تكنيك هاي مشاوره خانواده

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

تكنيك هاي مشاوره خانواده

اگر به عنوان مشاور خانواده و يا درمانگري تازه كار، وارد حوزه ي مشاوره و درمان شده ايد، قطعا با رويكردهاي مختلف خانواده درماني آشنايي نسبي داريد.

با ورود به حوزه ي درمان به عنوان يك درمانگر تجربي متوجه خواهيد شد كه مهم ترين ابزار تبديل نظريه به عمل، “ذهنيت سيال مشاور” و اشراف كامل بر “فنون عملي و كاربردي” متناسب با رويكرد درماني است.

به عنوان مثال اگر نسبت به رويكرد ساختاري مينوچين، اشراف كامل داشته باشيد اما در مرحله ي اجراي فنون، خوب عمل نكنيد، جلسه ي درمان با دشواري هاي زيادي مواجه خواهد شد و با احتمال زيادي موفقيت آميز نخواهد بود.

باتوجه به تفاوت هاي اساسي رويكردهاي خانواده درماني در مباني فلسفي، در اين مطلب به توضيح و روشن سازي فنون درماني رويكرد سيستمي ميلان به عنوان مهم ترين رويكرد پيروي دانش فرمانش نوع ۲ خواهيم پرداخت.

دانش فرمانش و تعريف خانواده

به عنوان يك درمانگر، رويكرد درماني شما يا از دانش فرمانش نوع يك پيروي مي كند و يا پيروي دانش فرمانش نوع دو خواهد بود.

به همين دليل لازم است بدانيد تعريف ” خانواده” در دو نوع اصلي فرمانش چيست.

بر اساس دانش فرمانش نوع يك (رويكردهايي مانند مينوچين، بوئن)، خاناوده مفهومي است كه با ساختار، قوانين، مرزها، ديدگاه هاي كاركرد گرا، رفتار گرا و اثباتي تعريف مي شود.

بنابراين درمانگر پيروي خانواده درماني نوع ۱ به عنوان متخصص وارد فضاي خانواده شده، تغييرات لازم را بررسي مي كند و اوست كه مشخص مي كند خانواده براي بهبود نيازمند چه تغييراتي است.

در اين حالت درمانگر از آميختگي با خانواده اجتناب مي كند و به دنبال تجويز تغيير است.

بر اساس دانش فرمانش نوع دو (الگوهايي از جمله ويتاكر و ميلان)، خانواده مجموعه از افراد است كه فعالانه براي خلق معني در حال تلاش اند.

بر اين اساس درمانگر به عنوان عضوي مانند اعضاي خانواده، وارد سيستم مي شود، در گفتمان خانواده مشاركت مي كند و معتقد است خانواده خود قابليت تغير گفتمان و ايجاد تغييرات موثر را دارد.

بر اين اساس او نه تنها به عنوان متخصص مداخله نمي كند، بلكه معتقد است اعضا خود راه حل مناسب تر را خواهند يافت.

تفاوت رويكرد ميلان با ساير رويكرد ها

در رويكرد سيستمي ميلان، عامل ايجاد مساله استفاده ي افراطي خانواده از بازخوردهاي مثبت – باهدف حفظ تعادل- است.

برهمين اساس برخلاف رويكرد هاي ساختاري، در اين رويكرد نه تنها درمانگر به دنبال تغيير سريع ساختار خانوادگي نيست بلكه ممكن است براي رسيدن به هدف، از اعضا بخواهد تا مدتي با نشانه ي خود باقي بمانند.

براي درك بهتر اين مطلب، با تشريح بيشتر فنون رويكرد سيستمي ميلان همراه باشيد.

فنون كاربردي رويكرد سيستمي ميلان

۱)تلويح مثبت

به زبان ساده، درمانگر ميلاني در اين فن، نيت رفتار بيمارگون فرد حاوي نشانه را به گونه اي مثبت بازخورد مي دهد چرا كه منجر به حفظ تعادل خانواده شده است.

به عبارت ديگر مي توان گفت، تليح مثبت نوعي از بازگويي رفتار خانواده است كه مهم ترين كاركردش، افزايش انگيزه و كاهش مقاومت اعضاي خانواده نسبت به تغيير و در ظاهر تجويز عدم تغيير است.

به عنوان مثال، اگر كودك از رفتن به مدرسه امتناع مي كند و اعضاي خانواده از او به عنوان فردي بيمار و نيامند تغيير ياد مي كنند، درمانگر به خانواده خواهد گفت ” اينكه پسرتان به مدرسه نمي رود بخاطرآن است كه همراه مادر تنهاش باشد”.

با كاربرد اين عبارت، نيت رفتار بيمارگون (نرفتن به مدرسه) به گونه اي مثبت تعبير شد. علاوه بر آن، فرد حاوي نشانه (كودك) برچسبي مبني بر بيماري دريافت نكرد و تمامي اعضاي خانواده در مشكل موجود (نرفتن به مدرسه) شريك دانسته شدند.

باتوجه به اين مساله، اعضاي خانواده در برابر تغيير، مقاومت كمتري خواهند داشت و از ديدگاه مقصر بودن كودك، به ديدگاه جمعي بودن مشكل وي مي آورند.

۲) مراسمات آييني

به زبان ساده بايد گفت اين فن در شرايطي كاربرد دارد كه اعضاي خانواده در حال استفاده از يك الگوي خشك، غير منعطف و مشكل آفرين هستند اما نسبت به آن آگاه نيستند.

در چنين وضعيتي، خانواده نيازمند آن است كه از نقش الگوهاي رفتاري جاافتاده در تداوم مشكل آگاه شود و سپس نسبت به تغيير برانگيخته شود.

به عنوان مثال در شرايطي كه والدين با رفتارهاي خود در حال سردرگم كردن كودك هستند و نسبت به اين مساله آگاهي ندارند، درمانگر از آن ها مي خواهد تا به اجراي يك مراسم بپردازند.

براساس اين مراسم، به مدت ۴ روز، در روزهاي غير عادي و ناآرام، مسئوليت انظباطي كودك به عده ي مادر است و پدر موظف است تا روابط آن ها را يادداشت كند و برعكس.

در باقي روزهاي هفته نيز پدر و مادر به صورت خودانگيخته وغير برنامه ريزي شده عمل خواهند كرد.

هدف از اجراي اين فن آن است كه پدر و مادر به صورت تلويحي نسبت به تاثيرنوع برخورد خود بر حالات كودك آگاه شوند و از طريق اين اجراي آزمايشي، نسبت به تغيير الگوي رفتاري دايمي خود برانگيخته شوند.

۳)فرضيه سازي

نمي توان به عنوان درمانگر، به رويكرد ميلان علاقمند بود و در عين حال از كاركرد فرضيه سازي در درمان غافل شد.

فرضيه سازي در اين رويكرد به عنوان اساسي ترين بخش درمان است و عبارت است از ديدگاه خاص درمانگر در خصوص مشكل خانواده كه پيش از شروع جلسه، در حين جلسه و پس از جلسه، مطرح، بررسي و از طريق سوالات حلقوي، ارزيابي مي شود.

همانظور كه گفته شد در اين رويكرد، درمانگر نه به عنوان متخصص بلكه به عنوان فردي عادي و با “ديدگاه هاي منحصر به فرد خود”، وارد سيستم خانواده شده، نظرات اعضا در مورد مشكل موجود را مي شنود و نظر مخصوص به خود را نيز ارايه مي دهد.

خانواده در اين گفتمان مختار است ديدگاه درمانگر را بپذيرد و يا به ديدگاه خود ادامه دهد.

انچه فرضيه سازي را ضروري مي سازد آن است كه اگر درمانگر ميلاني بدون داشتن فرضيات خود وارد جلسه ي خانوادگي شود، ممكن است تحت تاثير ديدگاه هاي خانواده قراربگيرد و منجر به تداوم مشكل شود.

بنابراين هدف از ايجاد فرضيه، ايجاد تغيير در سيستم خانواده و رسيدن به كاركرد مطلوب است.

شماره هاي تماس 01

آيا رويكرد سيستمي ميلان براي من مناسب است؟

اصولا درمانگر ميلاني فردي متخصص، زيرك، مقتدر و در عين حال بي طرف است.

از آنجا كه اساس مداخلات ميلاني بر “قصد تناقضي” استوار است مي توان گفت افرادي به عنوان درمانگر، موفق خواهند بود .

بتوانند از كاناپه ي تخصص گرايي بلند شوند، به عنوان عضوي عادي، زيرك، هوشيار و در عين حال فعال وارد سيستم خانواده شوند و از “راهبردهاي غير مستقيم” به منظور تجويز تغيير استفاده كنند.

اين رويكرد به دليل پيچيدگي هاي تناقضي براي درمانگران تازه كار بسيار چالش برانگيز و نيازمند ممارست است.
بنابراين اگر ويژگي هاي شخصيتي خود را مناسب اين رويكرد مي دانيد، مي توانيد با مطالعه ي منابع بيشتر، درمانگر ميلاني موفقي شويد.



تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد