سلام
من و همسرم 9 سال قبل از ازدواج با هم يك رابطه بسيار عالي داشتيم بدون هيچ مشكلي اگر هم مشكلي پيش ميومد بين خودمون حلش ميكرديم. الان يك ماهي هست كه عقد كرديم مشكلي با هم نداريم از هيچ لحاظي ولي خانواده هامون مشكل ساز شدن.
از هم توقع دارن رسم ورسوم هايي دارن كامل رعايت شه و خلاف اين و بي احترامي ميدونن. لج ميكنن با هم
مثلا خانواده همسرم ميخواستن كه پدر مادرم با خانواده پاگشاشون كنن ولي پدر من گفت جشن عقدي كه گرفتم خودش پاگشاست و اصلا اينا همش دارن اجبار ميكنن رسم هاشون و انجام بديم و دعوتشون نكردن .مادر شوهرم هم ناراحت شد و حالا در تلافي ممكنه اصلا براي عيد فطر نيان براي عيدي دادن و يه حالت قهرگونه و لجبازي بينشون هست. من و همسرم همش بايد سعي كنيم خانواده ها رو آروم كنيم و يه جورايي اين وسط بزرگتري كنيم !!
اگر من از خانوداه شوهرم دفاع كنم و حق بدم ميشم آدم بد كه ديگه خانوادم و زير پا گذاشتم و همسرم هم توي خونشون چنين شرايطي دارن و همين چيزها باعث ميشه گاهي ما هم با هم بحثمون بشه. و از ما توقع دارن كه حرفشون و تاييد كنيم و مثل خودشون برخورد كنيم.يه جورايي آرامش قبل از ازدواجمون خيلي خيلي عالي بود و ديگه خانواده ها دارن يه كاري ميكنن كه شيريني اين روزها رو زياد حس نكنيم و بعد از يكماه خسته شديم از اينكه همش نقش سپر بلا رو ايفا ميكنيم تا خانواده ها آروم باشن و مشاجره اي صورت نگيره ولي هميشه دارن گلايه ميكنن از رفتار طرف مقابل
ما نميدونيم بايد با حرفهاي بي منطقشون چطوري برخورد كنيم؟! اگر بخوايم بگيم كه در اشتباه هستن سريع جبهه ميگيرن و ميگن تو كه به مراد دلت رسيدي برو بچشب به خانواده اونها و ..