چه مواقعي فشار خون بالا مي‌رود؟

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

چه مواقعي فشار خون بالا مي‌رود؟

مشاجره

گاهي خونسرديد، گاهي مي‌خنديد، گاهي در فكر فرو رفته‌ايد و گاهي در حال مكالمه با تلفن هستيد، گاهي مشاجره مي‌كنيد و گاهي هم لبخند بر روي لبانتان نقش بسته است؛ در چه مواقعي فشار خون بالا مي‌رود؟ با چند نفر از نوجوانان و جوانان صحبت كرديم و از آنها خواستيم برايمان بگويند فشار خونشان چه موقع بالا مي‌رود.

1- يه نفر حد خودش رو ندونه. توي كارهايي كه بهش مربوط نيست دخالت كنه، وسط حرف دو نفر ديگه بپره و اظهارنظر كنه. خلاصه كلا نقش قاشق نشسته رو بازي كنه.

2- وقتي يه نفر ازم كمك بخواد، منم كمكش كنم و بدونم براش تاثير داشته و بعد كه نتيجه رو بپرسم لب و لوچه‌اش رو كج كنه و بگه: نه… اصلا فايده نداشت!

3- وقتي مطمئنم درباره يه موضوعي درست دارم مي‌گم و طرف خيلي قشنگ اصرار كنه و بخواد حاليم كنه كه اشتباه مي‌كنم.

4- همسايه‌مون اصرار داشته باشه آهنگ پري باخ رو با ولوم 60 به بالا گوش كنه!

5- ايرانسلم رو شارژ مي‌كنم، ميام زنگ بزنم به دوستم، تا شماره مي‌گيرم يه خانمي اون‌ور خط به زبان بيگانه مي‌گه: اكانت نداري! يعني مي‌خوام گوشي رو بكوبم تو سرم!

6- مي‌خواي بري توي سايت دانشگاه نمره‌هات رو ببيني، سرور سايت دانشگاه خوابيده! تا يك هفته هم بيدار نمي‌شه! يعني مي‌خوام كيبورد رو له كنم!

7- ساعت سه صبح دارم از خونه دوستم مي‌رم خونه خودم كه بخوابم صبح زود برم گزارش بگيرم، مي‌بينم اتوبان همت شده پاركينگ! مي‌رم جلو مي‌بينم دارن چراغ‌هاي اتوبان رو تميز مي‌كنن! يعني مي‌خوام فرمون رو بخورم!

8- شارژ لپ تاپم كمه… مي‌رم سر كار، بايد شونصد ساعت بگردم دنبال پريز خـــالي! از اين به بعد بايد سه‌راهي برق خونه‌مون رو بيارم با خودم.

9- فشار خون آدم كه بالا مي‌رود، حتما يك دليل موجه دارد. يا چيزي خورديم كه باعث بالارفتنش شده يا چيزي به خوردمان دادند كه هميشه هم خوراكي نيست، مثل فحش‌خوردن يا كتك‌خوردن. نوع دوم را مسلما به خوردمان مي‌دهند، وگرنه هيچ كس به رستوران مراجعه نمي‌كند تا يك پرس فحش مخصوص سرآشپز با مخلفات سفارش دهد. بالارفتن جناب فشار خون در نوع دوم كم اتفاق نمي‌افتد، مخصوصا اگر در شهرهاي كلان زندگي كنيم. خوبي اين شهرها اين است كه بعد از مدتي خيلي از اتفاقات عادي مي‌شود و به نوعي انسان را ضدضربه مي‌كند. آدم در اين شرايط به آلودگي‌هاي صوتي و تصويري و هوايي و سوسول بازي‌هايي از اين قبيل عادت مي‌كند، اما گاهي اتفاقاتي مي‌افتد كه پا را از اين روزمرگي‌هاي ساده فراتر گذاشته و تنوعي به زندگي‌مان مي‌دهد، اساسي.

10- ديروز از آن روزهاي پرمشغله بود. از آن روزهايي كه خواب حتي اگر پايانش مرگ باشد، لذت‌بخش است، از آن روزهايي كه حاضريم نصف روزهاي زندگي‌مان را بدهيم تا بخوابيم، كه البته دروغ مي‌گوييم هيچ هم حاضر نيستيم! از همان روزهايي كه ثانيه‌هاي طلايي‌مان در صف بانك و تحويل قبض پرداخت و ترافيك و از اين قبيل چيزهاي ناجور مي‌گذرد و چاشني‌اش هم مي‌شود گرما. شب كه خسته و كوفته به خانه مي‌رسيم، خواب حكم حقوق اول برج را دارد. حتي فكرش هم آدم را خوشحال مي‌كند، اميد به اين‌كه «شب برسم دو روز مي‌خوابم» از لذت خود خواب بيشتر است.

11- به خانه كه رسيدم، چند ثانيه‌اي تا بيهوشي‌ام طول نكشيد، نمي‌دانم چقدر گذشته بود كه صداي زنگ در بيدارم كرد. زمان وقتي خوابيم زود مي‌گذرد و وقتي خسته‌ايم زودتر. اول به حساب اين‌كه زنگ را اشتباه زده بي‌خيالش شدم.

چند لحظه بعد صداي زنگ ممتد عمودي‌ام كرد و اشتباه نكنم فرد محترم ارثيه خانوادگي‌شان را دست ما به امانت گذاشته يا انگشتش را در زنگ ما جا گذاشته بود. براي اين‌كه خواب از سرم نپرد، با چشمان بسته مسير آيفن را طي كردم كه صداي مردانه‌اي گفت: ببخشيد اين پژو مشكيه مال شماست؟ با صداي خواب‌آلود كه به اره برقي شباهت زيادي داشت، گفتم نه و گوشي را سر جايش كوبيدم، انگار محل قرارگرفتن گوشي دهان طلبكار باشد. و روي تخت شيرجه رفتم. تازه خوابم برده بود كه بار ديگر انگشت مبارك، زنگ ما را نشانه گرفت كه كاش قلبمان را نشانه مي‌گرفت راحت مي‌شديم ديگر.

در خواب مي‌ديدم كه كسي تلفن را به گوشم نزديك مي‌كند و من فرار مي‌كنم. خودم را از جا كندم و مقصد را نشانه گرفتم. خواب‌آلودگي صدايم را اغراق‌آميزتر كردم و با كمي عصبانيت گوشي آيفن را برداشتم كه گفتند ببخشيدا نمي‌دونيد اين پژو مشكيه مال كيه؟ نمي‌دانستم و نمي‌خواستم بدانم. به ساعت نگاه كردم كه عقربه‌هايش هر دو در حال عمودي‌شدن بودند مثل من. گفتم آقا ساعت 12 شب است لطف بفرماييد دستتان را از روي زنگ ما برداريد كه جناب فرمودند آخه كار واجب دارم جلوي پاركينگ پارك كرده مرتيكه. زنگ هركي را مي‌زنيم، مي‌گويند مال ما نيست. بعد با صداي بلند گفت: ميتي (مهدي) اون در قهوه‌اي رو هم بزن شايد مال اونها باشد. داشتم ديگر همان جا مي‌افتادم. گوشي را ديگر روي دهانشان نگذاشتم در هوا معلقش كردم تا جناب هرچه مي‌خواهد زنگ بزند. به اين فكر مي‌كردم فردا صبح كه از خانه خارج شوم، احتمالا پژو مشكيه آتش گرفته البته نه توسط آقايي كه دنبال صاحبش مي‌گشت، بلكه توسط اهالي كوچه كه ديشب خواب راه به چشمانشان نيافته بود. نمي‌دانم تقصير به گردن كيست، معمولا در اين جور موارد مقصري وجود ندارد يا تقصير از ماست كه اول شب (ساعت 12) مي‌خوابيم يا اين‌كه آيفنمان را از برق نمي‌كشيم!

12- ساعت پنج بعدازظهر قرار بسيار مهمي با كارفرمايتان داريد. تمامي جوانح را بررسي كرده‌‌ايد تا به موقع برسيد. اتوبوس دير مي‌آيد، همه افراد درون اتوبوس هم جلوي درهاي اصلي تجمع كرده‌اند، در حالي كه وسط اتوبوس كاملا خالي است، قدرت بدني‌تان كم است و نمي‌توانيد خود را درون اتوبوس بچپانيد. جالب اينجاست كه وقتي كسي هم داخل اتوبوس مي‌شود، مي‌گويد: «آقا هول نده، ديگه جا نيست به خدا!» سر قرار رسيده‌ايد و به كارفرمايتان علت تاخير را مي‌گوييد، پوزخندي مي‌زند و مي‌گويد اين بهانه‌ها قديمي شده است!

13- غروب جمعه است و دچار افسردگي غروب جمعه‌اي شده‌ايد. ناگهان برايتان پيام كوتاه مي‌آيد؛ مسرور از اين‌كه در اين دنياي بي‌رفيقي هنوز هم دوستان خوبي داريد به طرف موبايلتان مي‌رويد. بعد از خواندن متن پيام دوست داريد موبايلتان را از شدت خشم ببلعيد؛ «مشترك گرامي به دليل عدم دريافت اطلاعات پرداختي آخرين صورت حساب صادره، ارتباط شما يك طرفه مي‌گردد.» صورت حساب را چند روزي است كه پرداخت كرده‌ايد.

14- مغازه‌دار محترم فكر مي‌كند پياده‌رو هم جزو ملكش است و آب آشاميدني و تصفيه شده را مي‌گيرد روي سنگ‌فرش‌ها. تا پايم را مي‌گذارم زمين، يكي از سنگ‌فرش‌ها كه با همين كارها حسابي لق شده، مي‌لغزد و آب كثيف جمع شده زيرش، مي‌پاشد به شلوار و كفشم. ديگر نمي‌دانم فشار خونم چقدر رفته بالا….

15- خيلي كار دارم و يكي از دوستانم حال كرده زنگ بزند و خوش و بش كند. كار دارم و حالا بعدا زنگ مي‌زنم را هم نشنيده مي‌گيرد و من اين پا و آن پا مي‌كنم و حرص مي‌خورم كه ديرم شده. بابا چرا بي‌خيال نمي‌شوي؟

16- تا حالا شده يكي كنارتان بنشيند، غذا بخورد و آن‌چنان ملچ و ملوچ كند كه حالتان از هر چي غذاست به هم بخورد؟

17- تو باشگاه دختره ني قليون و استخواني اومده مي‌گه اومدم ورزش، مي‌خوام پهلوم آب شه!! آخه تو پهلو داري!؟

18- مي‌خوام مثل الان تايپ كنم، كي‌بورد لپ تاپه برچسب فارسي نداره.

19- از شنيدن خبر گذشت يك خانمي از قصاص حسابي فشار خونم رفت بالا؛ طرف مي‌ره اسيدپاشي بعد از كلي كش و قوس و اعتراضات و… آزاد مي‌شه! با تصور اين‌كه مقصر ماجرا بعد از آزادي بشينه با دوستاش بگه و بخنده و به زرنگي خودش آفرين بگه و دوستاشم بگن دمت گرم خوب كاري كردي، اصلا دختر چه حقي داره با خواستگارش مخالفت كنه، به مرز سكته هم مي‌رسم.

20- روي در پاركينگ خونه‌مون يه پلاك زده بوديم كه روش بزرگ نوشته بود «لطفا اينجا پارك نكنيد».

21- يكي از اين بچه سرتقا رفته نــِ شو پاك كرده الان شده «لطفا اينجا پارك كنيد»!

22- يه سري هم عمدا واسه مسخره‌بازي صاف ماشينشون رو ميارن جلو در خونه ما پارك مي‌كنن كه فشار خون ما رو ببرن بالا.

23- تو اتوبوس نشسته بودم برم تهران؛ يارو اومده گدايي. به جاي اين‌كه نسخه پزشك نشون بده، قبض گازشو نشون مي‌ده. هم خنده‌ام گرفت، هم فشار خونم رفت بالا.

24- كودكي: مامانت رو بيشتر دوست داري يا بابات رو.

25- مدرسه: معدلت چند شد؟

26- دانشجويي: درست كي تموم مي‌شه؟

27- بعد از درس: چرا ازدواج نمي‌كني؟

28- فرم استخدام پر كردم، شنبه واسه مصاحبه كاري زنگ‌زدن گفتن دوشنبه 10 صبح تشريف بياريد؛ دوشنبه دو ساعت تو راه بودم، راس ساعت 10 رسيدم شركت؛ منشي با قيافه حق به جانبي گفت شرمنده مصاحبه شما ساعت 3:30 هستش. مي‌خواستم مشت رو….

29- من فشارخونم از دست آدم‌هايي بالا مي‌ره كه توي صورتم مي‌خندن و پشت سر برام دندون قروچه مي‌كنن و خط و نشون مي‌كشن.

30- فشار خون بالا مي‌ره وقتي طرف يه قولي بهم مي‌ده و زمان انجامش مي‌زنه زيرش مثل آب خوردن. يه حرفي رو بهم مي‌زنه و وقتي مي‌بينه به نفعش نيست كلا ماجرا رو كتمان مي‌كنه و مي‌ذاره به حساب تخيلات من. ازم مي‌خواد كه يه كاري رو براش بكنم و بعدش خودشو مي‌زنه به اون راه كه انگار اتفاقي نيفتاده و من كاري نكردم.

31- فشار خونم از دست آدم‌هاي حسود و كسايي كه فكر مي‌كنن كه اين دنيا فقط براي اونا جا داره بالا مي‌ره و منفجر مي‌شم از دست آدم‌هاي بخيلي كه همه چيز رو تنها براي خودشون مي‌خوان. اين روزها كلا فشار خونم بالاست از دست همه چون با عرض معذرت هممون يه جورهايي خودبين شده‌ايم!

در ضمن از بيوفيدبك مي توان براي كنترل فشار خون استفاده كرد.

منبع:سامانه پرسش و پاسخ مشاور

برچسب ها: تنظيم فشارخون ,دستگاه فشار خون ,فشار خون نرمال ,فشار خون پايين ,فشارخون بالا ,كنترل فشار خون ,



تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد