عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

محققان دريافت مبلغ 2.5 ميليون دلاري را براي مطالعه رويكرد مبتني بر تلفن براي بهبود نتايج ديابت درمان



بيش از 25 ميليون آمريكايي مبتلا به ديابت هستند، در حاليكه 60 درصد از بيماران ديابتي نوع 2 از برنامه هاي مراقبت هاي بهداشتي خود تجويز نمي كنند و حدود 50 درصد از آنها به توصيه هاي درمان براي كنترل قند خون كمك نمي كنند. پايبندي مداوم به داروهاي خوراكي و انسولين تزريقي كه هر دو براي حفظ سطح گلوكز خون در نظر گرفته مي شوند، در بين جوانان و اقليت هاي قومي بسيار پر اهميت است. پيامدهاي قابل توجهي وجود دارد: عدم پايبندي به بيماري چشم، بيماري كليوي و آسيب عصبي مي تواند منجر به يا افزايش يابد.

در حال حاضر محققان كالج پزشكي آلبرت اينشتين و دانشكده روانشناسي فاروقف كه هر دو وابسته به دانشگاه يشيوا و وزارت بهداشت و بهداشت روان (DOHMH) شهر نيويورك هستند، مبلغ 2.5 مليون دالر از موسسه ملي بهداشت ( NIH) مطالعه يك رويكرد مبتني بر تلفن به منظور بهبود خودكامه ديابت و نتايج درمان در مراقبت هاي اوليه.

جفري گونزالس، استاد روانشناسي در دانشگاه علوم پزشكي تهران، گفت: "افرادي كه خود را موفق به كنترل ديابت خود مي كنند، خطر ابتلا به عوارض خود را كاهش مي دهند، اما بسياري از بيماران با رژيم درمان خود و ايجاد تغييرات لازم در سلامت رفتار خود را از دست مي دهند." Ferkauf و استاديار پزشكي و اپيدميولوژي و سلامت جمعيت در اينشتين. "يكي از اهداف ما، توسعه استراتژي درمان است كه مي تواند به طور گسترده اي در عمل باليني براي حمايت از بيماران مبتلا به ديابت در تلاش هاي خود براي ايجاد تغييرات و رعايت رژيم خود، مورد استفاده قرار گيرد. همچنين ما مي خواهيم ياد بگيريم كه آيا اين مداخله مي تواند به كاهش وابستگي هاي هيجاني به ديابت، يك مشكل رايج است كه اغلب همراه با مشكلات خودمحور است. "

كمك هزينه پنج ساله بر اساس يك برنامه براي حمايت از خودداري از ديابت است كه توسط اليزابت واكر، Ph.D.، مدير مركز پيشگيري و كنترل مركز تحقيقات ديابت انيشتين و استاد پزشكي و اپيدميولوژي و سلامت جمعيت، ايجاد شده است. برنامه نظارت بر تلفني تلفن دكتر واكر (Tele-SMS) شواهد واضح نشان مي دهد كه تماس تلفني توسط مربيان آموزش ديده بهداشتي به بيماران كمك مي كند تا در مناطق شهري فقير كنترل ديابت خود را كنترل كنند. سطح A1C (سطح هموگلوبين گليكوزيله شده) بيمار، اندازه گيري سطح قند خون در طي سه ماه گذشته، پس از يك سال در ميان بيماران دريافت شده در دو جلسه تحقيقاتي NIH بهبود يافته است.

داستان هاي مربوطه

با كمك مالي جديد، محققان بر اساس كار قبلي دكتر گنزالس و ديگران به مدل Tele-SMS براي ارزيابي اينكه آيا رويكرد جديد مي تواند به بهبود ساير عوامل مرتبط با ديابت، مانند افسردگي، پيوستگي به دارو، خود مراقبت و فشار خون. افرادي كه به طور مداوم به مداخله تقسيم مي شوند، بين چهار تا هشت تماس تلفني طي يكسال از طريق كاركنان آموزش ديده NYC DOHMH دريافت خواهند كرد كه آموزش مهارت هاي ساخت يافته و حمايت از پذيرش درمان و مداخله در درمان ديابت و همچنين مديريت اختلال هيجاني را خواهند داشت. لازم است تامين كنندگان مراقبت هاي بهداشتي نيز بخشي از مداخله هستند و از معلمان بهداشتي كه ممكن است مراقبت هاي بهتر را بهبود بخشد، اطلاعات دريافت مي كنند.

مشاوره تلگرامي با پرداخت آنلاين

"اين كمك مالي جديد نيز به ما كمك خواهد كرد تا تعيين كنيم كه آيا برنامه جامع حمايت تلفني براي مديريت ديابت، در مقايسه با مواد چاپي آموزشي ارائه شده به بيماران، براي بيماران و ارائه دهندگان مفيد است. ما همچنين كشف كنيم كه آيا اين هزينه مقرون به صرفه است ، دكتر گنزالز گفت: «در كسب مراقبت هاي اوليه، پايدار و به طور كلي قابل استفاده است.

دكتر گونزالس اين برنامه را همراه با پژوهشگر اصلي همكاري، وينفرد وو، MD، مدير اطلاعات پزشكي عمومي در DOHMH، نظارت خواهد كرد. دكتر واكر و كليد شچر، مدرس، استاد پزشكي خانواده و اجتماعي و استاديار اپيدميولوژي و سلامت جمعيت در اينشتين، نيز در مورد كمك هاي جديد همكاري خواهند كرد.

كمك مالي پنج ساله "انتقال حمايت از خودبهخود مبتني بر ديابت به عمل مراقبت هاي اوليه" (R18DK098742) توسط موسسه ملي بيماري هاي دستگاه گوارش و كبد، بخش NIH اهدا شد.


برنامه هاي آموزشي مبتني بر كامپيوتر براي كودكان مبتلا به ADHD كمك نمي كند


بسياري از والدين هزاران دلار در برنامه هاي آموزشي مبتني بر كامپيوتر كه ادعا مي كنند براي كمك به كودكان ADHD در كلاس درس و در روابط همسالان موفق مي شوند، در حالي كه كاهش بيش فعالي و بي توجهي را صرف مي كنند. اما محقق دانشگاه دانشگاه مركزي فلوريدا مي گويد والدين بهتر از صرفه جويي در پول نقد سخت خود هستند.

استاد روانشناسي تيم تحقيقاتي مارك رپورت دو سال را در تجزيه و تحليل داده ها از 25 مطالعه انجام داد و دريافت كه اين برنامه ها بهبود قابل توجهي در طولاني مدت در توانايي هاي شناختي كودكان، عملكرد تحصيلي و رفتاري كودكان را نشان نمي دهد.

Rapport گفت: "پدر و مادرها براي كمك به نااميدي هستند، كه كلينيك يادگيري كودكان در IV را در UCF اداره مي كند. "اگر آنها بتوانند هزينه آن را بپردازند، آنها تمايل دارند پول بپردازند، و بعضي از والدين حتي فرزندان خود را در مدارس خصوصي ثبت نام مي كنند، زيرا آنها اين برنامه هاي آموزشي آموزشي را ارائه مي دهند اما هيچ شواهد تجربي براي نشان دادن اين سرمايه گذاري ها ارزشمند نيست."

رپتور اين مطالعه را آغاز كرد، زيرا بسياري از والدين كودكان كه در كلينيك او ارزيابي شده بودند از او سوال كردند كه آيا آنها بايد در برنامه ها سرمايه گذاري كنند. اين مطالعه در شماره دسامبر مجله روانشناسي باليني ارائه شده است .

تيم او مطالعات منتشر شده توسط شركت هاي خود و همچنين تمام مطالعات مستقل منتشر شده در ادبيات را تجزيه و تحليل كرد - و نتيجه گيري هاي خود را بر اساس تجزيه و تحليل مطالعات "كور" تحليل كرد، به اين معني كه مطالعاتي كه محققان و بازدانان مستقل از اندازه گيري هاي عيني استفاده مي كردند و نمي دانستند كودكان به برنامه هاي آموزشي شناختي نسبت به شرايط پلاسبو غير فعال معطوف شدند.

حافظه كاري يكي از مهمترين اختلالات هسته اي در كودكان مبتلا به ADHD است و پيشرفت در حافظه كاري با بهبود عملكرد تحصيلي، رفتار، روابط همكار و ساير توانايي هاي فكري مرتبط است. به طور شگفت انگيز، اگرچه اكثر برنامه هاي آموزشي شناختي ادعا مي كردند كه اين جنبه مهم عملكرد مغز را تمرين مي كنند، بررسي دقيق تر تمرينات آموزشي آنها نشان مي دهد كه آنها در واقع حافظه كوتاه مدت را آموزش مي دهند.

داستان هاي مربوطه

حافظه كوتاه مدت اطلاعات را براي مدت كوتاهي ذخيره مي كند، در حالي كه حافظه كاري از اطلاعات ذخيره شده براي انجام طيف گسترده اي از وظايف شناختي مانند درك مطلب، رياضي روانشناختي و چند وظيفه استفاده مي كند.

رپورت گفت نتيجه گيري او به اين معنا نيست كه برنامه هاي مبتني بر كامپيوتر نمي توانند ابزار مفيد براي كودكان مبتلا به ADHD تبديل شوند. او گفت كه اگر برنامه ها بتوانند بر روي حافظه كاري تمركز كنند، ارزش بررسي اين است كه آيا مي توانند توانايي هاي شناختي كودكان، عملكرد تحصيلي و رفتاري را به كودكان كمك كنند.

Rapport، كه عضو انجمن روانشناسي آمريكا است، در سال 2000 در UCF تحصيل كرد. در اوايل دوران حرفه او، او به عنوان يك روانشناس مدرسه در شهرستان پينلاس كار ميكرد. او اغلب نااميد شد كه بسياري از تكنيك هايي كه او و دانش آموزان سعي در تلاش براي كمك به كودكان مبتلا به ADHD ناكام ماند. Rapport به عنوان يك محقق در سه دانشگاه قبل از آمدن به UCF درمان هاي رفتاري و دارويي براي كودكان مبتلا به ADHD را مورد بررسي قرار داد.

سايت جديد كانون مشاوران ايران

كلينيك يادگيري كودكان ارائه مي دهد ارزيابي رايگان براي به طور معمول در حال توسعه پسران سنين 8 تا 12، و همچنين براي كودكان كه در معرض دشواري توجه، يادگيري، حافظه و يا تمركز و كساني كه مشكوك به داشتن ADHD. ارزيابي رايگان كلينيك شامل هوش، دستاوردهاي علمي، سطح فعاليت و ارزيابي حافظه است.


كنار آمدن با كودكان كج خلق

بس كن ديگه جيغ نكش!

ممكن است كه براي شما اتفاق بيافتد. كودك شما بر روي كف زمين وسط فروشگاه دراز كشيده در حاليكه جيغ و فرياد مي كشد و براي شما دردسر درست مي كند. امكان دارد كه بقيه ي مشتري ها بسته به تجربه شان با حالت قضاوت گونه و يا دلسوزانه به شما نگاه كنند. احساس گناه نكيد، چون كودكان كج خلق پيچيده تر از بچه هاي لوسي هستند كه به آنها گفته شده نمي تواني آن اسباب بازي را داشته باشي. پس دليل اين رفتار آنها چيست و شما چگونه مي توانيد اين رفتار آن را تغيير دهيد؟

دلايل كج خلقي

اوقات تلخي كودكان زماني اتفاق مي افتد كه كودك غرق در احساساتش شده است و راهي براي آزاد سازي آن ندارد.

كودكان كوچك تجربه ي محدودي دارند و نمي توانند بين رويدادهاي مهم زندگي و يا اتفاقات نچندان مهم مانند انتظار كشيدن براي چيزي تمايز قائل شوند. بعضي اوقات كج خلقي مي تواند به دليل مقابله ي كودك با تحريك پذيري زياد يا تغييرات باشد؛ اين مورد به خصوص در مورد كودكان اوتيسم صدق مي كند. دلايل مي توانند ساده مانند خستگي، گرسنگي، حسادت، كمبود تحريك، يا به خاطر اين باشد كه به توجه و اعتماد نياز دارند. همچنين كودكان نسبت به محيطشان حساس هستند و به هر دليلي ممكن است دچار استرس شوند، حتي اگر دليل آن را ندانند.

براي كنار امدن با اثرات كج خلقي شما نياز داريد بدانيد كه دليل كج خلقي عصبانيت كودك است يا پريشاني او. اگر جيغ كشيدن كودك به خاطر عصبانيت باشد، نياز است كه شما كمي از آنها فاصله بگيريد. براي خوب شذن رفتارهاي بد به كودك باج ندهيد. در مورد رفتاري كه از كودك انتظار داريد جدي و واضح عمل كنيد. اگر تشخيص مي دهد كه بايد رفتارهاي جلب توجه كننده ي او ناديده گرفته شود به آنها بي محلي كنيد (براي مثال فاصله گرفتن از آنها) ولي دور و برشان باشيد تا احساس نكنند كه ترك شده اند. همچنين اگر آنها رفتارشان را تغيير دادند آنها را تشويق كنيد. رفتار خوبشان را ستايش كنيد و به خاطر كارهايشان آنها را تحقير نكنيد.

اگر كج خلقي كودكان به دليل پريشاني آنها باشد نياز است كه شما اعتمادتان را به آنها نشان دهيد. نوازش كردن بهتر از كلمات عمل مي كند: به آنها نشان دهيد كه احساساتشان را درك مي كنيد، با تماس فيزيكي به آنها احساس امنيت ببخشيد و به آنها كمك كنيد تا كنترل خود را به دست آورند. منحرف كردن حواس هميشه موثر است: براي آنها آواز بخوانيد، به آنها بگوييد كه اسباب بازي مورد علاقه اش را بغل كند يا اينكه چيزي بدهيد كه با آن بازي كنند همه ي اين موارد مي تواند موثر باشد.

بچه هاي كوچك مستعد كج خلقي هستند و بعضي مواقع نياز است كه شما منتظر بمانيد كه پريشاني اش به مرور برطرف شود. اگر شما مي توانيد با اين رفتار او خود را سازگار كنيد اجازه دهيد كه كودكتان كنترل كردن احساساتش را ياد بگيرد، شما راهي پيدا مي كنيد كه هر دوي شما از اين تجربه ي او سود ببريد. و براي قضاوت رهگذران نگران نباشيد، منتظر بمانيد كه خودشان با كودك كج خلقشان مواجه شوند و بدانند كه آيا مي توانند با آنها كنار بيايند يا نه؟

مترجم: نسرين بني عباسي زاده

منبع:تريبون آزاد

   

برچسب ها: بچه هاي كوچك مستعد كج خلقي هستند ,دلايل كج خلقي ,كنار آمدن با كودكان كج خلق ,


چگونه آرايش برروي قضاوت افراد از شخصيت يك زن تاثير مي گذارد

جنسيت نقش بسيار قابل توجهي در چگونگي برداشت ما از ظاهر يك زن دارد

كشيدن كمي ريمل، پنكيك، يا رژگونه تنها موجب اين نمي شود كه يك دختر احساس بهتري نسبت به چهره و ظاهر خود داشته باشد. آرايش يك زن مي تواند برداشت ديگران از شخصيت او را تحت تاثير قرار دهد. اما برداشتي كه افراد از مشاهده ي ظاهر مملو از آرايش او دارند، بر اساس جنسيت فرد بيننده بسيار متغير است.

مطالعه ي جديدي كه در ژورنال Perception منتشر شده است، نشان مي دهد كه مردان، زناني را كه آرايش مي كنند را به اصطلاح با كلاس مي دانند، در حالي كه زنان، ديگر زناني را كه آرايش مي كنند را مقتدرتر و البته بي بند و بار تر مي دانند.

اين نتايج توسط تيمي از محققين دانشگاه استرلينگ اسكاتلند بدست آمده است. سرپرست تيم تحقيقي، ميلوا و همكارانش، دو آزمايش مجزا را براي انجام اين مطالعه ترتيب دادند، كه در آن حد استانداردي از آرايش را براي آراستن چهره ي زنان با استفاده از نرم افزارهاي كامپيوتري بكار بردند. سپس از تعدادي از شركت كنندگان زن و مرد خواستند تا به اين چهره ها بر اساس ميزان جذابيت، پرستيژ، و سلطه جويي آنها امتياز دهند.

 

در بيشتر موارد، شركت كنندگان اعم از مرد و زن، در زيبا بودن و جذابيت اين زنان با آرايش توافق داشتند. اما قضاوت آنها در باره ي پرستيژ و سلطه جويي بسته به جنسيت آنها متفاوت بود. براساس گزارش گروه ميلوا “تنها زنان چهره هاي آرايش شده را داراي سلطه گري بيشتري مي دانستند، و تنها مردان آنها را داراي پرستيژ بالاتري مي دانستند.”

سپس محققان آزمايش ديگري را ترتيب دادند، هدف اين آزمايش دوم بررسي اين مسئله بود كه “آيا اين افزايش در دريافت حس سلطه جويي نسبت به چهره هاي آرايش شده در زنان، ناشي از حس حسادت آنها است؟” دقيقا همان گونه كه انتظار مي رفت، نتايج آزمايش نشان داد كه: “زنان، به ديگر زنان آرايش كرده بيشتر حسادت مي كنند.” اما علاوه بر اين موضوع، گروه ميلوا دريافتند كه زنان معتقد بودند كه چهره ي آراسته شده ي يك زن براي مردان جذاب تربوده و نشانه اي از بي بندوباري بيشتر آنهاست.”

شايد زيبايي در چشم بيننده باشد، اما براساس يافته هاي تازه ي گروه ميلوا نيز، زيبايي ريشه در فرضيات ما درباره ويژگي هاي يك زن دارد.

خانم ميلوا در يك مصاحبه ي مطبوعاتي بيان مي كند كه يافته هاي او در مورد تاثير آرايش زنان بر ديدگاه ديگران در مورد شخصيت آنها، در عرصه هايي مانند اشتغال حتي نمود بيشتري پيدا مي كند. در مصاحبه هاي كاري، آريش بيشتر و يا ملايم تر مي تواند به سود يك بانوي جوياي كار و يا به ضرر او تمام شود.

فرض كنيد شما يك خانم هستيد كه براي بدست آوردن يك موقعيت شغلي، بايد با كارمنداني كه عمدتا زن هستند ملاقات كنيد، در اين موقعيت شما احتمالا آرايش ملايم تري را انتخاب خواهيد كرد و براي مثال سايه چشم كمتري استفاده خواهيد كرد. اما اگر شما به دنبال ترفيع در محل كار و يا اثبات توانايي هاي خود باشيد، ممكن است كمي به غلظت آرايش خود بيفزاييد و مثلا يك سايه ارغواني كمي عميقتر يا يك لايه بيشتر خط چشم بتواند به شما كمك كند (بخصوص زماني كه مديريا كارفرماي شما مرد باشد، احتمالا خود شما هم متوجه اين موضوع  شده ايد).

البته همواره شخصيت يك زن مهم تر از ظاهر اوست و بسيار باعث تاسف است كه همچنان قضاوت جامعه از ميزان شايستگي ها، اقتدار، جذابيت، و حتي بي بندو باري كه به زن ها نسبت مي دهند بسيار تحت تاثير ظاهر آنهاست. يقينا مانندن ما زن ها در بازار كار در طولاني مدت بسيار بيشتر به ميزان مهارت، دانش، و تجربه ما وابسته است و صرف وقت و انرژي براي بدست آوردن اين ويژگي ها به مراتب مهمتر از بدست آوردن – براي مثال – بي نقص ترين شكل ابرو يا يك برق لب بي نظير است.

اما از آنجايي كه اين فرهنگ همچنان بر زندگي ما در جامعه تاثير مي گذارد، استفاده از كمي رژ براي اندكي رنگ دادن به جريان روزمره ي زندگي، شرمساري وجود ندارد. تنها به ياد داشته باشيد همانگونه كه تحقيقات گروه ميلوا نشان داد، هميشه بايد مدبرانه بدانيم چه زماني بايد آن را از چهره ي خود پاك كنيم و يا دست كم از غلظت آن بكاهيم.

مترجم: محمد آلاله

 

   

برچسب ها: شخصيت يك زن ,چگونه آرايش برروي قضاوت افراد از شخصيت يك زن تاثير مي گذارد ,چگونگي برداشت ما از ظاهر يك زن ,


چگونه مي توانيم از خواب نيم روزيمان (چرت زدن) بهره ببريم

ناپلئون خواب نيم روزي داشت؛ انيشتين هم خواب نيم روزي داشت؛ چرچيل هم خواب نيم روزي داشت. خواب نيم روزي چه كاري مي توانند براي ما انجام دهند؟

چطور مي توان چرت زدن و خواب نيمروز را توضيح داد؟ بهترين توضيحي كه مي توانيم به شما ارائه كنيم شامل ارتباطي است كه بين عمق خواب و ريتم شبانه روزي خوابمان وجود دارد. فشار خواب زماني شروع مي شود كه ما بيدار مي شويم. با اين فرض كه ما صبح زود از خواب بيدار مي شويم، اين فشار خواب در ابتداي بعد از ظهر به بالاترين سطح خود مي رسد، و در هر روز هفته كه از خواب بيدار مي شويم اين اتفاق مي افتد.

در همين حال، صبح ها هورمون كورتيزول كاهش يافته و درجه ي حرارت بدن افزايش مي يابد، نشانه ي ديگر بيداري، شروع تدريجي و صعودي آن در نيمه ي دوم روز است. (در اين زمان ممكن است كه يك خواب عميق كوتاه داشته باشيم.) قدرت به خواب رفتن بيشتر از بيدار ماندن است و نتيجه اينكه خواب نيم روزي مي تواند براي ما مفيد باشد.

تغذيه مي تواند يكي از عوامل چرت زدن باشد. خوردن غذاي زياد و سنگين براي ناهار باعث پاسخ انسوليني بدن و كاهش قند خون مي شود. اين اتفاق باعث بيشتر شدن خواب آلودگي مي شود. به هر حال، دلايل اوليه كه خواب نيم روزي و محتمل است ريتم شبانه روزي مي باشد. حتي برخي افرادي كه ناهار نمي خورند ممكن است چرت بزنند زيرا فشار خواب جمع شده با سطح پايين سيگنال هاي بيداري تركيب مي شود.

جنبه هاي مثبت چرت زدن

داشتن خواب نيم روزي ايده ي خوبي است؟ تقريبا همه افراد اين تفكر را داشته اند از جمله، ناپلئون بناپارات، توماس اديسون، آلبرت انيشتن، و وينستون چرچيل. و مطالعات آزمايشگاهي نيز آن را تاييد كرده است. بعد از يك چرت زدن، شخص بيدارتر و سازنده تر است، كمتر خسته است، و از نظر خلقي در بالاترين حد است. استدلال منطقي و مهارت تصميم گيري بهبود يافته، و اگر آنها در حال يادگيري و تمرين يك مهارت جديد باشند، آنها اين كار را بعد از يك چرت كوتاه مي توانند بهتر ادامه دهند. حتي تحقيقاتي وجود دارد كه بيان كننده ي اين مسئله است كه داشتن خواب نيم روزي منظم حمله ي قلبي، سكته ي مغزي، ديابت، و چاقي را كاهش مي دهد. چه دليلي وجود دارد كه خواب نيم روز را دوست نداشته باشيم؟

تاثيرات منفي چرت زدن

هنوز برخي از هشدارها در دستور كار وجود دارد. مسئله اين است كه ما كي چرت مي زنيم و چقدر چرت مي زنيم. مطالعات در افرادي كه به خواب نيم روزي در زمان هاي مختلف تشويق شده بودند مشخص كرد بيشتر ما قبلا نسبت به خواب نيم روزي بد گمان بوديم. براي بزرگسالان با الگوي طبيعي خواب و بيداري، بهترين زمان براي خواب نيم روزي ابتداي بعد از ظهر است، و براي كساني كه صبح زود از خواب بيدار مي شوند ظهر بهترين زمان است. چرت زدن و خوابيدن در آخر روز به هر حال مي تواند آثار سويي داشته باشد. چرت زدن فشار خواب را تخليه مي كند، ولي اگر اين چرت زدن ديرتر اتفاق بيافتد، زمان كمتري براي فشار خواب داريم تا دوباره در شب به خواب برويم.

زماني كه بايد بخوابيد و بدنتان براي خواب آماده مي شود كه ريتم شبانه روزي ترشح هورمون ملاتونين بالا مي ايد و دماي بدن پايين مي ايد. فشار خواب و سيكل شبانه روزي  به طور موقت همگامي شان را از دست داده اند، و زماني كه به هماهنگي شان برگردند، شما فورا به خواب مي رويد.

چه مدت زماني براي خواب نيم روزي و چرت زدن مناسب است؟

محققان در رابطه با تاثير تغيير خواب نيم روزي مطالعاتي انجام داده اند. در نهايت تعجب، مشخص شد كه مهارت هوشياري و شناختي بعد از ده دقيقه خواب نيم روزي بهبود مي يابد. اين ميزان زمان براي رفع خستگي نيز كافي مي باشد. خواب نيم روزي براي 20 تا يك ساعت هيچ تاثيري بر روي بهتر شدن عملكرد بدن ندارد، و خواب نيم روي بيش از حد معمول باعث سستي بدن مي شود. كساني كه خواب نيم روزي طلاني تري براي يك ساعت يا بيشتر دارند، دچار خواب آلودگي بيشتري مي شوند. و ممكن است در عمق خواب آنها تاثير داشته باشد. براي خواب عميق امكان دارد كه مزاياي ديگري نيز وجود داشته باشد، مانند خلاقيت بيشتر براي حل مشكلات، ولي ممكن است به زمان بيشتري براي دستيابي به هوشياري يا كارآمد بودن نياز دارند.

در آخر، يك سخن حكيمانه: براي جبران خواب هفتگي تان بر روي خواب كوتاه و نيم روزي تكيه نداشته باشيد. معني خواب سالم اين است هر روز خوابي كافي داشته باشيد، همچنين به ناچار استثنائاتي نيز وجود دارند. هميشه سعي كنيد كه زمان بيدار شدن و بخواب رفتنتان مداوم و يكي باشد حتي در اخر هفته ها! با نيم ساعت زودتر خوابيدن نسبت به معمول، شما مي توانيد 3 و نيم ساعت خواب اضافه براي جبران كم خوابي هفتگيتان داشته باشيد. اين جمع بندي خواب مي تواند به صورت 30 دقيقه خواب نيم روزي در هر روز باشد، و يا 1 ساعت و نيم خواب در پنج شنبه و جمعه. خواب نيم روزي شما بستگي به ميزان كلي خواب شما دارد، به هر حال، خواب بيش از اندازه باعث به هم ريختگي زمان فيزيكي بدنتان مي شود، زمان خواب سالمي داشته باشيد، و بيشتر كردن خواب همچنين باعث مي شود كه در روز شنبه سختتر بتوانيد به هوشياري برسيد.

 

منبع:مقالات كانون مشاوران ايران

   

برچسب ها: چگونه مي توانيم از خواب نيم روزيمان (چرت زدن) بهره ببريم ,


اجتناب از شش اشتباه در اولين برداشت از افراد

تصور كنيد كه اين دو نفر را براي اولين بار ملاقات مي كنيد، يكي به دقت به صحبت هاي شما گوش مي دهد و قبل از اينكه به شما پاسخ بدهد مكث مي كند. او متفكر و كمي جدي به نظر مي رسد، ولي از صحبت كردن با شما به عنوان يك شخص لذت مي برد. به روشني با نگاه كردن به چهره ي او مشخص مي شود كه او دوست دارد كه با شما صحبت كند و دوست دارد كه بهترين كاري را كه مي تواند براي خوشحال كردن شما انجام دهد. شما احساس مي كنيد كه او در واقع هر چه مي گوييد را به به شما بازگو مي كند ولي اين مسئله باعث رنجش شما نمي شود زيرا او قبلا شما هيچ وقت با شما ملاقاتي نداشته است.

نفر دومي كه با او ملاقات مي كنيد بامزه، شوخ و پرانرژي است. به نظر مي رسد كه او مي تواند حدس بزند كه شما قبل از اينكه چيزي را بگوييد مي خواستيد چه بگوييد و براي شما داستان هاي شخصيش را تعريف مي كند. برخي از اين عكس العمل هاي او موفقيت آميز است و برخي از عكس العمل هاي او براي ديگران خوشايند نيستند كه باعث مي شود فرصت هاي مهمي را از دست بدهد. پس از چند دقيقه، شما جذب شخص الف مي شويد ولي كمي شخص ب براي شما خسته كننده است.

تحقيقات جديد براي شما توضيح مي دهند كه چرا شما نسبت به اين دو نفر برداشت متفاوتي داريد. وقتي كه صحبت از اولين برداشت مي شود، بسياري از ما كمي شك داريم. رونشناسان دانشگاه انگليسي كلمبيا كاترين راجرز و جرمي بيسانز (2015) بين فرايند هاي “شناختن” و “خوش آمدن” در اولين برداشت تمايز قائل مي شوند. آنها ادعا مي كنند كه ما براي اولين ملاقاتمان با يك نفر تصور خاصي از وي در ذهن خود داريم. براي مثال، شما ممكن از خودتان تصوري مثبت داشته باشيد بنابراين در مورد ارزيابي از كساني كه نمي شناسيد نيز ارزيابي مثبتي داريد. از منظري ديگر، شما ممكن است افراد را بر اساس انچه در ذهن خود در مورد يك شخصيت ميانه و معمولي داريد قضاوت كنيد. برخي از نشانه ها نيز در اين روند تاثير گذار است، براي مثال لباسي كه پوشيده است، حالت چهره و اينكه چقدر براي شما جذابيت دارد.

راجرز و بيسانز بر كارهاي روان شناس شخصيت معروف كرونباخ در حوزه دقت كليشه ها استناد كردند. اگر شما به خوبي بدانيد كه يك فرد عادي و ميانگين چگونه است، پس بايد در شناخت شخصيت كسي كه اولين بار ملاقات مي كنيد نيز خوب باشيد. اين مي تواند براي گسترش زندگي اجتماعي شما كمك بزرگي باشد. همان گونه كه راجرز و بيسانز اشاره كردند، فهميدن اينكه معمولا افراد به چه چيزي علاقه مند هستند و به كار بردن اين دانش شما را به سمت موفقيت بيشتري هدايت خواهد كرد (p.1106). اين مسئله مانند هوش هيجاني است، كه شما را قادر خواهد ساخت كه به درستي شخصيت افرادي را كه با آنها برخورد مي كنيد را بفهميد.

در مقابل، اگر شما بگذاريد كه مطلوبيت اجتماعي برداشت شما را هدايت كند، ممكن است كه شما به اشتباه بيفتيد زيرا شما در اين صورت بر روي صفات مثبت افراد تاكيد زياد خواهيد داشت. معمولي بودن يك ميانگين رفتاريست. اگر شما فكر مي كنيد يك فرد به طور ميانگين درون گراست، خيلي دور از تصور نيست كه او كمي درون گرا باشد، يا به طريقي ديگر كمي برونگرا باشد.

در يك سري از مطالعات، راجرز و بيسانز نشان دادند كه هر چقدر بيشتر در مورد افراد بدانيد، بيشتر از ميانگين ها براي شناخت استفاده خواهيد كرد تا سوگيري هاي شخصي خود. با در نظر گرفتن اينكه شما چگونه مي توانيد بهترين تاثير را بر روي شخصي كه اولين بار ملاقات مي كنيد بگذاريد، عادي به نظر رسيدن خيلي بهتر است تا افراط نشان دادن زياد در هر يك ابعاد رفتاري. همرنگ شدن با اطرافيان زماني كه مي خواهيد روي كسي براي اولين بار تاثير خوبي بگذاريد هميشه بدترين نيست.

بگذاريد به شخصيت الف و شخصيت ب فرضيمان برگرديم. شخصيت شخص الف براي شما عادي تر و ميانگين تر است. متفكر و علاقه مند به شما (به ظور ميانگين درون گرا)، نه كاملا نمايشي و نه كسل كننده؛ ممكن است شما فكر كنيد كه گرم گرفتن با او راحت است. شخص ب ممكن است خوب به نظر برسد، ولي تنها زماني كه شما در بالاترين حالت برونگرايي خود هستيد. تيپ شخصيتي شما ممكن است به گونه اي باشد كه با تمام غريبه ها صحبت كنيد، و با اينكه بعضي از افراد اين ويژگي را دوست دارند ولي ممكن است براي افراد ديگر خوشايند نباشد و شخصيتشان با شما متفاوت باشد.

اين بررسي ها به اين معني نيست كه شما بايد شخصيت واقعي خود را پنهان كنيد و يا اينكه به ديگران دروغ بگوييد. اين تنها بدين معني است كه تا زماني كه شما طرف مقابل را نشناخته ايد بهتر است كه حدود شخصيتي را نگه داريد.

اكنون بگذاريد كه به شش اشتباه بزرگ بپردازيم. ممكن است بدانيد كه اولي چيست؛ بقيه اشتباهات بر اساس كتاب اولين برداشت اورده شده اند:

1- تلاش زياد براي ايجاد يك برداشت به ياد ماندني از خود.

ابراز كردن زياد خود و دور شدن از حفظ حدود شخصيتي ممكن است شخصي را كه مي خواهيد او را تحت تاثير قراردهيد از شما زده كند. تا زماني كه شخصيت ملاقات كننده تان را نشناخته ايد خود را در حد شخصيت حدودي حفظ كنيد.

2- ارتباط برقرار كردن با ديگران با آشكار كردن تاريخچه شخصيتان.

 شما نمي دانيد كه ديگران كه چه نوع زندگي را دوست دارند بنابراين اگر شما زياد در مورد خودتان صحبت كنيد بدون اينكه در مورد طرف مقابل چيزي بدانيد، ممكن است شما را خجالت زده كند و يا اينكه ارتباطش را با ناراحتي با شما قطع كند.

3- پر كردن فضا با حرف زدن زياد.

شخصيت ب فضاي زيادي براي اينكه شما در صحبت كردن مشاركت كنيد باقي نگذاشت. صحبت كردن با افرادي كه از شما انتظار دارند كه فقط به حرف هاي آنها گوش دهيد بسيار خسته كننده است.

4- تصور اينكه ديگران با شما هم عقيده هستند.

در يك درك سياسي شما مي توانيد عقيده و نظر افرادي را كه شما به خوبي نمي شناسند ناديده بگيريد. فقط به اين دليل كه يك نفر از قسمت خاصي از كشور زندگي مي كند دليل نمي شود كه او يك فرد ليبرال، محافظه كار يا فردي بين اين دو باشد.

5- فضولي كردن.

ممكن است شما والدين و كودكي را ملاقات كنيد كه به نظر مي رسد كه در تعطيلات به سر مي برند.شما از كودك مي پرسيد كه آيا خواهر و برادر دارد (او مي گويد نه)؛ سپس مي پرسيد آيا او دوست دارد كه پدرش تنها براي خودش باشد. اين كار كاملا اشتباه است: ممكن است خانواده يك كودك را از دست داده باشد، يا ممكن است كه والدين در شرف طلاق باشند، يا شايد حتي بدتر از اين، مادر كودك اخيرا مرده است. تاثير خوب داشتن بر روي ديگران به اين معني است كه شما بانزاكت باشيد.

6- احساس كنيد كه مي توانيد كاملا به اين شخص اعتماد كنيد.

شرايط مناسب اجتماعي ممكن است شما را به سمت تصور مثبتي از ديگران كه شايستگي آن را ندارند هدايت كند. اگر شما شخصيت آشكاري داريد شما بايد سعي كنيد كه مسائل را مخفي نگه داريد، شما مي توانيد نشان دهيد كه چقدر فريب مي خوريد و در مقابل كساني كه مي خواهيد تحت تاثير قرار دهيد بي تجربه هستيد.

بهترين تاثير را بر در اولين ملاقاتتان در شرايط خاصي داشته باشيد. ممكن است شما در يك مصاحبه ي كاري يا اولين ملاقاتتان با شريك زندگي تان باشد، عكس العمل شما تاثير بيشتري خواهد داشت اگر شما آن را درست انجام دهيد.

منابع:

Rogers, K. H., & Biesanz, J. C. (2015). Knowing versus liking: Separating normative knowledge from social desirability in first impressions of personality. Journal of Personality and Social Psychology, 109(6), 11051116. doi:10.1037/a0039587

 

 

   

برچسب ها: اجتناب از شش اشتباه در اولين برداشت از افراد ,


شش تمرين براي تقويت مغز كودكان و نوجوانان

وقتي نگاهي كلي به كودكان و ديگر افراد بيندازيد، به اساني مي بينيم كه در ساختار خود يعني چگونگي كاركرد مغز تفاوت هايي داريم. به عنوان والدين، شما اين تفاوت را در ميان كودكانتان هر روزه مشاهده مي كنيد. پسرتان چقدر توانايي دارد و چقدر زمان صرف نوشتن انشا مي كند در حالي كه دخترتان به نظر مي رسد كه ظرف يك ساعت آن را انجام مي دهد، حتي اگر او هرگز اين كار را انجام نداده باشد. يا اينكه يك كودك تمام چيزهايي را كه به او گفته شده به ياد دارد، در حالي كه كودك ديگر به ياد ندارد و زماني كه آن را شنيده آن را فراموش كرده است.

توانايي برنامه ريزي، مديريت زمان و به خاطر سپردن جزئيات همگي كاركردهاي مغزي هستند كه به عنوان كاركردهاي اجرايي شناخته مي شوند. كاركردهاي اجرايي هم چنين شامل توانايي تنظيم هيجانات، حل مسئله، و روابط سازماندهي شده ومنعطف با ديگران مي باشد . كاركردهاي اجرايي نه تنها روي توانمندي هاي خاص كودك شما بسيار تاثير گذارند مانند برنامه ريزي براي انجام بموقع تكاليف، بلكه نقش مهمي در تعيين موفقيت در مدرسه، كار و زندگي را ايفا مي كنند.

كاركردهاي اجرايي قوي به كودك شما كمك مي كند كه در مهارت هاي اكادميك موفق تر عمل كند، با چالش هاي روزمره مقابله بهتري داشته باشد، و مهارت هاي ارتباطي انها را بهبود بخشد.

خبر خوب اين است كه علم نشان داده است كه ما مي توانيم تنظيمات مغزمان را تغيير دهيم و كاركردهاي اجرايي خودمان را بهبود ببخشيم. والديني كه با كودكشان در خانه يا مدرسه به دليل اختلال در انجام كاركردهاي اجرايي دچار مشكل هستند، به وسيله ي تمرين و آموزش مي تواند اين عقب ماندن از ديگران را جبران سازند. تقويت كاركردهاي اجرايي كودكتان را قادر خواهد ساخت كه موفقيت هاي آكادميكي بيشتري كسب كند، در برخورد با چالش هاي روزانه بهتر عمل كند و توانايي هايش را دربرقراري ارتباط با ديگران افزايش دهد- اين اتفاق باعث لذت بخش تر شدن زندگي و سازنده تر شدن آن خواهد شد.

شما مي توانيد با استفاده از تمرينات تقويت مغز كودك اين مهارت ها را در كودكتان پرورش دهيد و به كودكتان كمك كنيد- و هنوز بهترين شيوه براي تمرين بازي است. كودكان معمولا به وسيله ي بازي كردن به صورت طبيعي چيزها را ياد مي گيرند. بازي طيف گسترده اي از تجربيات را براي كودك در بر دارد و در نتيجه با استفاده از بازي تجربه و يادگيري تشديد خواهد شد. تمرين كردن نيز مهم است. در مغز، هر فعاليتي كه تكرار مي شود سيستم مغز را تقويت مي كند، و در دفعه ي بعد كارها را موفق تر و بهتر انجام خواهد داد. اينگونه فكر كنيد كه: تقويت كاركردهاي اجرايي مغز كودك تفاوتي با يادگرفتن دوچرخه سواري و يا حروف الفبا به وسيله ي كودكتان ندارد. انجام آن را سرگرم كننده كنيد و آن را ادامه دهيد، شما كارايي آن را شاهد خواهيد بود.

در اينجا شش فعاليتي كه مي تواند باعث تقويت و سالم سازي مغز كودكتان شود ارائه شده است اين فعاليت ها باعث رشد و بهبود كاركردهاي اجرايي مغز كودكتان خواهد شد. به هر حال، اين تمرينات تنها به كودكتان كمك نخواهد كرد؛ اين تمرينات براي بزرگسالان نيز كاربرد دارد!

  • آسانسور تنفس. تنفس عميق را تمرين كنيد كه در تقويت حافظه و كنترل احساسات به كودكتان كمك خواهد كرد. كودكان انجام اين فعاليت ها را دوست دارند، پس سعي كنيد اين كارها را غالبا انجام دهيد. با نشستن و يا دراز كشيدن كودك و تنفس طبيعي كار را شروع كنيد. پس از آن كودكتان شيوه ي تنفس طبيعي را تمرين كند، به او بگوييد:
  • تصور كن كه نفس كشيدنت مانند اين است كه هواي داخل بدنت سوار اسانسور شده و در بدنت حركت مي كند . براي شروع كار آسانسور، من مي خواهم كه تو از راه بيني ات نفس بكشي. حالا تمام هوا را خارج كن. حالا دوباره به صورت دم نفس بكش و آسانسور تنفست را به سمت سينه ات منتقل كن. حالا همه ي هواي وارد شده را از دهانت خارج كن. حالا دوباره نفس را داخل بده و آسانسور را به بالاترين طبقه ببر، و از طريق گلو به سمت صورت و پيشاني ات هوا را منتقل كن. نفست را نگه دار. حالا نفست رو بيرون بده و احساس كن كه با خارج شدن هوا تمام مشكلات و نگراني هايت از سينه، شكم، پاها و انگشتان پاهايت خارج مي شود و آسانسور به پايين ترين طبقه منتقل مي شود.

  • تمرين هماهنگي مغز و بدن. مغز و بدنمان قسمتي از خود كلي ما هستند، و هر دوي اينها به تمرين نياز دارند. زماني كه ما آن دو را با هم تمرين مي دهيم، در واقع ما به عملكرد هاي مختلف مغز و همكاري و هماهنگي بيشتر مغز و بدن كمك مي كنيم. هماهنگي حركتي كاركردي از مغز است كه بين مغز و بدنمان هماهنگي ايجاد مي كند. تمرين هايي شبيه انچه در زير ارائه شده اند هماهنگي بين كاركردهاي ضروري مغز را بهبود مي بخشندكه به بهبود كلي عملكرد مغز مي انجامد.
    • حركت دادن انگشتان پا. اين كار به ايجاد هماهنگي تا حد زيادي كمك خواهد كرد. كودكان در تمام گروه سني مي توانند انجام اين كار را به راحتي ياد بگيرند. هر روز صبح قبل از برخواستن از رخت خواب، به كودكتان بگوييد كه شروع به حركت تمام انگشتان پاهايش كند و آنها را به بالا و پايين حركت دهد، بعد دوباره تمرين را تغيير دهيد و بگوييد كه دو تا انگشت بزرگ پاهايش را حركت دهد.
    • تمرين دست مخالف. آيا كودك شما سعي مي كند كه با دست موافق خود كارهاي را انجام دهد. اگر آنها راست دست هستند، به انها بگوييد كه از دست چپشان استفاده كنند و اگر چپ دست هستند به آنها بگوييد كه از دست راستشان براي نوشتن، لباس پوشيدن و غذا خوردن استفاده كنند.
    • داشتن تحرك.شما مي توانيد يك تمرين ساده به كودكتان بدهيد كه مانند نشستن و لمس كردن بازوي راست و زانوي چپ. اين كار را پنج بار تكرار كنيد و پس از آن حركت را از بازوي چپ به زانوي راست عوض كنيد. چند بار اين تمرين را تكرار كنيد. يا اينكه شما مي توانيد تمرين آسياب بادي را انجام دهيد، به اين صورت كه با پاهاي از هم باز بايستيد و يك حركت متناوب انجام دهيد كه با دست راست پاي چپ تان را لمس كنيد و با دست چپ پاي راستتان را لمس كنيد و اين تمرين را چند بار تكرار كنيد.
    • حركت دادن كليدها.يادگيري نواختن پيانو يا كيبورد بهترين راه براي تقويت هماهنگي مغز است. با استفاده از جستجو در اينترنت مي توانيد فيلم هاي آموزشي را كه مي توانيد با آنها در خانه تمرين كنيد تهيه كنيد. اگر شما مي توانيد برنامه هاي موسيقي ياماها براي كودكانتان بيابيد، شديدا آن را براي كودكان از سنين 3 تا نوجوانان توصيه مي كنيم.
  • بازي تمركز. فعاليت هايي كه براي تقويت حافظه و تمركز وجود دارند براي همه ي ما مهم است!
    • براي كودكان كوچكتر، شما مي توانيد چند تا از اسباب بازي هايش را رديف كنيد. سپس آنها را بپوشانيد و يكي را بيرون نياوريد. ببينيد كه آيا كودكتان مي تواند به شما بگويد كه كدام اسباب بازي اش نيست. شما همچنين مي توانيد از انها بخواهيد فهرستي از اشياي موجود در خانه را به ياد بياورند.
    • براي كودكان بزرگتر و نوجوانان، سعي كنيد به مدت 15 ثانيه اشياء تصادفي را به آنها نشان دهيد، سپس اشياء را برداريد و ببينيد كه كودك چند تا از انها را به ياد مي آورد. ابتدا با پنج تا از اشياء شروع كنيد و بعد از اينكه در اين كار مهارت پيدا كردند تعداد اشياء را افزايش دهيد. همچنين شما مي توانيد با استفاده از يك ليست تصادفي از اعداد و يا كلمات شفاهي به آنها و پس از آن تكرار اين ليست به وسيله ي آنها به حافظه ي شنيداري كودكتان كمك كنيد. تنها با 2 يا 3 عدد يا كلمه شروع كنيد و به مرور تعداد را بالا ببريد.
  • بازي هاي شبانه خانوادگي. بازي هايي مانند شطرنج، يا بازي هايي كه با كارت انجام مي شوند باعث مي شوند كه سرعت حل مسئله بيشتر شود، باعث برنامه ريزي و همكاري بيشتر كودك مي شود (مانند گرفتن نوبت و حل سرخوردگي). بازي تخته نيز مي تواند بسيار كمك كننده باشد، مانند بازي مونوپلي. برخي ديگر بازي ها باعث تقويت توجه، تمركز، هماهنگي و تحمل سرخوردگي خواهد شد. علاوه بر اين بازي هايي كه بايد يكديگر انجام مي دهيم براي همه سرگرم كننده است و باعث تقويت پيوندهاي خانوادگي خواهد شد. سعي كنيد اين كار را هفته اي يك بار انجام دهيد و پس از آن تاثيراتي را كه بر روي كودكتان و روابطتان مي گذارد را شاهد خواهيد بود.
  • انجام بازي هاي آنلاين. بسياري از سايت ها وجود دارند كه بازي هاي رايگان را ارائه مي دهند كه هم سرگرم كننده هستند و هم باعث تقويت مهارت هاي تحصيلي كودكتان مي شود. اين زمان براي بازي با مانيتور است والدين نيز مي توانند از اين بازي لذت ببرند. ما نيز در اين سايت بازي هاي انلاين براي تقويت مغز قرار داده ايم كه براي انجام بازي بر روي لينك زير كليك كنيد:
  • صحبت هاي روزانه در مورد موفقيت ها و چالش ها. در دنياي امروز صحبت كردن واقعي يك راه ارتباطي است كه دارد از بين مي رود. يك روز را به يك كودك اختصاص دهيد تا در مورد موفقيت ها و چالش هايش صحبت كند و مسائلش را با شما در ميان بگذارد اين كار به كودك شما كمك مي كند كه مهارت هاي ارتباطي و گفتاري اش را تقويت كند. در ميان گذاشتن موفقيت ها و مشكلات با شما مي تواند هم چنين در حل مشكلات به انها كمك كند. هنگام شام خانوادگي زمان بسيار مناسبي براي انجام اين كار است و يك رسم عالي براي شروع است. يا با كودكتان يك كتاب بخوانيد و در مورد اتفاقاتي كه در كتاب افتاده از او. سوال هايي بپرسيد. در مورد اتفاقات و احساسات نيز بحث كنيد، نه فقط در مورد اتفاقات و احساساتي كه براي شخصيت هاي داخل كتاب افتاده بلكه در مورد احساسات و تفكرات كودك نيز از او بپرسيد. تفكرات و احساسات خود را نيز با او در اين رابطه در ميان بگذاريد.
  •    

    برچسب ها: شش تمرين براي تقويت مغز كودكان و نوجوانان ,


    والدين و معلمان: نوجوانان و مشكلات اموزشي

    فرزندان هاي ما درحال شايسته تر شدن و مستقل‌تر شدن هستند. انها بيشتر وقت خود را به دور از نظارت ما مي‌گذارنند. انها نياز دارند تا بلوغ در حال رشد خود را بشناسند و در همان زمان انها هنوز كودك هستند و به حمايت، راهنمايي و مقررات ما احتياج دارند. براي تنظيم محدوديتهاي موثر ما بايد هردو طرف اين معادله را به خاطر بياوريم.

    بهترين شانس ما براي برقرار كردن قوانين موثر، از طريق بحث با نوجوانان در حال بلوغمان است با درنظرگرفتن اينكه در زندگي انها چه مي‌گذرد، انها چقدر قادر به احساس مسئوليت‌هاي خود هستند و چيزي كه ما به عنوان والدين براي دستيابي به ارامش ذهني به ان نياز داريم.

    برخي از قوانين “موقعيتي” هستند و از يك خانواده به خانواده ديگر متفاوتند. ما اين قوانين را ايجاد ميكنيم زيرا بدون انها زندگي غير قابل تحمل است و اين قوانين معمولا شامل دانستن اينكه فرزندان ما كجا هستند وقتي كه در خانه نيستند، اجازه نداشتن براي صحبت گستاخانه با ما و قوانين جدي در مورد تجاوز و خشونت در برابر ديگران است.

    بحثهاي ديگر- مانند پول توجيبي، ساعات منع رفت و امد، كارهاي منزل و تكاليف – به ميزان مختلفي از انعطاف‌پذيري احتياج دارند وابسته به اينكه چقدر نوجوان مسئوليت پذير است. تحصيلات براي تمام والدين مهم است و ما مي‌خواهيم فرزندانمان در مدرسه موفق باشند و متاسفانه همانطور كه انها بزرگ مي‌شوند ما كنترل خود را روي اينكه انها چطور تكاليف خود را انجام مي‌دهند و كيفيت كارشان از دست مي‌دهيم. براي اينكه خود را ايمن نگه داريم و براي اجتناب از مجادله پيوسته، قوانين درمورد تكاليف و مدرسه بايد ثابت و سازگار باشند.

    بهترين راه براي پيشنهاد اين قوانين، بحث با نوجوانتان درمورد مدرسه، تكاليف و اهداف آينده است. اگر انها بفهمند كه چرا شما نگران كارهاي مدرسه انها هستيد و بتوانند منافعي كه  موفقيت در مدرسه براي انها دارد را تشخيص دهند، شما بر يك مانع بزرگ غلبه كرده ايد. يك راهي كه نوجوانان تصميم ميگيرند كه ايا ما بدرستي به زندگي انها علاقه مند هستيم، بوسيله قضاوت درمورد اينكه چقدر ما درگير در فعاليتهاي مهم انها هستيم، است.

    بسياري از ما اين فرض فلج كننده را داريم كه نوجوانان ما نمي‌خواهند دنياي خود را با ما شريك شوند، كه معمولا اينطور نيست. اگر ما به يادبياوريم تا نوجوان خود را تشويق به صحبت با خود در مورد موضوعات كنيم انها معمولا موافقت مي‌كنند.

    با پرسيدن يك سوال بسته مانند “امروز مدرسه چطور بود؟” مطمئن باشيد كه اين جواب را دريافت مي‌كنيد:”خوب”. درمقابل، پرسيدن اينكه ايا شما مي‌توانيد در پروژه زيست به او كمك كنيد؛ مي‌تواند بسياري از درها را بازكند.

    اگر شما نمي‌توانيد جواب‌هايي در مورد مدرسه، انتظارات و كارايي وي از فرزند خود دريافت كنيد، از صحبت با مدير، مشاور و يا پرسنل اموزشي نترسيد. انها مكررا تمايل دارند تا شما و فرزندتان تحصيل و موفقيتش را ارتقاء بخشد.

    .

     

    منبع:مشاورانه

       

    برچسب ها: والدين و معلمان: نوجوانان و مشكلات اموزشي ,


    افسردگي در سالمندان: علل، علائم، درمان موثر

    افسردگي در سالمندان به عنوان يك مشكل جدي به رسميت شناخته شده است. براساس گزارشات CDC (مراكز كنترل و پيشگري از بيماري) 7 ميليون سالمند در سنين 65 به بالا يا حدود 17 درصد از اين گروه سني به اين بيماري مبتلا هستند. تعداد قابل توجهي از آنها اولين بخش افسردگي شان را پس از 60 سالگي تجربه كرده اند. متاسفانه سالمندان بالاترين نرخ خودكشي را در اين گروه سني دارند.

    افسردگي در سالمندان علائم متفاوتي نسبت به افسردگي در جوانان دارد، و معمولا به علائم طبيعي پيري نسبت داده مي شود. بنابراين، بيشتر سالمندان و اعضاي خانواده هايشان اين بيماري را به رسميت نشناخته و در پي درمان آن نيستند. خبر خوب اينكه: به محض تشخيص افسردگي در سالمندان (به مانند گروه هاي سني ديگر) اين بيماري قابل درمان است. در واقع بيشتر سالمندان زماني كه درمان را شروع مي كنند رو به بهبودي مي روند.

    نگاه هاي متفاوت نسبت به افسردگي پس از 60 سالگي

    بسياري از افراد افسردگي با غمگين بودن را يكسان فرض مي كنند، و اين مسئله كه احساس غم مداوم يكي از علائم معمول افسردگي باليني مي باشد، بسياري از سالمندان افسرده احساس غم خاصي نمي كنند اما افسرده هستند. علائم معمول در سالمندان شامل تحريك پذيري، بي قراري، از دست دادن علاقه به انجام فعاليت ها، خستگي، مشكل در داشتن تمركز، تغيير در اشتها، از دست دادن حافظه يا سردرگمي، دردهاي مزمن كه با وجود درمان همچنان ادامه دارد. اين شكايات مي تواند منجر به به ايجاد شرايط ديگري از جمله زوال عقل شود. پيچيده تر از اين مسائل اين است كه، بسياري از سالمندان تمايلي به صحبت كردن در مورد احساساتشان ندارند و ممكن است نسبت به افراد جوانتر در مورد مشكلات سلامت روان احساس شرمندگي كنند. اين مسئله مي تواند تشخيص افسردگي در اين گروه سني را با مشكل ويژه اي روبرو كند.

    دلايل افسردگي در سالمندان

    بسياري از عوامل فيزيكي و اجتماعي در رشد افسردگي سالمندان مشاركت دارند. از جمله:

    سابقه شخصي و خانوادگي افسردگي. فردي كه حداقل سابقه ي افسردگي را داشته يا كسي كه سابقه ي بيماري در خانواده اش وجود داشته ممكن در برابر اينكه به افسردگي سالمندي دچار شود آسيب پذيرتر باشد.

    كاهش سلامتي. بيماري هاي مزمن يا مشكلات ديگر سلامتي مي تواند منجر به افسردگي شود- به خصوص اگر اين شرايط باعث محدود شدن در عملكرد شخص در انجام كارهاي روزانه شود. حدود 80 درصد از سالمندان حداقل يك مشكل سلامتي را دارا مي باشند، بر طبق اطلاعات CDC، دو سوم از اين افراد با انواع بيماري هاي مزمن زندگي مي كنند. در يك مطالعه منتشر شده در تحقيقات دوران سالمندي، عوامل مرتبط با افزايش خطر افسردگي در سالمندان شامل ضربه ديدن، از دست دادن شنوايي، كاهش حس بينايي، بيماري قلبي، ديابت و بيماري ريوي مزمن مي شود. و مشكلات سلامتي كه فعاليت هاي جسمي را محدود مي كند مي تواند باعث كاهش توانايي هاي شخص براي شركت در فعاليت هاي اجتماعي، اين مسأله منجر به انزواي اجتماعي شخص شود كه خود يكي از عوامل خطر ابتلا به افسردگي مي باشد.

    حوادث استرس‌زا و انزواي اجتماعي. از دست دادن همسر، اعضاي خانواده، يا يك دوست قديمي مي تواند باعث به وجود آمدن عم و اندوه پايدار شود. از دست دادن عزيزان مي تواند ساختار اجتماعي فرد را مختل كند؛ با كم شدن تعداد افراد مرتبط با فرد در جامعه، شخص به شدت منزوي مي شود، كه اين مسئله مي تواند باعث تشديد افسردگي شخص شود. بالعكس، شواهد نشان داده است كه سالمنداني كه روابط اجتماعي قوي دارند كمتر به سمت افسردگي گرايش داشته و گرايش بيشتري براي سلامت جسماني دارند.

    درمان افسردگي سالمندان

    نخستين گام براي درمان افسردگي مراجعه به ارائه دهنده ي مراقبت هاي بهداشتي- يا يك پزشك مراقبت هاي اوليه و يا يك متخصص سلامت روان، مانند روانشناس، روانپزشك، مشاور يا مددكار اجتماعي مي باشد. اين شخص مي تواند تشخيص دهد كه اين علائم نشان دهنده ي افسردگي است و يا اينكه دليل ديگري مانند تاثير جانبي يك دارو باشد.

    اگر بيماري افسردگي تشخيص داده شد، گزينه هاي درماني عبارتند از: داروهاي ضد افسردگي، روان درماني، و يا تركيبي از هر دو مي باشد. علاوه بر درمان هاي مرسوم، مطالعات متعددي نشان داده است كه ورزش براي مبارزه با افسردگي بسيار موثر است، اين تاثير به صورت افزايش سطح انتقال دهنده هاي عصبي كه بروي خلق و خو و انجام فعاليت هاي بيرون از خانه تاثير دارند مي‌باشد. تغييرات ديگر در سبك زندگي، مانند رژيم سالم غذايي و داشتن برنامه ي خواب منظم مي تواند كمك كننده باشد. همچنين محدود كردن مصرف الكل يك ايده ي مناسب است. در حالي كه بسياري از سالمندان براي مخفي كردن و يا مقابله با علائم افسردگي الكل مصرف مي كنند در حالي كه الكل افسردگي را تشديد كرده و يك چرخه ي معيوب به وجود مي آورد.

    نكات بيشتر: افسردگي در سالمندان يك مشكل جدي است كه مي تواند تاثيرات قابل توجهي بر روي شخص و خانواده ي او داشته باشد. به ياد داشته باشيد، افسردگي يك پديده ي طبيعي در دوران پيري نمي باشد. اگر شما و يا شريك زندگيتان علائم افسردگي داريد به يك متخصص سلامت روان مراجعه كنيد و اگر شما در يك دوره ي بحراني به سر مي بريد و به فكر آسيب زدن به خود و يا ديگران هستيد متخصصان ما در خدمت شما هستند.

     

       

    برچسب ها: افسردگي در سالمندان: علل، علائم، درمان موثر ,


    با علم بالا و يقين كامل ترجمه كنيم

    روزي روزگاري در يكي از نقاط اين كره خاكي، كه وقتي باران مي‌بارد گلي مي‌شود، زني زندگي مي‌كرد كه از نظر كدبانويي چيزي كم نداشت. او خيلي مراقب شوهرش بود و حواسش بود كه چيزي كم نداشته باشد. هر كاري مي‌كرد كه شوهرش شاد باشد. يك روز از صغرا خانم كمك مي‌گرفت و روز ديگر از ويكتوريا خانم. ماجرا اين بود كه اين زن قصه ما، آشپزي بلد نبود و مدام در خانه اين آن بود كه طرز پختن يك املت خوب را يادش بدهند. او آدم خوش‌شانس نبود، چون همسايه‌ها خيلي ياري‌اش نمي‌دادند. مي‌گفتند كه شوهر اين خانم بر و روي خوبي داشت و بدشانسي خانم زماني بيشتر خودش را نشان مي‌داد كه آن زمان‌ها،‌ هيچ رستوراني سرويس و اين چيزها نداشت تا خانم زنگ بزند و برايش كباب تركي بياورند و او به جاي دستپخت خودش غالب كند.

    به هر حال روزگار به خوبي طي نمي‌شد تا اين‌كه معجزه‌اي شد و خانم آشپزي ياد گرفت و دختران آن ديار هم از اين معجزه نصيب بردند و شاد شدند. اما متاسفانه اين معجزه در مورد بعضي مترجم‌هاي ما اتفاق نمي‌افتد. آنها سال‌هاست كه با كمك ديگران ترجمه‌داري مي‌كنند.

     

    ماجراي مشقت‌هاي زياد استاد

    بعضي از استادها اين روزها ترجمه‌هاي دانشجويانشان را رسما و علنا مي‌دزدند و با آن «پز مي‌دن». البته ممكن است شوراي علمي دانشگاه صحت اين مقالات و ترجمه‌ها را قبول كند، اما هيچ‌كس كه نداند خود استادها و دانشجويانشان خوب مي‌دانند كه ته ته ماجرا كجاست.

    ماجرا از يك مصاحبه شروع شد، يك مصاحبه كه مي‌خواستم با يك نويسنده داشته باشم. او يك كتاب  روان‌شناسي را ترجمه كرده بود، كتابي كه مدت‌ها بود دنبال ترجمه فارسي‌اش مي‌گشتم. اما ترجمه افتضاح بود و البته افتضاح بهترين و مودبانه‌ترين كلمه‌اي است كه مي‌شود براي اين ترجمه كوفتي در نظر گرفت. او رسما… بود.

    شماره تماس مترجم گرامي را پيدا كردم و دستم روي شماره‌ها رفت تا كمي بعد شگفت‌زده‌ترين آدم روي زمين باشم. وقتي مترجم گوشي را برداشت، ماجراي مقاله را گفتم و اين‌كه مي‌خواهم در مورد كتابش كمي با او حرف بزنم. خيلي راحت و آسان گفت كه يادش نمي‌آيد توي كتاب چه بوده. پرسيدم كه مگر براي ترجمه كتاب،‌ آن را نخوانده كه خيلي شل و ول، و طوري كه معلوم بود خالي مي‌بندند، گفت: بله. و بعد براي اين‌كه سوتي ندهد، گفت كه چون چند وقتي از ترجمه كتاب گذشته، موضوعش يادش رفته.

    اما اين جمله سوتي بزرگ‌تري بود. ماجرايش شبيه آن داماد (البته نيمه داماد) بخت‌برگشته‌اي بود كه رفته بود خواستگاري. مادر عروس پرسيده بود كه طرف سيگار مي‌كشد.

    او هل كرده بود و گفته بود آره. بعد كه مادرش مي‌خواسته درست كند، گفته بود وقتي فلان كار و فلان كار را مي‌كند، يك سيگار هم مي‌كشد. بعد خانواده عروس كه قيافه‌شان شبيه علامت سوال شده بود، گفته بودند، يعني فلان كار و فلان كار را هم مي‌كند… كه پدر نيمه داماد گفته بود: نه هميشه… وقتي «بسار كار و اون يكي بسار كار رو مي‌كنه»… كه مادر عروس گفته بود: «برو گم شو عوضي… ما دختر به دزد و قاتل و معتاد نمي‌ديم.»

    در اين‌جا هم سوتي مترجم عزيز اين بود كه تاريخ انتشار متن انگليسي كتاب دو سال قبل بود و او مي‌گفت كه سه سال قبل ترجمه كتاب را به ناشر داده است. باور مي‌كنيد؟

    خلاصه گفت كه بايد كتاب را دوباره مرور كند و فردا در خدمت ماست. و من كه از دنيا بي‌خبر بودم و دقيقا شبيه علامت تعجب شده بودم، خداحافظي كردم تا فردا. اما قبل از اين‌كه روز ديگري بيايد، ماجرا را به چند نفر از دوستانم گفتم. همه‌شان مي‌دانستند.

    ماجرا از اين قرار بود كه خيلي از استاد‌ها، متن انگليسي، آلماني، فرانسوي و خلاصه خارجي كتاب را مي‌گرفتند بعد با زحمت زياد! (و عرق ريختن بسيار زياد)،‌ آن را به يك مغازه فتوكپي مي‌بردند. كل كتاب را با هزينه شخصي (!!!) فتوكپي مي‌گرفتند و بعد هر فصل و قسمت را مي‌دادند به يك دانشجو.

    دانشجو‌ها كه اغلبشان از انگليسي،‌ آي‌ام بلاك بورد و از آلماني، اشتن وشتن باخ، بلد بودند،‌ آن‌را به يك دارالترجمه مي‌بردند. دارالترجمه هم كه در اغلب موارد مي‌خواست پول كمتري خرج كند، آن را به يك دانشجوي ترم دو مي‌داد كه ترجمه كند. و مقاله ترجمه مي‌شد.

    استاد هم با زحمت زياد، همه فصل‌هاي كتاب را كه دانشجويان براي تكليف درسي‌شان ترجمه كرده‌ بودند، كنار هم مي‌گذاشت. او يك كتاب آماده انتشار داشت. بعد بايد سوار ماشين شود تا اين كتاب را به دست ناشر بسپارد تا با اسم دكتر پروفسور فلاني، چاپش كند. من كه از اين همه تلاش تنم مي‌لرزد. طرف چقدر بايد زحمتكش باشد كه اين همه كار كند.

     

    زحمت‌هايي با يك ورژن بالاتر

    اما بعضي از استاد‌ها تلاش‌هاي بيشتري هم مي‌كنند. مثلا كتاب را به يكي از دانشجويان مي‌دهند تا او فتوكپي‌اش كند. واقعا كار سختي است كه يك استاد كتاب را از خانه‌اش كتاب را بياورد و به يك دانشجو بدهد تا او كتاب را فتوكپي كند و بعد استاد آن را بين بچه تقسيم كند تا آنها، قسمت‌هاي مختلف كتاب را ترجمه كنند و استاد پزش را بدهد. واقعا سخت نيست؟

    يكي از دانشجويان مي‌گفت كه چند صفحه فتوكپي‌اش كه براي كلاس انجام داده، كم‌رنگ بوده و استاد دو نمره ازش كم كرده. اين سخت‌كوشي و حساسيت آن استاد محترم را نشان مي‌دهد و اگر تعداد استادهايي شبيه اين، كه الان خيلي كم هستند زياد شود، به زودي تبديل به بوركينافاسو مي‌شويم.

    اما ما استادهاي سخت‌كوش‌تري هم داريم. مثلا استادهايي داريم كه از دانشجويان مي‌خواهند در اينترنت در مورد موضوع خاصي جست‌وجو كنند (همان سرچ خودمان). بعد آنها بايد خلاصه مقالاتي را كه پيدا مي‌كنند ترجمه كنند. يعني بدهند دارالترجمه تا زحمتش را بكشد.

    بعد استاد زحمت مي‌كشد تا اين ترجمه‌ها را بخواند و اگر خوشش آمد، از دانشجو مي‌خواهد تا او مقاله را به صورت كامل ترجمه كند. دانشجو هم ترجمه مي‌كند و به استاد تحويل مي‌دهد. آن وقت استاد مقالات مختلف را در كنار هم مي‌گذارد و به عنوان ترجمه و تاليف منتشر مي‌كند.

    همه تاسف اينجاست كه تعداد اين استادها كم هستند. البته متوجه‌ايد كه اين استادها چه زحمتي مي‌كشند. (واقعا كه…)

     

    زحمت‌كشان جهان متحد نشويد

    اما علاوه بر استادهاي زحمت‌كش، افراد ديگري هم هستند كه زيادي زحمت مي‌كشند. اين عده مترجم كه از آنها با عنوان مترجم‌هاي موش كور هم ياد مي‌شود، كارشان اين است كه كتاب‌هايي را كه قبلا ترجمه شده برمي‌دارند و دوباره ترجمه‌اش مي‌كند. بعضي‌ها كه زبان خارجي بلدند، متن خارجي كتاب را مي‌گذارند جلويشان و دوباره (راس راسكي) ترجمه‌اش مي‌كنند، چون معتقدند كه آن ترجمه‌هاي قبلي خوب نبوده.

    اما دسته‌اي ديگر هستند كه واقعا زحمت(!) مي‌كشند. آنها همان ترجمه‌هاي قديمي را برمي‌دارند و دوباره از رويش مي‌نويسند. مثلا به جاي كلمه «خوب» از «نيك» استفاده مي‌كنند و مي‌دانيد كه اين كار خيلي سخت است. گاهي زحمت مي‌كشند و جمله‌ها را هم عوض مي‌كنند. گاهي هم حوصله‌شان نمي‌آيد و مثلا وقتي مي‌خواهند سيگاري بكشند، از كسي مي‌خواهند كه عين جمله را بنويسند.

    چند سال قبل پاي يكي از نويسندگان مطرح به ميان كشيده شد. او كتاب «مادم بواري» را كه قبلا محمد قاضي آن را ترجمه كرده بود، برداشته بود و دوباره ترجمه‌اش كرده بود، آن هم به شيوه زحمت‌كشانه.

    يكي كتاب را گذاشته بود جلويش و «دِ برو كه رفتي.» بعد هم سر پيري آبرو حيثيتش را بردند. معلوم شد كه يك ناشر به او پيشنهاد كرده بود كه «مادم بواري» را دوباره ترجمه كند. پيرمرد هم گفته بود: نه. آنها اصرار كرده بودند و پول خوبي پيشنهاد داده بودند. پيرمرد هم وسوسه شده بود. به هر حال آدم در هر سن و سالي كه باشد، مي‌تواند وسوسه شود.

    در چند سال اخير كتاب‌هاي ديگري بودند كه به همين شيوه زحمت‌كشانه نوشته شده‌اند. چندي پيش مطبوعات در مورد يك كتاب درسي جامعه‌شناسي نوشتند. طرف فقط مقدمه‌اي نوشته بود و اسم كتاب را عوض كرده بود.

     

    ورود سرقت علمي به محافل جهاني

    حالا يك سري با پررويي زياد همان مقالات دزدي را به محافل جهاني هم مي‌فرستند. البته بايد طرف حرفه‌اي و عاقل باشد تا مقاله‌اش را هر جايي نفرستد. يك سري مجله هستند كه با گرفتن مبلغي كم، آن را چاپ مي‌كنند و اصلا برايشان مهم نيست كه محتواي مقاله و نوشته چيست.

    بعد هم استاد مي‌تواند همان مقاله چاپ شده را به شوراي علمي دانشگاهش تحويل بدهد و يك يا چند درجه علمي بگيرد. شما شايد ۳۰۰ تا هزار دلار خرج كني،‌ اما چند برابرش را به عنوان استاد عالي مقام دريافت مي‌كني. آدم مهمي هم هستي.

    ياد آن استادي افتادم كه مدركش را از آكسفورد (شعبه خالي‌بندي‌كده) گرفته بود و سر كلاس به شاگردانش مي‌گفت: «شما كه دانشجو نيستين. ما تو آكسفورد پدرمون در ميومد تا يك تحقيق انجام بديم.» خدا بيامرزدش.

    اما امروزه هر مقاله‌اي كه در اين مجلات معتبر منتشر مي‌شود، به عنوان يك توليد علمي در جهان شناخته مي‌شود. در ايران هم استفاده از نمايه‌هاي ISI و منظور كردن هر نمايه مربوط به مقاله معتبر علمي به عنوان توليدي علمي جهاني كه در جامعه دانشگاهي پذيرفته شده است، شناخته مي‌شود.

    سرقت علمي، وارد حوزه مقالات بين‌الملل و ISI هم شده است؛ ISI، مخفف Institue of scientific Information است كه براي نخستين بار توسط پروفسور يوجين گارفيلد در سال ۱۹۶۰ در ايالت فيلادلفياي آمريكا منتشر شد.

    اين موسسه در سال ۱۹۹۲ توسط موسسه علمي تامسون خريداري شد و با عنوان تامسون ISI شناخته شد. اين موسسه در حال حاضر حدود ۱۶ هزار عنوان مجله و كنفرانس بين‌المللي را در حوزه‌هاي علوم مهندسي، علوم اجتماعي، علوم انساني، هنر تحت پوشش خود دارد.

    ISI هرساله يافته‌هاي جديدي را فراهم و به پژوهشگران عرضه مي‌‌كند. حجم عظيم اطلاعات ISI به محققان اين امكان را مي‌دهد تا از پيشينه تحقيقاتي موضوع مورد علاقه و آخرين تحولات در آن حوزه مطلع شوند.

    مقالات ISI منتشر شده توسط پژوهشگران، يكي از فاكتورهاي رتبه‌بندي دانشگاه‌هاي برتر جهان به وسيله دانشگاه شانگ‌هاي جيائوتانگ است.

     

    بعضي از ما كلا آدم‌هاي زحمت‌كشي هستيم.

     هرجاش رو نفهميدي ترجمه نكن،‌ كي به كيه؟

    چند وقت پيش يكي از دوستان را ديدم كه هرچه توي دهانش بود، نثار داستايفكسي بيچاره مي‌كرد، آن‌قدر كه فكر مي‌كردي ديگر با هم نسبت فاميلي دارند. من به عنوان مدافع رسمي حقوق داستايفسكي، ماجرا را پرسيدم. گفت كه كتاب خيلي بي‌ربطي بود و سر و ته نداشته است.

    البته دوستم كمي حق داشت. به هر حال آقامون داستايفسكي براي قرن نوزدهم نوشته بود و نثرش كمي سخت بود. كمي هم روده درازي كرده كه البته اين دو مورد در برابر خوبي كارهايش صفر است. پرسيدم كه چه ترجمه‌اي را خوانده. اسم يك مترجم را گفت. دوزاري‌ام افتاد. (دو زاري يا دو ريالي، مبلغي از وجه رايج مملكت بوده كه تا چند سال پيش هم مي‌شد با آن تلفن كرد. اما الان به جز افتادن، به درد كار ديگري نمي‌خورد. افتادن دو زاري = متوجه‌شدن چيزي. رك، فرهنگ اشياي قيمتي در كوالامپور)

    بله. دوزاري‌ام افتاد. چند وقت پيش در مورد اين ترجمه خوانده بودم. مترجم بنده خدا گفته بود كه بعضي از قسمت‌هاي كتاب را ترجمه نكرده،‌ چون به نظرش به درد نمي‌خورده. چون بودن و نبودنشان فرقي نمي‌كرده. دستش درد نكند. انگار هر جايي را متوجه نشده، بي‌خيالش شده و «دِ برو كه رفتي.»

    اين‌گونه مي‌شود كه بعضي از اقشار جامعه، حرف‌هاي بدي مي‌زنند و داستايفسكي و خانواده‌اش را به كارهاي ناروا متهم مي‌كنند.

     

    چاره كار

    چاره كار خيلي آسان است. ما بايد به قانون جهاني كپي‌رايت بپيونديم. آن وقت اگر كسي از روي دست يك نفر ديگر چيزي كش برود، طرف اولي مي‌تواند از طرف دومي شكايت كند و پدرش را دربياورد.

    آن وقت، هر مترجي كه مي‌خواهد كتابي را ترجمه كند، بايد از نويسنده، ناشر و يا بستگان نويسنده اجازه بگيرد و پول مولف (حق مولف) را بدهد. وقتي شما پول دادي، سعي مي‌كني خوب كتاب را ترجمه كني. يعني ماجراي «كفن مفت گير آوردي، بمير» پيش نمي‌آيد.

    طرف سعي مي‌كند تا بهترين كار را آماده كند. اگر نويسنده هم بفهمد كه كتابش را يكي در ميان ترجمه كرده‌اند، مي‌تواند شكايت كند و به ناشر و مترجم،‌ حرف‌هاي ناروا بزند.