عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

علائم مهم افسردگي در نوجوان

ما در اين مقاله تعدادي از شايع ترين علايم افسردگي نوجوانان را برخواهيم شمرد. اگر چه اين علايم به صورت مستقيم با علايم افسردگي اساسي در ارتباط نيستند اما بسيار شبيه اين علايم هستند. اگر تعدادي از ويژگي هاي زير در يك نوجوان مشاهده شود، اين احتمال وجود دارد كه به افسردگي اساسي مبتلا باشد.

  • احساس اندوه، گريه كردن و بغض مداوم

نوجوانان ممكن است اندوه شديد خود را بوسيله ي كارهاي مانند پوشيدن لباس هاي سياه، نوشتن اشعار غمناك، يا شيفتگي به موسيقي هايي با مضمون هاي پوچي گرايي، ابراز كنند. ممكن است بدون هيچ دليل مشخصي گريه كنند.

  • نا اميدي و درماندگي

نوجوان ممكن است احساس كند زندگي ارزش زندگي كردن را ندارد يا حتي ارزش تلاش براي حفظ ظاهر مناسب و نظافت فردي را ندارد. انها ممكن است باور داشته باشند كه يك وضعيت منفي هرگز تغيير نخواهد كرد و به آينده ي خود بدبين شوند.

  • كاهش علاقه به فعاليت ها، يا ناتواني در لذت بردن از فعاليت هايي كه قبلا از انجام آنها لذت مي بردند.

نوجوان ممكن است نسبت به مسائل بي تفاوت شده و از كلوب ها، ورزش، و ديگر فعاليت هايي كه زماني از انجام آنها لذت مي برده است فاصله بگيرد. هيچ كدام از آنها ديگر براي نوجوان افسرده جذابيتي ندارند.

  • خستگي مداوم و بي انرژي بودن

نداشتن انگيزه و انرژي در غيبت در كلاس ها و نرفتن به مدرسه نمود پيدا مي كند. در اينجا مي توان كاهش معدل نمرات مدرسه را ناشي از كاهش تمركز و توان ذهني دانست.

  • انزواي اجتماعي، ضعف در برقراري ارتباط

ارتباط او با خانواده و دوستان كمرنگ مي شود. نوجوان ممكن است از حظور در دورهمي هاي خانوادگي و مراسم ها اجتناب كند. نواجواني كه پيش از اين زمان زيادي را با دوستان خود مي گذراند، اكنون ممكن است بيشتر زمان خود را در تنهايي و بدون انجام فعاليت خاصي بگذرانند. نوجوان ممكن است ديگر نخواهد احساسات خود را با ديگران در ميان بگذارد، و باور داشته باشد كه در اين دنيا تنها است و هيچ كسي وجود ندارد كه به حرف هاي او گوش دهد و يا حتي به او اهميت دهد.

  • اعتماد به نفس پايين و احساس گناه

نوجوان ممكن است براي رويدادهاي منفي به دنبال مقصر بگردد. آنها ممكن است احساس شكست كنند و در مورد توانايي ها و ارزشمندي خود ديدگاهي منفي پيدا كنند. ممكن است احساس كنند كه به اندازه ي كافي كارآمد و توانمند نيستند.

  • حساسيت بسيار بالا در قبال احساس طردشدن يا شكست

با اعتقاد به اين كه فردي بي ارزش هستند، نوجوانان افسرده با مواجه شدن با هرگونه طرد شدگي و يا احساس عدم موفقيت حتي به ميزان بيشتري افسرده مي شوند.

  • ضعف در برقراري ارتباط با ديگران

نوجوان ممكن است ناگهان انگيزه ي خود را براي حفظ روابط دوستانه خود از دست داده و از ديدن دوستان و صحبت كردن با آنها دست بكشد.

  • شكايت مكرر از بيماري هاي جسمي، مانند سردرد و ناراحتي معده

نوجوان ممكن است از سرگيجه، حالت تهوع، و كمردرد شكايت كند. ازديگر ناراحتي هاي جسمي شايع مي توان سردرد، درد معده، استفراغ، و مشكلات عادات ماهيانه را برشمرد.

  • غيبت هاي مكرر از مدرسه يا عملكرد ضعيف در فعاليت هاي مدرسه

اين امكان وجود دارد كه كودكان و نوجواناني كه در خانه يا مدرسه مشكل ساز هستند در واقع از افسردگي رنج ببرند اما خود متوجه آن نباشند. زيرا ممكن است كودك تمام اوقات به نظر اندوه گين و غمگين نرسد و والدين و معلمان هرگز متوجه نشوند كه اين رفتارهاي مشكل ساز او ناشي از افسردگي است.

  • تمركز پايين

نوجوان ممكن است در تمركز برروي اموري همچون فعاليت ها و تكاليف مدرسه، پيگيري و ادامه ي يك گفتگو، يا حتي تماشاي تلويزيون با مشكل مواجه شود.

  • تغيير عمده در وعده هاي غذايي يا برنامه ي خواب

اختلال در خواب ممكن است به صورت تماشاي تلويزيون در تمام طول شب، دشواري در برخواستن از رخت خواب براي رفتن به مدرسه، يا خوابيدن در طول روز بروز پيدا كند. از دست دادن اشتها مي تواند منجربه آنوركسيا (بي اشتهايي عصبي) يا بوليميا (پرخوري عصبي) شود. پرخوري مي تواند منجر به افزايش وزن و چاقي شود.

  • صحبت در مورد فرار از خانه و يا اقدام به اين كار

فرار از خانه در واقع فريادي است براي درخواست كمك. بسياري از والدين ممكن است تازه در اين زمان متوجه شوند كه فرزند آنها دچار مشكل شده است و نياز به كمك دارد.

  • صحبت در مورد اقدام به خود كشي يا صدمه زدن به خود

اين امكان وجود دارد كه نوجوان افسرده از خود كوشي حرف بزند و اين كه آرزو مي كند مرده باشد. كودكان و نوجوانان افسرده به ميزان بيشتري در معرض خطر اقدام به خود كشي هستند. اگر از كودك و يا نوجواني شنيديد كه: “مي خواهم خود را بكشم”، يا ” من خودكشي مي كنم”، هميشه اين حرف او را جدي بگيريد و نظر يك روانشناس كودك و نوجوان يا ديگر متخصصان سلامت رواني را در اين باره جويا شويد. براي تماس با متخصصين ما كليك كنيد.

سخن گفتن در مورد مرگ معمولا براي افراد آزار دهنده است. اما گفت و گو با نوجوان در مورد افسردگي و فكر خود كشي او مي تواند مفيد باشد. به جاي آنكه بخواهيد به اصطلاح او را “سر عقل” بياوريد، با اين سوالات مي توانيد به او اين اطمينان را بدهيد كه كسي وجود دارد  كه به مشكل او اهميت مي دهد و به نوجوان فرصت مي دهيد تا از مشكلات خود سخن بگويد.


ارتباط ذهن آگاهانه (هوشمندانه) در روابط

ارتباط ذهن آگاهانه (هوشمندانه) در روابط:آگاهانه ماندن در تعاملات ما با ديگران با تمايل و نيت بر انجام اين چنين كاري آغاز مي شود. همه ما يكسري روابطي داريم كه خواهان اصلاح آن هستيم. يك روش براي بهبود اين گونه روابط داشتن ارتباط آگاهانه و عامدانه است.

 

 درگيرشدن در ارتباطي ذهن آگاهانه

تحقيقات نشان داده است كه ذهن آگاهي مي تواند  به افراد در جهت حل يا اجتناب از تعارض، بهبود روابط و كاهش استرس آنها كمك كند. سال هاست كه محققان مداخلات ذهن آگاهي را در زوج ها به بوته آزمايش مي گذارند. دكتر جيمز كارسون و همكارانش دريافتند زوج هايي كه در آموزش ذهن آگاهي به مدت ۸ هفته شركت كرده بودند رضايت بيشتر از روابط نزديك و پذيرش بالاتري براي طرف مقابل داشتند نسبت  به افرادي كه در آموزش شركت نكرده بودند.

ذهن آگاهي را به عنوان توجه كردن به روشي خاص؛ هدفمند، در حال و بدون قضاوت گرايانه اي توصيف كرده اند. ذهن آگاهي به پردازش آنچه همسر شما به روشي فعال و منعطف مي گويد اشاره دارد كه  گوياي حساسيت به بافت (آنها روز بدي داشتند شرايطي رسمي است يا با آرامش)، پذيرفتن نقطه نظرات متعدد و توانايي درك امور به روش هاي جديد است.

به طور خلاصه، ذهن آگاهي تماماً از فعال بودن و حضور در حال، گفتگو مي كند؛ خواه در حال برقراري ارتباط باشيد يا خير.

درگيرشدن در ارتباطي ذهن آگاهانه نياز به تلاش ناچيزي دارد. اينجاست كه عامدانه بودن يا قصدمندي به ميان مي آيد. اين مسئله با تمركز بر رفتارهاي خاص در روابط خاص به ما در راستاي  ارتباط آگاهانه تر كمك مي كند. شما هم اگر مي خواهيد در يكي از روابط خود بر ارتباط آگاهانه تمركز كنيد، بجنبيد. قصد داريم شما را با فعاليت “تنظيم هدف ارتباط” آشنا كنيم، براي بهبود ارتباط در روابط متقابل خود. با فراغي آسوده مداد و كاغذ را جلوي دست خود بگذاريد و جواب هاي خود را يكي يكي بنويسيد.

  • روابطي را انتخاب كنيد كه قصد كار كردن روي آنها داريد. اين رابطه مي تواند برادر، خواهر، والدين، كارفرما، هم اتاقي، دوست دختر يا دوست پسر، بهترين دوست، نزديكتر شدن به يك دوست، همكار، عمه، عمو، پسرعمو يا دخترعمو، پدربزرگ يا مادربزرگ باشد.
  • فكر كنيد كه چرا مي خواهيد رابطه را بهبود بخشيد و اگر در مكان مناسبي قرار داشتيد آنچه رابطه مي‌تواند به نظر آيد را به طور خيالي در سر بپرورانيد. ما اغلب به فكر داشتن رابطه بهتر هستيم اما اهدافي واقعي يا ابزارهاي ارتباطي براي رسيدن به اين اهداف را نداريم.
  • وقتي ما در مورد رابطه ي مورد نظر خود فكر مي كنيم اغلب به آنچه طرف مقابل براي برهم زدن رابطه يا ممانعت از رسيدن به حالت بالفعل اش انجام داده يا گفته است مي انديشيم. به جاي آن، درمورد فرصت هاي ارتباطي خود و اينكه چگونه مي توانيم با تغيير و تعديل اين فرصت ها تأثير مثبتي بر رابطه خود وارد سازيم فكر كنيم. ما اغلب از طرف مقابل انتظار تغيير را داريم، در عين حال مي دانيم كه تنها شخصي كه توانايي تغييرش را داريم خود ما هستيم. ارتباط شما در حل تعارض هاي بين فردي با شخصي كه براي ارتباط برگزيده ايد چگونه نقشي داشته است؟ چگونه انتخاب هاي ارتباطي را داشته ايد كه توانسته بر اين رابطه اثرگذار باشد؟ با خود صادق باشيد و اكنون زماني را صرف تفكر و نوشتن كنيد.
  • رفتارهايي عمدي را انتخاب كنيد كه قصد بهبود آن را داريد در طي تعامل با اين شخص در طي شش ماه تا يكسال آينده. رفتارهاي عمدي قابل پيگيري، سازنده، فوري، مادام العمر (شما مي توانيد اكنون آنها را انجام دهيد و در آينده ادامه دهيد) و منعطف هستند. جدول زير برخي از اين رفتارها را به عنوان نمونه آورده است.
  • بخشندگي مهرباني گشاده رويي در اختيار بودن صبور بودن توجه كردن مراقبت كردن عشق اعتماد كردن احترام گذاشتن حامي بودن مديريت فهميدن كنجكاوي گوش كردن همدلي هم دردي تعالي بخشيدن قدرت دادن الهام بخشي چالش پذيرش وفاداري ثبات علاقه نشان دادن

     

  • سه تا پنج واژه رفتارهاي عمدي را بنويسيد به طوري كه حاكي از ميزان علاقه شما به پيشقدم شدن در رابطه با شخص مورد نظر خود باشد. مي توانيد از ليست بالا برداريد يا رفتارهاي عمدي مدنظر خود را انتخاب كنيد فقط اطمينان يابيد كه آنها نه تنها هدف (مانند ايراد سخنراني ) هستند بلكه در عوض مانا و سازنده مي باشند.
  • با استفاده از واژه هاي رفتارهاي عمدي موجود در جعبه بالا يك جمله را طرح كنيد. با نوشتن رفتارهاي عمدي در قالب جمله مي توانيد نيت از انجام رابطه را به خاطر داشته باشيد. نيت خود را بنويسيد و آن را اغلب بر روي تلفن خود يا بر روي برگه هاي چسبان و در هر جاي ممكن نصب كنيد بلكه بتوانيد آن را بارها در هفته ببينيد.
  • نيت(قصد) هاي نمونه

    – صبورانه عشق ورزيدن با قلبي فروگذارانه و پر از مهر.

    – تمرين درك ضمن ابراز  شفقت و ملاطفت.

    اعتمادسازي با اعتماد دادن به طرف مقابل و ابراز علاقه.

    – مشاركت فعلانه با ذهني كنجكاو، بيان علاقه و ابراز شفقت.

    – دوست داشتن از روي درك و فهم ضمن ابراز مهرباني و علاقه مندي.

    ارتباط آگاهانه و هوشيار در سرتاسر اين گونه تعاملات جريان دارد. دوست داشتن صبورانه مستلزم گوش دادن و برقراري ارتباطي باز و بي آلايش با همسر خود است. هنوز هم ابراز شفقت و مهرباني يك نيت ارتباطي محور ديگري محسوب مي شود. م اينها را از طريق تجربه ارتباط با ديگران نشان مي دهيد.

  • دلايل خود را براي اصلاح يك رابطه به تفصيل بنويسيد. آيا آن در برخورد با ديگران يا اعضاي خانواده يا در زندگي شما دردناك و صدمه زننده است؟ صرفاً به اين دليل است كه آنها خانواده شما هستند و شما نيز در ايجاد يك رابطه خوب احساس نياز مي كنيد؟ با داشتن آن احساس خوبي در مورد خود خواهيد داشت؟ يك برنامه با قدم هاي عملي طراحي كنيد. كليد اصلي موفقيت در ارتباط تمركز روي ارتباط با يك انگيزه واقعي براي بهبود آن است.
  •  

    بيشتر فكر كنيد

    در مورد چگونگي نزديك تر شدن ارتباط با هدف هاي شما در پيشرفت رابطه بينديشيد. شما چگونه رابطه قصدهاي ارتباط را در يك يا سه ماه آينده وضع خواهيد كرد؟ يك برنامه ي مرحله وار قابل پيگيري بنويسيد.

    “همه روابط لزوما بهبود نمي يابند. اگر شما رابطه اي ناشايست داريد از ديگران كمك بگيريد و بدانيد كه گاهي اوقات بهترين كار پايان دادن به يك رابطه مسموم است تا بهبود آن.

    رمز روابط سالم تر

    هر يك از ما براساس نظريه دلبستگي، يك سبك دلبستگي ياروش برقراري ارتباط با ديگران، بسته به نحوه ارتباط ما با مراقب اصلي خود، ايجاد مي كنيم. بدين ترتيب اين رابطه مقدمه تشكيل الگويي براي ما مي شود كه مي توانيم در بيشتر روابط بزرگسالي آينده نيز به آن متكي باشيم. وقتي كه نيازهاي اصلي ما توسط يك مراقب محبوب و مهربان پيوسته برآورده مي شوند، ما يك سبك دلبستگي ايمن با او و در نتيجه سبك دلبسته ايمن پايدار را شكل مي دهيم. روانشناسان به اين نوع مراقب به عنوان والدين به اندازه كافي خوب اشاره دارند. كودكاني كه اين نوع سبك دلبستگي را ايجاد مي كنند به احتمال بيشتري در بزرگسالي روابط ايمن و سالم تري را پشت سر خواهند گذاشت.

    از طرفي ديگر، با برآورده نشدن نيازهاي كودكان، آنها به رفتار كردن به سبك دلبسته ناايمن رو مي آورند. افراد داراي سبك دلبستگي اضطرابي/پريشان ممكن است وابسته، پرتوقع و ترسان از رهايي باشند. آنها رفتارهايي را انجام خواهند داد كه موجب جدايي از همسر خود مي شود و از اين رو بر اعمال نفوذ و اعتقادات خود پافشاري مي كنند.

    افراد داراي سبك اجتنابي/تحقيرآميز بسيار مغرور هستند به دليل آنكه آنها يادگرفته اند كه فقط متكي به خود باشند. آنها اغلب از نزديكي و تعهد اجتناب مي كنند. افراد داراي سبك دلبستگي اجتنابي/مضطرب در آرزوي برقراري ارتباط نزديك هستند اما همزمان از طردشدگي واهمه دارند. بنابراين ممكن است كارهايي انجام دهند كه موجب فاصله گرفتن آنها از همسران خود شود لذا پيشگويي خودكامبخش خاص خود را خلق مي كنند.

    لازم به ذكر است كه اين سبك هاي دلبستگي منحصر به هر دو طيف نيست، بلكه قابليت نوسان دارند يا با شريك هاي مختلف مي تواند به طور مختلفي كاربرد داشته باشد. براي مثال، شخص داراي سبك دلبسته اضطرابي ممكن است با وجود رابطه با يك شريك ايمن احساس ايمن تري داشته باشد. حدود ۵۰درصد از جامعه بزرگسالان را افراد داراي سبك دلبسته ناايمن تشكيل مي دهد و در اين جامعه هدايت جريانات متلاطم روابط رمانتيك گاها دشوار مي شود. اگر اين در مورد شما صدق مي كند، با انجام مراحل زير مي توانيد اطمينان يابيد كه گذشته شما تعيين كننده سرنوشت روابط بعدي شما در آينده نيست.

    به خود اطمينان داشته باشيد

    براساس نظر جف منزايس روانشناس باليني و متخصص روابط يكي از اولين مراحل براي سازگاري با سبك دلبسته ناايمن ايجاد تدريجي اعتماد به نفس است. بسياري از شكايت ها در روابط رمانتيك افراد داراي سبك دلبسته ناايمن از فقدان اعتماد به نفس به خود نشأت مي گيرد. جداي از نشأت گرفتن، اين بحث در باب برقراري اعتماد و تقويت توانايي شخص براي ابقاء و حفظ آن حتي بدون كمك شريك است. از آنجايي كه منزايس اشاره مي كند كه هر دو طرف در كارهايي مشاركت مي كنند كه در آنها يكي از همسران سعي مي كند يك سري فعاليت هاي در حد توان خود را طي مدتي كوتاه اما با زماني فشرده بر عهده گيرد. وي مي گويد نكته اينجاست كه بايد ياد گرفت به تنهايي ايستاد تا بتوان با ديگري نيز به خوبي وقت گذرانيد.

    سبك دلبستگي خود را كشف كنيد

    درك سبك دلبستگي شما با اولين گام خودآگاهي در ارتباط شباهت بسيار زيادي دارد. مگان ويكز متخصص روابط و آشنايي پيشنهاد مي دهد كه اين مي تواند به شما در بازشناسي هر گونه رفتارهاي خودتخريبي كه شما در روابط از خود نشان مي دهيد مفيد باشد. ويكز بيان مي كند كه اكثر غرايز كودكانه اساسي و تمايلات، با ايجاد صميميت فزاينده و  پيوندهاي فردي از نو نمايان مي شوند.

    مهم است تا متوجه روش هاي محافظت از خود در ضمير نا هوشيار باشيد كه ممكن است هنگام سعي درايجاد رابطه جديد با شخص ديگر به خوبي عمل نكند.

    جسيكا ميمن از مشاوران داراي پروانه نظام سلامت رواني نظري موافق است كه براي تغيير در سبك دلبستگيمان، ما بايد بدانيم چگونه تعاملات خود را محقق مي سازيم و در چه جايي شروع مي كنيم “. شناختن محرك هاي رفتاري ما كه منجر به رشد الگوهاي ناسالم و كهنه كار مي شود امري مهم است”. او مي گويد”يادگيري نحوه اي كه شما با ديگران رابطه برقرار مي كنيد همچون روشن كردن چراغي درباره چرايي وجود مباحث خاص در رابطه شما خواهد بود”. اگر ما از آنچه نياز به تغيير دارد آگاه نباشيم تغيير هر چيزي غيرممكن است. از اين نظر مي توان گفت در رابطه با هر گونه تغيير رفتار، خودآگاهي بسيار حائز اهميت است.

    آگاهانه تر عمل كنيد

    وقتي كه ما در جهت ايجاد رابطه تحريك مي شويم به ويژه در صورت داشتن سابقه آسيب رواني، بدن ما حالت جنگ يا گريز به خود مي گيرد. واكز از آنچه براي شخص داراي سبك دلبسته اضطرابي رخ مي دهد مثال مي زند: تصور كنيد همسر شما دير به خانه مي آيد و تلفنش نيز خاموش است و قادر به تماس با شما براي خبر دادن نيست. وقتي كه اين چنين چيزي اتفاق مي افتد ترس شما از رهايي ممكن است موجب ايجاد حالت شديد نابهنجار اضطراب شود.

    براي فكر كردن واضح تر و انتخاب كردن بهتر در مورد نحوه واكنش ما در اين مواقع ما بايد اين حالت جنگ يا گريز را به حالتي حاكي از آگاهي برگردانيم. واكز نفس كشيدن قبل از واكنش يا خود را به بهانه اي در حمام نگه داشتن براي دقايقي نفس كشيدن عميق را پيشنهاد مي دهد و نيز اينكه با خود خلوت كنيد و از خود بپرسيد آيا اين كاري كه مي خواهيد انجام دهيد در رابطه شما تأثير دارد يا خير. اگر قصد داريد دست از رفتارهاي خود تخريبي برداريد، اجازه دادن به ايجاد چنين فضايي بين رويدادهاي محرك و تكانه هاي موقت شما حائز اهميت است.

    درمان از طريق رابطه

    جوردن جانسون يك درمانگر روابط زناشويي تبيين مي كند كه ما تمايل به كشيده شدن به سمت افرادي داريم كه از نظر هيجاني ما را تحريك مي كنند بدون انكه متوجه شويم. او تشريح مي كند”مانند اين مي ماند كه ذهن نيمه آگاه ما در پي يافتن روشي است كه به ما كمك كند تا بتوانيم به تعارض هاي دروني خود توجه كنيم”. او بيان مي كند، در روابط، اين گونه تعارض ها مي تواند يا بهتر شود يا بدتر و يا اينكه آنها مي توانند شناسايي و درمان شوند. فقط به دليل آنكه رابطه براي ما عميق ترين ترس ها يا ناامني ها را در پي دارد به معناي بدبودن رابطه نيست.

    در واقع برقراري ارتباط مي تواند بهترين فرصت براي تغيير و بهبودي به واسطه آسيب هاي گذشته باشد كه با كمك آن مي توانيم واقعا به همسر خود نزديكتر و شايد بسيار صميمي شويم.

    نيازهاي خود را ابراز كنيد

    ميمن در باب بازشناسي نقطه نظرات شخصي تشريح مي كند كه ما مي توانيم گفته هاي خود را براساس تجارب خود تحميل كنيم كه در نتيجه راهن آگاهانه,رتباط ذهن هوشمندانه,ارتباط آگاهانه,ارتباط آگاهانه تمركز,بهبود روابط,فرصت هاي ارتباطي,انتخاب هاي ارتباطي,ارتباط تمركز,روش برقراري ط ذهن هوشمندانه,ارتباط آگاهانه,ارتباط آگاهانه تمركز,بهبود روابط,فرصت هاي ارتباطي,انتخاب هاي ارتباطي,ارتباط تمركز,روش برقراري ارتباط,سبكارتباط,سبك دلبسته اضطرابي,,حتتر مي توانيم با همسر خود پيرامون نيازها گفتگو كنيم. ارتباط پايه ايست كه در آن مي توانيم در جهت روش هاي سالم رابطه و در نهايت دلبستگي قدم برداريم. ميمن مي گويد”آزادي بيان عقيده در مورد اينكه ما چگونه بايد باشيم و چه كسي هستيم به ما امكان حمايت از يكديگر به روش هاي مورد نياز هر يك مي شود”. دانستن نيازهاي طرفين تغيير الگوهاي ناسالم رابطه را ميسر مي سازد.

    اگر شما بتوانيد با همسر خود در مورد الگوهايي كه براساس آن عمل مي كنيد، كه اين الگوها چگونه بايد باشند و چرا شما در زمان هاي خاصي نيازهاي خاصي داريد گفتگو كنيد بدينسان شما مي توانيد در جهت تغيير سبك دلبستگي پيش برويد.

    نيازهاي همسر خود را بشناسيد

    دكتر مارسدن تأييد مي كند كه افراد مي توانند به همسر يا شريك خود در تغيير سبك دلبستگي كمك كنند از طريق بيان احساسات در قالب كلمات و ايجاد ارتباط هاي معني دار. او پيشنهاد مي دهد كه اگر همسر شما داراي سبك دلبسته اجتنابي است در اين مواقع به او كمي فضاي بيشتري بدهيد يا اگر همسر شما داراي سبك دلبسته اضطرابي است به همسر خود اطمينان خاطر بيشتري بدهيد و از او نيز حمايت كنيد.

    او مي گويد اگر همسر شما هر وقتي كه درحال برگشتن به خانه هستيد مي خواهد به او پيغام بدهيد اين خواسته را انجام دهيد. اين كار به كاهش اضطراب كمك كرده  و نيز موجب مي شود او متقابلاً بتواند نيازهاي شما را برآورده كند. سبك هاي دلبستگي بايد زمينه رشد و تعالي را فراهم آورند نه آسيب زا شوند.

    خواه شما فرد داراي سبك دلبستگي ناايمن هستيد خواه در ارتباط با شخص داراي سبك دلبسته ناايمن، آگاه شدن به آن و گفتگو از نيازهاي هر يك از طرفين امري بسيار مهم است.

    با آگاهي (توجه)، تأمل و سخت كوشي، امكان تغيير الگوهاي ناسالم دلبستگي وجود دارد و مي تواند منجر به رضايت بيشتر شما از ارتباط و تأمين آن شود.


    سركوب گرايش پيدا كردن به فضاي مجازي

    سركوب گرايش پيدا كردن به فضاي مجازي : جوانان با روبرو شدن در فضاي مجازي ، آن را براي رفع شدن خواسته هاي

    خود مي داند و با مشاهده همسن و سال هاي خود و الگو گرفتن از آنها حتي اگر در فضاي ديني هم رشد كرده باشد

    به سمت برنامه هاي مستهجن گرايش پيدا مي كنند.

     

    گرايش به فضاي مجازي

    جوانان به فضاي دوري ناپذير گرايش پيدا مي كنند و در هر شرايطي دوست دارند تمايل رواني خود را

    برطرف كنند و به مسائل جنسي روي آورند.

     

    سركوب كردن نيازهاي جنسي

    نيازهاي جنسي جزو نيازهاي دوري ناپذير مي باشد حتي افرادي با سن هاي بالا اگر نتوانند نيازهاي خود را برطرف كنند

    راه حل ديگه را ازجمله  به فضاي مجازي گرايش پيدا مي كنند. كه تكرار بيش از حد اين كار باعث تنش مي شود

    و بهتر است به مشاوره خوب مراجعه كنند.سركوب كردن استعداد

     

    مسدو د كردن فضاي مجازي

    مسدود كردن سايت ها تنها مشكل را حل نمي كند ، اين غريزه را خانواده ها بايد آموزش دهند تا كنترل

    شود. يكي از عواملي كه باعث بيشتر شدن اين حس در فرد مي شود و مثل اعتياد در آيد اين است كه

    در زندگي با پوچي مواجهه مي شوند . خانواده ها بايد مسائل عاطفي خود را افزايش دهند تا براي آنها

    نشاط آور باشد.


    ازدواج با اتباع بيگانه

    در جامعه ي كنوني ازدواج زنان ايراني با مردان خارجي رو به افزايش است. طبق آمار يك ميليون زن ايراني به صورت غير قانوني با اتباع بيگانه ازدواج كرده اند. نتيجه اين ازدواج ها كودكاني بدون هويت و بدون شناسنامه اند. بسيار زيادند كودكان بدون شناسنامه اي كه بدون هيچ هويتي در جامعه ي ما زندگي مي كنند. فرزنداني كه در آينده از هيچ گونه حقوق شهروندي، انساني، سياسي، اجتماعي و فرهنگي برخوردار نيستند. علت اصلي چنين ازدواج هايي فقر و كم اطلاعي خانواده ها است. اكثر چنين خانواده هايي از خانواده هاي محروم و فقير هستند. در صورت اعمال فشار، اتباع بيگانه كه به صورت غير قانوني وارد كشور ما شده اند، به كشور خود باز مي گردند و اين باعث مي شود كه كمتر چنين ازدواج هايي صورت بگيرد. همچنين اطلاع رساني به افراد در اين زمينه بسيار اثر گذار است.

     

    مركز مشاوره آنلاين مشاوره ازدواج تهران مشاوره آنلاين خانواده مركز مشاوره ازدواج مشاوره ازدواج آنلاين


    افراد پرخاشگر منفعل

    افراد پرخاشگر منفعل:افراد منفعل پرخاشگر افرادي هستند كه در ظاهر با شما مشكلي ندارند ولي به صورت پنهاني اين خشم را بروز مي دهند. ويژگي پرخاشگر-منفل يكي از بدترين نوع الگوهاي رفتاري در روابط است و مي تواند منجر به اختلافات عميق شود. در اين مقاله به بررسي اين ويژگي مي پردازيم.

     

    نشانه افراد پرخاشگر منفعل

    اينها بعضي از ويژگي هاي فرد پرخاشگر-منفعل مي باشند:

    آنچه مي خواهيد را به شما نمي دهد.

    وقتي به آن نياز نداريد آن را به شما مي دهد! سپس توقع دارد توجهش را تحسين كنيد.

    وقتي به قدر كفايت قدرشناس نباشيد او را عصباني مي كند!

    هيچ چيز هيچ وقت تقصير او نبوده.

    حتي زماني كه تقصير اوست، اول تقصير شما است!

    او  معاف از انجام هر كاري است كه دوست ندارد انجام دهد.

    او حس مي كند حق دارد آنچه مي خواهد را انجام دهد. كه اين بايد به قدر كافي توجيه شود.

    او بسيار «فراموش» مي كند و اين تقصير شماست كه به او ياد آوري نكرديد، «تو بايد مي دانستي من فراموش خواهم كرد!»

    او براي انجام ندادن كارهايي كه هرگز قصد انجامشان را نداشته دليل مي تراشد.

    قول مي دهد كه اصلا قصد ادامه دادن اين رفتارها را ندارد.

    او بدون اينكه احساس خجالت كند كار هاي شرم آور انجام مي دهد.

    او از ترس هايتان عليه شما استفاده مي كند.

    او شما را بخاطر كاري كه خودش انجام داده متهم مي كند.

    متوجه نيست كه چطور موجب رنجش شما يا رنجش خودش مي شود.

    او شما را از پا در مي آورد تا اين كه به مشاجره پايان دهيد.

    او از آسيب پذيري شما نفع مي برد.

    برخورد با پرخاشگر منفعل

    تلاش مي كنيد به او بفهمانيد كه دارد چه كاري با شما انجام مي دهد اما او متوجه نخواهد شد.

    نه تنها متوجه نمي شود، بلكه اين تقصير شماست كه او متوجه نشده! توضيحات شما براي او «به قدر كافي خوب نبوده.» شكست از آن شماست نه او.

    او طعنه مي زند و سپس مي گويد «تحمل شوخي نداري؟»

    قلب شما را مي شكند و بدبخت تان مي كند، اما او از «حال ناخوشايند تان» رنج مي برد.

    از تجربه درس نمي گيرد. اشتباه مشابهي را بار ها و بار ها انجام مي دهند.

    او مي داند چه انتظاري داريد و با انجام ندادن آن بر شما پيروز مي شود. «فراموش كردم.»

    باعث مي شود به او اعتماد كنيد. («عزيزم در اين موضوع به من اعتماد كن.») و سپس به اعتمادتان خيانت مي كند.

    به صورت منفعل شما را با انجام ندادن، فراموش كردن، تاخير، افراط، دليل تراشي، اغراق و مانند اين تنبيه مي كند. اين تنبيه ها اثر آشكاري نخواهد داشت.


    مشاوره شيوه هاي موفق شدن در آزمون هاي استخدامي

    مشاوره شيوه هاي موفق شدن در آزمون هاي استخدامي:

    براي موفق شدن در مصاحبه استخدامي و آموزن هاي كاريابي چه كارهايي بايد انجام داد؟

    كودكان از زمان تولد به دنيا برخي از خصوصيات شخصيتي مانند تمركز ، تطبيق دادن و…. دارا مي باشند.

    بدون شناخت شخصيت خود ، اشخاص بسياري وقت خود را در فعاليت هايي كه از توان آنها خارج مي باشد

    به بطالت مي گذرانند.

    امكان دارد بگوييد در مواقعي كه بازار كار مطلوب نيست نمي توان بر اين موارد تكيه كرد. ولي اگرشخصي

    بتوانيد با راه خود آشنا شود شرايط براي او عوض مي شود و هم انگيزه دروني پيدا خواهد كرد.

    مشاوره شيوه هاي موفق انگيزش كاريابي

    انگيزش شغلي به علاقه دروني شخص و اثرات سازمان محل فعاليت او بستگي دارد. اشخاصي كه انتخاب

    شغل را به سرنوشت مي سپارند در محل كار به علت نداشتن علاقه و انگيزه به طور دائم خسته مي شوند

    و روز به روز دچار افسردگي مي شوند.

    مشاوره افزايش رضايت شغلي

    اگر شغلي كه انتخاب مي كنيد شما رضايت نداريد حتما يك جاي كار ايراد دارد. اگر روحيه شما هر روز

    بدتر از قبل شود و بيدار شدن و به سركار رفتن دشوار مي شود كه در اين صورت حتما مشكل شديدي

    موجود مي باشد كه با توجه نگرفتن آن ، روش هاي موفق شدن شما را كمتر مي كند.

    مشاوره تلفني استخدام ، كاريابي عوض كردن شغل

    اگر در شغل خود به هر علتي نتوانستيد موفق شويد از خطر آن نترسيد. حتما از اشخاصي كه تجربه دارند

    كمك بگيريد ولي اجازه ندهيد قضاوت ديگران آينده شما را تعيين كند. به درون خو مراجعه كنيد و

    شجاعت داشته باشيد.

    شغل خود را عوض كنيد آنچه بيشتر اهميت دارد زندگي شخصي شماست.

    *به چه صورت شغل مطلوب خود را انتخاب كنيم؟

    *انتخاب شغل مطلوب در روحيه اشخاص چگونه موثر مي باشد؟

    *چه اشخاصي براي كار جمعي مطلوب نيستند؟

    *آيا اشخاص كار آموز احتياج به ياد گرفتن روش هاي كار جمعي دارند؟

    *نقش مشاوره شغلي در راهنمايي استعدادهاي اشخاص چه مي باشد؟

    *از كجا بفهميم وقت عوض شدن شغل رسيده است؟

    *آيا خطر كردن احتياج به تمرين دارد؟

    *آيا هميشه عوض شدن شغل آرامش ما را دچار خطر مي كند؟

     

    مشاور خانواده:بازار داروهاي تقويت قواي جنسي

     داروهاي تقويت قواي جنسي

    مكمل تقويت قواي جنسي، راهي براي تقويت بنيان خانواده، معجزه داروي تقويت قواي جنسي را يك بار تجربه كنيد، ديگر نگران كم‌تواني جنسي خود نباشيد…

    اين روزها اگر به مجلات خانوادگي سر بزنيد، سايت‌هاي تبليغاتي را زير و رو كنيد و يا به شبكه‌هاي ماهواره‌اي دسترسي داشته باشيد، حتما چشمتان به آگهي‌هاي اين‌چنيني خورده. داروهاي تقويت قواي جنسي در كنار داروهاي ترك اعتياد، بيشتر تبليغات اين رسانه‌ها را دارند. ادعاي اصلي فروشندگان اين محصولات، گياهي‌بودن و بدون عوارض جانبي‌بودنشان است و اين‌كه تاييديه بهداشتي خود را از مراكز معتبري گرفته‌اند. ما هم سراغ اين آگهي‌ها مي‌رويم و در مورد داروهايشان اطلاعات مي‌گيريم. اين گزارش، شرح جست‌وجوي ما، ميان آگهي‌هاي تقويت قواي جنسي است.

    با جين سينگ تقويت شويد!

    شروع به تماس‌گرفتن با شماره‌هاي تبليغاتي مي‌كنيم. خيلي از اين فروشنده‌ها و برندهاي مدعي، از طرف وزارت بهداشت غيرمجاز شناخته شده‌اند. به گفته مديران فروش آنها، ماده اصلي داروهاي تقويت قواي جنسي، گياهي تايلندي با نام جين سينگ است.

    جين سينگ يك ريشه گياهي است كه باعث تقويت انرژي در بدن مي‌شود. با يكي از مديران فروش اين محصول تماس مي‌گيرم. آقاي «م» خيلي خجالتي است و بعد از كلي اين پا و آن پاكردن مي‌گويد: «من ترجيح مي‌دم با آقاتون صحبت كنم!» به آقاي «م» اطمينان مي‌دهم كه ما براي خريد عمده با او تماس گرفته‌ايم و بازارياب‌هاي شركت تجاري هستيم. او مي‌گويد: «ما دو نوع دارو داريم كه هيچ كدامشان عارضه جانبي ندارند و مورد مصرف آقايان قرار مي‌گيرند. داروهاي ما صد درصد گياهي است و از ريشه گياهان هندي و تايلندي تهيه مي‌شود.

    اين داروها در بسته‌هاي صدتايي به فروش مي‌رسند و قيمت هر بسته آن ۱۲۰ هزار تومان است و بايد روزي بين دو تا چهار قرص را مصرف كنيم تا دارو بتواند اثر مفيد خود را روي بدن بگذارد.» از آقاي «م» مي‌پرسم كه آيا داروي آنها تاييديه وزارت بهداشت را دارد يا نه، او مي‌گويد: «نه خانم! ما تاييديه جاي مهم‌تري را داريم. تاييديه مركز فضانوردي ناسا!!» وقتي تعجب من را مي‌بيند، ادامه مي‌دهد: «آخر ما نمايندگي كمربندهاي ويبره لاغري را هم داريم كه ناسا براي فضانوردانش تجويز كرده و به اين محصول ما تاييديه داده. براي همين محصولات ديگر ما را هم به وسيله پزشكانش مورد آزمايش قرار داد و بعد از ديدن اثرات مفيد اين محصولات، به همه آنها تاييديه داد.»

    محصول ديگري كه سراغش مي‌روم، اولين دستگاه مكانيكي تقويت قواي جنسي است، چون هرطوري كه بخواهم در موردش توضيح بدهم، حذف مي‌شود فقط اين نكته را مي‌گويم كه مدير فروش اين دستگاه كه اسمش «لارجر باكس» است، به ما مي‌گويد: «اين دستگاه سال‌هاست كه در اروپا استفاده مي‌شود و بدون هيچ عارضه‌اي، در خدمت خانواده‌هاي گرم ايراني است و قيمت آن تنها ۱۷۹ هزار تومان است.»مشاور خانواده

    خانم «ف» هم يكي ديگر از فروشنده‌هايي است كه با او تماس مي‌گيرم و به ما قرص ويگاريكس را پيشنهاد مي‌كند. قرص ويگاريكس از همان گياه جين سينگ تهيه شده. او مي‌گويد: «علاوه بر تقويت قواي جنسي، هزار خاصيت ديگر هم دارد.»

    خانم «ف» تمام خاصيت‌هايش را برايم پشت سر هم رديف مي‌كند. او مي‌گويد: «تقويت‌كننده عضلات، حافظه، بازكننده عروق و ضدميگرن هم هست. تازه كلي خاصيت ديگر هم دارد كه چون تخصصي است و شما سر درنمي‌آوري، از گفتنش صرف‌نظر مي‌كنم. قيمتش هم ۱۰۰ هزار تومان است.» در مورد نحوه استفاده از اين قرص سؤال مي‌كنم. او مي‌گويد: «بايد دوره درمان را تا چهار بسته ادامه بدهيد. روزي چهار عدد از قرص‌ها را با چهار ليوان آب مي‌خوريد. مطمئن هم باشيد كه هيچ عارضه‌اي ندارد. البته اگر داروي به‌صرفه‌تري بخواهيد، داروي Bigboy را پيشنهاد مي‌كنم. هر بسته‌اش ۳۰ هزار تومان است و همان كار ويگاركيس را انجام مي‌دهد. فقط فرقش با ويگاركيس اين است كه ويگاركيس تاييديه وزارت بهداشت خودمان را دارد، ولي Bigboy از ناسا تاييديه مي‌گيرد!»

    بعد از گرفتن اين اطلاعات، سراغ عطاري‌ها مي‌روم. پشت شيشه اكثر عطاري‌ها، با خطي خوش، كنار خواص عرق شاه‌دانه و كپسول‌هاي لاغري، در مورد داروهاي تقويت قواي جنسي اطلاعاتي داده شده. اولين عطاري كه به آن سر مي‌زنم، عطاري آگاه است. آقاي آگاه خوش‌برخورد است و مي‌گويد: «بيشتر از مردها، خانم‌ها سراغ اين داروها را مي‌گيرند.» و مي‌خندد و توضيحاتش را اضافه مي‌كند: «هيچ كدام از اين داروهايي كه در ماهواره و مجله‌ها تبليغ مي‌شود، اثر درستي ندارد. اگر كسي ناتواني جسماني دارد، بايد به پزشك مراجعه كند و مشكلش را حل كند. اما اگر كسي بخواهد انرژي‌اش را افزايش دهد، بايد از اين معجون‌هاي عسلي استفاده كند كه محتوي عسل، كنجد، پسته و بادام است.

    البته، يك معجون جديدي هم برايمان آمده كه حاوي زبان گنجشك، عرق مار، پسته و زنجبيل است و اسمش معجزه تقويت قواي جسماني است. قيمت يك شيشه‌اش هم ۱۰ هزار تومان است.» موقع خارج‌شدنم از عطاري، آقاي آگاه مي‌گويد: «به همسرت بگو اگر روزي يك زرده تخم‌مرغ را با شير و عسل و كاكائو مخلوط كند، مشكلشان زود حل مي‌شود و ديگر نيازي به خرج بيخودكردن نيست!»

    مغازه بعدي، يك عطاري معروف در پيچ شميران است. حكيم اين عطاري، دكتر رضاييان، خيلي حال و حوصله صحبت‌كردن ندارد. در مورد داروهاي تقويت جنسي از او سؤال مي‌كنم.

    او مي‌گويد: «بايد مريضت را ببينم و بعد از معاينه به او دارو بدهم، اما اگر خجالت مي‌كشد و اهل آمدن به اينجا نيست، از اين معجون‌هاي عسلي بگير و روزي پنج قاشق به او بده. حالش را بهتر مي‌كند.» وقتي مي‌خواهم سؤالات بيشتري از او بپرسم، با عصبانيت مي‌گويد: «دخترجان خجالت بكش! تو چقدر رو داري. بگو يه مرد بياد اينجا!»

    در عطاري بعدي باز هم به همان گياه جين سينگ مي‌رسم. همان ريشه تايلندي اعجاب‌انگيز را مي‌گويم. آقاي عطار مي‌گويد: «بيشتر داروهاي تقويت قواي جنسي، مخصوص مردان هستند. اين داروها مشكل كم‌تواني را به‌طور كامل حل نمي‌كند، اما مي‌تواند كمي وضعيت بيمار را بهتر كند. ريشه گياه جين سينگ را با گل سرخ و زنجبيل مخلوط مي‌كنيم و به شكل كپسول درمي‌آ‌وريم. هر بسته اين دارو ۲۰ هزار تومان و حاوي ۸۰ عدد كپسول است.»

    از آقاي عطار مي‌پرسم كه بيشتر چه كساني براي خريد اين داروها به عطاري سر مي‌زنند؟ او مي‌گويد: «بيشتر مردان جوان خريدار اين داروها هستند. مرداني كه تازه ازدواج كرده‌اند و يا به خاطر مشكلات جنسي زندگي‌شان در حال متلاشي‌شدن است. خيلي از پسرها هم مي‌آيند و معجون‌هاي ساختني مي‌خواهند كه ما نداريم.»

    آقاي عطار بعد از كمي مكث مي‌گويد: «البته يك مورد خاص هم داشتيم. يكي دو سال پيش بود كه مردي مسن هر روز به بهانه خريد داروهاي مختلف گياهي به مغازه‌ام مي‌آمد، مرتب از من خريد مي‌كرد. از عرق گياهي بگير تا تخم گياه‌هاي مختلف. مي‌فهميدم چيزي مي‌خواهد كه رويش نمي‌شود آن را طلب كند. بعد از مدتي خودم رك به او گفتم كه يا بگويد واقعا چه مي‌خواهد يا اين‌كه ديگر به مغازه‌ام نيايد. دست آخر با كلي من و من كردن گفت كه ۵۹ سال دارد و تازه با دختري ۲۱ ساله ازدواج كرده، حالا داروي تقويت قواي جنسي مي‌خواهد. دارويي را كه مي‌خواست، به او فروختم، اما افاقه نكرد. بعدها شنيدم دخترك حاضر به زندگي‌كردن با او نشد و بعد از دو سال طلاق گرفت.»

    آقاي مرتضوي يكي از ويزيتورهاي سابق اين داروها در مورد اثرات داروهاي تقويت قواي جنسي مي‌گويد: «به جرأت مي‌توانم بگويم هيچ كدام از اين داروها اثري ندارند و اثرشان بيشتر تلقيني است. گاهي استفاده از اين نوع داروها به شما اين تفكر را مي‌دهد كه حتما مشكلتان حل مي‌شود.

    در طول كارم خيلي‌ها تماس مي‌گرفتند و بابت توليد اين دارو از ما تشكر مي‌كردند و خيلي‌ها هم تماس مي‌گرفتند و گلايه مي‌كردند. اما گاهي هم مي‌تواند استفاده از اين داروها و دستگاه‌ها خطرات جبران‌ناپذيري داشته باشد. مثل دستگاه وكيوم همراه كه تقريبا در همه داروخانه‌ها موجود است و مي‌تواند بيماري‌هاي جدي را به همراه داشته باشد. من كه فكر مي‌كنم بهترين راه براي حل اين مشكلات اين است كه به پزشك مراجعه كنيد!»

    بعد از اين پرس‌وجوها سراغ دكتر شهرياري، اورولوژيست و يكي از جراحان تغيير جنسيت در خاورميانه مي‌رويم. دكتر شهرياري از همان اول آب پاكي را روي دستمان مي‌ريزد و از بيخ و بن تمام اين داروها و دستگاه‌ها را رد مي‌كند. او مي‌گويد: «باعث تاسف است كه چنين چيزهايي كه باعث رواج شارلاتانيسم مي‌شود، در روزنامه‌هاي صبح و مجلات تبليغات گسترده‌اي دارند. در مورد دستگاه‌هايي كه در رسانه‌ها تبليغ مي‌شود، بايد بگويم كه تا به حال تحت هيچ شرايطي چنين دستگاهي اختراع نشده كه با استفاده از آن بشود قواي جسماني را تقويت كرد. اين دستگاه‌ها رواج شارلاتانيسم در كشور است و به دليل آن‌كه هيچ مرجعي نظارت روي اين‌جور تبليغات را درست برعهده ندارد، ما اين تبليغات را مي‌بينيم، از آنها استفاده مي‌كنيم و تا آخر عمر هم بايد با عوارض غيرقابل جبران آن دست و پنجه نرم كنيم. در مورد داروهايي همه كه چه در رسانه‌ها تبليغ مي‌شود و چه در مغازه‌هاي موسوم به عطاري موجود است، بايد چند نكته را بگويم. اول اين‌كه نگاه سنتي در همه جوامع وجود دارد، چه در چين، چه در ايران و چه در سانفرانسيسكو و مي‌تواند خسارت جبران‌ناپذيري را وارد كند. جدا از آن هر چيز گياهي الزاما خوب نيست. شما اگر هفت دانه بادام تلخ را به يك بچه سه ساله بدهيد تا بخورد، به او گياه داده‌ايد، اما باعث مرگ او هم مي‌شويد، چرا كه بادام تلخ به دليل اين‌كه حاوي مواد مضر و مسموم است، باعث مرگ او مي‌شود.مشاور خانواده

    من در اين مثال ساده سعي كردم كه مضرات اين داروهاي گياهي جنسي را براي شما بازگو كنم. اولا هر دارويي كه در خارج از كشور تهيه مي‌شود، بايد به تاييد اف‌بي‌اِي آمريكا برسد، نه اين‌كه در يك نقطه نامعلوم و در يك فضاي بسته چند كلاهبردار با جان مردم بازي كنند. در ثاني براي تقويت قواي جسماني، داروهاي بسياري وجود دارد كه با تجويز پزشك بايد مورد مصرف قرار گيرد و علاوه بر آن تهيه اين گياه‌ها پروسه طولاني دارد و بايد در مقالات علمي هم مورد تاييد قرار بگيرد. هر چيز گياهي الزاما خوب نيست، با جانتان بازي نكنيد!»


    كمك به افراد با اختلال دو قطبي

    كمك به افراد با اختلال دو قطبي:اين مقاله در مورد روش هاي حمايتي مناسب براي كمك به اعضاي خانواده، معشوقه يا دوستان با اختلال دوقطبي است.

    كمك به افراد خانواده با اختلال دو قطبي

    درگير شدن در پستي و بلندي هاي اختلال دوقطبي مي تواند سخت باشد و اين فقط مختص فرد بيمار نيست. خلق و خو و رفتار هاي فرد با اختلال دوقطبي بر همه ي اطرافيان تاثير مي گذارند، خصوصا بر اعضاي خانواده و دوستان نزديك. هنگام حمله هاي دوقطبي، ممكن است مجبور شويد با شوخي هاي بي ملاحظه، خواسته هاي شنيع، فورانهاي شيدايي و تصميم هاي غير مسئولانه مقابله كنيد. و وقتي كه طوفان مخرب شيدايي مي گذرد، اين كه با عواقب مقابله كنيد معمولا گردن شما مي افتد. درطول اين دوره افسردگي، ممكن است مجبور شويد كاستي ها را براي كسي كه دوستش داريد و توان روبرو شدن با مسئوليت هاي خانه يا محل كار را ندارد جبران كنيد.

    خبر خوب اين است كه اغلب افراد با اختلال دوقطبي مي توانند خلق و خوي خود را با درمان مناسب ، دارو و حمايت متعادل كنند و شما مي توانيد نقش چشمگيري را در بهبودش ايفا كنيد. معمولا فقط داشتن كسي براي صحبت كردن مي تواند بر ديدگاه و انگيزه ي فردي كه دوستش داريد تاثير بگذارد.

    راه هاي ديگري كه مي توانيد كمك كنيد در اينجا آمده:

    درمورد اختلال دو قطبي ياد بگيريد:

    هرچه كه مي توانيد درمورد نشانه ها و روش هاي رفتار ياد بگيريد. هر چه بيشتر در مورد اختلال دوقطبي بدانيد، بيشتر آماده ي كمك به كسي كه دوستش داريد خواهيد بود و موضوع را بيش از حد بزرگ نخواهيد كرد.

    شخص را تشويق كنيد كمك بپذيرد.

    اختلال دوقطبي هر چه زودتر معالجه شود، بهتر بهبود مي يابد، بنابر اين كساني كه دوستشان داريد را وادار كنيد فورا كمك تخصصي بگيرد. منتظر نمانيد كه ببينيد آيا بدون معالجه بهتر مي شود يا نه.

    درك كنيد.

    بگذاريد دوست يا عضو خانواده تان بداند كه اگر او به شنونده اي دلسوز، تشويق، يا كمك به درمان نياز داشته باشد شما خواهيد بود. افراد با اختلال شخصيت دو قطبي معمولا در برابر كمك گرفتن مقاوم هستند زيرا آنها نمي خواهند احساس كنند سربار ديگران هستند، بنابر اين به شخص ياد آوري كنيد كه اهميت مي دهيد و هر كمكي كه بتوانيد انجام مي دهيد.

    صبور باشيد.

    بهتر شدن زمان مي برد، حتي زماني كه شخص تحت درمان باشد. توقع بهبودي سريع يا معالجه ي دائم نداشته باشيد. نسبت به سرعت درمان صبور باشيد و براي چالش هاي شكست آماده شويد. مديريت اختلال دوقطبي فرآيندي طولاني مدت است.

    اهميت حمايت در بهبود اختلال شخصيت دوقطبي

    افراد با اختلال شخصيت دوقطبي زماني كه از طرف اعضاي خانواده و دوستان حمايت مي شوند بهتر رفتار مي كنند. احتمال بهبود آنهايي سريع تر است كه افراد خانواده يا دوستانشان مشاركت مي كنند و حامي آنها مي شوند، شيدايي و دوره ي افسردگي كمتري تجربه مي كنند و نشانه هاي خفيف تري دارند.

    اختلال دو قطبي و خانواده

    زندگي با شخصي كه اختلال دوقطبي دارد مي تواند باعث استرس و تنش در خانواده شود. بيشترين چالش مقابله با علايم و عواقب ناشي از علائم اينست كه اعضاي خانواده معمولا با احساس گناه، ترس و درماندگي دست به گريبان مي شوند. نهايتا، تقلا و كوشش بسيار باعث مشكلات جدي در رابطه مي شود. اما خانواده ها اگر ياد بگيرند بيماري و سختي هايش را بپذيرند مي توانند با اختلال دوقطبي با موفقيت رفتار كنند.

    زماني كه احساس عجز يا گناه مي كنيد، مهم است به ياد داشته باشيد كه داشتن اختلال دوقطبي تقصير هيچ كس نيست.

     پذيرش اختلال دو قطبي شامل اعتراف به اين مي شود كه ممكن است هرگز چيزي به حالت طبيعي برنگردد. معالجه مي تواند تاثير بسياري براي شخصي كه دوستش داريد داشته باشد، اما ممكن است به همه ي نشانه ها يا آسيب ها توجه نكند. براي دوري از نا اميدي و رنجش مهم است كه توقعات واقع گرايانه اي داشته باشيد. توقع زياد از اعضاي خانواده تان محكوم به شكست است. از طرف ديگر، انتظار كم داشتن نيز مي تواند مانع بهبود شود، بنابر اين سعي كنيد بين تشويق استقلال و حمايت كردن تعادل برقرار كنيد.

    گام هايي براي روبرو شدن با اختلال دوقطبي در خانواده

    افراد با اختلال دوقطبي نمي توانند خلق و خويشان را كنترل كنند. آنها نمي توانند از افسردگي رها شوند يا نمي توانند در طول شيدايي كنترل خودشان را بدست گيرند. بر افسردگي و جنون نمي توان با خويشتن داري، اراده يا استدلال غلبه كرد. گفتن «دست از ديوانه بازي بردار» يا «نيمه ي پر ليوان را ببين» به شخص كمك نخواهد كرد.

    محدوديت هاي خودتان را بپذيريد.

    شما نمي توانيد شخص با اختلال دو قطبي را نجات دهيد، همينطور نمي توانيد كسي را مجبور كنيد كه مسئوليت بهتر شدن را برعهده بگيرد. مي توانيد پيشنهاد حمايت كنيد، اما در نهايت، بهبود در دست فرد بيمار است.

    استرس را كاهش دهيد.

    استرس اختلال دوقطبي را بدتر مي كند، بنابر اين سعي كنيد راه هايي براي كاهش استرس در زندگي كسي كه دوستش داريد پيدا كنيد. بپرسيد چطور مي توانيد كمك كنيد و داوطلب شويد بعضي از مسئوليت هاي فرد را اگر لازم است انجام دهيد. كار هاي روتين ايجاد كنيد و انجام دهيد، مانند زمان منظمي براي بيدار شدن، غذا خوردن، خوابيدن كه همچنين مي تواند استرس خانواده را كم كند.

    آزادانه ارتباط برقرار كنيد.

    ارتباط آزاد و صادقانه براي مقابله با اختلال شخصيتي دوقطبي در خانواده  كاربردي است. نگراني هايتان را با روشي محبت آميز در ميان بگذاريد، از شخص بپرسيد چه احساسي دارد و سعي كنيد واقعا گوش دهيد، حتي اگر با او موافق نيستيد يا به آنچه گفته مي شود ارتباطي نداريد.

    حمايت از فردي كه اختلال دوقطبي دارد

    حرف هاي كمك كننده اي كه مي توانيد بزنيد:

    تو تنها نيستي. من كنارت هستم.

    من مي فهمم كه بيماري ات جدي است و اين باعث چنين تفكرات و احساساتي مي شود.

    ممكن است الان اين را باور نكني، اما احساست تغيير خواهد كرد.

    ممكن است من دقيقا نتوانم بفهمم كه چه احساسي داري، اما به تو اهميت مي دهم و مي خواهم كمك كني.

    تو برايم اهميت داري. زندگي ات برايم مهم است.

    شخص با اختلال دوقطبي را مجاب كنيد كه به دكتر مراجعه كند.

    گذشته از حمايت عاطفي، بهترين راه براي كمك كسي كه اختلال دوقطبي دارد، تشويق كردن و حمايت از معالجه است. هرچند افراد با اختلال دوقطبي نسبت به شرايط خود بينش ندارند، بنابر اين هميشه آسان نيست كه آنها را پيش دكتر ببريم. وقتي به آنها احساس شيدايي دست مي دهد، احساس خوبي دارند و متوجه نمي شوند كه مشكلي وجود دارد. وقتي كه افسرده هستند، ممكن است تشخيص دهند كه چيزي اشكال دارد، اما انرژي اينكه كمك بخواهند را ندارند.

    اگر كسي كه دوستش داريد امكان اختلال دو قطبي را تصديق نمي كند، درموردش بحث نكنيد. اين نظر ممكن است براي فرد ترسناك باشد، بنابر اين مراقب باشيد. در عوض معاينه ي پزشكي روزانه را پيشنهاد دهيد، پزشك را براي  نشانه ي خاصي ملاقات كنيد، مانند بي خوابي، زود رنجي يا خستگي (مي توانيد پيشاپيش با دكتر تماس بگيريد و درمورد نگرانيتان راجع به اختلال دوقطبي بگوييد.)

    چيز هاي مفيدي كه مي توانيد بگوييد:

    اختلال دوقطبي يك بيماري جدي است، مانند ديابت. اين بيماري نيازمند مراقبت هاي پزشكي است.

    تو نبايد بخاطر اختلال دوقطبي سرزنش بشي. تو باعث آن نبوده اي. اين تقصير تو نبوده.

    مي توانيد بهتر شويد. درمان هاي بسياري وجود دارند كه مي توانند مفيد باشد.

    اگر اختلال دوقطبي درمان نشود، معمولا بدتر مي شود.

    شخصي كه دوستش داريد را درطول درمان اختلال دو قطبي حمايت كنيد.

    وقتي كه دوست يا عضو خانواده تان موافقت مي كند كه به پزشك مراجعه كند، مي توانيد به عنوان زوج به درمان كمك كنيد. حمايتتان مي تواند در موفقيت درمان تفاوت زيادي ايجاد كند، بنابر اين پيشنهاد مشاركت دهيد، به هر طريقي كه شخص با اختلال دوقطبي مي خواهد يا نياز دارد.

    كارهايي كه مي توانيد براي حمايت از درمان اختلال دوقطبي شخصي كه دوستش داريد انجام دهيد:

    دكتر و روانشناس هاي با صلاحيت و متخصص پيدا كنيد.

    قرار ملاقات ها و ويزيت را تنظيم كنيد و پيش رويد.

    بينشتان را به دكتر پيشنهاد دهيد.

    بر خلق و خوي فرد نظارت كنيد.

    درمورد دارو هاي فرد ياد بگيريد.

    پيشرفت درمان را دنبال كنيد.

    مراقب نشانه هاي پس رفت باشيد

    دكتر را از مشكلات آگاه  كنيد.

    شخص را تشويق كنيد از داروي اختلال شخصيت دو قطبي استفاده كند

    دارو زير بناي درمان اختلال شخصيت است و اكثر افراد براي تنظيم خلق و خويشان و جلوگيري از عود به آن نياز دارند. علي رقم نياز به دارو، خيلي از افراد با اختلال  دوقطبي از مصرف آن دست مي كشند. برخي به اين دليل كه احساس مي كنند بهتر شده اند، ديگران به دليل عوارض جانبي، و ما بقي به اين خاطر كه از نشانه هاي شيدايي لذت مي برند. به ويژه افرادي كه فكر نمي كنند مشكل دارند بيشتر احتمال دارد كه از مصرف دارو دست بكشند.

    مي توانيد با تاكيد بر اهميت دارو به فردي كه اختلال دوقطبي دارد كمك كنيد در مسير بماند و مطمئن شويد همه ي دارو هاي تجويز شده همانطور كه دستور داده شده مصرف مي شوند. همچنين شخص را تشويق كنيد با دكتر درمورد هرگونه عوارض جانبي آزار دهنده صحبت كند. اگر ميزان دارو بسيار زياد يا بسيار كم باشد عوارض جانبي مي توانند بسيار ناخوشايند باشند، اما تغيير در نوع دارو يا ميزان آن ممكن است مشكل را حل كند. به فرد ياد آوري كنيد كه قطع ناگهاني دارو خطرناك است.

    مراقب نشانه هاي خطرعود اختلال دوقطبي باشيد

    حتي اگر شخص با اختلال دوقطبي تحت درمان قرار گيرد، ممكن است گاهي علايم بيماري بدتر شوند. اگر متوجه هرگونه علامت يا تغيير خلق و خو شديدفورااقدامكنيد. به علايم دوقطبي به وجود آمده در شخصي كه دوستش داريد اشاره كنيد و دكتر را با خبر كنيد. با پا درمياني سريع، ممكن است بتوانيد از وقوع  شيدايي افسردگي پيش از اينكه كاملا گسترش يابد جلوگيري كنيد.

    نشانه ها و علايم خطر شيدايي:

    كم خوابي

    خلق و خوي متغير

    بي قراري

    به سرعت صحبت كردن

    افزايش مقدار فعاليت

    كج خلقي يا پرخاشگري

     

    نشانه ها و علايم هشدار افسردگي

    خستگي و رخوت

    بيشتر خوابيدن

    اشكال در تمركز

    كناره گيري از ديگران

    تغيير در اشتها

    مقابله با شيدايي و افسردگي: گام هايي براي خانواده و دوستان

    اگر از عود بيماري جلو گيري نشد، كار هايي وجود دارند كه مي توانيد در طول شيدايي يا دوره افسردگي براي مقابله با آن انجام دهيد.

    نشانه هاي دوقطبي را به دل نگيريد.

    در ميان دوره ي افسردگي دوقطبي، افراد معمولا چيزي مي گويند يا كاري مي كنند كه زيانبخش يا شرم آور است. در زمان شيدايي ممكن است آنها بي ملاحظه، بي رحم، خرده گير و ستيزه جو شوند. در زمان افسردگي، آنها ممكن است پس زننده، زود رنج، ناسازگار و زود خشم شوند. سخت است كه چنين رفتار هايي را به خود نگيريد، اما سعي كنيد به ياد داشته باشيد كه اين ها نشانه هاي بيماري رواني است، نه نتيجه ي خود خواهي يا نا بالغي.

    براي رفتار هاي مخرب آماده باشيد.

    در زمان شيدايي يا افسردگي، افراد با اختلال دوقطبي ممكن است ويرانگر يا غير مسئولانه رفتار كنند. برنامه ريزي از قبل براي  چگونگي مديريت چنين رفتاري مي تواند مفيد باشد. وقتي فردي كه دوستش داريد خوب است، درمورد اساس نامه اي براي نحوه ي رفتار مذاكره كنيد، اين به شما امكان بيشتري مي دهد تا وقتي نشانه ها ظاهرمي‌شوند از او حمايت كنيد. درمورد گام هاي خاصي كه خواهيد برداشت توافق كنيد، همچون برداشتن كارت هاي اعتباري يا سويچ ماشين، باهم دكتر رفتن، يا بدست گرفتن مسائل مالي خانه.

    بدانيد در بحران چه كنيد.

    مهم است كه از قبل براي زمان هاي بحران برنامه بريزيد، بنابر اين مي توانيد زماني كه اتفاق مي افتد به سرعت و موثر عمل كنيد. داشتن برنامه ي بحران مي تواند مفيد باشد. مطمئن شويد كه ليستي از اطلاعات تماس اورژانسي دكتر ها، روانشناس ها و ديگراني كه كمك خواهند كرد را داشته باشيد. همچنين شامل آدرس و شماره تلفن بيمارستاني كه در صورت لزوم فرد را خواهيد برد.

    در مواقع اورژانسي با ۱۲۳ (اورژانس اجتماعي تماس بگيريد.

    اگر شخص با اختلال دوقطبي تمايل به خودكشي يا خشونت دارد، سعي نكنيد به تنهايي موقعيت را مديريت كنيد. اگر نگران هستيد كه فرد مورد علاقه تان ممكن است به شما آسيب برساند، به جاي امن برويد و با پليس تماس بگيريد. اگر فرد تمايل به خود كشي دارد، او را تنها نگذاريد، آمبولانس خبر كنيد و تا زماني كه برسد در كنار شخص بمانيد.

    حمايت از شخصي كه دچار شيدايي است.

    افرادي كه شيدايي دارند معمولا احساس مي كنند جدا از ديگران هستند. حتي گذراندن زمان اندكي با آنها، كمك خواهد كرد. اگر فرد انرژي زيادي دارد با هم قدم بزنيد، تا به فرد اجازه دهيد در حركت باشد و از حضور شما بهره ببرد.

    با اين حال، در طول مدت شيدايي با شخص بحث و بگو مگو نكنيد. از گفت و گو هاي پرتنش بپرهيزيد.

    در دوره هاي انرژي بالا شخص اغلب كار هايي انجام مي دهد يا چيز هايي مي گويد كه معمولا آنها را نخواهد گفت و انجام نخواد داد، شامل تمركز بر جنبه هاي منفي ديگران. در صورت لزوم از فرد فاصله بگيريد و از مشاجره بپرهيزيد.

    غذا و نوشيدني هايي كه خوردنشان راحت است آماده كنيد (همچون ساندويچ ها و سيب و نون و پنير و آب ميوه)، زيرا براي فرد در طول دوره با انرژي بالا سخت است كه براي غذا خوردن بنشيند.

    از تحريك و تحميل فعاليت هاي بسيار به فرد بپرهيزيد. بهتر است كه محيط اطراف را تا جايي كه امكان دارد آرام نگه داريد.

    اجازه دهيد هر زمان كه ممكن است فرد بخوابد. در دوره ي انرژي بالا، خوابيدن مشكل است و در طول روز احتمال دارد كه فرد چرت كوتاهي  بزند. بعضي اوقات فرد فقط پس از ۲ يا ۳ ساعت خواب احساس تجديد نيرو مي كند.

    وقتي شخصي كه دوستش داريد دو قطبي است از خودتان مراقبت كنيد

    بديهي است وقتي  كه از شخص ديگري حمايت مي كنيد به نيازهاي خوتان بي توجهي كنيد. اما اگر مراقب خودتان نباشيد، خود را در معرض خطر فرسودگي رواني قرار مي دهيد. براي مقابله با استرس مراقبت از فرد دوقطبي، بايد از خودتان هم از لحاظ روحي و هم جسمي مراقبت  كنيد.

    روي زندگي خودتان تمركز كنيد. حمايت از شخصي كه دوستش داريد ممكن است برخي تغييرات در زندگي به وجود آورد، اما مطمئن شويد كه دورنماي اهداف و اولويت هاي خودتان را از دست نمي دهيد. از دوستي ها، برنامه ها يا فعاليت هايي كه باعث شادي شما مي شوند دست بر نداريد.

    كمك بگيريد. دست به گريبان شدن با بيماري رواني شخصي كه دوستش داريد مي تواند دردناك باشد  و شما را منزوي كند. حواستان باشد كه حمايت عاطفي مورد نياز براي مقابله را در يافت مي كنيد. با كسي كه اعتماد داريد  درمورد آنچه درحال وقوع است صحبت كنيد. اين مي تواند به روان درماني شما نيز كمك كند يا به گروه هاي حمايتي ملحق شويد.

    مرز ها را مشخص كنيد. در مورد مراقبت هايي كه مي توانيد بدون احساس از توان افتادن و رنجش انجام دهيد واقع بين باشيد. در مورد آنچه مي خواهيد انجام دهيد و آنچه قادريد انجام دهيد محدوديت هايي تعيين كنيد و آن را رعايت كنيد. اينكه اجازه دهيد اختلال دوقطبي بر زندگي تان چيره شود براي شما يا كسي كه دوستش داريد سالم نيست.

    استرس را مديريت كنيد. استرس بر بدن و ذهن، عوارضي را بر جاي مي گذارد، بنابر اين راهي پيدا كنيد كه استرس را تعديل كنيد. مطمئن شويد كه خوب مي خوريد و به اندازه كافي مي خوابيد و ورزش مي كنيد. همچنين مي توانيد با تكنيك هاي ريلكسيشن مانند مديتيشن، استرس را كنترل كنيد.

    درخواست كمك كنيد. اگر دوست يا اعضاي خانواده تان نياز به كمكي بيش از آنچه در توان شماست دارند، از ديگران در خواست كمك كنيد. سراغ دوستان نزديك يا فاميل برويد، يا با سازمان هاي مربوط تماس بگيريد.


    مشاور خانواده:شبكه هاي اجتماعي

    شبكه هاي اجتماعي

    فرض كنيد مي‌خواهيم در مورد موبايل آيفون جديد صحبت كنيم. يك نفر مي‌گويد آيفون جديد هيچ فرقي نكرده، فقط كمي كشيده‌تر شده. يك نفر ديگر مي‌گويد براي اين كشيده‌تر شده تا وقتي مي‌خواهيم جدول ليگ برتر را ببينيم، بعضي از تيم‌ها هم پيدا باشند! حالا ما ديگر در مورد آيفون صحبت نمي‌كنيم، درباره تيم‌هاي فوتبال حرف مي‌زنيم.

    فرض كنيد مي‌خواهيم در مورد يك بازي كامپيوتري جديد صحبت كنيم. يك نفر مي‌گويد اين نسخه از بازي خيلي بهتر از نسخه‌ قبلي است. يك نفر ديگر مي‌گويد گرافيك آن در پلي‌استيشن ۳ خيلي بهتر از ايكس‌باكس است! حالا ما ديگر در مورد بازي صحبت نمي‌كنيم، درباره گرافيك كنسول‌هاي بازي حرف مي‌زنيم.

    در دنياي اينترنت در دو مثال بالا، به اين «يك نفر ديگر»، «ترول» مي‌گفتند؛ شخصيتِ روي اعصابي كه بحث را منحرف و يك صحبت معمولي را تبديل به دعوايي قديمي مي‌كرد. ترول يك بحث منطقي در اينترنت را به يك بحث قديمي و بي‌سرانجام تبديل مي‌كرد و از اين كه دعوا راه مي‌انداخت، لذت مي‌برد.مشاور خانواده

    چند سالي است اما «ترول» معناي ديگري پيدا كرده. وقتي در شبكه‌هاي اجتماعي و اينترنت گشت مي‌زنيد، با شبه‌كميك‌استريپ‌هايي طرف هستيد كه در چند صحنه، شما را به خنده وامي‌دارند. اين نقاشي‌ها به «ترول» معروف شده‌اند و اولين بار سايت ۴chan در سال ۲۰۰۸ از آن‌ها استفاده كرد. اين نقاشي‌ها به مرور زمان شخصيت‌هاي ثابتي پيدا كرده‌اند و هر كدام در جاي خود به كار مي‌روند؛ مثل «براي هميشه تنها»، «آقاي هميشه خندان»، «آقاي بي‌فرهنگ» و…

    در شبكه‌هاي اجتماعي اين ترول‌ها همه‌جا را تسخير كرده‌اند، در خيلي از صفحات مي‌توانيد تصوير مرد خنداني را ببينيد كه با شيطنت تمام مي‌پرسد: «مشكلي هست؟!». بيش‌از ۲۰ صفحه‌ فارسي زبان ترول پيدا مي‌كنم كه فقط براي انتشار ترول هستند؛ تعداد طرفداران بعضي صفحات به بيشتر از ۲۰۰ هزار نفر مي‌رسد.

    يك صفحه توجهم را جلب مي‌كند، جايي كه تمام ترول‌ها يك تصوير چند قسمتي هستند. جان تراولتا، بازيگر معروف هاليوودي، همراه با داين جانسون (قهرمان كشتي و بازيگر) و يك دختر سوار ماشين هستند و هر بار براي آن‌ها اتفاقاتي مي‌افتد. گاهي بازيكنان فوتبال سوار ماشين هستند و گاهي جاستين بيبر و گاهي شخصيت‌هاي معروف ديگر، و هر بار با يك نفر شوخي مي‌شود. با مسئول پيج، محمدرضا، صحبت مي‌كنم. او مي‌گويد: «چيزي كه من مي‌خواستم پياده كنم، نئوترول بود، نه خود ترول. در ترول از آدم‌هاي خيالي استفاده مي‌شود، اما در نئوترول تمام آدم‌ها شناخته‌شده و واقعي هستند.»

    او مي‌گويد كه اولين ايده‌پرداز نئوترول است و مي‌گويد در صفحه‌اش تركيبي از ترول، كميك‌استريپ و نئوترول كار مي‌كند. او مي‌گويد: «نئوترول را براي اولين بار در دنيا من درست كرده‌ام.» صفحه او در مدت كمتر از دو ماه، بيش از ۸۰ هزار عضو جذب كرده.

    اگر در صفحات ديگر هم بگرديد، مي‌بينيد اين پديده‌ تازه در اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي بسيار پرطرفدار است. صفحه ايجادشده به نام «ترول» كه به زبان انگليسي است، بيش از ۶۰۰ هزار طرفدار دارد و اگر صفحات ديگر ترول (مانند ترول فوتبالي) را به آن اضافه كنيم، مي‌بينيم ترول ميليون‌ها طرفدار دارد. صفحه‌ «ترول» كه به زبان فارسي است نيز حدود ۲۵۰ هزار طرفدار دارد كه اگر ديگر صفحات ترول در شبكه‌هاي اجتماعي را به آن اضافه كنيم، مي‌بينيم بيش از يك ميليون ايراني طرفدار اين پديده نوظهور شده‌اند؛ كه نشانه‌ محبوبيت ترول در بين كاربران فارسي‌زبان شبكه‌هاي اجتماعي است.مشاور خانواده

    غير از شبكه‌هاي اجتماعي، چند سايت هم در زمينه ترول فعال هستند. مدير سايتي كه خود را مرجع ترول فارسي معرفي مي‌كند، مي‌گويد: «گمان من اين است كه با شناخت ميزان علاقه‌ هر فرد به شخصيت‌هاي كميك ترول يا وب‌طنز، به راحتي مي‌توان به حالات روحي و رفتاري او پي برد و سر از ناشناخته‌هاي روحي و رواني او درآورد، و علت آن چيزي نيست جز آن‌كه شخصيت‌هاي كميك ترول و وب‌طنز كاملا طبيعي و قدرتمند و اصيل هستند.»

    محسن، طنزپرداز و كاريكاتوريست، چند ترول درست كرده كه استقبال خيلي خوبي از آن‌ها شده. از او مي‌پرسم سوژه‌هاي ترول‌ها را از كجا پيدا مي‌كند؟ مي‌گويد: «از هر كجا كه فكرش را بكني! اصلا ديدن ترول‌هاي ديگر باعث مي‌شود ايده بگيري و با ديدن ترول‌هاي ديگر، مي‌تواني «زبان ترول» را ياد بگيري و آن‌وقت از سوژه‌هاي روزمره ترول درست كني. من خودم موضوع بيشتر ترول‌هايم چيزهايي بوده كه براي خودم اتفاق افتاده. بعضي وقت‌ها شكلك‌هاي چت يا ترول‌ها در ناخودآگاهت تبديل به ژست‌هايي مي‌شوند كه حتي در خيابان هم جلوي چشمت مي‌آيند.» شبكه هاي اجتماعي

    «ترول» حتي چشم بعضي نقاش‌ها مثل رسول را هم گرفته كه بعد از ديدن چند نمونه از آن‌ها مي‌گويد: «كارهاي جالبي هستند و خوشم آمد.»

    براي آن‌كه حتي كاربران مبتدي هم ترول درست كنند، نرم‌افزارهايي ساخته‌شده كه شكلك‌ها را به صورت پيش‌فرض دارد و كاربر مي‌تواند آن‌ها را به سليقه‌ خود بچيند و متن اضافه كند. از محسن مي‌پرسم كه با چه نرم‌افزاري اين تصويرها را مي‌سازد؟ پاسخ مي‌دهد: «من با فتوشاپ كار مي‌كنم. البته بيس و پايه‌ بعضي كارها را با دست مي‌كشم.» او مي‌گويد: «فكر مي‌كنم روزي دوره‌ ترول هم تمام شود. آدم وقتي پيش خودش فكر مي‌كند به خودش مي‌گويد: نه! مگر مي‌شود مردم از اين تصاوير بامزه خسته شوند؟! ولي تجربه نشان داده كه مردم بالاخره خسته خواهند شد، مثل «پَ نه پَ» و خيلي چيزهاي ديگر. ولي به‌هرحال چون ترول‌ها تصوير هستند و انسان بيشتر اطلاعات را از تصاوير مي‌گيرد، مخاطب بيشتر اين مدل شوخي‌ها را دوست دارد و شايد ماندگارتر از بقيه‌ موج‌ها باشد.»

    ترولي كه امروز در شبكه‌هاي اجتماعي به كار مي‌رود، سابقه‌اي كمتر از سه سال دارد و اين موج در ژانويه سال۲۰۰۹ زماني راه افتاد كه سايت reddit زيرمجموعه‌اي به نام FFFFFFFUUUUUUUUUUUU راه‌اندازي كرد. اين زيرمجموعه معمولا به نام ۱۲U7F شناخته مي‌شود. (كه اين اسم هيچ وجه‌تسميه‌ خاصي ندارد!) اين زيرمجموعه به كاربران اجازه مي‌داد تا كميك‌هاي ساخته‌شده توسط خود را در آن مجموعه ثبت كنند. نتيجه‌ كار، ساخت تعداد زيادي شخصيت جديد شد مانند شخصيت: «همه چيز بهتر از آن‌چه كه انتظار مي‌رفت شده» شد.

    مهتاب، گرافيست و تصويرساز است و به دليل نسل‌چهارمي بودنش انتظار داشتم بهتر از گرافيست‌هاي قديمي‌تر با ترول آشنايي داشته باشد و از آن‌ها خوشش بيايد. مي‌گويد براي اولين بار ترول را در يكي از شبكه‌هاي اجتماعي ديده و در نگاه اول به نظرش تصويرهايي مسخره و زشت آمده. از او مي‌پرسم در نگاه دوم چطور؟ مي‌گويد: «باز هم همين‌طور. ولي وقتي با معني و منظورش بيشتر آشنا شدم، بيشتر توانستم با آن ارتباط برقرار كنم.» وقتي از او مي‌پرسم هيچ‌وقت وسوسه نشده كه ترول طراحي كند، به شدت رد مي‌كند و دليلش را اين‌طور توضيح مي‌دهد: «من به‌عنوان يك تصويرساز در درجه‌ اول بايد خلاقيت داشته باشم، و طراحي ترول به نظر من فقط كپي‌كاري است و هيچ خلاقيتي در آن نيست.» او هم مثل محسن فكر مي‌كند ترول‌ها مانند بقيه‌ چيزها در دنياي مجازي – به‌خصوص در شبكه‌هاي اجتماعي- ماندگار نيستند.

    ترول‌هاي ترولستان

    وقتي كلمه ترول را در گوگل مَپ جست‌وجو كنيد، نقشه شما را به ناكجاآبادي در كنار درياي نروژ مي‌برد در جزيره‌اي كه حتي از اسلو (پايتخت نروژ) هم هيچ راهي براي سفر كردن به آن نقطه نخواهيد داشت. اما وقتي با كتاب‌هاي كهن به نروژ هزار سال پيش سفر كنيد وغرق در افسانه‌ها شويد، به منطقه‌اي در شمال نروژ مي‌رسيد كه سرتاسرش را يخچال‌هاي طبيعي بزرگي فرا گرفته وموجوداتي كه چهار انگشت در هر كدام از دست‌ها و پاهاي خود دارند، با آن دماغ دراز و موهاي زمخت روي صورت در آن سرزمين در ميان كوه‌ها زندگي مي‌كنند.

    مردم حتي از ديدن اين موجودات هم مي‌ترسيدند و شب‌ها كه اين موجودات پيدايشان مي‌شد، به خانه‌هايشان فرار مي‌كردند. مردم اعتقاد داشتند آن‌ها از رئيسي به نام «دُورگوبن» پيروي مي‌كنند و به دليل منطقه‌اي كه در آن زندگي مي‌كردند، اسم «ترول»ها را روي اين گروه گذاشتند.

    بارزترين ويژگي اين ترول‌ها اين بود كه مي‌توانستند ظاهر خود را تغيير دهند، خود را به شكل زن‌هايي زيبا در بياورند و با فريب دادن مردم آن‌ها را به كوه‌ها بكشند و شكارشان كنند.

    وقتي از دل افسانه‌ها رها شويم و به پيدا كردن ريشه كلمه بپردازيم، اول از همه به زبان فرانسه مي‌رسيم؛ كلمه «Troll» در زبان فرانسه اصطلاحي در شكار است كه احتمالا از همان روش شكار ترول‌هاي شمال نروژ گرفته شده است. در زبان انگليسي هم Troll به تكنيكي در ماهي‌گيري مي‌گويند. اما تمام اين اصطلاح‌ها پيش از ورود به دنياي اينترنت است.

    تك‌نوازي با دو سيم

    ناتانيل، نوازنده بي‌خانماني است كه به بيماري اسكيزوفرني مبتلاست و تنها آرزو و رويايش نواختن ويولن سل در سالن كنسرت والت ديسني است. از طرفي استيو خبرنگاري است كه به علت سير نزولي در نويسندگي‌اش در شرف اخراج از روزنامه‌اي است كه در آن كار مي‌كند. برخورد اتفاقي او با ناتانيل كه تبحر خاصي در زدن ويولن سل با دو سيم دارد، استيو را به تلاش وا مي‌دارد تا به اين مرد كه دچار مشكلات روحي و رواني بسياري است كمك كند تا بتواند به آرزويش تحقق ببخشد. خيلي زود اعتماد هر دو طرف به هم جلب مي‌شود و استيو بر اساس زندگي ناتانيل ستوني را در روزنامه‌اش مي‌نويسد كه در نهايت خوانندگان ستون او از موقعيت ناتانيل آگاه مي‌شوند و شهردار بودجه‌اي را به مراكز بي‌خانمان‌ها تعلق مي‌دهد.

    دوستي باورنكردني با يك تك‌نواز

    وقتي براي اولين بار روزنامه‌نگاري به نام استيو لوپز در سال ۲۰۰۵ درباره نوازنده ويولن سلي كه فقط با دو سيم مي‌نواخت، در روزنامه لس آنجلس تايمز نوشت، ستون بي‌هيجانش تبديل به پديده سال شد و مردم استقبال بي‌نظيري از مقالات او كردند. استيو لوپز نوشته‌هايش را به گذشته اين نوازنده نابغه اختصاص داده بود كه با داشتن مشكلات شديد روحي و رواني به شكل يك بي‌خانمان در خيابان‌هاي شهر زندگي مي‌كرد.

    خواندن واقعيت تلخ زندگي اين نوازنده چيره‌دست با نام ناتانل آيرز در ستون اختصاصي استيو لوپز، خيلي زود او را از يك بي‌خانمان تبديل به يك پديده كرد. سيل خروشاني از بسته‌هايي كه در آن ويولن و ويولن سل بود و هزاران نامه و ايميل در طرفداري از ناتانيل به لوپز سرازير شد. اين داستان تا جايي پيش رفت كه لوپز تصميم گرفت كتابي در مورد دوستي‌اش با ناتانيل بنويسد كه اين كتاب در سال ۲۰۰۸ منتشر مي‌شود. نام كتاب اين بود: «تك نواز، روياي گم‌شده. دوستي باورنكردني و قدرت رهايي‌بخش موسيقي»

    ناتانيل روي پرده مي‌رود

    وقتي كتاب لوپز منتشر شد، تهيه‌كنندگان زيادي به فكر افتادند كه از اين داستان ناب، فيلم بسازند. سيل پيشنهادها از سوي تهيه‌كنندگان سينما به‌سوي لوپز سرازير مي‌شود تا اين‌كه گري فاستر و راس كراسنف موفق مي‌شوند نظر مثبت لوپز را جلب كنند.

    فاستر در مورد داستان مي‌گويد: «من و راس هميشه به دنبال داستان‌هايي بوديم كه در مورد عشق و انگيزه مردم براي كمك به يكديگر باشد. داستان لوپز تمام چيزي را كه ما مي‌خواستيم داشت. داستان دو مردي كه به هم كمك مي‌كنند. ناتانيل به استيو ياد مي‌دهد تا انسانيت خود را بيشتر كشف كند و استيو به ناتانيل مي‌آموزد كه ارزش او از نوازندگي زير پل‌هاي عابر و خيابان‌ها بيشتر است و بايد به دنبال ارزش‌هاي اصلي زندگي‌اش برود.»

    كراسنف نيز در مورد داستان اين چنين مي‌گويد: «سال‌هاست كه روزنامه مي‌خوانم و براي اولين بار بود كه مطلبي اين چنين مرا تحت تاثير قرار مي‌داد. لوپز توانسته بود با مطالبش نگاهي عميق را از ما به زندگي خودمان و ديگران بدهد.»

    ستون‌هاي روزنامه و اسكار‌نويس مشهور!

    فاستر و كراسنف، سوزانا گرنت، فيلمنامه‌نويس نامزد اسكار را از استوديوي دريم وركز براي نوشتن فيلمنامه انتخاب مي‌كنند. اما راضي كردن او براي نوشتن فيلمنامه كار آساني نبود، پس اين دو تصميم مي‌گيرند به جاي جلسات بي‌فايده شفاهي‌شان، تمام تكه روزنامه‌هاي مربوط به ناتانيل را كه لوپز نوشته بود، از روزنامه جدا كنند و براي او بفرستند. چند روز بعد سوزانا گرنت با آن دو تماس مي‌گيرد و ابراز علاقه‌اي شديد به نوشتن فيلمنامه‌شان مي‌كند. گرنت مي‌گويد: «وقتي اولين سطور ستون‌هاي جدا شده روزنامه به دستم رسيد و آن را خواندم، فقط به يك چيز فكر كردم، نمي‌خواهم كس ديگري دستش به اينها برسد، پس با فاستر و كراسنف تماس گرفتم.»

    سوزانا گرنت شروع به نوشتن فيلمنامه مي‌كند. او براي نزديك‌ترشدن به شخصيت‌ها، ديدارهايي را با لوپز و ناتانيل ترتيب مي‌دهد و اوقات زيادي را با آنها مي‌گذراند و بالاخره فيلمنامه نوشته مي‌شود. مرحله بعد پيداكردن كارگرداني است كه فيلم را بسازد.

    يك انگليسي در هاليوود

    مدير استوديو دريم وركز به فاستر و كراسنف پيشنهاد مي‌كند كه از كارگرداني غير‌هاليوودي استفاده كنند و جو رايت را به آنها پيشنهاد مي‌دهد. فاستر و كراسنف نسخه‌اي از فيلمنامه را براي او مي‌فرستند. جو رايت با خواندن فيلمنامه تماس مي‌گيرد و مي‌گويد: «فيلمنامه‌هاي زيادي از هاليوود را خوانده‌ام، اما هيچ‌گاه نخواسته‌ام به هاليوود بيايم، اما اين فيلمنامه مرا به هاليوود مي‌خواند. پس رايت به لس آنجلس مي‌آيد و از نزديك محله بي‌خانمان‌هاي لس آنجلس را مي‌بيند و قرارداد را با يك شرط خاص امضا مي‌كند. شرط رايت اين است كه فيلم را با مردم بي‌خانمان و در محيط زندگي واقعي آنها بسازد.»

    رايت مي‌گويد: «وقتي مردم بي‌خانمان را ديدم، دليل اصلي‌ام را براي ساخت فيلم پيدا كردم. آنها بي‌اندازه مهربان، با نمك و با صداقت‌ترين افرادي هستند كه در عمرم ديده‌ام. آنها به‌راحتي مي‌توانند زندگي‌ات را تغيير دهند. اين افراد بسيار محروم هستند و هيچ‌گاه صدايشان در آمريكا به جايي نمي‌رسد، اما من مي‌خواستم كاري كنم كه فيلمم به آنها صدايي رسا بدهد. انتخاب بازيگران اصلي مرحله بعدي بود. جيمي فاكس به‌عنوان بازيگر نقش ناتانيل و رابرت داني جونيور به نقش لوپز انتخاب مي‌شوند. هر دو مدتي را با ناتانيل و لوپز اصلي مي‌گذرانند و سرانجام بعد از شش ماه تمرين فيلم‌برداري شروع مي‌شود.

    بد نيست بدانيد كه…

    جو رايت سال ۱۹۷۲ يعني زماني كه پدرش ۶۵ سال بيشتر نداشت! در لندن متولد شد. «تك‌نواز» بعد از «گازگرفتن كروكوديل»، «پايان»، «غرور و تعصب» و «كفاره» پنجمين فيلمي است كه او كارگرداني كرده است.

    جيمي فاكس براي بازي در نقش ناتانيل، شش ماه به‌طور فشرده صرف تكنيك‌هاي نواختن ويولن سل و ويولن مي‌كند. بن هونگ، نوازنده ويولن سل اركستر فلارمونيك لس آنجلس به جاي ناتانيل در فيلم مي‌نوازد. بن هونگ دوست صميمي و قديمي ناتانيل واقعي است كه سبك نوازندگي او را كامل مي‌شناسد.

    در فيلم از ساز واقعي ناتانيل استفاده شده است، يعني ويولن سلي با دو سيم! سوزانا گرنت در نوشتن فيلمنامه از تخيلش هم استفاده كرده است و براي لوپز همسر دومي را در نظر گرفته كه در زندگي واقعي لوپز اينچنين نبوده است. در اين فيلم از ۴۵۰ بي‌خانمان واقعي به‌عنوان سياهي لشكر استفاده شده است.


    راهبردهاي فرزند پروري براي كودك و نوجوان با اضطراب اجتماعي


    چگونه آن را انجام دهيم!

    گام اول: چيزهايي را به كودكان خود در مورد اضطراب ياد دهيد.

    اين يك گام نخست بسيار مهم است، زيرا به كودكان و نوجوانان كمك مي كند تا درك كنند چه چيزي برايشان اتفاق مي افتد زماني كه آنها اضطراب را تجربه مي كنند. به كودك خود اجازه دهيد تا بداند كه تمام نگراني ها و احساسات بدني كه تجربه مي كند، اسم دارند: اضطراب. به كودك خود كمك كنيد تا واقعيت ها را در مورد اضطراب بفهمد.

    واقعيت اول: اضطراب واكنشي طبيعي و سازگارانه است تا به ما كمك كند براي خطر آماده شويم.

    واقعيت دوم: اضطراب مي تواند به مشكل تبديل شود زماني كه بدن ما به ما بگويد كه خطري در پيش است در حالي كه در واقع خطري وجود ندارد.

    گام دوم: آموزش به كودك درمورد اضطراب اجتماعي

    به كودك خود ياد دهيد كه گاهي اوقات ما از اينكه كنار مردم باشيم يا كاري را در حضور ديگران انجام دهيم، مي ترسيم. اين موقعيت ها مي توانند احساسي را همانند بودن روي صحنه (استيج) به ما بدهند. و ما نگران اين هستيم كه ممكن است كار خجالت اوري انجام دهيم يا اينكه ديگران فكر بدي درمورد ما بكنند.  به كودك خود اجازه دهيد تا بداند كه شما ابزاري به او خواهيد داد تا وي را در رويارويي با اضطراب ياري دهد و به تدريج با ترس هايش روبرو شود.

    به كودك اجازه دهيد تا بداند كه اضطراب اجتماعي معمولا شايع است و آنها تنها افرادي نيستند كه چنين احساسي دارند.

    گام سوم: جعبه ابزار كودكتان را بسازيد

    شما مي توانيد با دادن ابزارهايي براي مديريت اضطراب، به كودك خود كمك كنيد. اين ابزارها به كودك كمك خواهد كرد تا مهم ترين گام –رويارويي با ترس هايش- را تمام كند. براي اختلال اضطراب اجتماعي، ابزارهاي موجود در جعبه ابزار عبارتند از:

    ابزار شماره ۱: يادگيري آرامش و ريلكس بودن

    يك ابزار شامل كمك به كودكتان براي يادگيري آرامش داشتن است. دو استراتژي مي تواند كمك كننده باشد:

    ۱: تنفس آرام: كودك شما مي تواند با استفاده از اين استراتژي به سرعت آرام شود. براي كودك توضيح دهيد كه ما هنگام اضطراب، سريعتر تنفس مي كنيم. اين حالت ممكن است باعث شود ما احساس گيجي و حواس پرتي كنيم. كه ممكن است باعث افزايش اضطراب ما شود. تنفس آرام به معناي تنفس آهسته و منظم از طريق بيني است.

    ۲: آرام سازي عضلاني: استراتژي ديگر كه براي كمك به فرزندتان مفيد است، يادگيري آرام سازي بدن اوست و اين شامل سفت كردن عضلات متعدد بدن و سپس رهاكردن آنهاست. همچنين كودك شما مي تواند از تكنيك تالاپ استفاده كند. در اين تكنيك او خود را به عنوان يك عروسك پارچه اي  تصور مي كند و تمام بدن خود را به يكباره ريلكس مي كند.

    راهبردهاي فرزند پروري براي كودك و نوجوان با اضطراب اجتماعي

    ابزار شماره ۲: تفكر واقع گرا

    اين راهبرد براي كودكان با سنين بالا و نوجوانان اجرا مي شود. كودكان با اختلال اضطراب اجتماعي اغلب تفكرات منفي در مورد خودشان و آنچه كه در موقعيت هاي اجتماعي رخ مي دهد، دارند. افكار شايع در اين موارد اينها هستند:

    كسي مرا دوست نخواهد داشت!

    اگر حرف احمقانه اي بزنم چي؟

    من كار احمقانه اي انجام خواهم داد و ديگران به من خواهند خنديد!

    من نمي دانم چه چيزي بايد بگويم

    من به اندازه كودكان ديگر جذاب/ باهوش نيستم.

    كسي با من صحبت نخواهد كرد.

    ابتدا به كودك خود كمك كنيد تا اين تفكرات را شناسايي كند. از وي بپرسيد كه فكر مي كند چه اتفاقي در موقعيت هاي ترسناك اجتماعي روي مي دهد. گام بعدي اين است كه به او كمك كنيد تا ياد بگيرد با تفكرات منفي مبارزه كند.

    سوالاتي كه نوجوانان ممكن است از خود بپرسند:

    آيا من ۱۰۰ درصد مطمئنم كه …. اتفاق خواهد افتاد؟

    چند بار … اتفاق افتاده است؟

    آيا … واقعا آنقدر مهم است كه تمام آينده من به آن وابسته باشد؟

    آيا نظرات … نظر تمامي افراد ديگر را منعكس مي كند؟

    آيا من مسئول تمام گفتگو ها هستم؟

    بدترين چيزي كه ممكن است اتفاق بيفتد چيست؟

    چه كاري مي توانم انجام دهم تا با موقعيت مقابله كنم؟

    آيا من بايد همه را راضي نگه دارم- آيا اصلا ممكن است؟

    اينجا مثالي آورده شده است تا به كودك خود كمك كنيد تا با افكار مزاحم مبارزه كند.

    والدين: من ميدانم كه تو بابت دادن جواب نادرست در كلاس نگران هستي، اما امكان اتفاق افتادن آن چقدر است؟

    كودك: خب، گاهي اوقات من جواب را مي دانم، و ممكن است اتفاقي نيفتد، اما هنوز احتمال اتفاق افتادن و ضايع شدن من وجود دارد؟

    والدين: چه مي كني اگر اتفاق بيفتد و جواب نادرست را بدهي؟

    كودك: نميدانم…اين بسيار شرم آور است.

    والدين: خب.. چه چيزي ميتواني به خودت بگويي؟

    كودك: فكر كنم به خودم بگويم كه مردم همه اشتباه مي كنند و اين آخر دنيا نيست.

    والدين: فكر مي‌كنم اين مي تواند كمك كند تا به ياد آوريم همه اشتباه مي كنند و آيا ساير دانش آموزان هم پاسخ نادرست مي دهند؟

    كودك: بله

    والدين: چه اتفاقي مي افتد؟

    كودك: فكر كنم هيچي

    والدين: من سوالاتي را اشتباه جواب داده ام و حتي چيزهاي كاملا احمقانه اي انجام داده ام. آيا تو فكر مي كني چيزي از من كم شده؟

    كودك: نه

    والدين: گاهي اوقات مهم است كه بتوانيم به چيزهايي كه انجام ميدهيم بخنديم. آنها بعدها داستان هاي بزرگي مي شوند!

    شما مي توانيد به كودكتان كمك كنيد تا براي مبارزه با تفكرات منفي با اين سوالات كار كند. با انجام اينها، كودك شما خواهد فهميد كه برخي ترس ها احتمالا اتفاق نمي افتند و او مي تواند در موقعيت هاي اجتماعي از پس آن برآيد.

    نكته كمك كننده:

    شناسايي و مبارزه با تفكرات منفي، ممكن است براي كودكان جوان تر خيلي سخت باشد. در هر حال، انها با گفتن برخي جملات مقابله اي به خودشان مي توانند از پس مقابله در موقعيت هاي اجتماعي برآيند. براي مثال: من مي توانم آرام نفس بكشم تا احساس بهتري داشته باشم يا اينكه من تنها نياز دارم كه بهترين تلاشم را بكنم.

    ابزار شماره ۳: درست كردن كارت هاي مقابله

    رويارويي با ترس ها ساده نيست، بنابراين ايده ايجاد كارت هاي مقابله، ايده خوبي است. كودك شما مي تواند كارت ها را در طول روز با خود حمل كند و اضطراب را مديريت كند.

    ابزار شماره ۴: رويارويي با ترس ها

    يك گام مهم در كمك به مديريت اضطراب اجتماعي، تشويق كودك به رويارويي با موقعيت هايي است كه او به دليل ترس اجتماعي از آنها اجتناب مي كند. نوجوان ها مي توانند از گفتن اينكه رويارويي مكرر با موقعيت هاي ترسناك، پريشاني را كم مي كند، سود ببرند و اين به آنها كمك مي كند تا اعتماد به نفسشان ساخته شود. بهتر است با چيزي شروع كنيد كه كمتر ترسناك است و با موقعيت هايي كه باعث اضطراب بيشتري مي شود، ادامه دهيد. در كاركردن با فرزندتان، ليستي از موقعيت هاي اجتماعي را ايجاد مي كند ( مانند سلام دادن به همكلاسي ها، پرسيدن يك سوال از معلم، صحبت كردن با دوست پشت تلفن). اكنون شما يك ليست داريد، آنها را از كمتر ترسناك تا ترسناك ترين مرتب كنيد.

    از موردي شروع كنيد كه كمترين ترس را دارد، فرزند خود را تشويق كنيد كه آن را پي در پي انجام دهد. تا اينكه اين كار ترس كمتري داشته باشد.  اكنون كودك شما مي تواند بدون اضطراب زياد وارد آن موقعيت شود. سراغ مورد بعدي ليست برويد. نوجوانان يا كودكان داراي اضطراب اجتماعي بايد ۳ الي ۵ تكليف اجتماعي را در هر روز تمرين كنند تا اينكه بتوانند آن را كاملا راحت انجام دهند و سپس سراغ تكاليف اجتماعي بروند كه اندكي چالش بيشتر را براي او دارد.

    چگونگي انجام اين تمرينات:

    مهم است كه او را براي اين واقعيت آماده كنيد كه او هنگام انجام تكليف، احساس اضطراب خواهد كرد، اما اين عادي است! هنگام مبارزه با اضطراب، احساس اضطراب عادي است، به خصوص در آغاز. همچنين دادن پاداش (مانند اين: كارت عالي بود)  براي هر موفقيتي و يا هر تلاشي براي رويارويي با ترس هايش و دادن جايزه (چيزهاي ارزان كوچك، مانند زمان بيشتر ديدن تلويزيون، شام مورد علاقه) بسيار مهم است. با اين همه، رويارويي با ترس، كار سختي است!

    مهم است كه به كودك اين مجال را بدهيد تا با هم سن و سالان خود تعامل داشته باشد و دوست يابي كند. به بارش فكري كودك كمك كنيد تا با ساير كودكان و نوجوانان بياميزد. براي مثال:

    • به يك گروه اجتماعي ملحق شو.
    • ورزش كن ( فوتبال، تنيس، دو و ميداني)
    • عضو يك كلوپ شو (كلوپ نقاشي، كلوپ طراحي مد)
    • در يك كلاس شركت كن (هنر، رقص)
    • به يك گروه كر يا باند ملحق شو
    • بازي هاي مدرسه را انجام بده
    • كمك كننده باش (به ديگر دانش آموزان در تكاليفشان كمك كن)
    • دوره هاي آموزش گروهي را ثبت نام كن (شنا)
    • از تسهيلات ورزشي استفاده كن (پارك اسكيت)
    • قرارهايي را به صورت كوتاه و پي در پي با بچه هاي ديگر برقرار كن يا ساير فعاليت هاي اجتماعي

    ابزار شماره ۵: رشد و گسترش مهارت هاي اجتماعي

    كودكان و نوجوانان مبتلا به اضطراب اجتماعي ممكن است از رشد بهتر مهارت هاي اجتماعي بهره ببرند. حيطه هاي مختلفي وجود دارد كه شما مي توانيد در آنها به كودك خود كمك كنيد.

    • زبان بدن: اين شامل ارتباط چشمي، تبسم، و نگاه كردن به صورت افراد هنگام صحبت كردن است.
    • كيفيت صدا: اين شامل صحبت كردن رسا و با بلندي و سرعت مناسب است.
    • مهارت هاي مكالمه: گفتن سلام و شروع و ادامه دادن رابطه
    • مهارت هاي دوستانه: اين مهارت ها شامل خواستن از ديگران براي انجام كاري همراه شما، پيوستن به يك فعاليت، پيشنهاد كمك و تعارف كردن است.
    • ابراز وجود: اين مهارت شامل درخواست كمك، نه گفتن، رويارويي با اذيت و قلدري است.

    يك راه عالي براي تمرين كودك اين است كه اين مهارت ها را از راه نقش بازي كردن بياموزد. ابتدا سعي كنيد آن را تقليد كنيد، سپس كودك را تشوق كنيد تا امتحان كند. براي مثال، اگر كودكتان مي خواهد دوستانش را دعوت كند، شما مي توانيد تظاهر كنيد كه نقش دعوت كننده را داريد. سپس از وي بخواهيد تا او امتحان كنيد و شما نقش دوست را بازي كنيد.

    اينجا مثالي درمورد نقش بازي كردن آورده شده است. شما مي توانيد با كودك خود انجام دهيد.

    والدين: حالا، من تظاهر مي كنم كه جاي تو هستم، و تو به شيوه اي كه فكر ميكني كودكان ديگر جواب خواهند داد، جواب ميدهي. سلام، آخر اين هفته چه كاري انجام ميدي؟

    كودك: احمقانه است!

    والدين: فقط بيا انجامش بديم. آخر هفته چيكار ميكني؟

    كودك: هنوز مطمئن نيستم.

    والدين: من داشتم به اين فكر ميكردم كه يك فيلم براي شنبه اجاره كنم. دوست داري بياي و باهم ببينيم؟

    كودك: خوبه، چه فيلمي؟

    والدين: من واقعا كمدي دوست دارم. ما ميتونيم چك كنيم ببينيم چه فيلم هاي تازه روي DVD اومدن.

    كودك: جالب به نظر مياد. من با والدينم چك ميكنم.

    والدين: باشه، چطوره جاهامونو عوض كنيم و تو سوال بپرسي؟

    نكته مفيد:

    اطمينان حاصل كنيد كه به كودك خود كمك مي كنيد تا با هرگونه مشكلات واقعي همچون قلدري يا ناتواني هاي يادگيري خود مقابله كند و بهبود بخشد كه اين مشكلات مي توانند در ترس اجتماعي وي سهيم باشند.

    گام چهارم: شجاع تر كردن كودك

    يادگيري مديريت اضطراب كار سختي است. اگر كودك شما در انجام ان بهتر شده است، هردوي شما مستحق پاداش هستيد. يادگيري مديريت اضطراب مانند تمرين است- كودك شما نياز دارد تا حالت خود را حفظ كند و مهارت هايش را به طور منظم تمرين كند. آنها را به عادت تبديل كن. اين درست است حتي بعد از اينكه كودك شما احساس بهتري داشته و به اهداف خود رسيده باشد.

    مايوش نشويد اگر كودك شما از رفتارهاي قبلي استفاده مي كند. اين ممكن است در هنگام وضعيت هاي پراسترس انتقال ( براي مثال، بازگشت به مدرسه يا جابجايي) روي دهد. اين طبيعي است. اين تنها به اين معني است كه كودك نياز دارد با ابزارها شروع به تمرين كند. به ياد داشته باشيد كه، مقابله با اضطراب، فرايندي به درازي عمر است.

    نكات كمك كننده:

    • مواجه شو. كودك خود را در موقعيت هاي اجتماعي متعددي قرار دهيد. او را تشويق كنيد تا با ديگران بازي كند، به جشن تولدها توجه كند، و به فعاليت هاي بعد از مدرسه بپيوندد.
    • الگو باشيد! براي كودك خود در چگونگي تعامل با ديگران الگو باشيد (براي مثال، به يك غريبه سلام دهيد و يا با صندوقدار تره بار فروشي شروع به صحبت كنيد.
    • اجازه دهيد صحبت كنند: براي كودكتان صحبت نكيند. آنها را تشويق كنيد تا جواب سوالات خود را بدهند. براي مثال، مجبورشان كنيد كه در رستوران غذا سفارش دهند.
    • به آنها ديدگاه بدهيد: آنها را تشويق كنيد تا از ديدگاه ديگري نگاه كنند. كمكش كنيد تا تفاسير متعدد را از تعاملات اجتماعي شناسايي كند. براي مثال: جان از تو نمي خواهد كه با او توپ بازي كني شايد او فكر نمي كند كه تو ميخواهي اين كار را انجام دهي…چرا تو اين كار را نكني…) يا به كودك كمك كنيد تا زماني كه كودكان اذيتش مي كنند، ازعهده كارها برآيد ( براي مثال، آنها را ناديده بگير و تنها با افراد ديگري بازي كن كه خوب هستند.
    • پاداش بدهيد: فراموش نكنيد كه به تلاش هاي كودكتان پاداش بدهيد!!