مشاور كودكان: آموزش دوست داشتن و نفرت به كودكان!

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

مشاور كودكان: آموزش دوست داشتن و نفرت به كودكان!

گوش دادن به احساسات شخصي كه در مقابل ما نشسته و اين‌كه خودما را جاي او قرار دهيم يعني همدلي كردن با او، يعني احساساتش را درك مي‌كنيم و عواطف يك اصل مهم در سازگاري رابطه‌هاست، ولي همين همدلي كردن و گوش كردن‌ها را بايد از زمان كودكي به فرزندتان بياموزيد. آن خانواده‌اي كه از احساسات ديگران مطلبي را نياموخته و از مهارت درك هيجان چيزي نمي‌داند و يا داراي ضعف‌هاي زيادي در اين زمينه‌ها است،

مگر مي‌شود از آنها انتظار داشت كه فرزندشان بتواند ديگران را درك كند؟ (آموزش به كودكان)خانواده‌اي كه هنوز خودش نمي‌داند در برابر رفتارهاي كودك مثل، بدخلقي، بدرفتاري، پرخاش، بدغذايي و يا ناملايمات او چه عكس‌العملي از خود نشان دهد، پس چه توقعي مي‌توان از خود كودك داشت؟

مشاوره كودك درمورد عشق و نفرت

افرادي كه وقتي در حضورشان صحبت از همدلي و يكرنگي مي‌كنيم گويا برايشان حرف پرت و پلا و بي‌منطق و قاعده زده‌ايم و يا جمله مسخره‌اي را گفته‌ايم، نمي‌توان از آنها توقع داشت كه بتوانند براي فرزندانشان صحبت از همدلي كنند و كودك خود را به آرامي و فروتني و نرم‌خويي سوق دهند و يا بتوانند بيش از حد در اين زمينه‌ها موفق عمل كنند. همه‌گير شدن توقف در خود و بي‌اعتنايي به ديگران در جامعه زنگ خطري براي همه ماست، چون اساسا چه بخواهيم چه نخواهيم همه ما روي يك قايق نشسته‌ايم و پيش مي‌رويم و سوراخ كردن اين قايق به ضرر همه تمام خواهد شد.

اگر تصور كنيم با يكجانبه‌گرايي و خودخواهي مي‌توانيم صاحب درك و كمالات شويم و يا بخواهيم خودمان را دست بالا بگيريم و افكار خود را بيش از حد به رخ ديگران بكشانيم، نه‌تنها خودمان ضرر مي‌كنيم، بلكه فرزندي كه تحت كنترل ماست، هر لحظه از عملكرد و طرز برخورد و افكار ما كپي مي‌كند نيز ضرر مي‌كند مشاوركودكان.

ما در اين مقاله درباره مهارت توجه به ديگري، همدلي و درك هيجان‌ها، عواطف و انديشه‌هاي ديگران را ترجيحا از ديد و نگاه خانواده بررسي مي‌كنيم و بر اين موضوع تاكيد مي‌كنيم كه اصل و مبناي ما خود پدرها و مادرها هستند. پدر و مادراني كه قرار است فرزنداني با روان و ذهن سالم تحويل جامعه بدهند و به آنها بفهمانند كه در آينده سكانداران اين جامعه آنها هستند. ترديد نكنيد درك احساسات و عواطف ديگران نيازمند آموزش است كه بايد از دوران كودكي به فرزند آموخت.

نمايش هيجان و عاطفه در بازي ها

پدرها و مادرها بايد به ياد داشته باشند كه از سه سالگي كودك خود را به صورت آگاهانه با احساسات و هيجان‌هاي مختلف آشنا سازند. يعني مي‌توانيد به وسيله بازي كردن با او و يا اين‌كه او را با احساسات اصلي مواجه كنيد تا نسبت به آنها آگاه شود و فرق بين بسياري از هيجانات را متوجه شود و درك نمايد. به طور مثال مي‌توان به هيجان‌هايي مثل مثل غم، عصبانيت، خشم، شادي، ترس، اضطراب و نفرت اشاره كرد.

بهتر است بدانيد كه اگر كودك دختري در خانه داريد به وسيله عروسك‌هاي بزرگ و كوچك با او خاله بازي كنيد و با نمايش بازي كردن به خانه او برويد و درباره بعضي از اتفاقاتي كه در همان روز و يا روز قبل برايتان افتاده، با او صحبت كنيد.

سعي كنيد خود را به حالت يك كودك در آوريد و خيلي كودكانه با او رفتار كنيد تا او شما را بفهمد و بتواند ارتباط كودكان با شما برقرار كند. در بين بازي با او سعي كنيد گاهي اوقات خود را غمگين نشان دهيد و يك داستان ناراحت‌كننده برايش تعريف كنيد و بعضي اوقات شاد شويد و داستان‌هاي طنزآميزي برايش تعريف كنيد و با اين كار باعث شويد تا احساسات و عواطف و درك كودك را درباره آن موقعيت‌ها شناسايي كنيد.

رفتار فرزندان در سنين مختلف

به ياد داشته باشيد كه فرزند كوچك‌تر از فرزند بزرگ‌تر الگو مي گيرد. متاسفانه در بعضي از موارد مشاهده مي‌شود كه بعضي از خانواده‌ها حتي با خودشان هم صادق نيستند و گاهي اوقات فضاي خانه‌شان از تظاهر و دروغگويي پر مي‌شود. به ياد داشته باشيد كه وقتي كودك شما چند بار با دروغ و ظاهرسازي مواجه شود، اين عملكرد اشتباه را در ذهن خود ضبط كرده و به مرور زمان از خودش به عناوين مختلف انعكاس خواهد داد. اگر چنين عملكردي از سمت خودتان ارائه داديد، هرگز از كودكتان توقع نداشته باشيد كه كودكتان بويي از همدلي و درك متقابل داشته باشد.

وقتي مادر خانواده نمي‌تواند از اتفاقي كه در طول روز برايش افتاده به راحتي براي پدر خانواده توضيح دهيد، وقتي نوجوان در محيط خانواده نمي‌تواند با راستگويي و صداقت كامل از اتفاقاتي كه براي خودش و يا در رابطه با دوستانش افتاده صحبت كند، چگونه مي‌توان توقع داشت كه فرزند كوچك خانواده با الگوي مناسب و درستي مواجه شود. در نظر داشته باشيد كه او نيز به مرور زمان نه‌تنها نه تنها احساسات واقعي خود را پنهان مي‌كند، بلكه ممكن است در بسياري از موارد حتي توجهي به احساسات ديگران نيز از خود نشان ندهد.

شماره هاي تماس 01

پديده‌هاي پيراموني و شناسايي عواطف

والدين موفق والديني هستند كه هرگونه واكنشي كه مربوط به احساسات و عواطف كودكشان مي‌شود را شناسايي كرده و به مرور زمان به زبان بياورند. پدرها و مادرها تا جايي كه در توانشان است بايد بتوانند واكنش‌دهنده و پاسخ‌دهنده خوبي براي احساسات و عواطف فرزندشان باشند. يعني اگر فرزندتان در گوشه‌اي از اتاقش نشسته و غمگين است، به طرف او بروند و از او بپرسند پسر گلم!

چه اتفاقي برايت افتاده كه به اينطور غمگين نشسته‌اي؟ من دوست دارم به تو كمك كنم. سعي كنيد او را با احساسات و عواطف اشخاص ديگر آشنا كنيد، به صورتي كه بتواند قدرت همدلي خودش را بالا ببرد و بتواند هيجان حال آن‌ها را شناسايي كند. فرض كنيد در حال تماشا كردن برنامه مورد علاقه خودش است، مي‌توانيد به او بگوييد: «ديدي اون دختر بچه چطور زمين خورد، حتما خيلي درد كشيده به نظر تو دوستش الان مي‌تونه چه كاري براي او انجام بده؟»

تا جايي كه مي‌توانيد به كودكتان ياد دهيد كه نسبت به كمك و همراهي ديگران قدردان و متشكر باشد. يعني به او بياموزيد كه براي هر كار و حركتي از سمت ديگران از خودش عكس‌العمل مثبت نشان دهد و سپاسگزاري كند. تفكر و روحيه تشكر و سپاسگزاري را از همان ابتداي كودكي به آنها بياموزيد و ياد دهيد چگونه از ديگران تشكر كنند. اين كار نه‌تنها به صورت زباني، بلكه در عملكرد و كارهاي شما نيز بايد خودنمايي كند و كودك شما بايد ببيند كه خودتان نيز در اين زمينه موفق هستيد.

وقتي وقتي شوهر شما از محل كار به منزل بازمي‌گردد، به استقبالش برويد و با خوشرويي و خوش‌رفتاري به او خدا قوت بگوييد و از زحماتي كه برايتان مي‌كشد، قدرداني كنيد. مطمئنا فرزند شما نيز با مشاهده اين برخورد شما در ذهنش ثبت مي‌شود و ياد مي‌گيرد كه در مواقع مشابه از هر آن كسي كه زحمتي در حق او و اطرافيانش مي‌كشد، تشكر كندآموزش به كودكان.

نكته ديگري كه بايد به آن اشاره كرد، اين است كه كودك از رفتار والدين خود ياد مي‌گيرد كه به چه صورت احساسات منفي خود را ابراز كند و آن‌ها را تحت كنترل خود درآورد. پدرها و مادرهايي كه با مواجه شدن كوچك‌ترين مسئله‌اي به داد و فرياد مي‌پردازند و محيط خانه و خانواده را به هم مي‌ريزند و در اين وضعيت اگر كودكشان يك سوال از آنها بپرسد به او توجهي نمي‌كنند و او را تحويل نمي‌گيرند و به عناوين مختلف او را از خود مي‌رانند، نمي‌توانند الگوي خوبي براي آموختن درك متقابل باشند.

اگر در حالت عصبانيت قرار داريد و فرزندتان در آن لحظه مي‌خواهد با شما مسئله‌اي را در ميان بگذارد، به او بگوييد دخترم يا پسرم! من الان شرايط روحي خوبي ندارم و مقداري عصباني‌ام، بهتره كمي صبر كنيد تا چند دقيقه ديگر كه حالم بهتر شد، خودم مي‌آيم و با شما صحبت مي‌كنم. گاهي ما والدين از كنار هيجان و احساس فرزندمان به راحتي مي‌گذريم، بي‌آنكه كمي بر روي آن مكث كرده و با فرزندمان راه حل مناسبي پيدا كنيم.

فرض كنيد كودكتان در گوشه‌اي از اتاق بغض كرده و حوصله خواندن كتابش را ندارد، هرگز به او نگوييد: «اشكالي ندارد بلند شو دست و صورتت را بشور تا برايت ميوه بياورم.» بهتر است با درك كردن حال و اوضاعش به او بگوييد: «اينطور كه من دارم مي‌بينم، خراب شدن دوچرخه‌ات تو رو ناراحت كرده، به نظرت چرا خراب شده؟ مي‌تونيم با همديگه درستش كنيم.» متاسفانه يكي ديگر از معضلاتي كه توسط خود والدين بارها به آن اشاره شده و در بعضي خانواده‌ها ديده مي‌شود، برچسب زدن به كودكان است. مثلا به او لقب خپل، شكمو، تنبل، بي‌دست و پا و نازنازي را مي‌دهند.

جالب است بدانيد كودكاني كه در محدوده سني ۲ تا ۵ سال قرار دارند، هنوز نمي‌توانند فرق بين شوخي و جدي را متوجه شوند، پس هر چيزي را كه از سمت پدر و مادرشان به آنها نسبت داده مي‌شود را واقعيت دانسته و آن كلمه يا جمله بد در ناخودآگاه كودك نهادينه مي‌شود. پس هميشه كودكتان را با الفاظ درست و زيبا صدا كنيد و مورد خطاب قرار دهيد و هرگز احساس او را خدشه‌دار نكنيد.

منبع: مركزمشاوره ستاره ايرانيان



تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد