عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

مركز مشاوره الهيه – فرشته

الهيه يكي از منطقه مرفه نشين در قسمت شمال شهر تهران است.

و همينطور منطقه شميران قرار دارد.

معروف بودن محله الهيه

اين محله برخي اوقات به دليل خيابان معروف خود  به اسم منطقه فرشته هم شناخته شده است.

  • الهيه از قسمت شمال تا تجريش.
  • از قسمت غربي خيابان وليعصر.
  • سمت جنوب تا چهارراه پارك وي .
  • و همينطور از قسمت شرق تا پل رومي .
  • و جاده قديم شميران داراي وسعت مي باشد. 
موقعيت جغرافيايي محله الهيه
  • الهيه در قسمت منطقه يك شهرداري تهران و شهرستان شميرانات قرار گرفته است .
  • به علت زياد بودن سطح ارتفاع آن در رابطه با منطقه هاي مجاور است.
  • و همينطور  دسترسي داشتن به منظره هاي زيبا .
  • جزو يكي از گرانترين منطقه ها در شهر تهران به حساب مي آيد.
  • در پيرامون منطقه الهيه بزرگراه هاي فراواني ايجاد شده است .
  • كه رفت و آمد را در اين منطقه راحت‌تر كرده است.
  • همينطور بنا‌هاي ديپلماتيك فراواني در اين منطقه  واقع مي باشد.

مطالب و مقالات سايت ” مركز مشاوره ” توسط تيم تخصصي مشاوران و روانشناس  تهيه و پشتيباني شده است.

نام قديمي الهيه

اراضي الهيه كه اسم قديمي آن خور آذين مي باشد.

  • اين منطقه داراي سه باغ مشهور مي‌باشد به نام هاي:
  • باغ شركت نفت،
  • باغ سفارت آلمان.
  • همينطور تركيه مي باشد.

درحال حاضر در اين منطقه معمولاً اتباع خارجي ساكن هستند.

و همين‌طور خانواده‌هاي سفارت كشورهاي خارجي ساكن مي باشد.

مركز مشاوره فرشته 
  • خيابان فرشته در اين منطقه قرار دارد.
  • كه موزه دكتر حسابي و موسيقي ايراني در اين منطقه واقع ميباشد.
  • در اين منطقه سفارتخانه‌هاي  كشورهاي سوئيس ،  دانمارك ، فنلاند .
  • و  همينطور به باغ سفارت روسيه ، آلمان ، تركيه .
  • و همينطور باغ قلهك در مجاورت اين منطقه  واقع مي باشد.
ويژگي ناحيه الهيه – فرشته

اين منطقه داراي خيابان هاي پر اهميت و مهمي مانند:

  •  خيابان فرشته،  آقا بزرگي و همين طور جردن و غيره مي باشد. 
  • در منطقه الهيه مدرن ترين برنامه ها و همينطور برج هاي تهران قرار دارد.
  •   الهيه داراي بيشترين برج در منطقه تهران مي باشد.
  • به صورتي كه ۱۶ برج  كه بيشتر از ۲۰ طبقه مي باشد در اين مكان وجود دارد.

پيوند دلبستگي ايمن چيست؟

با چه روش هايي والدين مي توانند پيوندي قوي با كودك ايجاد كنند؟ اين ها سوالات اساسي هستند كه ما با سري مقالاتي در اين سايت به شما كمك خواهيم كرد.

پيوند دلبستگي ايمن، رابطه اي غيرمستقم ، احساسي و عاطفي بين كودك و مراقب اوليه او مي باشد كه توسط پاسخ هاي عاطفي به پيام هاي كودكان تعريف مي شود، كه كودك اين پيام ها را از طريق حركات، ژست ها و صداها بيان مي كند.

مطالب مرتبط: نظريه دلبستگي و اهميت ارتباط هاي اوليه كودك

عملي شدن اين رابطه بدون كلام منجر به ايجاد احساس امنيت و رشد كامل در كودك مي شود و روي چگونگي تعامل و برخورد او با ديگران و فرم روابط او در طول زندگي تاثير مي گذارد. با دانستن اين موضوع كه چگونه در اين رابطه احساسي متقابل ايفاي نقش بهتري داشته باشيم، مي‌توانيم مطمئن شويم كه كودكان ما بهترين شالوده را براي زندگي خواهند داشت.

پيوند دلبستگي چيست؟

پيوند دلبستگي، پيوند عاطفي منحصر به فردي ميان شما (به عنوان سرپرست اوليه) و كودك شما است. اين تعامل بي كلام عاطفي موجب اين مي شود كه كودك احساس امنيت و آرامش كافي كند و سيستم عصبي آرامي داشته باشد. پيوند دلبستگي عاملي كليدي در نحوه سازماندهي مغز نوزاد شما است كه رشد اجتماعي، احساسي، فكري و فيزيكي او را تحت تاثير قرار مي دهد.

براي مطالعه بيشتر: موانع ايجاد پيوند دلبستگي ايمن

كيفيت پيوند دلبستگي يكسان نيست. يك پيوند ايمن در كودك اشتياق به يادگيري، خود آگاهي سالم، احساس اعتماد و رابطه با ديگران را ايجاد مي كند.

يك پيوند دلبستگي نا ايمن، به طوري كه نياز به امنيت و درك كردن كودك را برآورده نكند، مي تواند در مورد هويت او سردرگمي به وجود آورد و باعث ايجاد مشكلاتي در فهميدن و درك ديگران شود.

باورهاي نادرست و حقيقت هايي در مورد پيوند با كودك و دلبستگي ايمن باور نادرست: كودك من به من وابسته است چون من او را به دنيا آورده ام.

حقيقت: نوزادان سيستم عصبي مستقلي دارند كه مي تواند با شما متفاوت باشد. هر چيزي كه شما را خوشحال كند شايد همان چيزي نباشد كه نوزاد شما را هم خوشحال كند. پس با وجود اين كه به نشانه هاي عاطفي نوزادتان گوش مي دهيد و نگاه مي كنيد، اما نمي توانيد به طور كامل متوجه نياز هاي فردي او شويد.

باور نادرست: پيوند ايمن و عشق يكي هستند.

حقيقت: دلبستگي و پيوند به طور غريزي بين مادران و نوزادان به وجود مي آيد، اما متاسفانه عاشق كودك بودن به طور خود به خود نمي تواند منجر به يك پيوند ايمن شود. پيوند ايمن از توانايي شما در كنترل استرس خود، پاسخ به نيازهاي كودك، و تسكين نوزاد به طور موفقيت آميز حاصل مي شود.

باور نادرست: مواقعي من در فهميدن علايم و نشانه هاي غير كلامي نوزاد دچار مشكل مي‌شوم و اكثرا نمي توانم متوجه شوم كودك من چه مي خواهد، پس به نظر مي رسد او پيوند ايمني ندارد.

حقيقت: هميشه لازم و امكان پذير نيست كه همه نياز هاي عاطفي كودك خود را در راستاي يك پيوند عاطفي ايمن متوجه شويد. به محض اين كه شما قطع ارتباط را تشخيص داديد و براي ترميم اين قطعي ارتباط تلاش كرديد، پيوند محكم باقي خواهد ماند و حتي امكان دارد به دليل تلاش براي اين ترميم، ارتباط نيز بهتر و قوي تر شود.

باور نادرست: پاسخگويي هميشگي به نياز هاي كودكان آن ها را لوس مي كند.

حقيقت: برعكس، هر چقدر بيشتر به نيازهاي نوزاد توجه كنيد، نوزاد هرقدر كه بزرگ تر مي شود كمتر لوس مي شود.

دلبستگي منجر به ايجاد اعتماد شده و با وجود پيوند ايمن، كودكان بيشتر تمايل به مستقل شدن دارند.

باور نادرست: كودكان مي توانند با بيشتر از يك نفر پيوند دلبستگي ايمن داشته باشند.

حقيقت: كودكان فقط با يك نفر پيوند امن برقرار مي كنند- كسي كه بيشترين وقت خود را صرف آنان مي كند. با اين وجود، آنان مي توانند پيوند عاشقانه با همه افرادي كه از آنان مراقبت مي كنند داشته باشند.

  باور نادرست: دلبستگي ايمن  فرآيندي يك طرفه است كه من بايد نشانه هاي كودك را به طور دقيق متوجه شوم.

حقيقت: دلبستگي يك فرآيند تعاملي دو طرفه است كه در آن نوزاد نشانه هاي شما را متوجه مي شود، همان طوري كه شما نشانه هاي او را متوجه مي شويد.

در ادامه مقالات اين سايت در مورد اهميت اين مقوله و چگونگي ايجاد آن صحبت خواهيم كرد. با ما همراه باشيد.


معناي سيزده سالگي

اين مقاله در مورد وضعيت سيزده هاله ها و در واقع نوجوانان آمريكايي در حال حاضر مي باشد، و به مقايسه با نسل قديم بر اساس آمارها پرداخته است. مي توان از اين اطلاعات براي نسل حاضر كشور خودمان نيز استفاده كنيم و اشاراتي بر تفاوت دو نسل دارد كه در جامعه ما نيز صدق مي كند.

سزده سالگي چه معنايي دارد؟!

۱۳ ساله بودن چه معنايي دارد، پشت پرده ي بزرگسالي بودن، ايستادن بر روي پنجه ي پا و تماشا كردن يا منتظر بودن براي رفتن روي صحنه؟

برخي تغييراتي كه در اين سن اتفاق مي افتد غيرقابل تغيير هستند. اگر دوران كودكي به عنوان دوره اي جادويي نگريسته شود، ۱۳سالگي راز و رمزها را مي گشايد: در سن معصومانه اي كه ۱۳ سالگي است مسائل جنسي را نيز با خود به همراه خواهد داشت: در نسخه ي اوليه ي داستان شنل قرمزي، شنل او نماد قاعدگي مي باشد. ژوليت شكسپير ۱۳ ساله بود. و شايد براي عشق آماده نبود. تا اينكه براي ازدواج آماده باشد. زماني كه تام ساير درگير عشق بكي تاچر بود ۱۳ ساله بود. اين سن زماني براي نبوغ است: آنه فرانك دفتر خاطراتش را در تولد ۱۳ سالگي اش دريافت كرد: بابي فيشر زماني كه ۱۳ ساله بود به عنوان جوانترين شطرنج باز قهرمان شطرنج شد و براي دو سال استاد بزرگ شطرنج محسوب مي شد. اين سني است كه در از كودكي به سوي نوجواني به پيش مي رود. زماني كه ناگهان دنيا نزديك تر مي شود. رنگ ها زنده تر مي شوند، و موضوعات قوانين هرگز مورد بحث قرار نمي گيرد.

براي مطالعه بيشتر:

نوجواني و ورود به سيزده سالگي

از يك نوجوان ۱۳ ساله بپرسيد كه براي تولدش چه چيزي مي خواهد و پاسخ هاي او مي تواند از يك توله سگ تا لپتاپ تا دمپايي جديد، اتاق براي خودش، پول نقد باشد. قدرت مقابله جويي نوجوان ۱۳ ساله در مقابل انضباط دهي بيشتر است، سلاح هايش بيشتر از سپرهايش است. آنها از والدينشان احترام بيشتري را مي خواهند و احترام كمتري به آنها را از خود نشان مي دهند. انجمن فيلم آمريكا متوجه شد كه زماني كه طبيعت هر سني كشف شود، توصيه هايي براي راهنمايي والدين در اين زمان وجود دارد، كه والدين مي توانند فرزندشان را راهنمايي كنند، به آنها توصيه هايي ارائه دهند، ولي در اين حال فرزندان تصميم هاي زيادي در سر دارند، و كمتر به دستورالعمل ها اهميت مي دهند. كودكان در اين زمان جذب ارزش هاي خانوادگي مي شوند زيرا در اين سالها كنترل كامل والدين بر كودكان رو به پايان مي باشد.

در مجله ي تايم مطالعه اي در رابطه با نوجوان ۱۳ ساله در سال ۲۰۰۵ صورت داد، و مشخص كرد كه چه چيزهايي در نوجوان تغيير مي پذيرد و چه چيزهايي ثابت مي ماند، چه چيزهايي مي تواند به نوجوان ۱۳ ساله كمك كنند و چه چيزي باعث ثبات آنها مي شود و در كجا آنها خودشان را پيشرو و مسئول مي دانند. در مجله ي تايم براساس نظر سنجي گروهي از نوجوانان ۱۳ ساله، كه به صورت آنلاين ۵۰۱ نفر مورد بررسي قرار گرفتند، دو سوم آنها گفتند كه نوجوان بودن به نسبت والدينشان براي آنها دشوارتر بوده. منصفانه است كه از هر نسل در رابطه با تفكراتش سوالاتي پرسيده شود، در حالي كه هر سني نگراني ها و اضطراب هاي خاص خودش را دارد. با توجه با تغييراتي كه در طول پنج سال اتفاق افتاده است، زماني كه نوجوان هزاره ي جديدي در رابطه با آينده خوشبين است، سال هاي جنگ و تروريسم به پايان رسيده است. بيش از نيمي، يا ۴۶%، بر اين باورند كه در زماني كه والدينشان همسن آنها بوده اند، آمريكا نسبت به حال جاي بدي براي زندگي كردن بوده است. مسئوليت هايي كه آنها بر عهده داشتند، ترس ها، فشارها و آرزوهايي كه در آنها بروز مي كرده، باعث شده است كه شكافي بين والدين و فرزندان به وجود آيد به گونه اي كه والدين نوجوانش را به گونه ي ديگري مي بيند و نوجوان درك متفاوتي نسبت به خودش دارد. ممكن است اين مسائل جنبه اي از زندگي نوجوان ۱۳ ساله باشد كه هيچگاه تغيير نمي پذيرد. در كشور ما، ايران، نيز اينگونه بود. جوان هايي كه نگران انقلاب و تغييرات آن بودند و بعد از آن نگراني هاي مرتبط با جنگ تحميلي، همين مسائل خود دليل بزرگي بر تفاوت و فاصله دو نسل مي باشند.

صحبت كردن در مورد نوجوانان در سالهاي قبل از ۱۹۴۱، كه نخستين مطلبي بود كه در اين رابطه چاپ شد (در يك مقاله در علوم ماهانه مورد علاقه). ذهنيتي كه در رابطه با دوره ي كودكي وجود دارد با نوآوري هاي اخير مرتبط ساخت، و زماني كه والدين از اينكه در اين زمان كودكان به سرعت بزرگ مي شوند مي نالند، سوالاتي در رابطه با مقايسه ي زماني بسيار نسنجيده مي باشد؟ براي قرن ها، بيشتر از  اينكه ارزش كودكان براساس مشاركت در عواطف خانوادگي باشد براساس ارزش  اقتصادي آنها تعريف مي شد. در اواخر سال ۱۷۰۸ در انگلستان، يك كودك ۷ ساله به دليل دزدي به دار آويخته مي شد، و برخي از خطرناكترين شغل ها در كارخانه ها به دليل اندازه اي كه كودكان داشتند تنها براي آنها تعبيه شده بود. تمام نظرياتي كه در رابطه با دوره ي نوجواني كه دوره ي آشفتگي بر اساس نوشته هاي تاريخي محسوب مي شد، تنها يك بار بود كه كودكان مي توانستند در امان از مزارع و كارخانه جات در محيطي امن پناه گرفته و رشد كنند.

كودكان زمانشان را در مدرسه و صرف بازي كردن مي كنند، در حالي كه براساس نظريه ي مدرن، با پايان دادن به غفلت هايي كه تا كنون صورت گرفته است. بيشترين دوره اي كه در آن تولد از طريق نوجوانان در امريكا صورت مي گرفت سال ۱۹۵۷ بود، نه به  دليل رابطه هاي جنسي پيش از ازدواج بلكه به اين دليل كه ميانگين سن ازدواج در اين زمان بيست سالگي بود، و بسياري از ازدواج ها در نوجواني صورت مي گرفت. در ميانه ي دهه ي ۱۹۵۰ يك نوجوان ۱۳ ساله مجله هاي تبليغالتي مبل را ورق مي زد چون تا چند سال آينده بايد انتظار ازدواج كردن و تشكيل خانواده را مي داشت. در حالي كه اكنون نوجوان سيزده ساله زودتر نشانه هاي بزرگسالي را از خود بروز مي دهد، ولي نسبت به والدين و پدر بزرگ و مادربزرگشان  ديرتر مسئوليت ها و تجربيات بزرگسالي را كسب مي كنند.

مطالب رشدي مرتبط:

رشد كودك دوازده ساله

در روح و روان والدين به طور عميقي هك شده است كه در رابطه با تمام مسائل جديد در رابطه با كودكان نگران باشند و در تعجب هستند كه چطور پايه هاي اخلاقي مي تواند از آنها در مقابل وسوسه هاي طوفاني حمايت كند. ممكن است اين مورد خاص در رابطه با مشكلات والدين در رابطه با فرزند ۱۳ ساله شان درست باشد، كساني كه پدر و مادرشان تا حد زيادي در رابطه با نشستن در اتومبيل، كلاه كاسكت، صابون هاي انتي باكتريال و قفل هاي مخصوص كودكان به آنها توصيه شده است و كساني كه نسبت به كودكان در حال حاضر مشكلات رفتاري بيشماري داشتند. امروزه كودكان ۱۳ ساله كمتر به سمت سيگار كشيدن، الكل يا مواد مخدر، حاملگي ناخواسته، ارتكاب جرم يا رها كردن مدرسه نسبت به والدينشان در نسل دهه ي ۱۹۷۰ تمايل نشان مي دهند. حاملگي دختران در ۱۴ سالگي در بين سالهاي ۱۹۵۳ متوقف شد. ولي اين شاخص ها از بدترين نگراني ها در نسل هاي جديد جلوگيري نكرد. «به نظر مي رسد كه ما نمي توانيم از اين مسائل بدون اينكه ضربه اي متوجه ما شود گذر كنيم، مسائلي مانند سرزنش والدينمان براي مشكلات اجتماعي تا سرزنش خودمان به وسيله ي فرزندانمان، مشاهدات توماس هاين، نويسنده ي فراز و فرود نوجوانان آمريكا. «ما از آنها مي خواهيم فضايلي را تجسم كنند كه ما به ندرت انها را انجام داده ايم. ما از انها مي خواهيم كه عاداتي را ترك كنند كه ما هرگز آنها را ترك نكرده ايم.»

هر نسلي داستان خودش را دارد. با در نظر داشتن ميانگين سني كه والدين داراي كودكان بودند، والديني كه امروزه داراي كودكان ۱۳ ساله مي باشند در حدود سال ۱۹۷۸ خودشان ۱۳ ساله بودند، پدربزرگ و مادربزرگ هايشان حدودا در ساله ۱۹۵۳ سيزده ساله بودند. در اين سال درآمد خانواده در حدود ۳ دلار و ۷۳۳ سنت بود (امروزه حدود ۲۷۰۰۰ دلار)، ميانگين اندازه ي خانه ها ۱۱۰۰ فوت مربع بود و فقط ۲۲% از زنان ازدواج كرده بيرون از خانه كار مي كردند. اسباب بازي هاي جديد اسلينكي و خميرهاي بازي بودند. در سال ۱۹۷۸، ميانگين درآمد ۱۵.۰۶۴ دلار (امروزه حدود ۴۵۰۰۰ دلار)، ميانگين اندازه ي خانه ها ۱.۷۵۵ فوت مربع و ۶۲% از مادران داراي فرزندان ۶ تا ۱۷ ساله مجبور به كار كردن بودند. اسباب بازي هاي جالب: ماسك هاي جنگ ستارگان و آتاري ۲۶۰۰ بود. امروزه، درحالي كه درآمد خانواده توسعه نيافته (حدود ۴۳.۳۱۸ دلار)، خانه ها بايد حدود ۲.۳۴۰ فوت مربع باشند. و ۷۰% مادراني كه داراي كودكان ۶ تا ۱۷ سال هستند در محل كار به سر مي برند.  كه با توجه به مزياي فني و زمان هاي احتياطي كه كودكان ۱۳ ساله صرف مي كنند نيازمند استفاده از آي پاد تا پلي استيشن تا ايكس باكس مي باشند … و يك دسته كارت، براي بازي كردن در دوران دبيرستان.

والدين نگران رشد سريع كودكانشان مي باشند، كه به لحاظ زيستي درست است: امروزه كودكان ۱۳ ساله به لحاظ فيزيكي نسبت به نسل قبل زودتر به بلوغ مي رسند. از سال ۱۹۶۳ تا ابتداي دهه ي ۱۹۹۰، سني كه دختران براي تجربه ي اولين قاعدگي شان داشتند در هر دهه يك ماه زودتر اتفاق افتاده است، در ۱۲ سال و يك ماه در دختران سياه پوست و ۱۲ و شش ماه در دختران سفيد پوست. در حالي كه ممكن است كه اين مسئله بيانگر اتفاق مهمي نباشد، مارسيا هرمن گيدنز از دانشگاه چپل هيل كاروليناي شمالي، كه براي يك دهه در رابطه با بلوغ كودكان آمريكايي مطالعه كرد، «هيچ مدركي وجود ندارد كه پايين آمدن سن قاعدگي را باعث شده باشد. و چه زماني اين اتفاق متوقف مي شود؟ زماني كه دختران ۹ ساله هستند؟ هيچ اتفاق نظري در رابطه با علت آن وجود ندارد: برخي از دانشمندان قرار گرفتن در معرض برخي مواد پلاستيكي و حشره كش ها را مشكل قلمداد مي كنند، كه در معرض قرار گرفتن اين مواد با كاهش استروژن و تاثيرات فيزيكي مرتبط مي باشد. رژيم غذايي با گوشت و پرتئين بالا باعث بلوغ زودرس مي شود. همانطور در  رابطه با پسران، هرمن گيدنز اشاره مي كند كه آنها درسن كمتري قدشان رشد مي كند كه حاكي از اين مسئله مي باشد كه آنها بلوغ را زودتر تجربه مي كنند.

در همين حال، نوجوانان در فرهنگي رشد مي كنند كه در معرض مسائل جنسي و تصاويري قرار مي گيرند كه مربوط به بزرگسالان است. در سال ۱۹۵۳ آهنگي كه براي ۱۰ هفته در بالاترين نقطه ي منحني آهنگ هاي برتر قرار داشت پرسي فيس و اركسترش آهنگي از مالين راژ با مضمون: «هر زمان كه همديگر را مي بوسيم/ من نگران و متعجب مي شوم/ ممكن است لب هاي تو نزديك باشد/ ولي قلب تو كجاست؟» يكي از تك آهنگ هاي برتر در اين سال، با ارزش ۵۰ سنت، كندي شاپ بود، كه تا زماني كه به آن با دقت گوش كنيد بي گناه به نظر مي رسد: «من تو را به كندي شاپ مي برم/ من مي گذارم كه آب نبات چوبي ها را ليس بزني/ ادامه بده دختر، دست بر ندار/ ادامه بده تا زماني كه به نقطه ي اصلي آن برسي.»

ولي قبل از اينكه والدين در رابطه با مدل ها دچار ياس شوند كودكان جذب فرهنگ مي شوند، به نظر مي رسد كه نوجوان ۱۳ ساله به پيام هايي كه از والدينشان دريافت مي كنند دل مي سپارد. در نظر سنجي مجله ي تايم، بيش از نيمي از نوجوانان توصيفي كه از رابطه شان با والدينشان داشتند را عالي بيان كرده اند، و گفته اند كه رابطه ي انها با والدينشان بهتر از رابطه شان با معلمشان يا همكلاسي هايشان و يا خواهر و برادرشان است. اكثرا والدينشان را به گونه اي توصيف كرده اند كه آنها در زندگي شان نقش مهمي دارند و مسائلي را كه پيش رو دارند به خوبي مي شناسند، در حالي كه كمتر از ۱۰ درصد از نوجوانان والدينشان را به گونه اي توصيف كرده اند كه آنها نقش مهمي در زندگي آن ها ندارند و در رابطه با مسائل آنها اطلاعات و آگاهي كمي دارند. امكان دارد كه كمي در رابطه با مناسب بودن رابطه ي دختر و پسر زماني كه مي خواهند با همديگر بيرون بروند از خود مخالفت نشان دهند: اكثر نوجوانان ۱۳ ساله مي گويند كه سن ۱۲ تا ۱۵ سالگي سني مناسب براي برقراري ارتباط است ولي بيشتر والدين ۱۶ تا ۱۷ سالگي را سن مناسبتري مي دانند. ولي سه چهارم هنوز قرار گذاشتن با جنس مخالف را شروع نكرده اند، و ۶۰ درصد افراد مي گويند كه داشتن رابطه ي جنسي را تا زمان ازدواج بايد به تاخير انداخت. به نظر مي رسد كه نوجوان ۱۳ ساله با اينكه مي خواهد به اين مسائل دست يابد، ولي او هنوز نمي خواهند كه آن طور كه به نظر مي رسد عمل كند. حتي با اينكه كودكان در معرض پيام هاي بزرگسالان قرار دارند، به نظر مي رسد كه آنها كمتر به مانند بزرگسالان واكنش نشان مي دهند. تمام سرفصل در رابطه با رابطه ي جنسي دهاني كه به صورت همگاني برگزار مي شود، مدارك هيچ پيشتيباني از اين اتفاقات نكردند. براي نمونه، براساس يك نظر سنجي در اخبار NBC از نوجوانان، كه در همين سال صورت گرفت، دريافتند كه ۱۲ درصد از نوجوانان ۱۳ و ۱۴ ساله بيان كردند كه رابطه ي جنسي دهاني داشته اند. ولي بسياري از انها بيان كردند كه نمي دانستند كه رابطه ي دهاني به چه معني است.

آنا فرانك در خاطراتش در سال ۱۹۴۴ نوشته است «والدين تنها مي توانند به فرزندانشان توصيه كنند و آنها را در جهت صحيحي راهنمايي كنند.» «نهايتا افراد شخصيتشان را به گونه اي كه هستند نشان مي دهند.» امروزه كودكان سيزده ساله با ارتباط بيشتري كه در دنياي اطرافشان وجود دارد رشد مي كنند. بيشتر از آن چيزي كه والدينشان در دوران كودكي تجربه كرده اند، تاكنون شاهد افزايش چالش ها بوده ايم. اين گزارش توسط آماندا بوور و جرمي كاپلان در نيويورك تهيه شده است.


تشخيص اختلالات و ناتواني­ هاي يادگيري

همانطور كه در مقالات قبلي سايت كودك ذكر كرده ايم تشخيص اختلالات يادگيري كار ساده اي نيست. گمان نكنيد مي­دانيد مشكل كودك شما چيست، حتي اگر علايم، واضح به نظر برسد. مهم است كه از كودكتان تست گرفته شود و توسط يك متخصص متبحر ارزيابي شود.

گفته مي ­شود كه بايد به غريزه­ ي خود اعتماد داشته باشيد. اگر فكر مي ­كنيد يك جاي كار مي لگند، به حرف دل خود گوش دهيد. اگر احساس مي­ كنيد معلم يا پزشك نگراني­هاي شما را دست كم مي­گيرد، در جستجوي يك صاحب نظر ديگر باشيد. اگر مي ­بينيد كودكتان دچار مشكل است، اجازه ندهيد كسي به شما بگويد “صبر كن و ببين چه مي ­شود” يا “نگرانش نباش”. با در نظر داشتن اينكه مشكلات كودكتان منجر به ناتواني يادگيري بشود يا نه، لازم است كه مداخله كنيد. اگر موضوع را ملاحظه و براي آن اقدام كنيد دچار اشتباه نخواهيد شد.

براي مطالعه بيشتر: نشانه هاي اختلالات و ناتواني هاي يادگيري

به ياد داشته باشيد كه يافتن كسي كه بتواند كمكتان كند ممكن است كمي زمان و انرژِ ببرد. حتي كارشناسان هم اغلب اوقات، ناتواني يادگيري را با ADHD و ديگر مشكلات رفتاري اشتباه مي ­گيرند. ممكن است واداشته شويد ذره­اي بيشتر از كارشناس به دور و برتان بنگريد و بيشتر از او تلاش كنيد.

در اين ميان، سعي كنيد صبور باشيد و به ياد داشته باشيد كه هميشه پاسخ­هاي شفافي در اين زمينه نخواهيد گرفت. براي تعيين برچسب براي اختلال كودكتان خيلي دست و پا نزنيد. آن را به متخصصين واگذار كنيد. در عوض روي گام ­هايي كه مي­ توانيد براي حمايت از كودكتان برداريد تمركز كنيد و نشانه­ هاي بيماري او را به شيوه ­اي كارآمد هدف ­گيري كنيد.

فرآيند تشخيص و ارزيابي ناتواني ­هاي يادگيري

تشخيصِ ناتوانيِ يادگيري، يك فرآيند است. اين امر با آزمايش، گفتگو راجع به تاريخچه، و مشاهده توسط يك متخصص آموزش انجام مي گيرد. يافتن يك مرجع قابل اطمينان، بسيار مهم است. يا در مدرسه­ ي  كودك خود دست به كار شويد، و اگر نتوانند كمكتان كنند از سازمان بيمه، پزشك، يا دوستان و خانواده­اي كه به شكل موفقي با ناتواني­هاي يادگيري مواجه شده­اند، كمك بگيريد.

انواع متخصصيني كه مي­ توانند آزمايش گرفته و ناتواني­ هاي يادگيري را تشخيص دهند عبارتند از:

  • روانشناسان باليني
  • روانشناسان مدرسه
  • روان ­درمان­ گران كودك
  • روانشناسان آموزشي
  • روانشناسان رشدي
  • عصب­ روانشناسان
  • روان ­سنج­ ها
  • كاردرمانگر (اختلالاتي كه مي ­توانند منجر به مشكلات يادگيري شوند را ازمايش مي­ كنند)
  • گفتار درمان گر
  • در بيشتر مواقع، چندين متخصص، خدمات­ خود را به عنوان يك تيم، هماهنگ مي­ كنند تا تشخيص دقيقي بدست آورند. چه بسا از معلمان كودكتان هم بخواهند كه وارد قضيه شوند. از اين­ رو توصيه­ ها مي­تواند براي خدمات آموزشي خاص يا گفتار درماني در راستاي سيستم مدرسه پيش برود.

    اگر مدارس عمومي جواب نداد، مدارس غيرعمومي كه به درمان ناتواني­هاي يادگيري مي ­پردازند مي ­توانند جايگزين خوبي باشد. براي اطلاع از فهرست مدارس غيرعمومي در منطقه­ ي خود به وبسايت دپارتمان آموزشيِ ناحيه­ خود يا وبسايت شهرداري مراجعه كنيد.

    كمك گرفتن براي كودكان دچار ناتواني­هاي يادگيري

    زماني كه با ناتواني­هاي يادگيري مواجه مي شويم، هميشه آسان نيست كه بدانيم چكار بايد بكنيم و براي كمك به كجا برويم؟ البته رو آوردن به متخصصيني كه بتوانند با دقت به مساله اشاره كرده و آن را تشخيص دهند اهميت دارد. همچنين شما هنوز مي­ خواهيد كه با مدرسه ­ي كودكتان همكاري كنيد تا براي كودكتان امكانات لازم را فراهم آوريد و كمك تخصصيِ آكادميك بگيريد. اما از نقش خودتان چشم­ پوشي نكنيد. شما كودكتان را بهتر از هركس ديگر مي­ شناسيد، پس قضيه را به سمتي ببريد كه به گزينه ­هاي خود بنگريد، راجع به خدمات و معالجات جديد ياد بگيريد، و آموزش كودكتان را به عهده بگيريد.

    ويژگي هاي خاص در مورد ناتواني يادگيري كودكتان را ياد بگيريد. در مورد نوع ناتواني يادگيري كودكتان بخوانيد و ياد بگيريد. دريابيد چگونه اين ناتواني بر فرآيند يادگيري تاثيرگذار است و با چه مهارت ­هاي شناختي سروكار دارد. اگر بفهميد كه چگونه ناتواني يادگيري روي كودكتان تاثير مي ­گذارد آسان ­تر مي­ توانيد تكنيك­ هاي يادگيري را ارزيابي كنيد.

    در جستجوي معالجات، خدمات، و نطريات جديد باشيد. در طول كسب شناخت درباره انواع ناتواني­هاي يادگيري كه فرزندتان دچار آن است، در مورد گزينه­هاي درماني موثر موجود هم آموزش ببينيد. اين امر كمكتان مي­ كند تا از فرزند خود در مدرسه حمايت و دفاع كنيد و درمان را در خانه پيگيري كنيد.

    درمان و خدمات را در خانه پيگيري كنيد. حتي اگر مدرسه منابع لازم براي درمان ناتواني يادگيريِ كودك شما را در حد مطلوب نداشته باشد، مي ­توانيد اين گزينه­ها را خودتان در خانه يا با يك درمان­گر يا معلم خصوصي پيگيري كنيد.

    توانايي كودكتان را پرورش دهيد. هرچند كودكان مبتلا به ناتواني­ هاي يادگيري، در بخشي از يادگيري دچار مشكل و كشمكش مي­شوند، ممكن است در بخشي ديگر عالي باشند. به علايق و اشتياق هاي كودك خود توجه نشان دهيد. كمك كردن به اين كودكان براي پرورش علايق و اشتياق ها، چه بسا در بخش­هايي كه دچار مشكلند بسيار سودمند است.

    مطالب مرتبط با ناتواني هاي يادگيري: انواع ناتواني هاي يادگيري

    مهارت­هاي اجتماعي و عاطفي: چگونه مي­ توانيد كمك كنيد

    ناتواني­ هاي يادگيري مي ­توانند براي كودكان بي ­نهايت ناكام كننده باشد. تصور كنيد با مهارتي كه تمامي دوستانتان به راحتي از عهده­اش برمي­ آيند مشكل داشته باشيد، نگران شرمندگي خود در جلوي كلاس باشيد، يا در اظهار عقيده و معرفي خود دچار آشفتگي مي شويد. امور اين چنيني مي­توانند براي كودكانِ بطور استثنايي تيزهوش كه دچار ناتواني­هاي يادگيري هستند – البته خيلي متداول نيست- دو برابر نااميد كننده باشد.

    كودكان دچار ناتواني يادگيري چه بسا در ابراز احساسات خود، آرام گرفتن­، و فهم علامت هاي غير كلامي ديگران مشكل داشته باشند. اين امر مي ­تواند منجر به بروز مشكل در كلاس درس و با همسالان آنها شود. خبر خوب اينكه شما به عنوان والدين مي­ توانيد تاثير بزرگي در اين حوزه ها داشته باشيد. مهارت­هاي اجتماعي و عاطفي، مهم ترين اجزاء نشان دهنده­ي موفقيت براي تمامي كودكان هستند –و شامل كودكان دچار اختلال يادگيري هم مي­شوند. اينها مهم ­تر از هرچيز ديگر از قبيل مهارت هاي آكادميك­ هستند كه مثلا بخواهند موفقيت و خوشبختي سراسر عمر را پيش­ بيني كنند.

    ناتواني ­هاي يادگيري، و چالش هاي آكادميك همراه با آنها، مي ­تواند منجر به اعتماد به نفس پايين، انزوا، و مشكلات رفتاري شود، ولي  اينها حقشان نيست. مي توانيد اين چيزها را با ايجاد يك سيستم حمايتي قوي براي كودكان دچار اين اختلال تلافي كنيد و بهشان كمك كنيد تا ابراز وجود كنند، با نااميدي و محروميت مقابله كنند، و در كنار اين چالش­ ها كار كنند. با تمركز روي رشد كودك در مقام يك شخص، و نه فقط تمركز روي موفقيت هاي دانشگاهي، كمكش مي ­كنيد تا عادات عاطفي خوب را بياموزد كه ­ مرحله­اي براي موفقيت تمام دوران زندگيش باشد.

     

    يافتن حامي در حين كمك به كودك دچار ناتواني يادگيري

    همه­ي كودكان مي­توانند هم­ نشاط­­ بخش و هم خسته­ كننده باشند، ولي گويا به نظر مي­آيد كه كودك دچار ناتواني يادگيريِ شما بيشتر چنين باشد. ممكن است بعضي تلاش­هاي نااميد كننده را در كار با كودكتان تجربه كنيد، و ظاهرا وقتي اطلاعات لازم را در اختيار نداشته باشيد مثل يك مبارزه­ ي دشوار است. بعد از اينكه آموختيد ناتواني يادگيريِ مخصوص آنها چيست و تاثيرش بر رفتارشان چگونه است، قادر خواهيد بود با چالش ­هاي موجود در مدرسه و خانه به درستي مقابله كنيد. چنانچه مي توانيد دسترسي به ديگر والديني كه آمادگي مقابله با چالش­ هاي مشابه را داشته ­اند، منبع ارزشمندي خواهد بود كه شما را از جهت دانش و از جهت هيجاني پشتيباني كنند.


    فوايد آموزش جنسي به كودك و نوجوان

    فوايد آموزش جنسي به كودك و نوجوان

    >  

    در اين مقاله فوايد آموزش به موقع مسائل جنسي به كودك و نوجوان بر اساس نتايج تحقيقات روان شناسي آورده شده است.

    از نظر هوستون، مارتين و فلدز (۱۹۹۰)، افرادي كه در سمينارها و برنامه هاي آموزش جنسي شركت مي كنند، بسيار راحت تر مي توانند راجع به مسائل جنسي با نوجوانانشان صحبت كنند؛ همچنين اين والدين منابع مناسب خواندني را درباره ي مسائل جنسي براي فرزندان خود فراهم مي آورند (كارون و همكاران ، ۱۹۹۳). در پژوهشي ادلوي (۱۹۹۱) نشان داد بيشتر والدين با داشتن يك واحد درسي راجع به آموزش جنسي، در مدارس فرزندانشان موافق بودند. كينگ، پاريسي و ادوير (۱۹۹۳) اظهار كرده اند در پژوهش آنها ، فقط ۱۸ درصد از شركت كنند گان كه هيچ دوره ي آموزش جنسي اي نگذرانده بودند، راجع به مسائل جنسي با كودكا نشان گفت و گو كرده بودند؛ در صورتي كه ۵/۸۶ درصد آنهايي كه آموزش جنسي ديده بودند، راجع به مسائل جنسي با فرزندانشان گفت و گو داشتند.
    يكي از پرسش هاي مورد توجه برخي از پژوهشگران اين بوده است كه آيا گذراندن يك دوره ي آموزش جنسي براي افراد جوان آثار درازمدتي بر تمايل آنها براي بحث درباره ي مسائل جنسي با فرزندانشان، در آينده خواهد داشت يا خير؟ مطالعات متعددي نشان داده است اين دوره هاي آموزشي تأثيرات درازمدتي بر اعضاي شركت كننده داشته است.
    به طور كلي، در دوره هاي آمو زش جنسي، نوجوانان مي توانند ارزش ها و نگرش هاي جنسي خود را بيان و تبادل نظر كنند (رودريگو ئز، ۱۹۸۹). در همين زمينه، پيلاي و يتس (۱۹۹۳) معتقدند اولين قدم براي جلوگيري از انحرافات جنسي و بارداري در نوجوانان، دوره هاي آموزش جنسي است و اين گونه برنامه ها ممكن است نتايج مثبتي به بار آورد. آموزش جنسي صحيح در مدارس باعث مي شود مسئوليت پذيري و درك نوجوانان از امور جنسي افزايش يابد (منيو و همكاران، ۱۹۹۸).
    به طور كلي، برنامه هاي آموزش جنسي، آگاهي در باره ي مسائل جنسي را همراه شكيبايي، در نوجوانان افزايش مي دهد (ويسر و وان بيل سن، ۱۹۹۴). برنامه هاي آموزش جنسي باعث مي شود شروع آميزش جنسي به تأخير افتد (يورگنسن پتس و كمپ، ۱۹۹۳؛ كرباي و بارت و ليلاند و فترو، ۱۹۹۱؛ زابين و هيرش و اسميت و استريت و هاردي، ۱۹۸۶) و بارداري و سقط جنين در آموزش ديدگان كاهش يابد (وينست و كليري و اسچلوكتر، ۱۹۸۷؛ ويليامز و آكليس و نورتن، ۱۹۸۵).
    پژوهشگران بسياري كه به بررسي تأثير آموزش جنسي پرداخته اند، به اين نتيجه رسيده اند كه آموزش جنسي باعث مي شود فعاليت جنسي، بارداري ناخواسته و سقط جنين كاهش يابد (دارز، چايكس-دارند، ما ئورين و ويالا و جرمي، ۱۹۸۹؛ دايكاس و كاستنر، ۱۹۹۰؛ ادواردز و استين من و آرنولد و هاكانسون، ۱۹۸۰؛ هاوارد و مك كاب، ۱۹۹۰؛ نافستد، ۱۹۹۲؛ برد ملي سوئد، ۱۹۷۸؛ اش ينك و بلا يت و گي لچرست و برت، ۱۹۸۱ ؛ ترنر و كورپيتا و مون و هيل، ۱۹۹۳ به نقل از فقيهي، شكوهي يكتا و پرند، ۱۳۸۷).
    نتايج برخي از مطالعات نشان داده است افرادي كه در برنامه هاي آموزش جنسي شركت مي كنند، هيچ افزايشي در رفتار جنسي يا تعداد شركاي جنسي آنها مشاهده نمي شود (اندرسون و همكاران، ۱۹۹۰). مطالعات بسياري نشان داده است كه آموزش جنسي بر سطوح فعاليت جنسي تأثير ندارد (بلانچارد و نارينگ و ميچاد و دوبويس آربر، ۱۹۹۳). البته پژوهش هاي محدودي نشان مي دهد كه آموزش جنسي سبب مي شود فعاليت جنسي در آموزش ديدگان افزايش يابد. با اين وجود هرگز نبايد تاثير آگاهي را در رفتارهاي درست نوجواني كنار گذاشت. در مقالات ديگر اين سايت بيشتر به اين موضوع پرداخته خواهد شد.


    پيوستگي در خانواده: كليد ايجاد محيط خانوادگي مثبت

    پيوستگي يك پيوند هيجاني متقابل بين والدين و فرزندان است كه تا آخر عمر وجود دارد. پيوستگي يك حس تعلق و احساس امنيت و آرامش را ايجاد مي كند. اصول پيوستگي شامل درگير شدن در فعاليت‌هاي معني دار و شاد ايجاد لحظات چهره به چهره  رشد سنت هاي خانوادگي،  و در صورت نياز دادن فضاي شخصي به يكديگر است.

    مطالعات اخير نشان داده اند كه پيوستگي والد-كودك مثل يك فاكتور حمايتي عمل مي كند. به نظر مي‌رسد كه اين مسئله به جلوگيري از ايجاد بسياري از مشكلات اجتماعي و سلامت در نوجوانان كمك مي كند. پيوستگي مانند يك فرايند از بالا به پايين عمل مي كند. خواه شما يك والد تنها هستيد يا  طلاق گرفته كه جدا از هم زندگي مي كنند، مي توانيد با كمك يكديگر يك شيوه فرزند پروري را رشد دهيد كه به پرورش پيوستگي كمك مي كند.

    براي مطالعه بيشتر:

    خانواده و سلامت روان فرزندان

    الگوهاي خانواده و پرخاشگري كودكان

    سه قدم اساسي در رشد شيوه فرزندپروري شما
  • پايش كردن: براي خود وقت بگذاريد بنشينيد و به اين فكر كنيد چه شيوه فرزند پروري را براي كودك خود در پيش گرفته ايد؟ اهداف شما كدامند؟ از نظر شما والدين موفق چگونه تعريف مي شوند؟ چگونه  مي خواهيد ارزش ها به فرزند خود القا كنيد؟ چگونه مي توانيد بهو ا كمك كنيد تا يك بزرگسال موفق باشد؟
  • ۲. ايجاد يك طرح يا برنامه: آنچه را كه برنامه فرزند پروري خود مي‌ناميد به صورت يك نقشه طرح ريزي كنيد ،  چيزهايي كه براي شما و خانواده شما مهم هستند را تعيين كنيد همچنين حيطه هايي را كه براي شما اولويت دارند.

  • جلساتي را براي بازبيني ترتيب دهيدبه همراه خانواده خود هر چند وقت يكبار رويدادهاي ارتباطي را مورد بررسي قرار دهيد. نقاط ق و و ضعف آنها را مشخص كنيد.  در نهايت برنامه فرزندپروري خود را اصلاح كنيد.
  • ۴.  به خطاها فرصت دهيد:  هيچ واحدي كامل نيست و همگي دچار خطا و اشتباه مي شود سرزنش، خشم، اختلاف و تضاد نه تنها به شما كمك نخواهد كرد بلكه براي كودكان شما نيز سودي نخواهد داشت.

    در پايان،  اگر در ايجاد توافق در بين اعضاي خانواده خود مشكل داريد حتما با يك روانشناس مشورت كنيد.


    تاثير محيط هاي نامساعد خانوادگي بر كودكان

    بررسي مشكلات خانواده و سلامت روان فرزندان

    براي اين كه در كودك اين توانايي وجود داشته باشد كه به سبكي سالم و بهنجار رشد و تكامل يابد، بايد نياز هاي فيزيكي، شخصيتي و اجتماعي او در حد معقول ارضا شوند. اگر مشكلاتي همچون؛ مشكلات رفتاري، بزهكاري و ناشادي كودك و نوجوان در آنان وجود دارند اساسا مربوط به ناكامي در رفع اين نياز ها مي باشد. در كودكان و نوجوانان عواملي مانند: شرايط نامساعد خانوادگي سبب بروز ناكامي و در نهايت ناسازگاري در آنان مي شود. از جمله ي اين شرايط ، خانواده هايي از هم پاشيده، سخت گيري و محدوديت شديد، طرد شدگي، فقر و كمبود هاي شخصي، نبودن معيار هاي صحيح اعتقادي و اخلاقي در خانواده و غيره را مي توان نام برد.

    بيشتر بخوانيد:

    خانواده و سلامت روان فرزندان

    الگوهاي خانواده و پرخاشگري كودكان

    خانواده هاي از هم پاشيده

    امكان دارد خانواده ها به دلايل مختلف از هم بپاشند. مرگ يكي از والدين يا هر دوي آنها، غيبت يكي از والدين به علت طلاق و جدايي، و نيز تعهدات نظامي و شغلي كه يكي از والدين در مأموريت طولاني مدت باشند ، بيماري طولاني و يا …، همگي از عواملي هستند كه مي توانند خانواده هايي از هم گسسته به وجود بياورند. كودكي كه يكي از والدينش را از دست بدهد، به خصوص در سال هاي اوليه ي دبستان، در بخشي از موارد دچار بحران هاي عاطفي و احتمالا ناامني خواهد شد.

    تحقيقاتي در مورد كودكان متعلق به خانواده هاي از هم پاشيده وجود دارند كه نشان مي دهند كه اين گونه كودكان از عقب ماندگي تحصيلي و يا برعكس برخوردار از پيشرفت خوب تحصيلي هستند. در مقايسه با كودكاني كه متعلق به خانواده هايي گرم و صميمي هستند ، اين كودكان احتمالا داراي مشكلاتي جسمي، عاطفي، اجتماعي و رفتاري بيشتري مي باشند و كلا به نسبت ناسازگار تر مي باشند. كودكاني كه والدين شان به علت طلاق يا هر علت ديگري جدا ازهم زندگي مي كنند، نسبت به كودكاني كه والدين آن ها فوت شده اند مشكلات بيشتري خواهند داشت. از جمله ي اين مسائل شامل: حساسيت زياد و زود عصباني شدن، كم توجه كردن به تاييد و توجه اجتماعي، خود داري، افسردگي، و بيش از همه احتمالا دروغ گويي، دزدي و اشكال مختلفي از نافرماني را مي توان ذكر كرد. به نظر مي رسد كه تعارض و هيجانات عاطفي كه منجر به طلاق مي شود، در ايجاد چنين واكنش هايي بيش از صرف طلاق مؤثر است. والديني كه اختلافات خود را مي توانند با مسالمت حل كنند متاسفانه اغلب فرزندان خود را وجه المصالحه قرار مي دهند ، بدون آن كه از اين حقيقت تلخ آگاهي داشته باشند كه بر اثر سهل انگاري و يا خود خواهي آنان، چه عواقب بدي در انتظار فرزندانشان خواهد بود.

    طرد شدن زياد در خانواده

    بسياري از كودكان به خانواده هايي تعلق دارند كه از عشق و محبت و علاقه و احترام كافي والدينشان برخوردار نبوده اند، به همين دليل نياز كودك به محبت و امنيت مورد تهديد واقع شده، و در او احساس تنهايي و بي پناهي باقب مانده است. رفتار والدين مي تواند در شكل هاي مختلف در كودك تجلي گردد؛ از جمله بي اعتنايي و بي توجهي به كودك ، جدايي از او ، تنبيه و تهديد كودك، نق زدن به او، تحقير او در حضور ديگران و مقايسه ي ناعادلانه ي او با كودكان ديگر خانواده ها.

    كودكاني كه از سمت خانواده هاي خود طرد شده اند؛ اين افراد در مدرسه، خانه و همچنين موقعيت هاي ديگر، علائمي نا سالم از خود بروز مي دهند. يكي از اين موارد آن است كه؛ به دليل جلب توجه ديگران به سمت خود، رفتاري خاص از خود بروز مي دهند كه اين نوع رفتار در كودكاني بي نهايت شيطان و بيش فعال و ناآرام و بي قرار ديده مي شود. مطالعات نشان مي دهند كه والدين اين كودكان با آنان با خشونت برخورد مي كنند و يا آنان از سمت خانواده طرد شده اند، دچار بي ثباتي عاطفي هستند و اگر مرتكب به اشتباه يا گناهي شوند، خود را مقصر نخواهند دانست. كودكاني كه با پاسخ هاي عاطفي والدين خود كمتر مواجهه بوده اند، در ايجاد رابطه ي نزديك با ديگران ، بيشترين مشكل را خواهند داشت، و نيز تا هنگامي كه مطمئن نشوند كه با محبت به آنان پاسخ داده خواهد شد، محبت كردن را بسيار سخت مي يابند.

    پذيرفتن كودك توسط هر بزرگسالي كه مورد احترام كودك و هم سن و سالان او باشد، مانند معلم، حداقل تا حدودي مي تواند تجربه ي طرد شدگي در خانواده را جبران نمايد.

    محدوديت زياد از سوي خانواده

    والديني كه خودشان احساس ناامني و اضطراب دارند، اكثرا نسبت به فرزند خود بسيار سخت گير خواهند بود. اين گونه خانواده ها ، تمام نياز هاي مادي كودكشان را مهيا مي كنند ولي از اينكه او با هم سالان خود بازي كند و يا بدون والدين از خانه خارج شود بسيار محدوديت ايجاد مي كنند و حساسيت بسياري دارند. اين گونه كودكان خصوصيات رفتاري خاصي دارند و از جله آن ها شامل؛ پرخاشگري، خود خواهي، عدم مسئولين و به طور كل ، گرايش به رفتار همچون عادات عصبيريال مانند مكيدن انگشت، زود عصبي شدن و از كوره در رفتن وشب ادراري، اغلب در ميان اين گونه كودكان مشاهده مي شود. مشكل عمده اي كه اين گونه كودكان دارند، ناسسازگاري اجتماعي مي باشد. به اين صورت كه در برقرار كردن رابطه با كودكان ديگر، گاهي خود خواه تر، پر توقع تر، و نسبتا متظاهر تر مي باشند و در رابطه با بزرگترها، گاهي خشن و بي ادب و نافرمان هستند.

    به طور كلي اين گونه كودكان نياز فراوان به اجتماعي شدن دارند، با اين حال به همدردي و درمان واقع بينانه و قاطع نيازمندند. پس از گذشت مدتي به نسبت طولاني، اين نوع كودكان از طريق معاشرت و محالست با افرادي خارج از خانواده مي توانند رفتار اجتماع پسند را ياد بگيرند. بدون شك با ورود اين كودكان به مدرسه، مي تواند با مسئوليت دادن و غلبه بر رفتار كودكانه و خود خواهانه ي اين نوع كودكان، كمك بسياري به آن ها بكند.

    عيب ها و نقص هاي شخصي

     اگرچه وظيفه اي را به كودكي محول كنيم و او از لحظ جسمي و يا ذهني توانايي انجام آن را نداشته باشد، به طور حتم احساس ناكامي مي كند. كودك معلول در مقايسه با كودك بهنجارو نرمال، براي سازگار شدن، با مشكلات بيشتري مواجهه است.

    تحقيقات و مطالعات تجربي اين موضوع را اين گونه نشان مي دهند كه ناسازگاري بين افراد معلول جسمي و يا داراي نقص عضو ، به احتمال زياد به مراتب بيشتر از افراد بهنجار و سالم از لحاظ جسمي مي باشد. اين گونه سازگاري هاي رفتاري شامل: كم روئي، گوشه گيري، ترس، احساس حقارت، ناپختگي عاطفي، جنسي و رواني، تنهايي و نداشتن دوست، واكنش هاي پارانوئيد، حساسيت زياد، كمبود محبت، رفتار براي جلب توجه، هدف هايي دور از دسترس، پرخاشگري شديد، عصبانيت، تنش و… مي باشد.

    بايد به اين امر توجه كامل داشت كه تنها شرايط، علت ناسازگاري نيست، بلكه برداشت و نگرش كودك نسبت به وضع خود است كه سبب تعيين واكنش هاي او مي شود. بايد والدين و مربيان نكونه هايي از افرادي را به كودك نشان بدهند كه با عيب ها و نواقص و نارسائي هاي زيادي كه در زندگي آنان وجود دارد، موفقيت هايي را كسب كرده اند.و به اين شكل به كودك كمك مي كنند تا بتواند محدوديت هاي شخصي خود را فراموش كند، و حداكثر استفاده را از خصوصيات مثبت خود مي كند.

    فقر  در خانواده

    همه ي كودكاني كه متعلق به خانواده هايي غيرمرفه  هستند، كودكاني دشوار نمي باشند، ولي موقعيت و شرايط غيرمرفه، فقر اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، بدون شك براي سازگاري مطلوب فرد، زمينه هايي نامساعد و شرايطي نامطلوب هستند.

    به طور خلاصه موقعيت كودك در خانواده، روابط بين آنان با والدين، تعداد و جنسيت فرزندان و ترتيب تولد آنان، وجود ارزش ها و معيار هاي صحيح اخلاقي و اعتقادي در خانواده، حضور ديگر افراد فاميل در خانه، روابط با همسالان و بچه هاي محله و ديگر عوامل مربوطه، همانند عوامل فرهنگي و اقتصادي، همگي با تعامل و در هم ورزي خود ، سبب شكل گيري شخصيت كودك مي شوند. خوشبختانه بعضي مواقع تغيير در بخشي از عوامل امكان پذير مي باشد. مواردي وجود دارند كه سبب مي شود به والدين در درك و شناخت فرزندان و همچنين به يادگيري اصول تربيت كودك كمك مي كنند ، اين موارد شامل؛ برنامه هاي تربيتي از طريق رسانه هاي همگاني و آموزش هاي غير رسمي، كتاب هايي ساده حاوي دستورالعمل هاي تربيتي و اخلاقي و اعتقادي مي باشند. علاوه بر اينها، جلسات مشاوره ي فردي مشاور يا معلم با والدين، در مشخص ساختن مشكلات و كمبود ها و نارسايي هايي كه در خانه و يا مدرسه وجود دارند و همچنين اقداماتي سازنده در جهت جبران آن ها، مي توانند بسيار ارزشمند و موثر و مفيد واقع شوند.


    زن نياز به مراقبت و مرد نياز به اطمينان دارد

      18  

     

    وقتي مردي براي بهبود حال زنش، توجهش را به احساسات و دلبستگيهاي صميمانه ي او معطوف مي دارد، زن احساس مي كند كه مرد دوستش داشته و برايش اهميت قائل است. وقتي كه مرد با حمايتش، احساس بخصوصي به زن مي دهد، او در بر آورده كردن اولين نياز اصلي زن موفق مي گردد. طبيعتا زن اطمينان بيشتري به مرد مي كند و زماني كه زن اطمينان مي كند، انبساط خاطر پيدا كرده بيشتر پذيرا مي شود.

    مشاوره خانواده تهران مشاوره آنلاين مركز مشاوره خانواده مشاوره آنلاين ازدواج مركز مشاوره آنلاين


    بهترين مركز مشاوره

    رضايتمندي شما در انتخاب بهترين مركز مشاوره تعيين كننده است!

    بهترين مركز مشاوره يقينا مراكزي است كه بيشترين رضايت را مشاوره پذيران از آن مركز داشته اند.!

    مركز مشاوره خوب يقينا مورد تاييد كانون مشاوران ايران است!

    بهترين مركز مشاوره بايد از ميان مراكز مورد تاييد كانون مشاوران ايران باشند!

    بهترين مركز مشاوره نشاني آنها و مراكز مرتبط مشاور خانواده و ازدواج

    مشاوره روانشناسي مشاوره تحصيلي مركز مشاوره تهران بهترين مركز مشاوره ازدواج روانشناس خوب تهران

    بهترين مركز مشاوره بايد جامع باشد و همه نيازهاي مشاوره پذيران را در زمينه مشاوره آنلاين، مشاوره خانواده و مشاوره ازدواج رفع نمايد.

    بايد پاسخ گوي همه نيازهاي مشاوره پذير منجمله مشاوره ازدواج، مركز مشاوره خانواده ، حل بحران هاي خانوادگي ، حل اختلافات خانوادگي، مركز مشاوره تلفني، طلاق ، مهريه و مشاوره افسردگي بهمراه دكتر روانشناس و روانپزشك در سطح كشور باشد!

    بهترين مركز مشاوره يقينا خدمات متنوع مشاوره تلفني و مشاوره آنلاين نيز دارد!

    داراي خدمات مشاوره آنلاين باشد تا بتواند پاسخگوي نياز ايرانيان خارج از كشور نيز باشد!

    دسترسي به اين مركز بايد بسهولت انجام گيرد!

    آدرس مركز مشاوره اصطلاحا سرراست باشد و بتوانيد براحتي با آن مركز در ارتباط باشيد!

    مشاوره پذيران براحتي با مشاوران مركز ارتباط برقرار كنند و آنها را عضوي از خانواده خويش بدانند.

    بيشترين ارتباط را دكتر روانشناس و دكتر روانپزشك با مشاوره پذير برقرار نمايد!

    بهترين مركز مشاوره يقينا شما را به خواسته هايتان مي رساند، خواسته هايي كه شايد روزي خواب و خيال شما بود!

    شما را به آنچه هدف و آرزوي شماست برساند!

    ارتباط با بهترين مراكز مشاوره مورد تاييد كانون مشاوران ايران

    مركز مشاوره مشاوره آنلاين مشاوره تلفني مشاوره ازدواج مشاوره خانواده

    موضوعات مرتبط

    مشاوره خانواده تهران مشاوره آنلاين مركز مشاوره خانواده مشاوره آنلاين ازدواج مركز مشاوره آنلاين


    مركز مشاوره: راههاي رسيدن به آرامش

    واقع بين و منطقي بودن

    بازسازي افكار خود

    ورزش كردن

    سازماندهي زندگي خود

    ارتباط با ديگران

    قدرت نه گفتن داشته باشيد

    توجه به موفقيت هاي خود

    بهترين مشاور خانواده 

     مشاوره تحصيلي مركز مشاوره تهران بهترين مركز مشاوره ازدواج روانشناس خوب تهران روانپزشك خوب تهران