سلام .من قبلا با اقايي دوست بودم و با ايشون رابطه جنسيم داشتم ولي تو اين اتفاق اسيبي بهم نخورده خداروشكر .بعدها با اقايي دوست شدم و ب ايشون گفتم ماجرارو اطرافيان سرزنشم كردن ك نبايد ميگفتي .با ايشونم وارد رابطه شدم اما خوشبختانه بازم اسيب جسمي نديدم .و من مشكلات خانوادگي و خيانت مدر ب مادرمم ب ايشون گفته بودم .چند وقت پيش پدرم متوجه دوستي من با اين اقا شد و خانوادم اصرار كردن رسمي شه ماجرا و با خانواده ايشون صحبت كردن اين وسط متوجه شدم ك خانواده ايشون هر چي تونستن ب مادرم راجع ب من گفتن اين ك دخترتون پسرمونو ازمون دور كرده و اين ك مهموني رفتن دختر شما مجبورش كرده و انگار اين دختر پدرو مادر نداره پول پسرمونو ازش ميگيره و ميچاپه در صورتي ك من اگه ي بار اون اقا خرج كنه سري بعد من خرج ميكنم. اين اقا كوچكترين مسائل بينمونو ب مادرشون ميرن ميگن .همديگرو دوست داريم و ايشونم در حريان نيستن خانوادشون اينارو ب ما گفتن و ب روشونم نيورديم .حالا با اين شرايط ك باهمم رابطه داشتيم خيلي دوباره ضربه بدي خوردم واقعا نميدونم بايد چيكار كنم .خانوادم ميگن با وجود مدرو مادرشو اين ك اين پسر انقدر بچه ننست نميتوني زندگي كني. اين دومين ضربه اي بود ك خوردم و با وجود مشكلات خانوادگيم دارم خفه ميشم .تروخدا بهم بگيد چي درسته