
ترس هايي كه موجب مي شود كودك به ديگران ضربه بزند، معمولاً ريشه در بعضي از تجارب ترسانيدن توسط والدين يا ديگران در اوايل زندگي اش دارد؛ اگرچه، در كل كودك ممكن است به ظاهر از خود ترسي نشان ندهد. كودك براي كنترل ترس اش، دست به نوعي رفتار پرخاشگرانه مي زند و هر زماني كه او احساس ترس شديدي كند اين رفتار نيز شعله ور مي شود. در واقع كودك به جاي گريه كردن يا گفتن احساس ترس خود، هنگام ترسيدن شروع به حمله مي كند، بالا و پايين مي پرد، نمي تواند از ديگران درخواست كمك كند و به در و ديوار ضربه مي زند. شما براي كمك به كودكتان، نبايد به دنبال علت ترس او باشيد؛ بلكه ميزان افزايش احساس امنيت اش و نيز ارتباط با او ضروري و مهم است خواه شما والدين يا پرستار او باشيد؛ خواه دوست يا از آشنايان او باشيد. همچنين براي پيشگيري از هر گونه عمل تكانشگرانۀ كودك، نياز به مراحلي پيش رونده است.همانطور كه شما با كودكتان ارتباط برقرار مي كنيد و به او حس امنيت مي دهيد، او نيز احساسات پرحرارتي كه محرك تكانشگري همراه با ضربه زدن شده را با شما در ميان خواهد گذاشت. به احساسات كودكتان توجه كنيد ضمن اينكه از آسيب زدن به ديگران ممانعت كنيد و به او اجازه دهيد تا ترس اصلي خود را تخليه كند به طوري كه او بتواند احساس راحتي و آرامش كند و ديگران را همچون دوستانش ببيند؛ نه اينكه او را تهديد كنيد.
براي مطالعه بيشتر:
* اول، يك رابطه صميمي تري برقرار كنيد.
فرصت هايي را براي ارتباط بيشتر و بهتر تنظيم كنيد. تعيين زمان خاص يك ابزاري ايده آل براي برقراري ارتباط است. اگر فرزندتان است؛ پس سعي كنيد آن، زماني كوتاه در اوايل روز و به محض بيدار شدن از خواب صبحگاهي باشد، طوري كه كودك روزش را با پيشنهادتان براي تصميم گيري در مورد رغبت او به ۵ دقيقه يا ۱۰ دقيقه با هم بودن شروع كند. به او بسيار گرم و صميمي نگاه و توجه كنيد، اين كار باعث مي شود كه او احساس كند وجودش برايتان مهم است حتي اگر هم شير هاي ديگري هم داشته باشد، يك برنامه صبحگاهي ترتيب دهيدو اينكه بايد ابتدا با مكالمات تلفني شما همراه باشد. اين كار يعني داشتن برنامه در خانواده باعث مي شود كارهاي مهم را در اولويت قرار دهيد. اگر مي دانيد كه كودكتان فردي جدا از خانواده است سعي كنيد در اولين فرصتي كه او را مي بينيد با او بازي هاي كودكانه اي كه در آن امكان برنده شدن او وجود دارد؛ را ترتيب دهيد.
* براي مثال، تعامل احساسي برقرار كنيد.
شما ممكن است يك سري بازهاي پرسرو صدا يا بازي هاي قايم باشك را به كار ببريد اين ها بازي هايي هستند كه كودكان را به بازي جمعي وامي دارند، خودتان نيز به جمع آنها بپيونديد، پر انرژي و با احساس بازي كنيد. با يكديگر بازي خنديدن را انجام دهيد و نقشيرا متناسب با سن كودكبه خود بگيريد. با بازي قايم باشك در جايي پنهان شويد و كودكان را وادار كنيد تا سريع شما را پيدا كنند يا به صورت غيرمنتظره وسط بپرند و شما را بتراسنندوقتي كودكان بدون قلقلك مي خندند؛ بالطبع آنها برنده مي شوند و شما بازنده. خنديدن و حس امنيت و قدرت در بازيِ بردن و باختنبه كودكان كمك مي كند تا با يكديگر ارتباط برقرار كنند و انرژي شان تخليه شود. اين بازي به كودكتان مي فهماند كه آنها در كنار شما احساس امنيت، ارزشمندي و نيز اعتماد به نفس دارند.
* در جمع خانواده
شما ممكن است بازي گرگم به هوا را ترتيب دهيد يا بازي دويدن و گرفتن كودك كه امكان برنده شدن كودك در آن وجود دارد. براي مثال شما ممكن است دست هايتان را باز كنيد و سعي كنيد او را با احاطه كردن كودك و به حالت تلو تلو و مارپيچي محكم در بغل بگيريد. براي آنها به جذاب ترين حالت ممكن گرفته شدن لذت بخش است.با كودكتان كشتي بگيريد اما سعي كنيد خيلي به او فشار نيايد.با او هنگام بازي تماس چشمي داشته باشيد.با او بازي هاي رمزي كه حاكي از فريب دادن كودك است را انجام دهيد اما سعي كنيد سرزندگي قبل را داشته باشيد و پر انرژي بازي كنيد. اين نوع بازي براي كودكان دنياي ديگري است. كودكي كه در طي بازي قصد ضربه زدن دارد ممكن است اين بازي را فرصتي دوباره براي رونمايي اضطراب و آشفتگي اش به روش عملي تري بداند. او ممكن است به ميز محكم ضربه بزند يا ميز پذيرايي تان را به هم بريزد و يا در حالي كه به شما نگاه مي كند، ديوار را خط خطي كند. وقتي كه شما با ملايمت به او نزديك مي شويد تا به او تذكر دهيد او دليلي براي گريه كردن،جوش آوردن و راه انداختن قشقرق پيدا مي كند.اين بيان هيجانيشروع فرآيند بهبوديافتن يا درمان احساسات به خصوص احساسات مشابهي است كه منجر به آسيب زدن به ديگرانمي شود.
* دوم: وقتي كودكتان گريه مي كند براي احساساتش ارزش قائل شويد.
اين به معناي ماندن نزد كودك است نه اينكه طغيان هيجاني او را دنبال كنيد بلكه بگذاريد كودك بداند شما به خاطر او آنجا نشسته ايد. در صورت حمايت كم از او، ترس و اضطرابش بيشتر مي شود. اغلب، كودك از حالت آني” كلوچه ام له شده؛ من كلوچه جديد ميخوام” به ” مامانم رو ميخوام” و از حالتشكايت به اضطراب ناگهاني محض تغيير مي يابد. توجه كنيد؛ نيازي به محياكردن همه چيز نيست. شما فقط يك شخص بي طرف هستيد كه حرف هاي او را مي شنويد. بگذاريد از شكستن ميز، خواستن تمام شيريني يا هر نياز مبرم آني احساس ترس وتأسف كند. بعداً زماني براي تعمير يا تهيه دوباره شيريني وجود دارد. اما فعلاً ناراحتي تان به خاطر او را نشان دهيد. اگر مادر يا پدر در كنارش نيست، بگذاريد خيالش از برگشتن آنها راحت باشد. به كودك اطمينان خاطر دهيد كه شما هميشه مواظب او هستيد و امنيتش را فراهم مي كنيد. در صورت رفتار اجبار و عصبانيت، احساسات كودك بيشتر طغيان خواهد كرد. اگرچه، آن مانند كابوس خطرناكي مي ماند كه در حال رخ دادن است، اين برون ريزي احساسات واقعاً شكل شديدي از ذهن هيجاني كودك است. احساسات تندي كه شما مشاهده مي كنيد آن چيزي است كه منجر به رفتار تكانشي او مي شود. التيام دروني واقعي ممكن است. همه نيازهاي كودك بسته به حد تعادل شما و برقراري ارتباط چشمي و گفتن عبارات كمي درمورد داشتن امنيت او در كنارتان است. وقتي احساسات كودك خاموش شد، كودك حس خواهد كرد كه در كنار شما امنيت بسيار بيشتري نسبت به گذشتهدارد؛ خواه او كودك خودشمايا كودكي كه به دلايلي از او مراقبت مي كنيد، باشد.
بيشتر بخوانيد:
مديريت شكايت كردن و غر زدن در بچه ها
* سوم، اگر نمي توانيد به دليل گريه زياد كودك به خاطر چيز كوچكي با او ارتباط برقرار كنيد، پس لازم است نزديك به كودك كتك زن خود باشيد تا به كسي صدمه نزند.
مراقب نشانه هاي افزايش خشم باشيد. كودكان اغلب علايمي از تشديد احساسات منفي را به شما نشان مي دهند. صداي آنها مي گيرد. ظاهرشان حالت مات و مبهوت به خود مي گيرد و نيز گاهي اوقات رنگشان مي پرد.به چشمان شما زل نمي زنند. سعي در كنترل موقعيت ها دارند. با مشاهده اين وضعيت به او نزديكتر شويد. سعي نكنيد مانع ضربه زدن او با عباراتي مانند “بسيار خوب، آرام باش” شويد.دليلي براياضطراب و پريشاني وجود ندارد. زيرا پريشاني از قبل در درون كودك رخنه كرده است. پس برايكودكي كه آشفتگي اش را نشان مي دهد، نيازي به گفتن عباراتي براي از بين بردن رفتارآشفتگي نيست. اطمينان حاصل كنيد كه رفتار تكانشي كودك به كسي آسيب نزند.
* محدوديت ايجاد كنيد.
به عنوان مثال شما ممكن است سعي كنيد جلوي ضربه زدن كودك را با بازكردن دستانتان در مقابل وسيله پرتاب شده بگيريد، و با ملايمت او را دور از بچه هاي ديگرمتوجه عملش كنيد؛ در اين صورت او را از بازي بعدي منع نكنيد. شما ممكن است صرفاً احساس امنيت را گوشزد كنيد و بگوييد” رز، من بايد صندلي ام را اينجا بگذارم؛ شما مي تواني بازي كني، اما، من ميخوام پيش شما بمانم و صندلي ام مدتي اينجاست، پس همه چيز امن است. حس آرامش تان و نوازش لطيف تان احتمالاً به او كمك مي كند تا او به فشار ايجادشده دروني خود توجه كند. او نمي خواهد شما آنجا باشيد و ممكن است وول بخورد و شما را هل دهد. كمي آنطرف تر كودك بمانيد.” من ميخواهم امنيت داشته باشي. مي دانم كه ميخواهي بازي كني و مي تواني بازي كني. من ميخواهم هرجايي مي روي باتو بيايم”. او ممكن است عصباني شود و كار خود را با گريه كردن عملي كند.
* محدود كردن شما مثمرثمر است. شما به آشفته شدن او توجه كرده ايد و بهترين روش ممكن را اجرا كرده ايد.
شما مي خواهيد كودك بيمناك از احساس شرم به دليلضربه زدن و صدمه ديدن شخص ديگري را منع كنيد و از قرباني شدن كودكي ديگر جلوگيري مي كنيد. شما به عنوان والدين يا مربي در محيط بازي مسئوليتتان را انجام مي دهيد و او را خجالت زده نكرده ايد يا در انزوا قراد نداده ايد، بلكه به او اجازه نداده ايد با ضرباتش به كودك ديگري آسيب برساند.در نهايت، وقتي كه شروع به اشك ريختن و گريه مي كند، دركنارش بنشينيد. به او بگوييد كه دوست خوبي براي ديگران است و كودكان ديگر از بازي با او خوشحال مي شوند و اينكه امروز روز خوبي برايش خواهد بود؛ اگرچه مسائلي سخت درك مي شوند. به كودك اجازه دهيد بداند كه در كنار شما امنيت دارد و شما از بودن با او خرسند هستيد.
* اين فرآيند بارها و بارها مي تواند براي برطرف كردن گريه كردن كودكان به كار گرفته شود، در زنجيره اي از ترس هاينسبتاً سترك به روندهاي متعددي از حدود بازداري و تخليه هيجاني نياز است.
بارها ديده ايم كه كودكان با گذشت زمان تغييرات را در خود متبلور مي كنند و رفتار تكانشي مكررشان به نوعي حساسيت، همدلي با احساسات ديگركودكان تبديل مي شود ضمن اينكه فرصت هاي مكرري براي گمراه كردن فرد مراقب دارند و از اين رو، گريه هايي از ته دل و به موقع به پا مي كنند و در آغوش فرد مراقب نيز بيقراري مي كنند.
آيا اين همان راهكاريست كه ما به كار مي بريم؟
وقتي هنگام عصبانيت مان كسي كاري انجام مي دهد؛ و ما عقده ها و آشفتگي هاي دروني خود را بر سر آنها خالي مي كنيم؛ با اين حال انتظار داريد كه با كمال آرامش به ما براي شنيدن درد دل و نگراني ها گوش دهند؟ آيا وقتي كسي به دردل هاي مان گوش مي دهد؛ ما دوباره احساس خوبي نسبت به زندگي پيدا مي كنيم؟ كودكاني كه تمايل به ضربه زدن دارند به ما فرصت يادگيري و دانستن اين نوع مداخله مؤثر را مي دهد؛ مداخله براي برقراري رابطه اي صميمي تر. مداخلاتي كه از طريق توجه كردن و ارزش قائل شدن براي كودك مانع از رفتارهاي مخرب مي شود و موجب مي شود كودك دوباره در دنياي كودكانه خود احساس امنيت كنيد.
اين مداخله چطور مؤثر واقع مي شود:
من زماني كه نظاره گر تعاملات هستم، مي بينم كه خواهر بزرگ مانند يك پروانه دور برادر كوچكش مي چرخد. او برادرش را تنها نمي گذارد اما يك لحظه ناخواسته تكانشي عمل مي كند و برادرش را كتك مي زند. مادر خسته و نا اميد مي شود. بنابراين، من به مادر نشان دادم كه چطور دخترش را از نزديك شدن به برادرشباز دارد. من او را تشويق كردم تا بگويد” مي دانم كه ميخواهي برادرت را ببوسي. مي تواني او را يك زماني كمي ببوسي. بيا و فقط از برادرتمراقبت كن و ببين او چه مي خواهد. نيازي به رفتارخصمانه و امر و نهي كردن نيست. مادر از امنيت هر دو كودك مطمئن مي شود و به دخترش مي گويد” تو دوست بيلي هستي، مي توانم بگويم تو مثل خواهر بزرگ و دوست داشتني بيلي هستي”. با ابراز اين احساس حد و مرز دار، دختر فوراً قشقرق راه مي اندازد و بالا و پايين مي پرد و از دست مادرش عصباني مي شود. او سعي مي كند به حالت خشمگيني به برادرش نزديك شود. به مادر گفتيم كه ما مشاهده كرديم كه او برادرش را دوست دارد اما به او گفته شده كه مي تواني بعداً و زمان ديگري كمي برادرت را ببوسي و در آغوش بگيري نه اكنون.اين قشقرق خواهر بزرگ وكشمكش مطبوع او پانزده تا بيست دقيقه طول مي كشد. زيرا ما بر نكات مثبت تمركز كرديم ضمن اينكه او در آغوش مادرش گريه مي كرد به او و احساساتش توجه كرديم. سرانجام احساسات او به شكل برون ريزي فرو نشانده و ديگر هيچ وقت او احساس عصبانيت و دست به كارهاي ناگهاني نزد ؛ سپس به مادرش نگاه كرده و با او ارتباط چشمي برقرار كرد و با دكمه هاي لباس مادرش بازي كرد؛ لبخند زدكه به نظر مي رسيد او به احساس آرامشيدست يافته است. در اين موقع، ما از مادر مي خواهيم كه اگر او خواست همان لحظه برادرش را ببوسد و اصرار بر آن داشت به آرامي او را از آنجا به بهانه بازي كردن دور كنيد. محدوديت مادر و دادن اختيار ناشي از توجه به او موجب شده است كه بر نزديكي به كودك و محاصره او به حالت پرخاشگري فزاينده و انتقام اصرار ورزد. حال، مادر خوشحال است و مي داند كه چگونه محدوديت اضطراري ايجاد كند تا برايبرون ريزي مؤثر رفتارهاي تكانشي دخترشبرنامه اي به عمل آورد.
منبع:مشاوركو
۱۷:۳۷
- ۱۰۱ بازديد
- ۰ نظر