عاشقانه: هر آنچه كه عاشقان پيش از ازدواج بايد بدانند

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

جمعه ۰۱ اسفند ۰۴

تلويزيون و عملكرد تحصيلي

تلويزيون و عملكرد تحصيلي

 چگونه عادت هاي خوب تلويزيون ديدن در بچه ها ايجاد كنيم؟

فوايدي كه تلويزيون براي جامعه دارد  بي حد و اندازه است. تلويزيون نقش يك رسانه سرگرمي را بازي مي كند كه باعث مي شود حال خوبي  براي ما به وجود آورد. تلويزيون اطلاعات جهاني را به طرز بسيار موثري انتقال مي دهد و مي تواند وسيله اي براي پيوند با خانواده و دوستان شود. با اين وجود، مثل هر چيز ديگري در زندگي، خوب بودن بيش از حد با خود بدي هايي به همراه دارد. تلويزيون اغلب به عنوان  وسيله  اي براي  فرار از واقعيت استفاده مي شود. كودكان زمان زيادي را صرف تماشاي تلويزيون مي كنند و كمتر مطالعه كرده يا دراجتماع قرار مي گيرند. براساس تحقيقات نويسنده اي به نام تايلر دانلوپ،  وزير آموزش سابق مركز ريچارد رايلي امريكا، ۹۰ درصد موفقيت بچه ها  با حضور در مدرسه، ميزان درس خواندن در خانه و ميزان تماشاي تلويزيون تعيين مي شود. نمي توان اهميت برنامه ريزي تماشاي تلويزيون را ناديده گرفت.

والدين در خانه مي توانند با دنبال كردن اين تكنيك هاي ساده عادت‌هاي خوب تماشاي تلويزيون را براي بچه ها ايجاد و القا كنند.

پيشنهاد جايگزين

كتاب ها-  كتاب يك  جايگزين ساده ولي گرانبها است. ولي مساله اصلي اين است كه بيشتر بچه ها خواندن را خسته كننده مي يابند. طي سال‌هاي رشد و تكوين، زمان گذاشتن براي پروراندن علاقه به خواندن در كودك مي تواند در بلند مدت به شكل فوق العاده اي موثر باشد. كتاب خواندن همراه فرزندتان به او مي آموزد كه كتاب ها جالب و سرگرم كننده اند و دروازه اي به سوي  دنياي ديگر هستند. والدين مي توانند خودشان با كتاب خواندن به طور مداوم  و تخصيص زماني بعد ازمدرسه  منحصرا براي كتاب خواندن، مثال هاي عملي براي اين كار بياورند.  بچه ها احترام زيادي براي والدين قائل هستند و غالبا كارهاي بزرگترها را تقليد مي كنند. اگر بچه ها باانگيزه تر باشند، پدر و مادر مي توانند انها را حداقل يك بار در ماه به كتاب فروشي برده و به آنها اجازه بدهند هر كتابي كه مي خواهند بخرند. كتاب هاب زيادي براي كودكان وجود دارد كه موضوعات مختلفي را پوشش مي دهند. مثل ترسناك، فانتزي، و ماجراجويانه. بچه هاي مختلف تمايلات متفاوتي دارند، و اجازه دادن به انها براي انتخاب كتاب موردعلاقه  موجب برانگيخته شدن حس مطالعه در آنها مي شود. همانطور كه قبلا ذكر شد، ۹۰ درصد از دست آوردهاي مدرسه تا حدي بخاطر مطالعه در منزل است و با ايجاد علاقه به مطالعه، موفقيت هاي عظيمي در مدرسه درانتظار كودك خواهد بود.

تلويزيون و عملكرد تحصيلي

ورزش ها- بچه ها معمولا زمان زيادي را صرف تماشاي تلويزيون مي كنند تا بي حوصلگي خود را از بين ببرند! آشنا كردن كودك با ورزش نياز او را به ديدن تلويزيون بيش از حد از بين مي برد. بسكتبال، بيسبال، فوتبال، يا حتي هنرهاي تجسمي تا حد زيادي مي توانند براي بچه ها خوشايند باشند. اجازه دهيد فرزندتان ورزشي كه دوست دارد را انتخاب كند تا علاقه اش بيشتر شود. ورزش مي تواند  تاثيرات فوق العاده اي در ايجاد قدرت جسماني ، هماهنگ سازي، و كارگروهي  از راه دادن فرصت حس برتر بودن، داشته باشد. ورزش به عنوان يك فعاليت خانوادگي موجب افزايش الفت و پيوند در بين اعضاء خانواده مي شود.

ابزار موسيقي- ايجاد علاقه مندي در بچه ها براي نواختن يك وسيله موسيقي مي‌تواند تماشاي بيش از حد تلويزيون را محدود كند، ولي مزيت هاي استفاده از موسيقي فقط اين نيست. نواختن يك ابزار موسيقي تاثير سرنوشت سازي بر تكوين خلاقيت دارد.  پدر و مادرمي توانند  براي شروع اين فرايند فيلم هاي نوازندگان باتجربه در رشته هاي مختلف موسيقي را به فرزندانشان نشان دهند. تعداد زيادي از اين فيلم ها به صورت رايگان در اينترنت وجود دارد. بچه ها بسيار تاثير پذير هستند. و شاهد چنين منظره فوق العاده بودن براي بچه ها، ميل دروني به كسب همان شاهكار را  ايجاد مي كند. بعد از يك بحث جدي، والدين مي توانند به بچه ها اجازه بدهند ابزار موسيقي مورد علاقه خودشان را انتخاب كنند، به شرطي كه با  بودجه اي كه دارند سازگار باشد. مهم است كه بچه خودش وسيله موسيقي را انتخاب كند. در غير اينصورت اگر چيزي به آنها تحميل شود، به سرعت علاقه مندي آنها از بين مي رود  و ترك موسيقي را با گفتن اينكه اين نوع  موسيقي آن چيزي نيست كه مي خواستند، توجيه مي كنند. اگر چنين اتفاقي رخ داد، تقويت مثبت و يادآوري مداوم  فوايد و موفقيت ها به بچه كمك مي كند انگيزه اش را بالا ببرد. اگر بودجه محدودي داريد، اجاره  يا قرض گرفتن ابزار موسيقي كفايت مي كند. اگر والدين استعداد موسيقايي داشته باشند، خودشان مي توانند به فرزندشان  آموزش دهند ، به اين شكل پولشان را پس انداز مي كنند و فرصتي براي قرض دادن ايجاد مي كنند.

سرگرمي ها-تماشاي تلويزيون يك شكل  بسيار منفعل  از تمرين خلاقيت  است. عاقلانه تر است كه    فرزندتان را با سرگرمي هايي كه رشد و ترقي آنها را ارتقا مي دهد آشنا كنيد. سرگرمي ها مي توانند شامل جمع آوري سكه يا مهر، قصه گويي و نوشته هاي هنري خلاقانه، گل آرايي، رنگ آميزي، عكاسي، و يا حتي بازي با اسباب بازي  به تنهايي يا با دوستانش باشد. تمام اين كارها جايگزين هاي بهتري نسبت به تماشاي تلويزيون هستند و مي توانند به كودك لذت سرگرمي هاي دنياي اطراف را  آموزش دهند كه بر خلاف خستگي بيهوده اي است كه سرگرمي هاي رخوت بار مثل تلويزيون  ايجاد مي كند.

زمان بندي

زمان بندي مي تواند تماشاي بيش ازحد تلويزيون را متوقف كند. والدين مي توانند كنار فرزندشان بنشينند  و يك برنامه زماني تهيه كنند، مطمئن شويد كه يك زمانبندي واقعي و درست ترتيب داده ايد كه زمان  سرگرمي مورد نياز بچه ها  نيز به همان اندازه كه درس خواندن زمان مي برد در آن لحاظ شده باشد. اجازه دهيد بچه در تهيه اين برنامه زماني شركت كند تا بعدها رضايتش فراهم شود. بعد از اينكه برنامه زماني تهيه شد بايد در ديدرسي آسان  جلوي تلويزيون  قرار داده شود. بايد  طي هفته هاي آ تي شديدا به اين زمان بندي وفادار بود چرا كه ممكن است بچه با چانه زدن از انجام آن شانه خالي كند. مصمم بودن بسيار مهم است، چون اگر پدر و مادر به آساني  تسليم خواست بچه بشوند، احترام و اعتماد از بين خواهد رفت. بعد از ماه ها استفاده منظم از زمانبندي، بچه ها مي توانند اجازه داشته باشند  خودشان زمان را مديريت كنند و زمان بندي قبلي مي تواند حذف شود. عادت هايي كه در طول دوره نظارتي آموخته شده به شكل اميدوارانه اي كامل و به صورت خودكار دنبال مي شوند.

خودگردان بودن

در اين روش، اطمينان كامل در فرزند شما در توانايي مديريت خويش ايجاد مي شود. اگر اين تكنيك استفاده شود، ميزان آرزو و اراده براي كامياب بودن در مدرسه و تمايل به بهترساختن خود به بالاترين سطح مي رسد. در اين روش به بچه آزادي همراه با محدوديت هاي منطقي داده مي شود مثل زماني كه براي تماشاي تلويزيون در اختيار دارد. اين روش مي تواند دراختيار بيشتر بچه ها قرار بگيرد  و به آنها آزادي بيشتر داده و  موجب شود به خودشان اعتماد داشته باشند. بعضي از بچه ها ممكن است از اين فرصت سوء استفاده كنند و متعاقب آن نمره هاي بدي در مدرسه بگيرند. اگر چنين اتفاقي افتاد، پدر و مادر بايد اجازه بدهند فرزندشان با نتيجه كاري كه انجام داده اند روبه رو شوند حتي اگر به معني حضور دركلاس خصوصي، تكاليف تنبيهي اضافي، ويا در بدترين حالت ممكن تكرار يك سطح تحصيلي باشد . اين موضوع مي تواند يك نقطه عطف در نگرش  به بچه هايي كه سخت مديريت مي شوند باشد. وقتي بچه ها به خاطر عملكرد خودشان نتايج بدي را  تجربه مي كنند و مي دانند كه مسئوليت درست كردن اين وضعيت بد به عهده آنهاست،  يك تمايل باطني براي تغيير مثبت را تجربه مي كنند كه در سرتاسر زندگي آنها ادامه مي يابد.

تبديل عادت تماشاي تلويزيون  به يك كار خانوادگي

زمان تماشاي تلويزيون مي تواند به يك فعاليت گروهي خانوادگي تبديل شود. تعيين زمان در هر هفته مثل شنبه شب ها براي تماشاي تلويزيون به صورت دسته جمعي مي تواند راه خوبي براي ايجاد پيوند بين خانواده باشد. تماشاي تلويزيون با عزيزان يك تجربه اشتراكي عالي است كه به سرعت در تضاد با حس تنهايي كسل كننده اي كه هنگام تماشاي تلويزيون به تنهايي ايجاد مي‌شود قرار مي گيرد. اين روش به  بچه ها فرصت  پيوند با خانواده به صورت هفتگي  مي دهد  تا براي  گذراندن روزهاي طولاني مدرسه  مشتاق باشند و تنها تماشا كردن تلويزيون را كمتر جذاب بدانند.

 

 

استفاده از نرم افزارها و محصولات

نرم افزار ها و محصولات  گوناگوني در بازار وجود دارند كه مي توانند تلويزيون را به صورت خودكارتنظيم كنند و وقتي كه زمان محدوديت سر مي رسد  آن را خاموش كنند ، بنابراين زمان ارزشمند والدين براي  تنظيم دستي تلوزيون هدر نمي رود و ذخيره مي شود. برخي از محصولات از سيستم رمزدار استفاده مي كنند مثل بازي هاي مرحله اي، كه بچه بايد هربار كه مي خواهد تلويزيون تماشا كند يك رمز وارد كند. رمز، تلويزيون را روشن مي كند و بعد از گذشت مدت معين به صورت خودكار آن را خاموش مي كند. براي روشن كردن مجدد تلويزيون رمز جديدي نيار است. والدين مي توانند تصميم بگيرند يك سري رمز را هر هفته  در اختيار بچه ها بگذارند. به اين ترتيب اين كار در بچه  حس مسوليت نسبت به استفاده از رمز ها ايجاد مي كند  و به او ارزش بودجه بندي صحيح را مي آموزد . اين محصولات بسيار  سودمند و بي شك و شبهه هستند.

قطع ارتباط

راه حل ابتدايي و به هرحال موثر،  قطع كردن كابل يا سيگنال تلويزيون در زماني است كه  بچه اجازه تماشاي تلويزيون را ندارد. با وجود صفحه نمايش ها و گيرنده هاي كابلي مدرن، والدين به آساني مي توانند بدانند چطور موقتا  سيگنال  را قطع كنند بدون اينكه بچه ها بتوانند دوباره آن را وصل كنند. بدي اين روش اين است كه احتمال ايجاد يك احساس بد بين والدين و فرزندان وجود دارد. بچه ها ممكن است احساس كنند درست نيست  با تلويزيون تنها گذاشته شوند. با اين وجود فايده قطع كردن اين است كه او مجبور مي شود شكل هاي سازنده تري از سرگرمي ها را پيدا كند مثل كتاب خواندن يا ارتباط با دوستان.

تلويزيون مي تواند تاثير عميقي در رشد و تكوين بچه ها در سال هاي شكل پذيري آنها داشته باشد. ايجاد عادت هاي خوب مي تواند روابط با والدين، عملكرد تحصيلي، و تندرستي و خوشبختي كلي را بهبود دهد.

به پدر و مادر بر مي‌گردد كه با حفظ اعتدال نحوه استفاده از تلويزيون را به فرزندنشان آموزش دهند و  كمك كنند بچه ها آينده اجتماعي و تحصيلي خود را كنترل كنند. اين عادت چيزي است كه نبايد دست كم گرفته شود. آينده بچه ها به آن وابسته است.

 

منبع: e-teb.com



خشونت زنان

خشونت زنان

پسر ۱۱ ساله افغان وقتي به خانه برمي‌گردد، متوجه مي‌شود قرار است داماد شود. اما عروس بيشتر شبيه مادر اوست. همسر برادر مرحومش كه زني ۲۵ ساله است. اما كار از كار گذشته. هر چند در غير اين صورت هم بعيد بود كه كاري از دست او بربيايد. او حالا بايد نقش شوهر را در يك زندگي واقعي براي زني ايفا كند كه ۱۴ سال از او بزرگ‌تر است. اين‌كه زن نيز قاعدتا دل خوشي از اين ازدواج ندارد نيز بسيار محتمل است، اما چه كسي در اين اتفاق بيشتر مظلوم واقع شده است؟ وقتي سخن از خشونت در خانواده به ميان مي‌آيد، اولين چيزي كه به ذهنمان مي‌رسد، درگيري فيزيكي ميان يك زن و يك مرد است. قربانيان هم هميشه كساني هستند كه از نظر جثه ضعيف‌ترند، يعني مرد به عنوان عضوي كه از فيزيك قوي‌تري برخوردار است، به عنوان فردي معرفي مي‌شود كه عليه زن يا فرزند خود خشونت مي‌كند. اما واقعيت اين است كه خشونت عليه مردان هميشه به خاطر تصور عموم تحت تاثير خشونت عليه زنان همواره محو بوده است. شايد هم خيلي‌ها آن را باور نمي‌كنند. اما مدتي است كه از گوشه و كنار دنيا اخبار ديگري به گوش مي‌رسد. پديده‌اي جالب توجه از دل مناسبت‌هاي اجتماعي و خانوادگي مدرن انسان امروز در حال گسترش است. فرقي نمي‌كند مكان آن غرب و اروپا باشد يا همين بيخ گوش خودمان در افغانستان.
واقعيت اين است كه اين روزها زنان بسياري هستند كه به مردان خشونت مي‌ورزند. كسي چه مي‌داند، شايد بالاخره وقت آن رسيده است كه زنان انتقام تاريخي خود را از مردان بگيرند.

دار و دسته زنان خشن!
«خشونت زنان عليه مردان؟!» براي بسياري از شما كه در حال خواندن اين مقاله هستيد، شايد اين موضوع بيشتر شبيه طنز باشد و اگر جزو خانم‌ها باشيد، نيشخندي هم بزنيد. اما واقعيت اين است كه با وجود بالابودن آمار خشونت عليه زنان، نمي‌توان خشونت زنان عليه مردان را كه به شكلي پنهان در جوامع مختلف وجود دارد، منكر شد. كشورهاي عضو سازمان ملل از سال ۱۹۷۵ ميلادي هشتم مارس را به عنوان روز جهاني زن نام‌گذاري كردند و به رسميت شناختند و هر سال در اين روز لزوم توجه به حق و حقوق زنان را در بوق و كرنا كرده و به جهان يادآوري مي‌كنند. اين در حالي است كه اما هيچ منبع و مرجع قابل استنادي درباره حقوق مرداني كه در جامعه مدرن زندگي مي‌كنند، وجود ندارد و اين دقيقا همان جايي است كه جماعت مردان كمي حق دارند مشكوك شوند.
اگر اجازه دهيد، بايد كاملا بي پرده و البته با رعايت بسياري از ملاحظات ادعا كنم كه مردان زيادي توسط زنان مورد خشونت قرار مي‌گيرند. اگر عبارت «خشونت عليه مردان» برايتان عجيب و غير واقعي به نظر مي‌رسد، شايد به خاطر تلقي‌اي هست كه اغلب ما از واژه خشونت داريم. بيشتر ما تا صحبت از خشونت در خانواده مي‌شود، به ياد مشت‌هاي آبدار و يا لگد‌هاي كاري بعضي از آقايان مي‌افتيم، اما خشونت هميشه شامل اين حركات رزمي و فيزيكي نيست. بانوان محترمي در جاي جاي دنيا هم هستند كه در كنار آگاهي از اين فنون رزم تن به تن، نوع ديگري از خشونت را كه متفاوت از نوع مردانه آن است، بسيار ماهرانه انجام مي‌دهند. آمارها نشان مي‌دهد كه در انگلستان چهار هزار پرونده از كتك خوردن مردان به‌وسيله همسرانشان تشكيل و پي‌گيري شده است.خشونت زنان
اين آمار باعث شده در بين كارشناسان رواني بريتانيا، دو نظريه شكل بگيرد. اول اين‌كه اين آمار مي‌تواند نشانه رشد فرهنگ خشونت در بين زنان انگليسي باشد. اما نظريه دوم معتقد است اين مردان هستند كه جرئت يافته‌اند موارد بيشتري از كتك‌خوردن‌هاي خود را گزارش كنند! بهتر است به مثالي در اين زمينه دقت كنيم:
همسر مردي به نام پيتر بنتنر، او را در دو ساعت در روز مجبور مي‌كرده كه رو به آسمان دراز بكشد. در طول اين مدت هم اگر پيتر بنا به هر دليلي پشت خود را برمي‌گردانده، با لگد هدف حملات همسر خود قرار مي‌گرفته. در طول چند هفته‌اي كه اين داستان براي او تكرار مي‌شده، پيتر اميدوار بوده كه همسرش دست از اين رفتار خود بردارد، اما در نهايت بهترين چيزي كه عايدش مي‌شده ضربات آبدار همسر عزيزتر از جانش بوده است.

تاكتيكي به نام خشونت نرم!
بر اساس نتايج پژوهش و بررسي پديده همسركشي در كشور جمهوري چك، ۳۱ درصد زناني كه به شوهرانشان آزار شديد جسمي زده‌اند و در نهايت مرگ آنها را رقم زده‌اند، به خاطر خيانت همسرانشان آنها را كشته‌اند و ۱۱ درصد در واكنش به خشونت مردان، حمله ناگهاني يا تهديد، مرتكب قتل شده‌اند. اما اين تمام واقعيت در خصوص نحوه آزارهاي زنان عليه مردان در جهان نيست.
برخلاف تصوري كه در دنيا درباره زنان رايج است، زن‌ها توانايي بالايي در اعمال خشونت‌هاي حرفه‌اي بر مردان دارند. توانايي‌هايي كه بايد آنها را بهتر شناخت. واسيلي سروجنكوويچ، روان‌شناس مشهور اوكرايني در جمله معروفي كه دارد، تاكتيك حملات زنانه را اين‌گونه كوتاه و موجز تشريح مي‌كند: «نوع‌هاي مختلف خشونت زنان بسيار ظريف و مستتر است. به گونه‌اي بايد باشد كه از طرف مردان به عنوان خشونت تعبير نشود. چون در اين صورت، مانند همان مردان با او رفتار خواهد شد و چون فاقد ويژگي نيروي فيزيكي هستند، در اين نبرد از همان ابتدا بازنده خواهند بود.»
با اين‌كه زن از لحاظ جسمي از مرد ضعيف‌تر است، اما به لحاظ كلامي بسيار قوي‌تر از مرد است، از همين رو به طور تجربي مشخص شده كه زنان مردها را بيشتر در ابعاد روحي و رواني آزار مي‌دهند. يعني از جنبه‌هايي نظير تحقير، زياده‌خواهي‌هاي مادي، محروميت‌هاي جنسي و… اما با وجود تمام اينها هنوز آمار دقيقي از لحاظ اين‌كه چند درصد مردها مورد خشونت زنان واقع شده‌اند در دسترس نيست و البته زنان هم هميشه از اين امتياز به عنوان يك حربه در برابر مردها استفاده مي‌كنند.

زن ذليل‌هاي معاصر!

اولين مركز حمايت از زنان مورد خشونت قرار گرفته در سوئد تاسيس شد. چندين دهه پس از اين اتفاق با تلاش‌هاي فراواني كه زنان در نقاط مختلف جهان داشتند، موفق شدند تا حد زيادي از خشونت‌هايي كه عليه آنها به كار مي‌رفت رهايي يابند، اما سال گذشته در همين كشور اولين مركز حمايت از مردان كتك خورده نيز افتتاح شد تا دنيا با پديده‌اي مواجه شود كه خبرهاي جديد با خود به همراه دارد. خيلي راحت و چشم بسته مي‌توان گفت مردان به دليل قدرت بدني و توانمندي‌هاي خاص فيزيكي و به دليل داشتن مديريت كه خود كانون اقتدار است، آمادگي بيشتري براي اعمال خشونت‌هاي فيزيكي دارند، اما قضاوت در خشونت‌هاي رواني چندان ساده نيست.
هلن ويلكسون چند ماه پيش در مقاله‌اي جنجالي در روزنامه هرالد تريبون نوشت: «هم اكنون موج فزاينده‌اي از موارد آزار جنسي توسط زنان به چشم مي‌خورد. همچنين شواهد زيادي مبني بر سوءاستفاده جنسي زنان از كودكان و مرداني كه قرباني خشونت خانگي هستند، وجود دارد. زنان نيز مانند مردان، هنگامي كه قدرت دارند، قادرند از آن سوءاستفاده كنند. اما مسئله‌اي كه در اين ميان قابل تامل است اين‌كه، احتمالا دگرگوني ارزش‌ها در ميان نسل جوان‌تر زنان، يعني گرايش آنان به ويژگي‌هايي كه تا پيش از اين به مردها نسبت داده مي‌شد، به اشتياق روزافزون آنها به قدرت و پديده‌هايي مانند آزار جنسي تبديل مي‌شده است.» در واقع براي فعالان حمايت از عدم خشونت بسيار نااميد كننده است وقتي مي‌بينند فعاليت‌هاي حمايتي‌شان درخصوص خشونت عليه يك طيف در حال پيشرفت، اما در مقابل خشونت عليه طيف ديگر در حال تشديد شدن است. آيا بايد قبول كرد كه ورژني جديد از پديده «زن ذليلي» در حال تكثير در تمام نقاط جهان است؟

فمينيست‌هاي پشيمان!
خشونت عليه مردان، كار را به جايي رسانده كه حتي فمينيست‌هاي راديكال هم پس از چندين دهه اعلام كرده‌اند تاكنون تحليل خشونت‌هاي خانگي با نگاهي مردانه انجام شده است، به گونه‌اي كه صرفا خشونت‌ مردان  قابل شناسايي و محاسبه بوده‌اند و خشونت‌هاي زنانه به دليل ويژگي خاص آن كه معمولا اعمال اقتدار از موضع ضعف است، ناديده انگاشته شده است. سيلويا مونتلا كه يكي از پژوهشگران سرشناس ايتاليايي در حيطه تئوري فمينيست بود، ماه گذشته در ۷۰ سالگي با اعلام برائت از فمينيست در نوشته‌اي اين نظريه را مطرح كرد كه زنان به گونه‌اي زمينه‌ساز خشونت عليه خود هستند و همواره در كنترل و كم كردن خشونت، غيرفعال عمل مي‌كنند. او معتقد بود دختران پيش از ازدواج، بايد بياموزند كه چگونه زمينه‌هاي ميل به خشونت را در مرد كم كنند و يا چه عكس‌العملي در قبال رفتار خشن مرد داشته باشند كه به استمرار خشونت يا تعميق آن منجر نشود. در غير اين صورت مسئول بيشتر اتفاقات خشونت آميز خود زنان خواهند بود.
وقتي قرار بر اين باشد كه خشونت عليه مردان و حتي اعترافات افرادي را كه تا ديروز چشم ديدن مردان را نداشتند، جدي نگيريم، آن وقت است كه شنيدن آمارهاي باور نكردني از اين پديده براي ما ديگر نبايد خيلي تعجب برانگيز باشد. مثلا اين نمونه را ملاحظه بفرماييد: گروه تحقيقاتي «مديا اسكوپ» بعد از يك تحقيق گسترده به اين نتيجه رسيده است كه از هر ۱۴ مرد آمريكايي، يك نفر در طول حيات خود مورد خشونت همسرش واقع مي‌شود. همچنين در هر روز يك مرد آمريكايي صدمه جسمي و بدني مي‌بيند. ضمن اين‌كه يك سوم زنان آمريكايي در مقطعي از زندگي به شوهرهايشان آسيب بدني مي‌رسانند و يا آنها را مورد آزارهاي روحي – رواني شديد قرار مي‌دهند. و ۱۵ درصد از مردان مقتول در ايالات متحده، به دست همسران پيشينشان كشته مي‌شوند.
اگرچه استعداد تحكم و طغيان‌گري در نهاد تمامي انسان‌ها، فارغ از جنسيت، وجود دارد، اما بايد پذيرفت كه موقعيت‌هاي متفاوت زنان و مردان و استعدادهاي خاص هر جنس، آنان را براي گونه‌اي خاص از رفتارهاي خشن مستعدتر كرده است. همان‌گونه كه مردان در نقاط مختلف جهان همواره به اعمال خشونت عليه زنان مي‌پردازند، در گوشه‌هاي ديگري از جهان هرچند با جامعيتي كمتر، اما زناني نيز هستند كه دنيا را بر مردان تيره و تار كرده‌اند و پديده‌اي را به وجود آورده‌اند كه اين روزها در فرهنگ اجتماعي به عنوان خشونت عليه مردان شناخته مي‌شود.

منبع: ساينس ديلي



احتكار در يك نگاه

كوچكي آلت تناسلي

كوچكي آلت تناسلي

سلام خسته نباشيد ببخشيد بنده 31 سال سن دارم و تا به حال اصلا رابطه جنسي و يا حتي دوستي با جنس مخالف نداشتم و به نظرم اين استرس وعدم اعتماد به نفسي كه همراهم بوده باعث اين شده و اينكه مثلا به ازدواج فكر نميكردم و از اين موضوع ميترسيدم
سايز آلت تناسلي در حالت نعوذ حداكثر 11 سانتي متر هست و در حالت شلي كه مثل نوزاد ميمونه
در سايت هاي مختلف يكسري استانداردهاي جهاني نوشته بودن كه معمولا از 11 تا 15 سانت سايز معمول هست
ميخواستم بدونم براي ازدواج مشكلي برام پيش نمياد و ميتونم رابطه جنسي موفقي داشته باشم بيشتر از اين دلهره دارم كه طرف مقابلم ناراضي باشه و به اوج لذت نرسه و بعدها در زندگيمون اختلال ايجاد كنه

پاسخ (2)


سايز آلات مردانه

دوست عزيز سايز استاندارد براي نژاد ايراني حداقل نه و سه دهم سانته .
پس شما در اين مورد اصلا مشكلي نداريد .
ولي با جراحي ميشه به طول آلت اضافه كرد .
كه در اين مورد بايد با متخصص ارولوژيست مشورت كنيد .
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
دفتر قيطريه:
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ويژه



اختلال شخصيت نمايشي

اختلال شخصيت نمايشي با الگوي طولاني مدت رفتار توجه طلبانه و حالت بسيار احساساتي شناخته مي شود.

 

نشانه هاي اختلال شخصيت هيستريانيك يا نمايشي

بعضي با اختلال شخصيت نمايشي مي خواهند در هر گروهي از افراد مركز توجه باشند

و زماني كه اينگونه نباشد احساس ناراحتي مي كنند.

اغلب وقتي سرزنده، جالب توجه و گاهي مهيج هستند، اگر افراد كاملا به آنها توجه نكنند دچار مشكل مي شوند.

افراد با اين اختلال ممكن است سطحي به نظر برسند و ممكن است دست به رفتار اغوا كننده و تحريك آميز بزنند تا به خودشان توجه جلب كنند.

افراد با اختلال شخصيت نمايشي ممكن است در رسيدن به نزديكي عاطفي  در روابط عاشقانه يا جنسي به مشكل بر بخورند.

نا خودآگاه، در روابطشان با ديگران آنها اغلب در حال نقش بازي كردن هستند (قرباني يا پرنسس).

ممكن است در ابتدا در يك سطح بخواهند زوجشان را با سوءاستفاده احساسي يا فريبندگي كنترل كنند.

بعد از سوي ديگر وابستگي در سطح ديگري را نسبت به آنها نشان مي دهند.

افراد با اين اختلال معمولا رابطه ي ضعيفي با دوستان هم جنس دارند.

زيرا روش بين فردي اغواگر جنسي آنها ممكن است خطري براي روابط دوستانه‌شان به نظر برسد.

اين افراد همچنين ممكن است دوستان را به خاطر توقع توجه مدام گريزان كنند.

آنها اغلب وقتي در مركز توجه نيستند افسرده و غمگين مي شوند.

 

شناسايي افراد با اختلال شخصيت نمايشي

افراد با اختلال شخصيت نمايشي ممكن است به تنوع، انگيزه و هيجان نياز داشته باشند و با روتين معموليشان كسل شوند.

اين افراد معمولا در موقعيت هايي كه مستلزم پاداش متاخر است.

بي حوصله يا كسل مي شوند و اعمالشان معمولا در جهت رسيدن سريع به رضايت است.

اگرچه، آنها اغلب كار يا پروژه را با اشتياق بسيار آغاز مي كنند، اما علاقه آنها به سرعت فروكش مي كند.

ممكن است براي رسيدن به هيجان روابط جديد به روابط طولاني مدت بي توجهي شود.

اختلال شخصيت الگوي پايداري از تجربيات دروني و رفتار است كه از هنجار فرهنگ شخص تخطي مي كند.

 

اين الگو در دو مورد يا بيشتر از موارد زير مشاهده مي شود:

شناخت، عاطفه، عملكرد بين فردي، يا كنترل هيجانات.

الگوي دراز مدت ثابت است و در طول طيف گسترده اي از موقعيت هاي فردي و اجتماعي فراگير مي شود.

اين مسئله معمولا منجر به رنجش بسيار يا صدمه در عملكرد اجتماعي، شغلي يا ديگر زمينه هاي مي شود.

الگو، پايدار و طولاني مدت است وآغازش مي تواند به اوايل نوجواني و بزرگسالي برگردد.

 

اختلال شخصيت نمايشي

نشانه هاي اختلال شخصيت نمايشي

الگويي نافذ به صورت احساساتي بودن و توجه طلبي مفرط كه از اوايل بزرگسالي آغاز مي شود.

و در شرايط متفاوتي بروز داده مي شود، علامتش وجود دست كم پنج مورد (يا بيشتر) از نشانه هاي زير است:

  • در مواقعي كه مركز توجه نيست ناراحت است.
  • تعاملش با ديگران معمولا به صورت اغواگري جنسي نامناسب يا رفتار تحريك آميز شناخته مي شود.
  • ابراز هيجانات وي به سرعت تغيير مي كند و سطحي است.
  • هميشه از ظاهر جسمي خود براي جلب توجه استفاده كند.
  • شيوه ي سخن گفتنش به طور افراطي برپايه ي حدس و گمان بوده و فاقد جزئيات است.
  • رفتار خودنمايي و نمايشي بروز مي دهد و در ابراز هيجانات مبالغه مي كند.
  • بسيار تلقين پذير است و به راحتي تحت تاثير ديگران يا موقعيت ها قرار مي گيرد.
  • روابط را خودماني تر از آنچه كه درواقع هستند مي پندارد.

 

به اين دليل كه اختلالات شخصيت، الگو هاي رفتار دراز مدت و پايدار را توصيف مي كنند،

آنها اغلب در بزرگسالي تشخيص داده مي شوند.

رايج نيست كه اختلالات شخصيت در كودكي يا نوجواني  شناخته شوند،

زيرا كودك يا نوجوان درمعرض رشد پيوسته، تغيير شخصيت و بلوغ است.

با اين وجود اگر اين اختلال در كودك يا نوجوان تشخيص داده شود،

ويژگي هايش بايد حداقل به مدت يك سال وجود داشته باشند.

اختلال شخصيت نمايشي در زنان رايج تر از مردان است.

تقريبا در ۱٫۸ درصد از عموم مردم ايجاد مي شود.

همچون اغلب اختلالات شخصيتي، اختلال شخصيت نمايشي معمولا با بالا رفتن سن كاهش خواهد يافت.

اغلب افراد وقتي ۴۰ يا ۵۰ ساله هستند تعداد كمتري از نشانه هاي مفرط را تجربه مي كنند.

 

اختلال شخصيت نمايشي چگونه تشخيص داده مي شود؟

اختلالات شخصيتي همچون اختلال شخصيت نمايشي معمولا توسط متخصص سلامت روان آموزش ديده، همچون روانشناس يا روانپزشك تشخيص داده مي  شوند.

پزشك خانواده يا پزشكان عمومي معمولا براي چنين تشخيص هاي روانشناسانه اي آموزش نديده اند يا كار آزموده نيستند.

بنابر اين وقتي كه در ابتدا براي اين مشكل به پزشك خانواده مراجعه مي كنيد.

آنها براي تشخيص و درمان بايد شما را به متخصص سلامت روان ارجاع دهند.

هيچ آزمايشگاه يا آزمايش خون و يا ژنتيكي وجود ندارد كه اختلال شخصيت نمايشي را تشخيص دهد.

خيلي از افراد با اختلال شخصيت نمايشي به دنبال درمان نيستند.

افرادي كه اختلال شخصيتي دارند، در كل  معمولا تا زماني كه اختلال شروع به مختل كردن يا به عبارت ديگر تحت تاثير قرار دادن زندگي شخص نكند.

نمي‌خواهند درمان شوند. اين مسئله اغلب زماني اتفاق مي افتد كه قدرت مقابله فرد براي مقابله با استرس يا ديگر اتفاقات زندگي از بين مي رود.

براي تشخيص اختلال شخصيت نمايشي كه توسط متخصص سلامت روان انجام مي شود.

علايم شما و تاريخچه ي زندگيتان را با آنهايي كه در اينجا ليست شده مقايسه مي كند.

آنها تصميم مي گيرند كه آيا علايم شما معيار هاي مورد نياز براي تشخيص اختلال شخصيتي را دارد  يا نه.

 

علل اختلال شخصيت نمايشي

محققان امروزه نمي دانند چه چيز باعث اختلال شخصيت نمايشي مي شود.

با اين وجود نظريه هاي بسياري درمورد دلايل احتمالي بيماري شخصيت نمايشي وجود دارد.

اغلب متخصصان در مدل عليت زيستي-رواني- اجتماعي  هم نظر هستند .

يعني، دلايل احتمالا به

  • عوامل زيستي و ژنتيكي
  • اجتماعي (همچون اينكه فرد در  مراحل اوليه رشد چگونه با خانواده و دوستانش و ديگر كودكان تعامل داشته،)
  • عوامل رواني (شخصيت و خلق و خوي فرد، توسط محيطش و مهارت هاي خاص براي مقابله با استرس)

مربوط مي شوند.

اين نظريه بيان مي كند هيچ عامل منفردي مسبب نيست، برعكس پيچيده است و ماهيت به هم گره خورده ي همه اين سه عامل مهم است.

تحقيقات بيان مي‌كنند كه اگر شخصي اين اختلال شخصيتي را داشته باشد،

كمي افزايش اين خطر كه اختلال به فرزندانشان منتقل شود وجود دارد.

مطالب متعلق به سايت ” مشاوره خانواده ” مي باشد.

درمان اختلال شخصيت نمايشي

درمان اختلال شخصيت نمايشي معمولا شامل روان درماني بلند مدت با درمانگري مي باشد كه در درمان اين نوع اختلال شخصيتي تجربه دارد.

دارو نيز ممكن است براي كمك به علائم آزار دهنده و ناتوان كننده تجويز شود.



ديگه نميتونم اين خونواده رو تحمل كنم

ديگه نميتونم اين خونواده رو تحمل كنم

سلام ، من ۱۷ سالمه ، از بچگي از پدرم ميترسيدم چون خيلي بد باهام برخورد ميكرد سر چيزاي خيلي الكي سرم فرياد ميزد و منو مينداخت تو اتاق و درو ميبست ، بزرگتر كه شدم رفتاراش بهتر شد اما همچنان خيلي مستبد و سخت گير موند منم هيچ وقت نتونستم بچگي كنم ، اون زياد از حد مذهبيه و من هميشه بايد طوري لباس ميپوشيدم و رفتار ميكردم كه اون دلش ميخواد ، زندگي به همين روال بود و من يه بچه ساكت و منزوي شده بودم ، خيلي زود فهميدم كه روابط زناشويي چيه و سال بعدش متوجه شدم پدرم خائنه و با خانم هاي زيادي ارتباط داره ، واقعا برام سخت بود چون ميدونستم باهاشون رابطه جنسي داره ، ميدونستم شبا كه نمياد خونه پيش اونا ميخوابه ، واقعا سوختم واقعا له شدم چون نميتونستم به كسي بگم من ميدونم و ميفهمم چه خبره ، مامانم كه فهميد خواست طلاق بگيره كه با پادرميوني تصميم به موندن گرفت ، حالا هم كه چند ساله ميدونم بابام هنوز با اونا در ارتباطه ، و اينو حق طبيعي و شرعي خودش ميدونه ، از در خونه كه مياد تو همش غر ميزنه داد ميزنه گير ميده ، به خدا ديگه خسته شدم ، تازگي فهميدم مامانم هم با ي اقايي ارتباط تلفني داره ، مامانم همش از بابام بد ميگه پيامايي كه بابام ب اونا ميفرسته رو نشونم ميده ، دارم رواني ميشم ديگه ، بدتر از همه اينكه بچه اولم ، به خدا ديگه از سازش خسته شدم كمكم كنيد

پاسخ : ديگه نميتونم اين خونواده رو تحمل كنم

سلام دوست عزيز
حق دارين هر كسي جاي شما بوداز اين اوضاع نابسامان زجر ميكشيد.كسايي كه معمولا زيادي سخت گير به خانواده و متعصب مذهبي هستن و به خانوادشون بيش از حد گير ميدن يه ريگي به كفش خودشون هست چون از قديم گفتن كافر همه را ز كيش خود پندارد.
اول از همه اين فكر رو از سرت بيرون كن كه پدرت قدرتمنده و ميتونه هر بلايي ميخواد سر شما بياره بعد با مادرتون از همين الان مقابله با رفتار هاي پدرتون رو شروع كنيد.اولش ممكنه يكم داد و بيداد بشه اما اشكال نداره شما هر قدر از دستورات پدرت اطاعت كني بيماري ايشونو بدتر ميكني پس دنبال مقابله باش.
فوقش كتك ميزنه ميريد پزشكي قانوني و ديه ميگيرين.
به نظر من اگر ميتونيد پدر رو ببرين روانپزشك تا يه چند دورهه دارو مصرف كنن تاثيرش رو خيلي خوب ميبينيد چون به احتمال زياد پدرتون پارانوياي شديد داره كه با دارو خيلي بهتر ميشه.
اگرم مقاومت كردن خودتون و مادرتون پيش يه مشاور حاذق بريد و ازش مشورت بگيرين.


مركز مشاوره بوعلي

حصار بوعلي محله اي مي باشد كه در قسمت ۳ كيلومتري شرق تجريش .

در حال حاضر از قسمت شمال به ضلع جنوبي باغ منظريه.

و از قسمت جنوب به ضلع شمالي بزرگراه صدر .

و از سمت غرب به خيابان كامرانيه .

و همينطور از قسمت شرق به اراج ختم مي‌شود.

 شكل گيري محله بوعلي

هنگام شكل گرفتن اين محله در حقيقت معين نمي باشد.

و مربوط به حدود سال‌هاي ۵۶ مي‌شود .

  • ولي در رابطه با تاريخچه اين محله  به داستاني از شخص بوعلي سينا مي رسيم.
  • كه در آن زمان شاه زاده به اسم همايون در اين منطقه ساكن بوده است.
  • و بوعلي سينا در سفري كه از گرگان به سوي ري داشته است.
  • در راه سفر اين محله را براي متوقف كردن انتخاب مي‌كند.
  • و اين توقف كردن كه مصادف مي‌شود با بيمار شدن شاهزاده  مي شود .
  • كه با معالجه آن توسط بوعلي سينا اين محله به اسم حصاربوعلي تحول پيدا كرد .
  • و كلمه حصار آن نيز به دليل حصارهاي مي‌باشد كه در پيرامون اين منطقه قرار داشته است.

محله حصار بوعلي

  • اشخاصي كه در شكل گرفتن اين محله موثر بودند.
  • اشخاص كشاورز و باغدار مي باشند.
  • در رشد كردن جمعيتي اين محله از هنگام ساخت كاخ نياوران شروع شده است.
  • اين محله در زمان دفاع مقدس شهداي فراواني را داشته است.
  • كه تصوير هاي آنها در حسينيه بزرگ حصاربوعلي مشخص مي باشد.
  • حصار بوعلي داراي قنات هاي فراواني مي باشد.

قدمت محله بوعلي

از مشهورترين آنها  ملك آباد در قسمت خيابان شهيد باهنر مي باشد.

كه در حال حاضر بدون كارائي مي باشد.

ولي بعضي از ديگر قنات ها فعال مي باشند .

مثل قنات ميرزاعلي در قسمت شرق محله .

و قنات تكيه آقا در قسمت غرب محله مي باشد.

  • از طايفه هايي كه در آغاز اين محله  ساكن شدند .
  • مي‌توان به ناطقيا، يزدانيان ، كه از قسمت آهار.
  • و قره همدان به اين منطقه آمده‌اند.

شماره هاي تماس 01

آثار باستاني بوعلي

در محله بوعلي يك حمام و همين‌طور چندين قنات  بوده است.

و ميدانگاه اصلي  اين دو از آغاز آن در جلوي مسجد حصاربوعلي قرار داشته است.

و در حال حاضر خيابان هاي اصلي اين منطقه خيابان هاي نياوران ، كامرانيه و غيره مي باشد.

 

 

منبع: com.مركزمشاوره



مشكل از كيه و چرا اينجوري شديم؟

سوال شده 3 روز قبل در قبل از ازدواج توسط بي نام

سلام منو اقايي باهم رابطه داريم كه ايشون از همه نظر شخصيتي براي من پذيرفته است ومن هم براي ايشون ايده الم ولي مناسفانه تو رابطه باوجود همه تفاهم ها اساسا مشكل داريم و بعداز جندين ماه وضع بدترشده
مشكل اصلي من اينه ك ايشون وقت خيلي خيلي كمي واسه ارتباطمون ميزاره و زيادبهم توجه نميكنه و يهو سر يه بحث مدت زمان زيادي دور ميشه و كلا انگاري اصلا براش مهم نيست.
حالامن موندم جيكاركنم قطع ارتباط كنم؟ولش كنم؟يا بخاطر همه تفاهم هايي كه داريم بمونم و ادامه بدم و ازش بخام باهم صحبت كنيم؟من ميدونم ايشون به شدت گرفتار و پر مشغله است ولي خب بنظرم اينا دلايل بي توجهي نيست....حالا نظر شما چي هست؟
 
 
 
1 پاسخ

با سلام
دوست عزيز
وقتي ايشون چنين شرايطي دارند بهتره باهاشون صحبت كنيد اينكه شما دو نفر هم رو دوست داريد و به هم علاقه داريد خودش نكته بسيار مهني است كه بايد در نظر داشته باشيد منتهي نكته مهم تر ايت است كه بدانيد به هر صورت  با اين شرايطي كه مي فرماييد  خب تا وقتي ديدگاه و نظر شما را ندانند ايشون طبيعتا مقصر نيستند
به هر حال هر فردي در شرايطي با مشكلاتي رو به رو مي شود .كه بايد دقت كافي داشته باشي كه گفت و  گو و تعامل نكته  بسيار مهمي است .
اينكه فكر مي كنيد ايشون براي شما وقت نمي گذارند  نكته مهني است منتهي از ديد ايشون فضا چگونه است  و اينكه به هر حال اگر واقعا صحبت كزديد و رفع نشد شايد بهتر باشد ادامه تدهيد چون اگر بعدا وار د زندگي شويد و اين فضا همچنان ادامه داشته باشد به هر حال مشكلات چند برابر خواهد شد .
شما ممكنه به لحاظ احساسي   توقعاتي داشته باشيد كه ايشون نتوانند تامين كنند .
به هر صورت اينها نكات مهمي هستند كه  بايد به خاطر داشته باشيد و بدانيد كه  با شرايط اينچنين  شايد بايد در رابطه بازنگري داشته باشيد .به هر صورت اميدوارم موفق باشيد .
و در مورد اين اشنايي ها و نوع ارتباط بهتره دقت كافي داشته باشيد


رشد اجتماعي هيجاني شش تا هشت سالگي

گروه سني، كودكان؛ زمان بيشتري را با هم سن و سالان خود در بيرون از خانه به سرمي برند و در بعضي اوقات، نظارت مستقيم والدين بر آنان وجود ندارد و كودكان بدون ترس و نگراني از والدين در كوچه يا محله بازي مي كنند. كودكان در اين دوره ي سني؛ بيش از ۴۰ درصد زمان خود را در كوچه هستند و اين موضوع بدان معنا مي باشد كه كودكان به نسبت زمان كمتري را با اعضاي خانواده خود به سرمي برند. اين افزايش آزادي در رفتار و برخورد كودكان بسيار حائز اهميت مي باشد و كودكان از اين روش احساس آرامش و امنيت در خانواده را حس مي كنند.

براي مطالعه بيشتر در مطالب رشدي:

ويژگي هاي كودك شش تا هشت ساله

۵ روش براي رشد عاطفي كودك شش ساله

  • در اين گروه سني يك ويژگي مشترك و همگاني وجود دارد و آن هم اين است كه: كودكان نسبت به هم سن و سالان خود علاقه بسيار زيادي دارند. رابطه دوستانه بسيار ارزشمند و مهم مي باشد و اين عامل باعث مي شود كه كودكان اين توانايي را داشته باشند كه در بيان نظر خود و فهميدن نقطه نظر ديگران به آنان كمك مي كند. و همچنين كودكان را قادر مي سازد تا به عنوان بخشي از يك گروه فعاليت داشته باشند.
  • كودكان قوانين اجتماعي را مي آموزند و اين نوع آموزش بستگي به نوع رشدي دارد كه با هم سن و سالان خود دارا مي باشند، و همچنين شخصيت آن ها هم از اين طريق شكل مي گيرد.
  • روابط دوستانه اي كه كودكان با يكديگر دارند؛ فرصت هايي را به آن ها براي گفت و گوهاي متفاوت، اعتماد طرفين، كسب تجارب، محبت كردن به يكديگر و ديگران را فراهم مي سازد.
  • بازي كودكان در اين دوره ي سني؛ از بازي هايي كه تخيلي بودند و از ذهن آن ها منشا مي گرفت؛ به بازي هايي كه براساس قوانين است، تغيير پيدا مي كند.
  • كودكان براي ساعات زيادي با تعداد زيادي از كودكان ديگر بازي مي كنند و در بازي هاي خود، قوانين را رعايت مي كنند.
  • براي كودكان؛ پذيرش و تعلق توسط هم سن و سالان خود، بسيار موضوع مهمي مي باشد. كه باعث مي شود كه آن ها ديگر به خشنودي و رضايت والدين متوسل و متكي نيستند.
  • كودكان مي توانند احساسات و افكارشان را از ديدگاه شخصي ديگر، در نظر بگيرند.
  • آن ها به عدالت و انصاف بسيار توجه مي كنند و اين مسئله براي آن ها بسيار ارزشمند مي باشد. كودكان نسبت به آن چيزي كه درست است و يا غلط ، درك مشخص و دقيقي دارند. آن چيزي كه از نظر كودكان رفتاري عادلانه مي باشد، بسيار مهم است. زيرا امكان دارد كه رفتاري كه از ديدگاه آن ها عدلانه مي باشد، با معيار ها و استاندارد هاي واقعي عدالت متفاوت باشد و سبب مي شود كه از خود رفتار هايي متفاوت نشان بدهند. اگر كودكي اين احساس را داشته باشد كه عدالت رعايت نشده است؛ امكان دارد كه از خود رفتار هاي خشونت آميز نشان بدهد و يا تلاش كند كه با روش هايي غير منطقي حق خود را پس بگيرد.
  • در اين دوره ي سني، مهارت ها وتجربه هاي اجتماعي كودكان ( هم دلي و همدردي كردن نسبت به بقيه ) افزايش مي يابد.
  • در اين دوره؛ اعتماد به نفس كودك تغيير مي يابد. در اين دوره كودك تمايل دارد كه مورد پذيرش قرار بگيرد و از توانايي هايش ارزيابي مناسب تري داشته باشد.
  • كودكان؛ مهارت ها و توانايي هاي خود را بايد رشد دهند، و وظايف خود را بدون كمك والدين انجام بدهند.
  • والديني كه نقاط قوت و ضعف كودكانشان را مي پذيرند و براي اعمال و رفتار كودكانشان محدوديت هايي را مشخص مي كنند و براي كودكانشان احترام قائل مي شوند ، به آن ها كمك مي كنند تا اعتماد به نفسشان افزايش يابد.

بخاطر داشته باشد كه :

در مورد رشد كودكان؛ يادگيري به خانواده ها كمك مي كند كه آنچه در سنين مختلف از كودك انتظار دارند به گونه اي واقع بينانه و معقول باشد كه شامل موارد زير مي باشند:

  • كودكان علاقه داند كه مطابق سن خود رفتار كنند؛ آن ها بزرگ سالاني كوچك نمي باشند.
  • براي فرزندان خود زمان و وقت كافي در نظر بگيريد و به آنان توجه كنيد.
  • از كودكان مطابق با توانايي هايشان انتظار داشته باشيد. با رفتار خود به فرزندانتان نشان بدهيد كه چه انتظاراتي از آن ها داريد.
  • با جملاتي كوتاه و واضح و روشن، به فرزندانتان بگوييد كه بايد چگونه رفتار كنند.
  • به آن چيزي كه به كودكانتان مي گوييد و خودتان نيز انجام مي دهيد، توجه داشته باشيد.
  • اختلاف نظر داشتن، قسمتي از زندگي آدمي مي باشد، و به كودكان خود در اين مسئله كمك كنيد تا بهترين گزينه و بهترين روش را براي حل و فصل مسائل و پذيرفتن اختلاف نظر خود با ديگران را بكار ببرند و مشكلاتشان را بدون خشونت و با آرامش حل كنند.

براي ارتقاء رفتار اجتماعي كودكان خرد سال خود ، خانواده ها از دو روش مي توانند استفاده كنند:

الف ) الگو دادن: به گونه اي كه با ديدن رفتار و برخورد بزرگسالان و والدين خود ؛ مي توانند شيوه ي درست رفتار كردن را بياموزند.

ب ) آموزش دادن: والدين شيوه ي درست رفتار كردن را به فرزندان خود بياموزند.

كودكاني كه اعتماد به نفس بالا و آرامش زيادي دارند، بهتر رشد مي كنند و توانايي مقاومت در برابر پرخاشگري و خشونت رفتارهاي منفي ديگران را دارند و از انجام رفتارهاي خشونت آميز دوري مي كنند. خانواده ها بايد به فرزندانشان كمك كنند تا آرامش داشته باشند و احساس مثبتي نسبت به خودشان داشته باشند.

منبع:e-teb.com



پايان خوش در زندگي

پايان خوش در زندگي :اينگونه موارد  علائم عاقبت خوشتر از ازدواج مي باشد .

و به شما اميد مي دهند كه در زندگي خود پايان خوبي داشته باشيد.

پايان خوش در زندگي

شروع يك زندگي خوش

هنگامي كه با شخصي آشنا ميشويد كه همه خصوصيات مورد نظر شما را دارا مي باشد .

و مي توانيد او را به عنوان همسر خود قبول كنيد.

  • بدون شك اين دو دل بودن براي شما پيش مي آيد كه آيا در آينده هم مي‌توانم خوشبخت باشم؟

پس پيشنهاد مي شود كه هنگام نامزدي و دوران عقد كرده مي باشيد بيشتر توجه كنيد.

و عملكرد همسر خود را در دوران نامزدي در ذره‌بين قرار دهيد.

شماره تلفن01

ملاك هاي خوشبختي شامل موارد زير مي باشد:

۱ – اعتماد جدا نشدني

  • هنگامي كه چند ماهي از نامزدي و عقد خود بگذرد رابطه ي شما عميق تر خواهد شد.
  • در ازدواج اعتماد يك ضروري مي باشد.
  • اگر ميان شما يك اعتماد حقيقي به وجود بيايد مي توانيد براي هر مسئله اي روي يكديگر حساب كنيد .
  • و هيچ موقع تصور نمي‌كنيد كه طرف شما مسئله اي را از  پنهان مي كند.
  • در زندگي اعتمادي كه زوج ها نسبت به هم دارند بايد طوري باشد كه براي شما امنيت و آسودگي را داشته باشد.

۲- شباهت داشتن

  • هنگامي كه نسبت به شناخت يكديگر متوجه مي شويد كه شخصيت شبيه به هم داريد.
  • و علاوه بر آن نسبت به آينده چقدر شبيه به يكديگر تصور مي كنيد و داراي برنامه شبيه مي باشيد.
  • يعني شما انتخاب صحيحي را انجام داديد در ادامه يكي از زوج‌هاي خوشبخت خواهيد بود.

 

۳ -ابراز كردن محبت

  • برخي از زوج ها هنگام  آغاز آشنايي نسبت به يكديگر اراده خاصي دارند و مدام از يكديگر تعريف مي كنند.
  • نسبت به يكديگر عشق مي ورزند
  • ولي ادامه اين احترام و محبت مي باشد كه مشخص مي كنند شما زوج خوشبختي هستيد يا خير؟
  • اگر با وجود اختلافات طبيعي در يك رابطه احترام يكديگر را حفظ كنيم.
  • بتوانيد خوبي هاي يكديگر را در ذهن خود نگه داريد. يعني زندگي خوشبختي خواهيد داشت.

 

۴- پشتيباني و حمايت از يكديگر

  • هنگامي  يك زوج موفق مي شوند كه در زندگي با هم رشد كنند و به يكديگر ياري دهند تا به هدفهاي مهم خود برسند.
  • بايد در همه سال‌هاي زندگي خود از يكديگر حمايت و پشتيباني كنيد و فقط در ابتداي ازدواج نباشد.

منبع : كانون مشاوران ايران