افسردگي مادران و كاهش همدلي كودكان

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

افسردگي مادران و كاهش همدلي كودكان

بر اساس مطالعه اي جديد منتشر شده در ژورنال آكادمي روانپزشكي كودكان و نوجوانان آمريكا، مواجهه كودك با افسردگي حاد مادر، ريسك كاهش همدلي كودك را نسبت به درد ديگران افزايش مي دهد. محققان در مطالعه اي كودكان مادران داراي افسردگي بعد از زايمان را از بدو تولد تا سن ۱۱سالگي پيگيري كردند و اثرات افسردگي مادران بر واكنش هاي همدلانه طبيعي كودك را در برابر اندوه هاي ديگران ارزيابي كردند. جمعاً ۲۷ كودك از مادران مبتلا به افسردگي و نيز ۴۵ نفر به عنوان گروه كنترل و فاقد اختلال در اين مطالعه به كار گرفته شدند. آنها هر نه ماه به مدت شش سال ويزيت خانگي داشتند تا الگوهاي تعاملي مادر-كودك را بسنجند و از آنها خواسته شد در سن ۱۱سالگي در جلسه مغز نگاري MEG شركت كنند تا واكنش هاي طبيعي آنها به دردهاي ديگران مورد ارزيابي قرار گيرد. پروفسور راث فيلدمن مدير آزمايشگاه نوروساينس رشد اجتماعي و ايروينگ بي هريس از جامعه باليني كودك در دانشگاه بار ـ ايلان و سردبير اين مطالعه گفت “ما كنجكاو شديم تا افسردگي مادران و ارتباطش با پردازش نوروني كودكان ۱۱ساله به دردهاي ديگران را ببينيم”.

براي مطالعه بيشتر: افسردگي پس از زايمان

“نتايج مطالعه ما نشان داد كه واكنش طبيعي به درد در كودكان مادران افسرده زودتر از گروه كنترل مي توانند ناحيه مرتبط با پردازش شناختي اجتماعي را متوقف كنند، به طوري كه به نظر مي رسد در كودكان مادران افسرده فرآيندهاي تفاهم محور در برابر دردهاي ديگران را كاهش مي يابد، شايد به دليل دشواري در تنظيم برانگيختگي بالاي مرتبط با مشاهده آلام ديگران”.

يافته ها همچنين نشان مي دهند كه الگوهاي تعامل مادر -كودك نقش مهمي در ميزان اين تأثير ايفا مي كند. وقتي كه تعاملات مادر با كودك بيشتر هم خوان بود (زماني كه مادر و كودك بيشتر به يكديگر توجه مي كردند) و زماني كه مادران كمتر غيرقابل پيش بيني بود كودكان توانايي هاي پردازش قوي تري در اين حيطه خاص از مغز را نشان دادند. فلدمن بيان كرد “مشاهده نقش رابطه مادر-كودك در يافته هاي ما اميدبخش است. مادران افسرده مكرراً همخواني كمتري با نيازهاي كودك دارند و غير قابل پيش بيني بودن را در رابطه با كودكانشان نشان دادند و از اين رو از طريق آن ممكن است برخي از تفاوت هاي موجود بين كودكان مادران افسرده و همسالان بدون اين مشخصه را در مطالعه مان تشريح كنيم “.

اگر چنين باشد، يافته هاي ما يك نقطه شروع و پيشگام مي باشد، كه در آن مداخلات بعدي بتوانند توجه شان را بر كمك به كاهش اثرات افسردگي مادران بر رشد روانشناختي كودكان متمركز كنند”.

مطالب مرتبط با افسردگي مادران: افسردگي دوران بارداري و ساختار نابهنجار مغز كودك

“اكنون يك سؤال باليني عمده پيش مي آيد: مؤثرترين استراتژي ها در بهبود الگوهاي تعامل مادر با كودك در مادران افسرده و فرزندانشان چه مي باشد؟ “.

علاوه بر اين، اگر ما بتوانيم به اين مادران كمك كنيم تا بيشتر سازگار و كمتر غيرقابل پيش بيني شوند، آيا توانايي آنها براي افزايش سازگاري در نسل بعد يعني فرزندانشان كفايت مي كند؟”

در حال حاضر تيمي تحقيقاتي در حال مطالعه نحوه اثر گذاري افسردگي مادران و تعاملات مادر با كودك در ارتباط با هورمون هاي استرس كودكان، رفتارهاي همدلي، هورمون هاي مرتبط با شكل گيري پيوند و عكس العمل طبيعي شان به سرنخ هاي بيولوژيكي مي باشند. فلدمن همچنين مطالعه اي را در زمينه راهبردهاي مداخلاتي متمركز بر الگوهاي تعاملي مادر و كودك طرح مي كند. او به موفقيت آميز بودن آن اميدوار است، اين استراتژي ها، سلامت رواني و سازگاري اجتماعي را در كودكان مادران داراي افسردگي بهبود مي بخشد. وي بيان كرد “ايا متمركز كردن مداخلات مبتني بر بهبود تعامل مادر و كودك و كاهش مشكلات كودكان مادر افسرده نويدبخش و اميدوار كننده نيست؟”

منبع:سامانه پرسش و پاسخ مشاور



تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد