند و به صورت «فيس بوك» ناميده مي شود. بعد از آن با استفاده از آزمون هاي آماري براي تشخيص اينكه آيا يك فرد همجنسگرا و يا مستقل بود، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.

براي هر تصوير، تكنولوژي در جداسازي بين مردان همو و همجنس گرا در 81 درصد موارد و بين زنان همجنسگرا و همجنسگرايان در 74 درصد موارد موفق بود. اين مقايسه با انسان هايي است كه عكس هاي مشابهي دريافت كرده اند و خواسته اند تا حدس بزنند كدام يك از افراد همجنسگرا و همجنسگرايان را تشكيل مي دهند. معيارهاي انساني 61 درصد براي مردان و 54 درصد براي زنان به دست آمد.

داستان هاي مربوطه

نتايج اين مطالعه نشان داد كه دقت الگوريتم استفاده از فناوري به هنگام استفاده از پنج تصوير صورت در هر فرد به 91٪ و 83٪ افزايش يافته است. اين شامل دو نوع از ويژگي هاي صورت -

  • نوع ثابت مانند شكل بيني و يا ساير قسمت هاي صورت كه غير قابل تغيير هستند
  • نوع گذرا مانند سبك جراحي كه مي تواند به صورت خواسته فردي تغيير كند

قبلا مطالعاتي صورت گرفته است كه نشان مي دهد كه گرايش جنسي به ريشه هاي عميق در تركيب هورموني فرد كمك مي كند. هورمون ها نه تنها مورفولوژي صورت يا شكل چهره بلكه بيان و سبك هاي مراقبت را تعيين مي كنند. اين الگوريتم ها مي توانند مردان همجنسگرا را با دقت 57 درصد و زنان لزبين با دقت 58 درصد شناسايي كنند. ديده مي شود كه براي جنسيت مردانه ويژگي هايي كه بايد ذكر شد شامل شكل بيني ها، چشم ها، ابروها، گونه ها، چانه و خط مو است. براي جنسيت جنسي زنان، ويژگي هاي صورت كه توسط نرم افزار مورد توجه قرار گرفته، شكل بيني، گوشه هاي دهان، مو و خط گردن است.

نويسندگان به اين نتيجه مي رسند كه توانايي اين روش براي تعيين دقيق افراد همجنسگرايان مي تواند تهديد بالقوه براي حفظ حريم خصوصي و همچنين امنيت زنان و مردان همجنسگرا باشد. دكتر كوزينسكي مي گويد كه اين نوع سيستم هاي هوش مصنوعي در آينده نيز مي تواند ساير اطلاعات صميمي و خصوصي مانند IQ يا ديدگاه هاي سياسي را شناسايي كند. او توضيح داد كه انسان ها با چشمان برهنه خود اطلاعات زيادي از دست داده اند كه ماشين ها نمي توانند آن را انجام دهند. دكتر كوسينسكي به خاطر كار قبلي خود در زمينه روان سنجي، با استفاده از اطلاعات از سايت هاي شبكه هاي اجتماعي مانند فيس بوك براي به دست آوردن نتيجه گيري در مورد شخصيت شناخته شده است. هر دو كمپين دونالد ترامپ و طرفداران Brexit از اين هدف براي رأي دهندگان استفاده كردند. اين به طور قابل ملاحظه اي موجب نگراني در مورد اينكه چه خصوصي و شخصي است و چه چيزي نيست.تست هاي روانشناسي آنلاين مشاوره تلفني

مرجع: وانگ، ي.، و كوسينسكي، م. (در مطبوعات). شبكه هاي عميق عصبي دقيق تر از افراد در تشخيص جهت گيري جنسي از تصاوير صورت هستند. مجله شخصيت و روانشناسي اجتماعي . https://osf.io/zn79k/


چرا برخي افراد زندگي پايدار و قابل پيش بيني را ترجيح مي دهند در حالي كه برخي ديگر تغييرات مكرر را تر


چرا برخي افراد زندگي پايدار و قابل پيش بيني را ترجيح مي دهند در حالي كه برخي ديگر تغييرات مكرر را ترجيح مي دهند؟ چرا بعضي از مردم تصميمات عقلاني و ديگران را تصويب مي كنند، و اينها چالش برانگيز و بي پروا هستند؟ دانشمندان علوم اعصاب رفتاري UCLA تغييرات در دو منطقه مغز را شناسايي كرده اند كه ممكن است پاسخ به اين سوالات را داشته باشند.

اين تحقيق كه توسط آليشيا اكسيردو، استاد روانشناسي UCLA و عضو موسسه تحقيقات مغزي UCLA و دانشجوي كارشناسي ارشد روانشناسي او، الكساندرا استولاروا، گزارش شده است، در مجله علمي آنلاين مجله الكترونيكي eLife منتشر شده است .

آزمايش هاي جديد كه شامل بررسي قشر اوربيتوفرناتال و ناحيه مغز ناحيه آميگدال ناحيه پشتي است، توانايي موش ها را در هر دو شرايط پايدار و متغير براي پاداش به كار برد. پس از انتخاب بين دو تصوير نمايش داده شده كنار يكديگر، موشها گلوله هاي قند را به دست آوردند. حيوانات انتخاب خود را با استفاده از بيني خود براي لمس يك صفحه نمايش اندازه اپل ساخته شده است. هنگامي كه يك موش يك تصوير را لمس كرد، قرص قند را در يك زمان قابل پيش بيني دريافت كرد - به طور كلي 10 ثانيه بعد. هنگامي كه موش ديگر تصوير را لمس كرد، يك بار قند را در يك زمان تغيير داد. اين گزينه خطرناك بود زيرا موش ها ممكن است حداقل 5 ثانيه يا حداكثر 15 ثانيه صبر كنند. موش ها اين كار را براي يك ماه در يك زمان انجام دادند، هر روز تا 45 دقيقه.

محققان دريافتند كه موشها اين كار را به ياد مي آورند و قادر به تشخيص نوسانات زمان انتظار بودند. هنگامي كه موش ها تغييرات بيشتري در آن زمان انتظار براي پاداش خود را، مقدار پروتئين ژيافين پروتئين مغز در منطقه amygdala ناحيه پشتي، دو برابر شد، Izquierdo و Stolyarova گزارش شده است.

در برخي از محاكمات، محققان يك گزينه را بهتر از ديگران ساخته اند، و زمان انتظار كوتاه تر است. تمام موش ها قادر به يادگيري الگو و انتخاب بهتر بودند. آنها برخي از شواهد يادگيري را در روز اول نشان دادند و در روز دوم و در روزهاي بعد بهتر عمل كردند. در گروهي از موشهايي كه بدون آميگدال ماتريكس فعال بودند، موشها نسبت به تغييرات آهسته تر از آن آگاه شدند، اما حدود دو روز بعد از آن گرفتار شدند.

محققان گزارش دادند كه موش صحرايي بدون يك قشر اوربيتوفرنتال كاربردي، در همه چيز ياد نگرفت و هر تجربه را به عنوان يك دكمه "تنظيم مجدد" مورد آزمايش قرار داد. به نظر مي رسد اين موش ها ركوردي از طيف گسترده اي از نتايج ممكن را نداشته باشد. نقش مهم كوروت اوربوتال مغلوب ايزويردو را شگفت زده كرد، كه گفته شد شواهد بيشتري وجود دارد كه آميگدال باسپالين در شرايط عدم اطمينان، و نه در مورد قشر اورباتيوفرنتال مهم است.

داستان هاي مربوطه

Stolyarova و Izquierdo اولين دانشمندان هستند كه سطح جيافين را به تجربه پاداش مرتبط مي كنند. آنها گزارش مي دهند كه هنگامي كه موش ها با خطر مواجه شدند، پروتئين GluN1 پروتئين مغزي نيز به طور قابل توجهي در amygdala basolateral افزايش يافت.

اكسيردو گفت: "من فكر مي كنم كه تجربه عدم قطعيت باعث ايجاد اين تغييرات در اين مناطق مغز مي شود."

همه موش هاي صحرايي اغلب انتخاب خطرناكي را انتخاب مي كنند. استثناء موشهاي بدون آميگدال بافتي عملكردي بود؛ اين حيوانات در طول آزمايش ها ريسك پذير نبودند.

محققان پيشين تحقيقات نشان داده اند كه قشر اوربيتوفرنتال و آميگدال بادام زيرزميني ارتباطات آناتوميك دارند و هر دو مناطق در تصميم گيري دخيل هستند. تحقيقات جديد نشان مي دهد اين موضوع به ويژه در شرايط تغيير يا عدم اطمينان است.

Izquierdo گفت: تغييرات در اين مناطق مغز و پروتئين مغز ممكن است به توضيح دادن اولويت فرد براي نتايج نامطلوب كمك كند. او اشاره كرد كه انسان ها اختلافات فردي در عملكرد مغز و نخاع اوربيتوفرنتال و عملكرد آميگدال بافتي و در بيان اين پروتئين ها دارند.

به عنوان مثال، تغييرات ژن ژافيرين با اوتيسم مرتبط است، و ويژگي اختلال يك ترجيح قوي براي نظم و اطمينان است.

اكسيردو در آينده مي گويد: پزشكي دقيق ممكن است بتواند هر منطقه مغزي را براي درمان هر گونه اختلال، از جمله اعتياد رفتاري مانند قمار، هدف قرار دهد.

افراد مبتلا به اختلال وسواسي-اجباري نيز داراي نظم و اطمينان قوي هستند. تحقيقات آينده ممكن است پاسخ دهند كه آيا تغييرات مشابه مغز در اين اختلال نيز اتفاق مي افتد يا خير.