سرماخوردگي. اين كلمه مركب اين
روزها ما را به خيلي جاها ميكشاند. دنبال واژه نامآشناي اين روزها راه
افتادهايم در خيابانها تا ببينيم به كجاها ميرسيم و در اين زمينه چه
تجربياتي ميتوانيم كسب كنيم. الان چند وقتي است كه يكي از مدارس استفاده
از ماسك را اجباري كردهاند. دانشآموزان مدرسه راهنمايي دخترانه اين روزها
با ماسكهايي كه به دهان ميزنند، وارد مدرسه ميشوند. با همان ماسكها سر
كلاس مينشينند. خانم رنجبري ناظم مدرسه ميگويد: «حداقل روزي چهار، پنج
بار بايد از مدرسه با اولياي بچهها تماس ميگرفتيم كه بيايند بچههاي
تبدار و سرماخوردهشان را ببرند.» همين موضوع باعث ميشود اولياي مدرسه
تصميم بگيرند ماسكزدن را براي بچهها اجباري كنند. خانم رنجبري ميگويد:
«تمام درسهايمان عقب افتاده. گاهي تعداد غايبان كلاس از بچههايي كه حاضر
بودند بيشتر بود. اصلا كلاس شكل رسمي پيدا نميكرد و معلمها نميتوانستند
درس بدهند، چون بايد دوباره درس را براي عدهاي كه نيامده بودند تكرار
ميكردند.» او معتقد است در اين مدت كه همه بچهها از ماسك استفاده
ميكنند، اوضاعشان كمي بهتر شده است. ميگويم آيا سختگيريهايي كه قبلا
براي غيبت دانشآموزان در مدارس وجود داشت هنوز هم اعمال ميشود؟ ميگويد:
«راستش الان شرايط طوري است كه خيلي نميتوانيم سختگيري كنيم. بالاخره هم
شيوع آنفلوآنزاي خوكي خطرناك است و هم سرماخوردگي دستبردار نيست. الان
بچهها گواهيهايي از پزشك معالجشان ميآورند كه گاهي شش روز استراحت
برايشان در نظر گرفته. بالاخره بايد مدارا كنيم. گاهي هم معلمها مريض
ميشوند. در اين چند وقت خود ما هم غيبت داشتهايم.»(مشاوره تلفني تهران)
خانم رنجبري آخر سر ميگويد: «مدرسه ما تنها اين مشكل را ندارد. اين
مشكل امسال گريبانگير خيلي از مدارس بوده. حتي شنيدهام بعضي مدارس به طور
غيررسمي كلاسهايشان را چند روزي تعطيل كردهاند، اما آموزش و پرورش منطقه
اگر بفهمد مدرسهاي بدون هماهنگي تعطيل شده با مدير و مسئولان مدرسه
برخورد ميكند. انگار امسال قرار نيست كلاسهاي درس عادي باشد. اول به خاطر
آنفلوآنزاي خوكي معلوم نبود كه مثل هر سال اول مهر داشته باشيم، حالا هم
اين وضعمان است. بايد بسازيم.»
مسير دوم درمانگاهي است كه در همان حوالي مدرسه قرار دارد. صندليهاي
انتظار پر است. ساعت حدود ۱۱ صبح است و روي فيش من شماره ۲۳ مهر شده. نيم
ساعتي در صف انتظار مينشينم. كاركنان درمانگاه هم همه ماسك زدهاند. گروه
سني مراجعان متفاوت است، اما عطسهها و دستمالهايي كه با آن جلوي بيني و
دهانشان را گرفتهاند، ويژگي مشتركشان است. بدن درد، گلودرد و آبريزش و
عطسه، سرفه و تب و لرز هم علائمي است كه به خاطر آن در نوبت انتظار معاينه
دكتر نشستهاند.
«من هميشه در اين درمانگاه از هشت صبح تا ۱۲ ظهر حدود ۱۲ تا ۱۵ مريض را
ميبينم، اما در اين چند هفته اخير حداقل ۲۵ نفر را در روز معاينه كردهام و
گاهي اين تعداد به ۳۵ نفر هم رسيده. اكثرشان هم به خاطر ابتلا به
سرماخوردگي مراجعه ميكنند.» اين را دكتر نديمي ميگويد. او معتقد است از
نيمه دوم شهريور تا نيمه اول آبانماه فصل سرماخوردگي است: «از اين هفته
ديگر بايد سرماخوردگي كم ميشد، اما امسال كم كه نشده هيچ، تعداد مراجعان
در هفته اخير روزبهروز زيادتر شده. دليلش هم سرد و گرمشدن گاه و بيگاه
هواست. در يك روز بارها وضعيت هوا تغيير ميكند.
مثلا صبح سرد است طرف با لباس گرم از منزل خارج ميشود، بعد يكدفعه دو
ساعت بعدش آفتاب همه جا را ميگيرد و لباس گرم كلافهكننده ميشود. يا صبح
هوا خوب است، ولي يكباره سرد و باراني ميشود. امسال تغيير دماي هوا
ناگهاني و زياد است.»
دكتر نديمي استراحت را اصليترين درمان سرماخوردگي ميداند و ميگويد:
«هيچ چيز به اندازه استراحت كامل و استفاده از مايعات و سبزيجات و ميوههاي
تازه در درمان سرماخوردگي موثر نيست.» دكتر با تاكيد ميگويد: «بعضي
وقتها به بيماران ميگوييم كه سوپ استفاده كنيد؛ سراغ سوپهاي رستوراني يا
آماده ميروند. اين سوپها تاثيري ندارند. سوپي كه با سبزيجات تازه پخته
شود، در درمان سرماخوردگي موثر است، وگرنه سوپهاي آماده و يا آنهايي كه با
مواد فريزري پخته شوند، فايدهاي ندارد.»
با خنده ميگويد: «گاهي ميبينم كساني سرما خوردهاند و از آبميوههاي
آماده و مدتدار استفاده ميكنند، با اين استدلال كه براي مريضيشان خوب
است. اين آبميوهها تاثيري در درمان سرما خوردگي
ندارند. پر از مواد افزودني هستند. آنچه در درمان سرماخوردگي موثر است،
آبميوه طبيعي و تازه است.» با وجود اين توضيحات دكتر، انگار بازهم بازار
فروش سوپ در رستورانها داغ است. اين را از تعداد سوپهاي سفارشياي كه توي
صندوق مخصوص حمل غذاي موتور پيك رستوران جا ميگيرد، متوجه ميشوم. آقاي
مومني كه در مركز تهران آشپزخانه دارد هم اين موضوع را تاييد ميكند و
ميگويد: «چند وقتي است كه فروش سوپ در رستورانمان خيلي زياد شده. بعضي
وقتها تمام ميشود و باز هم سفارش داريم.» او هم ميداند كه دليل فروش
سوپهايش فصل و سرماخوردگي است: «ما قبلا براي سوپ خالي پيك نداشتيم، اما
اين روزها ميبينيم يكباره از يك شركت زنگ ميزنند و فقط پنج تا سوپ سفارش
ميدهند، چون همهشان مريض و سرماخوردهاند و مجبورند غذاي ساده بخورند.»
به خاطر همين هم ديگ پختن سوپش را بزرگتر كرده است.
سرماخوردگي بازار شلغم را هم حسابي داغ كرده است. كافي است سري به يكي
از مراكز ميوه و ترهبار اطرافتان بزنيد. صف خريد شلغم و ليمو شيرين
ركوردار است. علي آقا مسئول غرفه ميوه غر ميزند و شلغمها را در كيسه خانم
ميانسالي كه ميگويد «علي آقا تو رو خدا ريزترهايش را بريز» ميريزد و
ميگويد: «يكي ميآيد ميگويد درشتها را بده، يكي ريزهها را ميخواهد.»
زن با لبخندي ميگويد: «خب كسي كه درشتهايش را ميگيرد، ميخواهد ريزش كند
براي سوپ، اما من ميخواهم بپزمش و خالي بخوريم.»
شلغم به علت سرما كمي گرانتر شده و علي آقا ميگويد روزي دو تا گوني ۲۰
كيلويي را به فروش ميرساند و بيشتر اوقات هم مجبور است دست رد به سينه
بعضي از مشتريها بزند و بگويد: «تمام شده، فردا بيا.»
علي آقا ميگويد: «اين روزها هويج و ليموشيرين و شلغم به دادمان
نميرسد. هركس به ترهبار ميآيد، اين سه قلم را هم ميبرد.» بدون اين كه
چيزي بگويم، خودش جواب را ميدهد: «از بس همه مريض دارند. بعضيها مريضند،
بعضيها هم براي پيشگيري ميبرند.» به سراغ تجربههاي خودش ميرود و
ميگويد: «هيچ چيز در سرماخوردگي مثل شلغم عمل نميكند. خودم هر وقت سرما
ميخورم، يك ديگ شلغم بار ميكنم. خودش را ميخورم و با آبش سر و صورتم را
بخور ميدهم. خانم دواي سرماخوردگي همين است.»
اين ميان خيليها هم به عطاريها مراجعه ميكنند تا با استفاده از
داروهاي گياهي و جوشاندهها مداوا شوند. چهارتخمه، جوشانده چهارگل و ترخنه
و… توصيه عطارها براي مداواي سرماخوردگي است، البته صاحب عطاري بهار
ميگويد: «مصرف هيچ كدام از اينها بدون استراحت فايده ندارد.»
او با خنده ميگويد: «اگر اين دواها را مصرف كني و تخت بخوابي، ۲۴
ساعته خوب خوب ميشوي…..» چهارتخمه و چهارگل و بهدانه را براي گلودرد
پيشنهاد ميكند و درباره ترخنه توصيه ميكند بهتر است كه با سبزي تازه
تبديل به آش شود. ميگويد: «ترخنه دماي بدن را بالا ميبرد. باعث ميشود
عرق كني و خوب شوي. اگر شب يك كاسه آش ترخنه بخوري و لحافپيچ بخوابي، تا
صبح خوب خوب ميشوي…» از عطاري بيرون ميآيم. آدمهاي اطراف را نگاه
ميكنم؛ يا ماسك دارند و يا با دستمال بينيشان را گرفتهاند و عطسه
ميكنند. لعنتي انگار همه شهر را تسخير كرده است.
عسل؛ عسل را هرطور كه استفاده كنيم، درماني براي سرماخوردگي به حساب
ميآيد. بررسيها نشان ميدهد كودكاني كه روزي يك قاشق چايخوري عسل مصرف
ميكنند، هنگام سرماخوردگي كمتر سرفه ميكنند و خواب بهتري دارند.
ليمو؛ ويتامين C موجود در آن براي درمان اين بيماري موثر است. از آنجا
كه مصرف آب ليمو هنگام سرماخوردگي اهميت زيادي دارد، براي طعمدار كردن آب
از ليمو استفاده كنيم. براي رفع گلودرد، كمي ليمو در يك ليوان آب جوش
بريزيد و يك قاشق چايخوري عسل يا كمي زنجبيل به آن اضافه و مصرف كنيم.
آب نمك؛ به دليل اينكه آب نمك التهاب گلو را كاهش ميدهد، قرار دادن نمك
روي زخم ميتواند آزاردهنده باشد، اما غرغره كردن آب نمك ميتواند تسكين
دهنده گلودرد باشد. نصف قاشق چايخوري نمك را در يك ليوان آب مخلوط كنيم و
آرام غرغره كنيم. اين كار را بر حسب نياز تكرار كنيم.