وقتايي هست كه تو
بدجور دلت تنگ ميشه
ظاهرا خوبي ولي
توي دلت آتيشه
وقتي بارون ميزنه تحملت كم ميشه يعني بدجوري دلت دست يكي افتاده
خاطراتش كه تموم روزتو پر كرده وقتي دوس داري فقط هرجور شده برگرده
سهم تو از اون همه خاطره ها سردرده يعني بدجوري دلت دست يكي افتاده
عشق مث گريه تو بارونه كه ميريزه نميمونه
حال وقتايي كه دلت گريه ميخواد ولي هيشكي نميدونه
عشق يعني غم با چشاي خيس خنده هايي كه يادت نيست
يعني گريه هات شونه ي امني ميخواد ولي هيشكي حواسش نيست
گاهي يه شبه آدم قد يه چند سال پير ميشه
توي تنهاييش آدم از دست خودش سير ميشه
بعضي وقتا حتي از خودش دلش ميگيره
آخر اين قصه ها هميشه زود دير ميشه
اين عشق مث گريه تو بارونه كه ميريزه نميمونه
حال وقتايي كه دلت گريه ميخواد ولي هيشكي نميدونه
اين عشق يعني غم با چشاي خيس خنده هايي كه يادت نيست
يعني گريه هات شونه ي امني ميخواد ولي هيشكي حواسش نيست
عشق مث گريه تو بارونه كه ميريزه نميمونه
حال وقتايي كه دلت گريه ميخواد ولي هيشكي نميدونه
عشق يعني غم با چشاي خيس خنده هايي كه يادت نيست
يعني گريه هات شونه ي امني ميخواد ولي هيشكي كنارت نيست
-
- اندازه فايل:
- 8.5 مگا بايت
- نمايش ها:
- 0
موضوعات مشابه