عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

دوشنبه ۲۷ بهمن ۰۴

عشق به پسر فاميل

سلام. من 14سالمه. دوساله كه عاشق پسرعموم شدم. اون ۱۶ سالشه. از اوايل امسال با توجه به تغيير رفتار هاي اون من متوجه شدم كه اونم بهم علاقه داره.مثلا چندين بار ديرم يواشكي بهم نگاه ميكنه يا تا الان چند بار تو جمع ازم تعريف كرده يا طرفمو گرفته. الان اين جور رفتاراش كمتر شده ولي هنوز هست. ميتونم بگم به احتمال ۷۰، ۸۰ درصد اونم منو دوست داره. سوال من اينه كه من ميدونم سنم خيلي كمه برا همين ميخوام بدونم كه الان بايد با اون چه رفتاري داشته باشم تا زمانيكه دوتامون بزرگتر شيم و عاقل تر؟در ضمن من در اين مورد با مامانم صحبت كردم و اون مشكلي نداره.

مشاور گفته:

با سلام خدمت شما دوست عزيز
اين فرصتو هم به خودتون و هم به پسر عموتون بديد تا از نظر سني و رشد اجتماعي و عاطفي به رشد بالاتري برسيد و بعد در مورد اينكه آيا مي توانيد باهم رابطه خوبي تشكيل دهيد تصميم گيري كنيد . سعي كنيد تمام تمركز خود را بر اين موضوع نگذاريد تا از بقيه اهدافتان دور بماند.اينگونه احساسها در سن شما تازه شروع به رشد كردن كرده است و مي تواند در صورتي كه در مسير درست هدايت شود باعث پيشرفت شما و در صورتي كه تمام تمركز شما را بگيرد از اهدافتان دور كند.
شاد باشيد



خيانت مالي در ازدواج

خيانت مالي در ازدواج به طور بالقوه اي مي توان به اندازه هر نوع خيانت هاي ديگري مانند زنا ويران كننده باشد.

اما روي ديگر اين قضيه دردناك زماني است كه همسر شما در مورد مسائل مالي مجبور به دروغ گفتن به شما مي شود.

بسته به مقدار پول بهزيستي هيجاني و امنيت مالي شما نيز مي تواند به خطر بيفتد.

حتي اگر پاي كودكي در ميان باشد مي تواند زجرآورتر از آنچه هست نيز باشد.

بدون شك، ما نمي خواهيم كه شما را در مورد امور مالي نصيحت كنيم.

 

متوقف كردن خيانت مالي

آيا همسر شما خيانت مالي كرده است؟

اما در اين مقاله قصد داريم به شما كمك كنيم تا اثرات هيجاني خيانت مالي همسر خود را درك كنيد.

همچنين هدف ما اين است كه به شما كمك كنيم تا بتوانيد به وضع عادي زندگي خود برگرديد.

زيرا بي كنترلي،ترس و حس عصبانيتي كه در اين مواقع به شما دست مي دهد را درك مي كنيم .

پس چرا موضوع خيانت مالي را مطرح مي كنيم؟

چگونه مسائل مالي با ديگر جوانب رابطه شما تداخل مي يابد.

اما بر اساس تجربه حرفه اي ام مي دانم كه پول، سكس و روش كنترل روابط با يكديگر ارتباط دارند.

بيشتر اوقات متوجه مي شويم كه وقتي يك زوج از مشكلات مالي رنج مي برند آنها مسائل ديگري نيز در رابطه جنسي خود دارند.

بارها اينها با نبود قيد و بندهاي حول انواع رفتارهاي افراطي گوناگون مثلا مانند اعتياد، تجاوز يا اختلاف نظرهاي باب انضباط كودكان ارتباط مي يابند.

پس اكنون ابتدا اجازه دهيد با يكديگر مشكلات جدي درگير ماديات را بررسي كنيم…

 

علائم خيانت مالي چيست؟

پاسخ اين سؤالات در آشكار شدن ميزان عدم امانت مالي همسر است:

۹ نشانه خيانت مالي

  • آيا شريك شما به نام شما بدون اينكه بدانيد درخواست وام كرده است؟
  • آيا مداركي دال بر وام هاي درگاهي مخفيانه و رشوه خواري مالي آنها را كشف كرده ايد؟
  • آيا توانسته ايد رمز و حساب هاي بانكي راپيدا كنيد؟
  • آيا بدون اطلاع شما حساب هاي اعتبار بانكي به نام شما باز كرده است؟
  • آيا بر روي كارت هاي اعتباري رمزهاي خريد درج كرده است؟
  • آيا قبوض پرداخت نشده اند در حالي كه در مورد آن توافق به عمل آمده است؟
  • پول ها را بدون اطلاع شما پس انداز كرده است؟ (اين اغلب مقدمه پايان يافتن زندگي زناشويي است)
  • آيا نسبت به اموال شما خيانت در امانت كرده است؟
  • آيا شريك شما از پس اندازها برمي دارد؟

 

نشانه هاي بيشتري از خيانت مالي را مي شناسيد؟

انواع ديگري از بزهكاري ها وجود دارند كه مي تواند منجر به بي اعتمادي گردد.

اينجا نمونه هاي كمي وجود دارد كه  شايد نتوان اكيداً  به عنوان خيانت مالي طبقه بندي شود اما با اين حال صراحت، صداقت و يكرنگي را به خطر مي اندازد:

  • دادن پول كمي به پدر يا مادر كم درآمد يا بيكار اما خرج كردن سخاوتمندانه براي خود
  • مخفيانه خرج كردن به جاي تقسيم عادلانه
  • اجازه ندادن به ديگران براي سردرآوردن از امور مالي خود، افشا نشدن درآمد آنها نه با حدس و نه آشكارا

 

خيانت مالي در ازدواج

نقش شما در مسائل خيانت مالي چيست؟

براساس موارد زير تا حدي اين قيد و بندهاي بي اساس مشكل ساز مي شود:

  • نگرش شما به پول
  • ارزش ها و باورهاي شما
  • انتظارات شما براساس قراردادهاي علني و مطلق (دردسرطلبي!) شما

شايد از اينكه همسر شما  به امور مالي رسيدگي مي كند خوشحال باشيد زيرا نمي خواهيد خود را درگير اين مسائل كنيد.

به طور كلي پول وحساب كتاب هاي شما اموال تنها دارايي شما نيست.

شما ممكن است بدون هر دليلي به همسر خود بي اعتماد شويد.

و شما يا هر دو طرف به بستن قراردادهاي سنگيني انديشيده باشيد.

به هر جهت يك مسئله اصلي در اين طرز نگرش وجود دارد.

آيا فاجعه اي مانند بيمارشدن همسر و عدم تملك دارايي،

از هم پاشيدن زندگي و خدايي نكرده مرگ و يا بيكاري هريك از طرفين و امثالهم وجود دارد؟

تحت هر نوع شرايط ناگوار احتمالا نتوانيد موقعيت را به ويژه به دليل طغيان هيجان هاي خود كنترل كنيد.

به سايت “مشاوره خانواده” مراجعه كنيد

 

نگرش زوجين نسبت به ماديات

نگرش هر دوي شما نسبت به ماديات چيست؟

براي آغاز بررسي خيانت مالي شما بايد اصل پايه را پيدا كنيد.

شما و همسر شما چطور به ماديات مي نگريد؟

  • داراي هوش اقتصادي هستيد كه با پول سرمايه گذاري هاي خوبي راه مي اندازيد.
  • برنامه ها، پس اندازها و سرمايه هايي اضافي داريد. شما داراي مهارت كافي براي كنترل مخارج هستيد.
  • شما براي امروز زندگي مي كنيد و امور روزمره را پيش مي بريد اما نگران آينده هستيد و در پايان ماه پول خيلي زيادي خرج نكرده ايد.
  • خواسته هاي شما صورتحساب ها را مي پوشاند، شما هر چه ميل داريد خرج مي كنيد.

تنها يك راه براي رسيدگي به اختلافات وجود دارد، صحبت كنيد!

فقط براي نرسيدن كار به دادگاه طلاق در مورد درگاه هاي ارتباطي خود و نيازهاي مالي جداگانه رك و صادقانه صحبت كنيد.

اگر واقعاًمي خواهيد زندگي زناشويي خود را نجات دهيد.

 

چه احساساتي داريد؟

حد و حدود اثرات هيجاني خيانت مالي همسر شما تا حد زيادي به وضع ارتباطي شما در حال مرتبط است. اما چند شرايط مختلف متصور است:

  • شما يكديگر را ملاقات كرديد، عاشق شديد (حداقل بوديد) و از بابت كمك به محبوب خود براي پرداخت بدهي هايش خوشحال بوديد.
  • شما يكباره زير بار قرض مي رويد همراه با درآمدهاي سنگين هزينه ها به خاطر بيكاري، بازنشستگي يا مرگ.
  • شما كم كم بدهكار مي شويد حتي با اينكه ظاهرا يك درآمد منطقي داريد
  • شما دست كم توان گرويدن به التزاماتي مادي مانند سپرده گذاري ها، وام ها و تجميع سرمايه هاي كلان را نداريد.
  • مدت ها با هم بوده ايد، فرزند داريد و يك رهن، سپرده ها يا كاري را با هم چرخانيده ايد.
  • تشكيل خانواده داده ايد و پرداخت رهن شما نيز تمام شده است.
  • به سمت دادگاه هاي طلاق كشيده شديد.

 

شما مي توانيد نحوه ي تاثير خيانت مالي در ازدواج  بر تحقق كاملا متفاوت هر يك از اين موقعيت ها را مشاهده كنيد.

اما تعارضات هيجاني همانقدر زياد است كه گويي همسر شما بر سر بهترين دوست شما يا هر شخص مهم ديگر كلاه گذاشته است.

مشاوره خانواده خيانت مالي

به همسر خود براي حل اين بدهي ها چه كمكي كرده ايد؟

خيانت مالي ممكن است حتي مخرب تر از آن كه هست هم حس شود.

به ويژه اگر شما صادقانه بدهي هاي قبلي همسر خود را پرداخت كنيد.

لذا خيلي از افراد به خاطر اينكه خود به ديگران ميدان مي دهند تا بازيچه باشند.

احساس شرمندگي نمي كنند آنها حس مي كنند احمقند و در صورت آشكار شدن ماجرا اغلب تمايلي به درخواست كمك از مشاوران، متخصصان و ديگران  ندارند.

اما واقعاً نيازي به سرزنش كردن خود نيست.

 

در زير آنچه ممكن است رخ دهد آمده است:

  • شما عاشق شديد و تنها زماني كه شيفته شديد و غرق در ارتباط، بر همسر شما (يا شما فهميديد) معلوم شد كه بدهكار بوديد.
  • شايد شما قبلاً با همسر خودهم فكري داشته ايد و نيازي به بالا آوردن بدهي به ويژه با وجود چرخاندن دو نفري خانه نبوده است.
  • شما تصميم گرفته ايد بدهي ها را تسويه كنيد طوري كه با يك بدهي صفر شروع كنيد.
  • شما از همكاري با خريدارهاي بزرگ بسيار خوشحال بوديد زماني كه همسر شما واقعاً سهم خيلي كمي در اين كار داشت.
  • ممكن است شما قرباني يك نيرنگ شويد..

 

مواجهه با وضعيت بحراني 

واكنش شما به اين وضع فلاكت بار چيست؟

اينكه چگونه واقعا با اين اكتشاف روبرو مي شويد به سطح حيله و تلنبارشدن بدهي ها و همچنين در كل نحوه ي كنار آمدن شما با مسائل زندگي بستگي دارد.

  • آيا فوراً خود را به خاطرهمه چيز مقصر مي دانيد؟
  • حس مي كنيد كه هيچ كسي قابل قياس با شما نيست و نمي توانيد به همه اعتماد كنيد؟
  • آيا زير فشار غليان هاي اجتناب ناپذير زندگي ممكن است دچار افسردگي و اضطراب شويد؟

 

يا….

  • اشتباهات، سوءمديريت، همواره ناشيانه عمل كردن، غفلت در آگاه نكردن كامل خود از همه وقايع را ميپذيريد؟
  • آيا صرفاً مي پذيريد كه قصد نجات دادن زندگي را داشته ايد؟
  • با انديشيدن به گذشته مي توانيد جوانب مثبتي را در موقعيت هاي ناسازگار را ببينيد؟

موارد ديگر خيانت مالي در ازدواج

هر چه قدر هم واكنش هايي عادي به چرخه هاي متغير زندگي داشته باشيد.

لحظات به خطر افتادن امنيت مالي و شايد كودكان شما غيرقابل تحمل است.

فراتر از اينها، شما مجبوريد با شوكه شدن مواجه شويد آنقدر كه از دست كسي كه مورد اعتماد شما بود و او را باور مي كرديد مأيوس مي شويد.

خيانت مالي ممكن است با زناي همسر شما ادامه يابد .

و با دانستن اينكه زن يا مرد ديگري پول هاي شما را از طريق همان فرد معتمد شما خرج مي كند.

مي تواند حتي بدتر طغيان هيجاني شما را در پي داشته باشد.

همه اينها واقعا براي شما سخت است و حس كردن دشواري زياد زندگي همين الان كاملا قابل درك است .

پس حالا توصيه هاي ما….



خودكنترلي

خودكنترلي يك نوع توانايي هاي تفكر محسوب مي شود .

كه  كمك خواهد كرد كه بچه ها آموزش ببينند.

احساسات در خودكنترلي

احساسات و برخوردهاي شان را در رابطه با يك تصميم گيري ايده آل به كنترل كردن بپردازند.

به علاوه به كم شدن اعمال هاي تكانشي و مبارزه كردن به صورت موثر با نااميد شدن كمك خواهد كرد.

به طور مثال يك كودك امكان دارد هنگام روبرو شدن با مسئله هاي دشوار در آزمون كنترل خود را از دست بدهد.

خودكنترلي

مديريت اضطراب

در عوض اينكه بدون تفكر كردن  جواب بدهد مي تواند به موقع اضطراب خود را مديريت كند .

و هنگامي كه به آرامش رسيد شروع به تفكر كردن در رابطه با برطرف كردن اين مسئله بپردازد.

خودكنترلي يك جزء حياتي براي برخوردار شدن از رفاه اجتماعي كودك محسوب مي شود .

عامل ايجاد كننده خودكنترلي

كه عامل ايجاد كننده  :

  •   تصميم گرفتن به طور صحيح .
  • مديريت كردن احساسات.
  • سرخوردگي ها.
  • واكنش هاي خود را ايجاد مي كنند.

اين توانايي فكري از گرفته شدن تصميمات و اقدامات نامطلوب در مواجه شدن با شرايط ها پيشگيري خواهد كرد.

خودكنترلي1

توانايي خودكنترلي نوجوانان

كودكان و همين‌طور نوجوانان هايي كه از توانايي خود كنترلي خوبي برخوردار مي باشند مي توانند:

  • در رابطه با نكته هاي مثبت و منفي خود به آگاهي برسند.
  • بدون اين كه در برابر انتقادات حالت دفاعي و عصبي را به خود بگيرند آنها را قبول مي كنند.
  • حس ناكام بودن و نااميدي در خود را مديريت مي‌كنند.
  • بدون اينكه احساس خشم و توقف شدن كار به آنها دست دهد ادامه خواهند داد.
  • اين را درك خواهند كرد كه براي آغاز كردن يك بازي بايد به نوبت گرفتن بپردازند.
  • احتياط ضروري براي عبور كردن از خيابان يا استفاده كردند .خودكنترلي
  • به طور صحيح از چاقو را آموزش مي بينند.
  • پيش از اينكه به يك گروه اجتماعي بپيوندند  .
  • زمان كافي را صرف مطالعه كردن و شناختن آن گروه خواهند كرد.

  • كودكان و نوجواناني كه مهارت خود كنترلي ندارند.
  • به پرسش هايي كه معلم انجام مي دهد بدون اينكه اجازه بگيرند پاسخ مي‌دهند.
  • تكليف هاي مدرسه خود را در هم بر هم انجام خواهند داد.


هشت عادت كساني كه از افسردگي پنهان رنج مي برند

افسردگي همچون هيولايي در درون ما كمين مي كند تا افكار و انرژي ما را تسخير و زندگي را به كام ما تلخ كند. افسردگي اغلب پنهان و غير قابل تشخيص است. كسي كه از افسردگي پنهان رنج مي برد اگرچه همواره با هيولاي درون خود درگير است اما اين مسأله در ظاهر عيان نيست. گاهي كساني كه دچار افسردگي هستند مشكلات خود را از دوستان، خانواده و نزديك ترين همدم خود پنهان مي كنند. ممكن است آن ها در مقابل شما لبخند به لب داشته باشند اما در درون خود در حال غرق شدن هستند. در ادامه به هشت عادت كساني مي پردازيم كه از افسردگي پنهان رنج مي برند.

۱- ديگران را مجاب مي كنند كه شاد هستند و حتي ممكن است در ظاهر سرحال به نظر برسند

اين تصور كه افراد مبتلا به افسردگي هميشه غمگين به نظر مي رسند يا شخصيت افسرده اي دارند كاملا اشتباه است. افسردگي چيزي بيشتر از يك حالت روحي است. افراد افسرده اغلب ياد مي گيرند كه حالت خود را تغيير دهند و گاهي به نظر مي رسد كه آن ها شادترين كساني هستند كه در زندگي خود ديده ايد. اين مسأله در حقيقت به دليل آن است كه اين افراد فارغ از آنچه كه در درون شان مي گذرد، تلاش مي كنند در ظاهر چهره اي مثبت از خود نشان دهند. آن ها مايل نيستند ديگران را درگير مشكل خود كنند، حتي اگر به اين ترتيب مجبور باشند رنج خود را پنهان كنند و در تنهايي غرق شوند.

چستر بنينگتون خواننده ي مشهور گروه لينكين پارك از كساني بود كه از افسردگي پنهان رنج مي برند. طبق گفته هاي همسرش تاليندا، بنينگتون تنها ۳۶ ساعت پيش از خودكشي، با فرزندانش بازي مي كرد و لحظات شادي با آن ها داشت. تاليندا حتي در حساب توييترش ويدئويي از آخرين لحظات زندگي بنينگتون منتشر كرد. با وجود افسردگي پنهان ممكن است همه چيز عادي به نظر برسد تا آنكه ديگر به قدري دير مي شود كه كاري نمي توان كرد.

۲- ممكن است عادت هايي براي مقابله با رنج خود داشته باشند
اگر كمك مناسبي به شخص افسرده صورت گيرد افسردگي قابل درمان خواهد بود. روان درماني، استفاده از داروها و حتي صحبت با خانواده و دوستان مي تواند به فرد مبتلا در مقابله با رنج خود كمك كند. با اين حال، كساني كه از افسردگي پنهان رنج مي برند اغلب عادت هايي در سبك زندگي خود دارند كه به آن ها كمك مي كند رنج خود را تسكين بخشند. اين كار مي تواند هر چيزي باشند؛ از موسيقي و ورزش گرفته تا رانندگي، پياده روي، حمام كردن يا خوابيدن. آن ها اين كار را انجام مي دهند تا خود را از غرق شدن در احساسات شان نجات دهند.

۳- عادات غذايي و خواب آن ها طبيعي نيست

بدن انسان به خواب و تغذيه نياز دارد و هر دو از عوامل اساسي در حفظ سلامتي هستند. ذهن انسان قادر است اين دو عامل را كنترل كند اما افسردگي اين توانايي را از بين مي برد و در فرد نوعي احساس خفگي ايجاد مي كند. اين مسأله باعث مي شود چنين افرادي در خواب و تغذيه ي خود افراط كنند چون با اين كار احساس مي كنند قادرند دست كم كنترل چيزهايي را در زندگي خود دوباره به دست گيرند. عكس اين مسأله يعني بي خوابي يا بي اشتهايي هم ممكن است.

۴- از اينكه عزيزان شان آن ها را ترك كنند وحشت دارند

كساني كه از افسردگي پنهان رنج مي برند مشكلات زيادي در روابط عاطفي خود دارند. اين افراد همواره از اينكه باعث دردسر محبوب شان شوند ترس دارند. آن ها تصور مي كنند اگر شريك عاطفي شان را وارد زندگي خود كنند و به آن ها اجازه دهند مشكلات شان را ببينند، شريك عاطفي شان آن ها را ترك خواهد كرد. اگرچه در مواردي افراد به دليل فشار بيش از اندازه اي كه بر آن ها است رابطه ي عاطفي خود را بر هم مي زدند، اما اين مسأله تقصير آن ها نيست. با اين وجود، فرد مبتلا احساس مي كند ترك شده است.

arooziato.com_wp_content_uploads_2018_04_Untitled.jpg

۵- مستعد هستند

افسردگي پنهان مي تواند گريبانگير هر كسي شود. تاريخ نشان مي دهد هنرمندان و موسيقيدان هاي مشهور و حتي رهبران دنيا دچار اين مشكل بوده اند. كساني كه به افسردگي مبتلا هستند با وجوه منفي و مثبت احساسات خود درگير هستند. اگرچه بسياري از ما خود واقعي اين افراد را نمي توانيم ببينيم، اما ممكن است آن ها توانايي هايي داشته باشند كه فراتر از تصور ما است. شايد آن ها زير بار سنگين احساسات شان در رنج باشند اما قادرند از ميان سايه هاي تيره و تار احساسات شان، زيبايي را به تصوير بكشند.

۶- همواره به دنبالي هدفي در زندگي هستند

همه ي ما در زندگي خود هدفي داريم و با گذشت زمان مايليم بدانيم كه آيا در مسير درست قرار گرفته ايم. اينكه عزيزان مان موفقيت هاي حال حاضر زندگي مان را تأييد كنند اتفاق خوبي است. متأسفانه، اشخاص افسرده به سختي مي توانند از خود دروني شان رضايت داشته باشند. احساس پوچي و ترس به آن ها انگيزه مي دهد بيش از ديگران به دنبال يافتن هدف حقيقي شان باشند. اين مسأله به دليل آن است كه آن ها همواره به دنبال شادي هستند.

۷- كمالگرا هستند و درك متفاوتي از مواد دارند

افرادي كه از افسردگي رنج مي برند هميشه به دنبال عشق و محبت هستند. با اين حال، وقتي متوجه مي شوند از هر نظر بي نقص نيستند، از خواسته ي خود به كلي امتناع مي كنند. چون اگر به ديگران نشان دهند كه بي نقص نيستند به اين ترتيب آسيب پذيري آن ها و آنچه كه ضعف خود مي دانند براي ديگران آشكار خواهد شد.

علاوه بر اين، كسي كه دچار افسردگي است مي داند كه چه موادي را وارد بدنش مي كند. مشروبات الكلي براي چنين افرادي آرامش بخش هستند، در حالي كه كافئين و قند آن ها را سرحال مي كنند. همچنين آن ها مي دانند كدام داروها بيشترين تأثير را بر آن ها دارند، چون تغيير افكارشان به آن ها كمك مي كند رنج خود را از ياد ببرند.

۸- در پنهان كاري تبحر دارند

مقابله با افسردگي كار دشواري است. بسياري از افراد مبتلا براي تسكين رنج شان به خود آسيب مي زنند. اگر تا به حال قصد داشته ايد به خود صدمه بزنيد، بايد فورا به دنبال كمكي براي حل مشكل خود باشيد. با اين كار تنها به جسم خود آسيب نمي زنيد، بلكه نزديكان شما هم از اين مسأله آسيب خواهند ديد. خودزني هميشه با درد همراه نيست. اين كار مي تواند به سادگي حذف صبحانه يا شام از برنامه ي روزانه باشد. اين افراد اغلب توجيه هايي براي كار خود دارند كه به اندازه ي كافي مجاب كننده است و باعث مي شود اطرافيان شان متوجه مشكل اصلي نشوند.

نكته اي كه لازم است در مورد افسردگي بدانيم آن است كه افراد مبتلا به افسردگي همواره احساس تنهايي مي كنند. آن ها به عشق و پذيرش ديگران نياز دارند تا به آن ها در غلبه بر هيولاي درون شان كمك كند. اين فرآيند دشواري هاي زيادي دارد اما شايد بتوانيد با كمكي اندك زندگي آن عزيزان يا نزديكان تان را كه دچار اين مشكل هستند نجات دهيد. اما كساني كه خود دچار افسردگي هستند مي بايست احساسات شان را با عزيزان شان در ميان بگذارند و درباره ي آن صحبت كنند. نشان دادن اينكه نيازمند كمك هستيد يك ضعف محسوب نمي شود.
 

موضوعات مشابه



خيانت پدر به مادر

خيانت پدر به مادر

سلام.ما يه خونواده چهار نفره ايم.من مامانم بابام و داداشم.من باداداشم خيلي راحتم ميتونم همه چيز رو بهش بگم اما نميدونم اينكار درسته يا نه؟؟من يه نوجوان 13 سالم و تو تصميم گيري زياد خوب نيستم نميدونستم دردم رو به كي بگم كه به فكرم رسيد بيام اينجا.اولش تو گوشي بابام فيلم هاي مستهجن پيدا ميكردم كه بهد از اون ديدم تو سايت هاي همسر يابي بوده و بعدم چند تا پيامك كه توش درباره دوستي با يه خانوم بود .من خيلي بچه تر ازاونم كه بخوام راجب اينجور چيز ها تصميم بگيرم ميتونم به مادريم بگم اما ميترسم بعد25سال زندگي كارشون به طلاق بكشه.لطفا كمكم كنيد ممنون از سايت خوبتون

پاسخ : خيانت پدر به مادر

با سلام خدمت شما دوست عزيز
قابل درك است كه الان از نظر روحي درگيري زيادي در اين مورد داريد. اما براي اينكه خودتان نيز آسيبي در اين ميان نبينيد بهتر است از اين گونه موارد و كنجكاوي ها كناره گيري كنيد اين موارد ممكن است در زندگي متاهلي بين پدرو مادرها به شكل هاي مختلف اتفاق افتد و الان كه از اين موضوع اطلاع داريد باز هم نمي توانيد قضاوتي كنيد چون ممكن است اين يك كنجكاوي باشد كه بخاطر نياز جنسي در پدرتان شكل گرفته است و ممكن است ايشون متوجه اشتباه خودشان بشنود پس نمي توان در اين مورد سريع قضاوت كرد يا به ايشون برچسب خاصي زد . اگر ديد اين موضوع دارد تاثير زيادي بر زندگي شما مي گذارد و پدرتان رفتارهاي متفاوتي نشان مي دهد و به زندگي خانوادگي شما آسيب وارد مي شود مي توانيد با يك مشاور به صورت حضوري يا تلفني صحبت كنيد تا ايشون پدرتونو وارد پروسه مشاور كنند و اين موضوع را با ايشون به سبكي در ميان بگذارند كه حريم هاي بين شما نيز شكسته نشوند .
در اين مسير از روانشناسان مجرب كانون مشاوران ايران كمك بگيريد.
۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
شاد باشيد


رژيم غذايي مناسب وزن كودك

براي كودكان، عادت هاي سالم به معني وزن سالم مي باشد

بچه ها نيازي به رژيم هاي غذايي زودگذر، برنامه هاي كاهش وزن خودسرانه و يا تمرين هاي شديد ندارند. چيزهاي كوچكي وجود دارد كه آن ها هر روز انجام مي دهند كه در نهايت بزرگترين تفاوت ها را ايجاد مي كنند. با عادت هاي مناسب، مي توانيد فرزند خود را در وزن سالمي نگه داريد يا اگر اضافه وزن داشته باشد، به او كمك كنيد.كليد اين است كه انتخاب هاي خوب براي تمام اعضاي خانواده بخشي از زندگي شوند- كه شامل والدين نيز مي شود.

عادت سالم ۱: خوردن شام به عنوان يك خانواده.

تحقيقات نشان مي دهد كه خانواده هايي كه با هم غذا مي خورند اغلب رژيم غذايي بهتر و ميزان چاقي كمتري دارند. چرا؟ وقتي در منزل آشپزي مي كنيد، منو غذا را كنترل مي كنيد، بنابراين براي همه خوردن غذاي سالم ساده تر مي شود. به علاوه، زماني كه بچه ها به تنهايي غذا مي خورند – مخصوصا در مقابل تلويزيون- آن ها ممكن است به آنچه مي خورند و مقدار آن توجه نكنند، و اين باعث مي شود كه بيش از حد غذا بخورند.فرزند شما هميشه نمي تواند همه چيزهايي كه در بشقاب او قرار داده ايد را دوست داشته باشد، اما شما تهيه مواد مغذي را متوقف نكنيد.هرچه بيشتر بچه ها شما و ساير اعضاي خانواده را مي بينند كه غذاي خاصي را مي خورند، بيشتر احتمال دارد كه آن را امتحان كنند. سرو و لذت بردن از آن كلم بروكلي را حفظ كنيد، و او زودتر از آنچه فكرش را كنيد سر ميز خواهد بود.

براي مطالعه بيشتر:

رژيم غذايي سالم براي كودكان

دستورالعمل هايي براي بهبود رژيم غذايي كودكان

عادت سالم ۲: صفحه هاي نمايش را خاموش كنيد

وقتي بچه ها زمان زيادي را به تماشاي تلويزيون مي گذرانند، بازي ويدئويي انجام مي دهند يا با تلفن همراهشان كار مي كنند، به جاي كار سالمتري مانند فعاليت بدني يا خواب مناسب، دارند ان كارها را انجام مي دهند. آكادمي پزشكان كودك آمريكايي توصيه مي كند بچه هاي ۲ ساله و بزرگتر، خارج از زمان انجام تكاليف نبايد بيش از ۲ ساعت زمان در روز براي كار با صفحه نمايش بگذارند. و كودكاني كه كمتر از ۲ سال دارند نبايد هيچ زماني را براي كار با صفحه نمايش هاي مختلف داشته باشند. براي كمك به كاهش آن، روي آنچه كه بچه ها نمي توانند انجام دهند تمركز نكنيد بلكه بر آنچه كه مي توانند انجام دهند تمركز كنيد. به عنوان مثال، اصلا اشاره اي به تلويزيون ديدن بعد از مدرسه او نكنيد.

در عوض، ليستي از فعاليت هايي كه مي توانند هنگام برگشت به خانه انجام دهند را تهيه كنيد، مانند رقصيدن با موسيقي، بازي در حياط، دوچرخه سواري، و يا كمك به پخت شام.

سپس، اجازه دهيد كه آن ها چيزي را از آن ليست انتخاب كنند. بهترين راه كمك به كودك براي استفاده كمتر از صفحه نمايش اين است كه شما نيز زمان استفاده خود از تلفن، كامپيوتر و يا تلويزيون را محدود كنيد. به جاي آن رهبر بازي اعضاي خانواده در خارج خانه باشيد.

عادت سالم ۳: استفاده از گام شمار براي واداشتن همه به حركت.

اين كار خيلي خوبي نيست تا تقاضا كنيد فرزندتان ورزش كند. بجاي آن الهام بخش كل خانواده براي حركت بيشتر باشيد.

يك ترفند: به هر عضو خانواده يك گام شمار يا ردياب فعاليت بدهيد. هنگامي كه يك بچه شروع به پيگيري تعداد قدم هاي برداشته شده خود مي كند، بسيار طبيعي است كه بيشتر بخواهد قدم بردارد. در پايان روز، همه مي توانند اعداد خود را مقايسه كنند و پيشرفت خود را روي نمودار ببينند.

برخي از برنامه هاي گوشي هاي هوشمند براي بچه ها، مانند Move2Draw، رديابي فعاليت را به يك بازي تبديل مي كنند، كه مي تواند براي آن ها حتي سرگرم كننده نيز باشد. فرزند شما بايد چند قدم بردارد؟ در حالي كه عدد هدف بسياري از بزرگسالان ۱۰،۰۰۰قدم در روز است، هدف بچه ها بايد بالاتر باشد.يك مطالعه نشان داد كه براي كودكان سنين ۶ تا ۱۲ سال يك هدف سالم ۱۲۰۰۰ گام در روز براي دختران و ۱۵،۰۰۰ گام در روز براي پسران بود.اين مقدار ممكن است زياد به نظر برسد، اما بچه ها به طور طبيعي بيشتر از بزرگسالان حركت مي كنند. گام هاي كودك بسيار كوتاه است، به طوري كه آن ها تا انجايي كه شما پياده روي مي كنيد نمي رسند.به آرامي شروع كنيد، و آن را سرگرم كننده كنيد! شما مجبور نيستيد همه را وادار به پياده روي در محله خود كنيد. در عوض، براي يك بازي فوتبال در حياط خلوت يا يك كوه نوردي خانوادگي تيم سازي كنيد.

عادت سالم ۴: انتخاب تنقلات هوشمندانه را آسان كنيد.

اگر يخچال و كابينت هاي شما با مواد مغذي پر شده باشد، مجبور نيستيد نگران جلوگيري بچه ها از خوردن غذاي ناسالم باشيد.در فروشگاه مواد غذايي، فقط غذاهايي را بخريد كه مي خواهيد فرزندتان بخورد. چيپس ها، آب نبات و نوشابه را با گزينه هاي بهتري مانند كراكرهاي غلات، ميوه هاي تازه يا يخ زده و شير تعويض كنيد.در خانه، كاري كنيد كه پيداكردن ميوه ها و سبزيجات برش خورده، آبميوه و پنير و كراكرها براي بچه ها آسان باشد.

عادت سالم ۵: زمان خواب را معين كنيد.

بچه هاي خسته بدخلق هستند. و براي آن ها سخت تر است كه براي انتخاب هاي خوب در طول روز انرژي صرف كنند، مانند ورزش يا انتخاب آب به جاي نوشابه. ممكن است خواب شب براي نوجوانان سخت تر شود. در بلوغ، ساعت بدن آن ها تنظيم مجدد مي شود، و آن ها دير به خواب مي روند. از آنجا كه دبيرستان صبح خيلي زود شروع مي شود، بسياري از نوجوانان به طور مداوم از خواب محروم هستند، كه باعث افزايش خطر ابتلا به افزايش وزن و ساير مشكلات سلامتي مي شود. خواب را در خانه خود يك اولويت قرار دهيد. همه را به يك روال خواب مقيد كنيد، حتي در تعطيلات آخر هفته. حدود يك ساعت قبل از خواب، تلويزيون، تلفن، كامپيوتر و بازي هاي ويدئويي را خاموش كنيد. بچه ها را وادار به انجام كارهايي كنيد تا به آرام شدن آن ها كمك كند. فراموش نكنيد كه چشم بسته نيز براي سلامتي شما خوب است. با تعهد به يك روال معمول خواب براي خودتان، مثال خوبي براي كودكان باشيد.

عادت سالم ۶: ثابت قدم باشيد.

مهمترين راه براي كمك به خانواده براي پايبندي به عادت هاي خوب اين است كه به برنامه خود عمل كنيد. در مورد غذاهايي كه در خانه داريد، در مورد ورزش خانوادگي، و در مورد زمان خواب، هميشه ثابت قدم باشيد.اگر شما انجام دهد، بچه هايتانيا احتمال بيشتري  در درازمدت آن را مي پذيرند. اگر شما

ترديد كنيد، آن ها احتمال بيشتري دارد كه به بحث و مجادله بپردازند. با استقامت، شما به آن ها كمك مي كنيد عادات سالم را به آغوش بكشند، و اين به آنها براي بقيه زندگي شان كمك خواهد كرد.

منبع: كودك و نوجوان




راضي نبودن از جنسيت

راضي نبودن از جنسيت

سلام من 21 سالمه و چن سال پيش مشكل جنسي پيدا كرده بودم يني خودارضايي انجام ميدادم بعد از دو سال روان درماني و قرص خوردن حالا مشكل اينو پيدا كردم كه من خيلي دوست دارم كه دختر ميبودم و رفتار هاي دخترونه ميداشتم ولي نميدونم بايد چيكار كنم كه اين طرز فكر از ذهنم بره بيرون كمكم كنيد با اين وضع اصلا نميتونم زندگي آرومي داشته باشم وقتي ميبينم دخترا چقد راهت زندگي ميكنن يني چه درس بخونن چه نخونن هيچ كسي جرعت اينو نداره كه بگه مدرك تحصيليت چيه يا اينكه براي دخترا لباساي خيلي قشنگ و كفشاي شيك هست يا دوستاي زيادي دارن و هميشه پسران كه دنبال اونا هستن و هميشه دلبري ميكنن من خيلي دوست داشتم اين رفتار ها رو انجام بدم ولي خب هيچ راهي ندارم لطفا بگيد چيكار كنم؟؟؟

با سلام

دوست عزيز بهتره حتما به روانشناس به صورت حضوري مراجعه كنيد و در باره اين مساله صحبت كنيد .به هر حال داشتن تفكرات در مورد نسيت دديگر و تمايل به داشتن جنسيت ديگر به خاطر مورادي كه شما مطرح كرديد مثل انتخاب لباس تنوع دوست و …دال بر مشكلات جنسيتي كه بخواهيد تغيير جنسيت بدهيد نمي شود چون صرفا رواني است و بر مي گردد به مساله هويت جنسي كه خب در شما مشكل ساز بوده است .وقتي افراد دچار مشكل هوست جنسي باشند ططبيعتا از جنسيت خود راضي نيستند و تمايل دارند جنسيت مقابل را داشته باشند و خود را انچنان مي پندارند در روياهايي كه دارند دبدون اينكه اصلا مشكل و ناهنجاري اناتوميك و پزشكي داشته باشند .همين مساله خودارضايي در شما ممكنه مشكلاتي را ايجاد كرده باشد كه خوب اكنون چنين اثراتي را هم داشته است.در هر حال اميدوارن با مراجعه حضوري مساله بررسي شود و براي حل ان به شما راهكارهايي پيشنهاد شود چون كاملا مساله رواني است

در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
982122354783
موفق باشيد



مشاوره خانواده

سوال شده 7 ساعت قبل در مشاوره خانواده آنلاين توسط زينب
سلام من خانمي ۲۴ ساله هستم  يه دختر ۵ساله  دارم ويه دختره ۲سال و۴ ماهه دارم والان مي‌خوام  براي بارداري سوم اقدام كنم  آيا فاصله ۲سال و۴ ماه بين دو بارداري خوبه يا هنوز زودهست؟
پاسخ داده شده 2 ساعت قبل توسط zahra.dehghan حرفه اي (580 امتياز)
با سلام خدمت شما دوست عزيز

در اول بارداري سوم نياز به آمادگي بدني و روحي خودتان دارد كه آيا آمادگي  بدني و پذيرش و كارهاي سه فرزند را در يك زمان داريد هريك از فرزندان شما در سني قرار دارند كه نيازهاي متفاوتي را تجربه مي كنند . فرزند اول شما زماني كه فرزند سومتان وارد مرحله از شير گرفتن و گرفت از پوشك مي شود وارد مدرسه شده و نياز به توجه براي درس و مشكلات آن دارد و فرزند دوم شما نيز وارد چهار سالگي شده است زماني كه فرزند سوم شما دو ساله مي شود با توجه به تمام جوانب و اينكه آيا به اندازه كافي انرژي و توان روحي داشتن سه فرزند با نيازهاي مختلف و داشتن كمك در اين مسير مي توانيد اقدام به بارداري كنيد و سن كودكانتان فعلا مناسب مي باشد نسبت به اين آن را به زماني مكول كنيد كه فرزند اولتان در اول ابتدايي باشد. سعي كنيد آمادگي روحي داشتن يك فرزند ديگر را  در دو فرزند ديگرتان ايجاد كنيد كه ميزان حسادت در آنها به كمترين مقدار كاهش يابد .

شاد باشيد


چرا ميل جنسي كم مي شود؟ راهكارها بدون دارو

چرا ميل جنسي كم مي شود؟ راهكارها بدون دارو

كم شدن اميال جنسي يك نوع اختلال عملكرد جنسي است.

هيچ كس آن را دوست ندارد.

اين مشكل مي تواند در يك نقطه در زندگي مردم و در هر دو جنس مرد و زن رخ دهد.

تعدادي از عوامل فيزيكي و روانشناختي در حل اين مشكل موثر هستند كه به عنوان مهمترين آنها اشاره شده است.

اضطراب و كاهش ميل جنسي

ممكن است برخي  در طول اضطراب بتوانند كارهاي زيادي انجام دهد، اما شكي در مورد كاهش رابطه جنسي وجود ندارد.

استرس شغلي، مشكلات مالي، مراقبت از بيمار و از اعضاي خانواده و ساير عوامل استرس زا، ميل جنسي را كاهش مي دهد.

براي كنترل اضطراب، شما بايد تكنيك كنترل اضطراب را ياد بگيريد يا از مشاوره جنسي مفيد استفاده كنيد.

چرا ميل جنسي كم مي شود؟ راهكارها بدون دارو

چرا ميل جنسي كم مي شود؟ راهكارها بدون دارو

سايت “MOSHAVERANE

مشكلات ارتباطي و كاهش ميل جنسي

مشكلات ارتباطي حل نشده بين همسران يكي از عوامل مرگ و كاهش ميل جنسي است.

در خصوص زنان، احساسات صميميت عامل مهمي در رابطه جنسي هستند.

اما بحث و گفتگو، ارتباط ضعيف، خيانت، بي اعتمادي و ساير مسائل كه صميميت را مختل مي كنند، مي توانند منجر به كاهش ميل جنسي شوند.

مصرف الكل و كاهش ميل جنسي

افرادي كه نوشيدني هاي الكلي را مي خورند در داشتن رابطه جنسي نا موفق ترند.

بعضي از مردم معتقدند كه نوشيدني هاي الكلي تمايل جنسي را زياد مي كند، اما الكل تأثير منفي بر پاسخ آنها دارد و نمي تواند رابطه خوبي با خود و همسرش داشته باشد.

الكل همچنين رگهاي خوني و اعصاب درگير در نعوظ را تضعيف مي كند.

محروميت از خواب و كاهش ميل جنسي

بعضي از مردم به علت كمبود خواب با از دست دادن ميل جنسي دست به گريبان هستند.

آنها خيلي سخت به خواب مي روند.

گاهي اوقات بي خوابي يا آپنه خواب باعث مي شود فرد احساس خستگي مضاعف كند و اين ميل جنسي را نيز از بين مي برد.

نگهداري كودك و از دست دادن ميل جنسي

نگه داشتن يك كودك جوان يكي از دلايلي است كه فرد ميل جنسي اش را از دست بدهد.

البته خود تنظيمي مشكلي نيست.

در واقع، عدم داشتن وقت براي مراقبت از يك كودك، تا حدودي از صميميت رابطه كاهش مي دهد و به تدريج باعث كاهش ميل جنسي مي شود.

بنابراين، مردان و زنان گاهي اوقات براي مراقبت از فرزند يا بچه هاي كوچك خود، به كمك كسي ديگر و همكاري با يكديگر نياز دارند.



پديده زورگويي

پديده زورگويي

آن قصه قديمي كودكانه را شنيده‌ايد كه هر كسي فكر مي‌كرد از همه قوي‌تر است تا وقتي كه به از خودش قوي‌تر برمي‌خورد؟ همان كه اسمش «كي از همه پرزورتره؟» است؟ حالا حكايت زندگي در تهران يك جورهايي شبيه آن قصه شده. هر كسي فكر مي‌كند زورش به بقيه مي‌رسد مگر خلافش ثابت شود! اين زورگويي يك جورهايي اپيدمي شده و كار به آنجا رسيده كه قانون هم براي «پرزورها» سد و مانعي محسوب نمي‌شود. مخصوصا قوانين راهنمايي و رانندگي كه انتظار رعايت‌كردنشان از طرف مردم، بدون آن‌كه ترس از جريمه مجبورشان كند، كم‌كم تبديل به يك آرزوي دست نيافتني مي‌شود. چند سال پيش در خيابان وليعصر سر يك كوچه يك‌طرفه از سوپرماركتي خريد مي‌كردم كه سروصداي يك مرد توجه‌ام را جلب كرد. وقتي از مغازه بيرون آمدم، صحنه جالبي را ديدم؛ يك پيكان سفيد داشت برخلاف جهت تابلو وارد كوچه مي‌شد، يعني داشت خلاف قانون عمل مي‌كرد! روبه‌رويش هم يك ماشين ديگر كه در جهت درست و قانوني حركت كرده بود، با ايشان شاخ به شاخ شده بود. راننده خلافكار سرش را از پنجره ماشين بيرون آورده بود و با ركيك‌ترين الفاظ راننده روبه‌رويي را كه مرد جا افتاده و محترمي به نظر مي‌آمد، تهديد مي‌كرد: «مگه خيابون ارث پدرته؟ به تو چه ربطي داره كه من ورود ممنوع مي‌آم؟ [بيب] و [بيب] و [بيب]……»
آن مرد محترم هم انگار گوشه رينگ بوكس گير افتاده باشد، مظلومانه ماشينش را كنار كشيد تا آقاي پرزور بددهن بتواند به خلافش ادامه دهد. حرصم در آمده بود، چقدر وقيح بود اين مرد! با پررويي تمام بر خلافكاري‌اش اصرار مي‌كرد و هيچ كس هم حق اعتراض نداشت.
اما بعد اتفاق جالبي افتاد. قلدرخان كمي كه جلوتر رفت، با ماشين بعدي روبه‌رو شد و دقيقا همان سناريو را اجرا كرد. باز هم سرش را از پنجره بيرون آورد و شروع كرد به راننده ماشين جلويي كه يك بنز سفيد رنگ بود بد و بيراه گفتن. اما اين بار راننده روبه‌رويي كنار نكشيد، از ماشين پياده شد و با اطمينان و آرامش رفت به سمت قلدرخان. هيبتي داشت براي خودش، اما چيزي كه توجه من را جلب كرد پوتين‌هايش بود. او يك مامور نيروي انتظامي بود! راننده خلافكار هم كه پوتين‌ها را ديده بود، متوجه شد اين بار سنبه پرزور است. كمي خودش را جمع و جور كرد و آماده شد تا اين بار از موضع ضعف با طرفش روبه‌رو شود: «جناب سروان به خدا بچه‌ام تو بيمارستانه، منم بايد برم براش دارو بخرم، به خدا مجبور شدم يه طرفه بيام، به خدا…»
مامور قوي هيكل هيچ اعتنايي به مزخرفات قلدر خان نداشت. فقط اشاره كرد كه «از ماشين پياده شو» و بعد اشاره‌اي به مسافر بنز سفيد رنگ كرد. قيافه‌اش ديدني بود. مثل موش آب كشيده جمع شد و به پته پته افتاد: «جناب سروان غلط كردم،… تو رو خدا ببخشيد…» جناب سروان هم بدون توجه به اين حرف‌ها مدارك قلدرخان را ضبط كرد و ماشينش را به پاركينگ منتقل كرد.
دلم خنك شد! اما راستش متاسف هم شدم، چرا بايد براي رعايت يك قانون ساده، سردار طلايي وارد عمل شود؟ چرا خودمان به قانون احترام نمي‌گذاريم؟ چرا حق ديگران برايمان هيچ اهميتي ندارد؟ چرا فكر مي‌كنيم ما از همه پرزورتريم؟ چرا؟

چيزهايي كه نبايد فراموش كنيم
فراموشي شايد مهم‌ترين ضعف و گاهي بزرگ‌ترين نياز اين آدم خاكي باشد، اما بسيار گريزپا و لجباز است. معمولا آن‌چه را بايد فراموش كنيم با تمام جزئيات به ياد مي‌سپاريم و آن‌چه را بايد به ياد بياوريم در ميان گرد و غبار زمان تصويرش را از ياد مي‌بريم. بهانه اين هفته چيز ديگري بود. پاييز بود و مهر و بوي مدرسه، ولي تا سه ماه ديگر مي‌شود از پاييز گفت و من دلم ريخت پايين وقتي در اولين روز مدرسه موقعي كه با پريا داخل ماشين بوديم تا به مدرسه‌اش برسيم، راديو گفت كه هفته دفاع مقدس است و من يادم رفته بود. يادم رفته بود كه درست وقتي هم‌سن اين روز‌هاي پريا بودم، مجبور بودم براي آشنايي با جنگ و آرام‌شدن ترس‌هايم «زندگي، جنگ و ديگر هيچ» فالاچي را بخوانم و موقع آژير قرمز دعا مي‌كردم كه بمب روي خانه ما نيفتد و سال‌ها بعد يك روز با ترس ديدم من هم در مرگ مردمم با ترسم سهيم شده بودم.پديده زورگويي
راديو دارد از جنگ و خاطرات جبهه مي‌گويد و صداي رزمندگاني كه ديگر نيستند، سال‌هاي دهه عجيب و رعب‌آور ۶۰ را در ذهنم تداعي مي‌كند. منع‌كردن هيچ به من نيامده. همين ديشب بود كه پدرم را سرزنش مي‌كردم كه چرا آن‌قدر اشكش سريع سرريز مي‌شود از ديدن هر صحنه‌اي و صدايش لرزان و به او گوشزد مي‌كنم كه پدرِ من بايد كمي خوددار باشيد، زندگي همين است ديگر و الان خدا تلافي شماتتم را سرم درآورده. در اتوبان دارم با سرعت مي‌رانم و عينك بر چشمم هست كه شكمم به قول محمود كلاري عزيز عين آب‌پاش برف‌پاك‌كن مي‌ريزد به سر و رويم. حالا نوبت شماتت پرياست، مامان همين مونده بود كه با گوش كردن به راديو هم گريه‌ات بگيرد. اين را مي‌گويد و دستمالي به من مي‌دهد، چشم‌هايم با پرده اشك تار شده و آرام‌تر مي‌رانم و مي‌گويم: آخه مامان تو كه نبودي ببيني چطور همه پسرهايي كه تو آشنايي و همسايه و فاميل مي‌شناختيم هر هفته عكس و اسمشون مي‌رفت بالاي كوچه و شهيد مي‌شدند. ديگر از مجيد برايش نمي‌گويم كه هنوز جواب عشقش فريرا را ندانسته با ماشين مهمات در جبهه‌هاي غرب پودر شد و به هوا رفت يا حميد كه وقتي خبر شهادتش را شنيدم، دلم ريخت پايين كه مدت‌ها بود قبل جبهه رفتنش با او قهر بودم.

شماره هاي تماس 01

پديده زورگويي
هر موقع با خانواده‌اش مي‌آمدند منزل ما خودم را قايم مي‌كردم تا نبينمش يا از امير تازه داماد يا از حسين يا… اشك امان من و پريا را بريده. پريا مي‌پرسد: مامان به جاش بعضي‌هاشونم زنده موندن. خودش مكث مي‌كند و ادامه مي‌دهد: البته انگار بيشتر اونا هم الان تو آسايشگاهن. زير لب ادامه مي‌دهم يا راننده تاكسي و آژانس يا بي‌كار يا كارمند گرفتار… همين‌طور كه مي‌رانم، تابلويي با همين مناسبت هفته دفاع مقدس مي‌بينم كه تصوير رزمنده‌اي است كه دارد از پشت مي‌رود و بالايش نوشته: ما رفتيم تا شما راحت باشيد. به پريا مي‌گويم: مامان يادت باشه آدم‌هايي كه تو اين جنگ شركت داشتن، نجيب‌ترين و باارزش‌ترين مردهاي اين سرزمين بودند.
دختركم با غصه به روبه‌رو نگاه مي‌كند و زير لب مي‌گويد: خودم مي‌دانم. من مي‌رانم و هر دو تا آخر مسير سكوت مي‌كنيم. بهانه اين هفته‌مان همين باشد. خاطرات جنگ را از ياد نبريم. اين هفته اگر سنمان مي‌رسد در ذهن آن روزها را مروري كنيم، اگر سنمان نمي‌رسد از كساني كه بوده‌اند و ديده‌اند، بپرسيم. ميلان كوندراي محبوبم در مقدمه ديباچه نوين رمان‌نويسي مي‌گويد: كشورهايي كه سال‌هاي جنگ را از سر گذرانده‌اند، بهترين گنجينه دراماتيك را براي نسل بعدي به جاي مي‌گذارند. با همه آرزوي ته دلم و تمام وجودم براي صلحي دائمي در كشورم و دنيا شك ندارم كه سال‌هاي جنگ از آن خاطراتي است كه نبايد يادمان برود.

منبع: كانون مشاوران ايران