يكي از صفات ناشايست و خطر آفرين در زندگي مشترك، داشتن نگاه بدبينانه به شريك زندگي است. چنين نگاهي به عنوان آفتي بزرگ همانند موريانه بر ذهن شخص تاثير مي گذارد و رفته رفته او را از درون نابود مي كند.
علائم بدبيني و بدگماني
الف) نداشتن آرامش روح و روان
فرد بدبين در واقع به نوعي از ناهنچاري دچار شده كه در تضاد پيوسته با آرامش رواني اوست. انسان بدبين با خيال بافيي ها و تصورات پوچ آن قدر افكار منفي در ذهن خويش پرورش مي دهد تا بالاخره خود را تحت فشار روحي و رواني مي بيند. چنين كسي در صدد رسيدن به باور به خائن بودن كساني است كه اصلا درباره ي او خيانتي انجام نداده اند.
در نتيجه چنين افرادي در نهان ذهن خود پيوسته با پديده اي تلخ به ناخم اضطراب دست و پنچه نرم مي كنند. امروزه درصد قابل توجهي از مراجعين به اتاق مشاوره را زنان مرداني تشكيل مي دهند كه به چنين صفت مخربي دچار شده اند و برخي از آنها با رشد روز افزون تخيلات منفي، در آستانه ي بيماري رواني قرار دارند.
ب) منزوي بودن (معاشرت گريزي)
يكي از علائم بدبيني، گريزان شدن از حضور در جامعه و جلسات دوستانه و فاميلي است. از آنجا كه شخص بدگمان پيوسته در صدد پيدا كردن سرنخ هاي سوءظن به ديگران است، رفته رفته با اين عملكرد منفي، بدبيني خود را به افراد بيشتري توسعه مي دهد تا جايي كه اكثريت افراد جنس مخالف يا صنف مورد اتهام خويش را داخل دايره ي بدگماني خود مي بيند. در چنين شرايطي شخص بدبين از همه بيزار و متنفر مي شوود و احساس تمايل به حاضر شدن در جمع را از دست مي دهد.
پ) بي اعتمادي
شخص مبتلا به بدگماني، اعتماد خود را به اطرافيان از دست مي دهد و پيوسته درصدد پيدا كردن روزنه اي براي تصديق افكار منفي خود برمي آيد. هنگامي كه چنين حالت تلخي به فضاي خانواده و روحيۀ ي همسر سرايت مي كند، بازتاب هاي به مراتب بدتر و سنگين تري به بار مي آورد؛ به عنوان نمونه از آنجا كه همسر يك انسان بدبين، پيوسته خود را در معرض يك نگاه بي اعتماد و شكاك مي بيند دچار پيامدها و آسيب هاي جدي مي شود كه با هم برخي از اين آسيب ها را به اختصار مرور نكنيم.
- دلسردي
كانون گرم اوليه ي زندگي مشترك پايه هاي مستحكمي دارد كه در قيد محبت زن و شوهر به يكديگر است. در شرايطي كه يكي از طرفين به ديگري اعتماد نداشته باشد در واقع يكي از اصلي ترين پايه هاي محبت فرو مي پاشد و باعث دلسردي افراد به زندگي مي شود. روشن است كه وقتي هر يك از طرفين خود را در معرض بي اعتمادي و سوءظن ديگري ببيند توان خود را در ارائه ي محبت و برقراري ارتباط گرم با همسر از دست مي دهد و رفته رفته نسبت به او بي تفاوت مي شود.
- اختلال عاطفي
بي اعتمادي به همسر يكي از عوامل ايجاد ناهنجاري در روند ارتباط سازنده ي زندگي مشترك است و ب رميزانن علاقه مندي طرفين به يكديگر تاثير مستقيم مي گذارد. همسر بدبين با نگاه بي اعتماد خود شريك جنسي اش را تحت فشار مي گذارد و رفته رفته اوو را در معرض بحران محبت قرار مي دهد. توضيح بيشترآنگه زن يا مردي كه خود را با همسر بي اعتماد مواجه مي بيند به مقدار لازم از شريك جنسي خود محبت دريافت نمي كند و هنگامي كهه اين رويه ي ناهنجار به درازا مي كشد طرف مقابل با خلأ عاطفي دست و پنجه نرم مي كند و در نهايت دچار اختلال عاطفي و به تعبير ديگر فقر محبت مي شود.
- آسيب پذيري اخلاقي
هنگامي كه هر يك از زوجين به شريك جنسي خود بي اعتماد مي شود و توان خود را در ابراز محبت به همسر از دست مي دهدف دچار اختلال عاطفي مي شود. در چنين شرايطي بستر آسيب هاي اخلاقي هم فراهم مي شود. بررسي زندگي افرادي كه در آستانه ي سقوط اخلاقي قرار گرفته يا بددان مبتلا گشته اند به خوبي روشنگر اين واقعيت تلخ است كه اغلب آنها بحران كمبود محبت از طرف همسر روبه رو بوده و به خاطر احساس خلا عاطفي از فساد اخلاقي سردرآورده اند.
بسيار در خور توجه است كه درصد قابل توجهي از اين طيف را زن ها و مردهاي پايبند، وارسته و عفيفي در بر مي گيرد كه آسيب پذير شدن آنها در باور اطرافيان و غالب افراد ديگر نمي گنجد! برخي از اين گروه شخصيت هاي سرسخت و نفوذناپذيري هستند كه حتي قاموس انديشه ي خودشان ههخم توان هضم و پذيرش پديد آمدن رابطه ي غير اخلاقي را ندارد.
به برخي از اين نمونه ها توجه كنيد:
- خانم بيست و هت ساله اي كه دو فرزند دارد و شوهرش كاملا مذهبي و فرهنگي است، مي گويد: «خودم هم در خانواده اي پايبند و مذهبي بزرگ شده ام و اطلاعات مناسبي در زمينه هاي مذهبي و عمومي دارم. از آغاز ازدواج فشارهاي نابجا و تدريجي شوهر در قالب سختگيري شروع شد. گير دادن به رنگ لباس ها و هم كلام شدن من با مردهاي فاميل، آزارها تنبيهات بدني، بي مهري، و بي توجهي، دير آمدنش به خانه در پايان روز در حالي كه بسيار خسته بود، عدم توجه به مايحتاج و نيازهاي ضروري خانه، بي اهميتي به تفريح و بيرون بردن من و بچه ها، عدم توان لازم براي ارضاي غريزه جنسي و …
با تحمل چنين سال فشار روجي حالا به شكل اتفاقي به تماس تلفني يك مرد هم سن خودم پاسخ مثبت داده ام، البته در حد رابطه ي كلامي و عاطفي نه رابطه ي جنسي، من كه تحت هيچ شرايطي به هيچ مردي روي خوش نشان نمي دادم الان شيفته و دلداده ي اين رابطه ي كلامي شده ام و تمام دلخوشي ام در صبح ها زماني كه از خواب بيدار مي شوم اوست و اگر روزي با او صحبت نكنم به شدت به هم مي ريزم و روزم سياه مي شود!»
- خانم سي وساله اي كه يك فرزند دارد و شوهرش فرهنگي است و شخصيتي صد در صد عفيف و مذهبي دارد، مي گويد: « پس از ازدواج رفته رفته شوهرم به دانشگاه رفتنم ايراد مي گرفت و مي گفت: استاد مرد براي زن حرام است. از همان اول نمي توانستم به چشم هاي او اعتماد كنم، دو گانگي در رفتار و گفتارش اذيتم مي كرد. شوهرم نمي توانست نياز غريزي مرا برطرف كند. گاهي به او التماس مي كردم كه احساس مي كنم در گناه مي افتم، اما او اهميت نمي داد. الان كارم به جايي رسيده كه تمام وجودم را خستگي گرفته، زانوهايم سست شده اند، كمردرد شديد گرفته ام، از زمين گير شدنم خيلي هراسانم، تحمل ماندن در خانه را ندارم، تمام انگيزه هايم براي زندگي و حتي عبادت كم رنگ شده است و …
چندي پيش پيامكي اشتباهي از يك جوان مرا در هم ريخت. با وجود آنكه هنوز با او ارتباطي نداشتم تمام ذهنم را تسخير خود كرد و رد دروننم به او علاقه ي خاصي پيدا كردم. الان مدام فكر مي كنم كه چه مي شود باب رابطه ام را با او باز كنم و با او باشم!!»
خواننده هاي گران قدر، به دو مثال فوق توجه ويژه كنيد و ببينيد فقر محبت و بي توجهي به نيازهاي غريزي و عاطفي همسر حتي از سرسخت ترين انسان ها چه شخصيتي مي سازد!
ت) پنهان كاري
ابتلا به بدبيني و بدگماني درباره ي همسر، يكي از عوامل زمينه ساز در مخفي نگه داشتن رازهاي زندگي اوست. شخصي كه در زندگي مشترك به همسرش بدبين است پيوسته درصدد افشا نكردن اسرار ذهني خود برمي آيد. ريشه ي اصلي اين رفتار، سرايت دادن مريضي بدبيني به ساير افراد جامعه و در واقع امين ندانستن كسي در زندگي است. انسان بدگمان با عينك بدبيني خود تمام افراد را متهم مي كند. او نمي تواند محل امني را براي تخليه ي افكار خود پيدا كند.
ث) فراموش نكردن لغزش هاي همسر
يكي از علائم بدبيني به ذهن سپردن و تمركز كردن روي اشتباه هاي همسر است. زن يا شوهر بدبين نسبت به شخصيت واقعي همسرش سوء ظن پيدا مي كند. او به خاطر نگاه بدبينانه و تنگ نظري يا به تعبير ديگر بسته بودن نگاه به واقعيت شخصيت ديگران، توان پذيرش و تحمل اشتباه هاي همسر را از دست مي دهد. چنين شخصيتي ذهن خود را صندوقچه ي خطاهاي متنوع همسرش مي كند و نمي تواند آنها را به دست فراموشي بسپارد.
ج) استخراج توهين هاي پنهاني از گفتار و رفتار همسر
از نشانه هاي بدبيني، پيدا كردن واژه ها يا رفتارهاي خاصي از همسر است كه دربردارنده ي اهانت يا قصد اهانت به او به شمار مي آيد.زوج ها بدبين پيوسته به دنبال يافتن شواهد مختلفي هستند كه با ذهنيت منفي و مريض آنها انطباق پيدا كند، بنابراين در تمام گفته ها و رفتارهاي شريك زندگي خود دقيق مي شوند تا بلكه بتوانند هر چه بيشتر نگاه بدبينانه شان را تقويت كنند.
چ) در گيري دائمي با همسر، فرزندها و همكارها
زن يا شوهر بدبين هميشه در صدد بر چسب زني به همسر و فرزندهايش است، او پيوسته با فضايي متشنج و پر از درگيري هاي لفظي روبروست. هنگامي كه فرد بدبين نگاه آلوده اش را نسبت به همسر و فرزندهايش تداوم مي بخشد به ذهنيت هاي منفي اكتفا نمي كند و برخي از آنها را به زبان مي آورد. او با جبهه گيري هاي گاه و بيگاه فضاي آرام منزل را به فضايي ناارام و پرتنش تبديل مي كند. بر همين روال محيط شغلي شخص بدبين هم فضايي پر از التهاب و درگيري است.
ح) زير سوال بردن صداقت و وفاداري همسر
يكي از نشانه هاي قطعي بدگماني لكه دار كردن راستي و وفاداري همسر است. فرد بدگمان از تمام روزنه هاي زندگي نكاتي را به چنگ مي آورد كه رفتار و گفتار همسر خود را با سوء ظن ارزيابي كند و صداقتش را زير سوال ببرد. به گفته ي معصومين سلام الله عليهم اجمعين چنين همسري از بدترين انسان ها به شمار مي آيد.
خ) عدم صميميت با همسر
بروز نگاه بدبيني در زندگي مشترك و تداوم آن در گذر زمان، از بين برندده ي رفاقت و دلگرمي همسر است. شخص بدبين اجازه نمي دهد دوستي و صميميت آغاز زندگي تداوم يابد. كسي كه عينك بدگماني به چشم هايش زده است هراندازه هم كه به ايجاد تقويت صميميت در قلب همسرش تمايل داشته باشد نحوه نگاه اسيب زاي او مانع دوستي و رفاقت عميق او با همسرش مي شود؛ به تعبيرديگر بدگماني او يكي از بزرگ ترين حجاب هاي بين ذهن او وقلب همسرش مي شود.
راهكارهاي درمان بدگماني
بدگماني از آن دسته ناهنجارهاي رواني است كه به راحتي و در زمان اندگ قابل درمان نيست. از اين رو براي زن و مردي كه به اين مرض مبتلا هستند بايد تفهيم شود كه با طولاني شدن زمان درمان، نااميد نشوند و از به كارگيري مستمر و مداوم راهكارهاي پيشنهادي دست برندارند.
افراد مبتلا به اين آسيب به شكل ساختاري در زمان ابتلا به اين بيماري در اصل روند درمان خود شك دارند. آنها با نگاهي پر از ابهام و ترديد به مسئله ي درمان خوود مي نگرند. پس لازم است كساني كه عهده دار درمان آنها هستند يا همراهاني كه با بيمار زندگي مي كنند شك و ترديد آنها را درك كنند و با صبر و شكيبايي بيمار را همراهي كنند.
راهكار اول: شناخت صحيح قبح بدگماني
در شروع درمان بايد، زشتي اين صفات متناسب با شخصيت زن و مرد بدگمان به او فهمانده شود. ما معتقديم كه ريشه ي اصلي شكل گيري و رشد صفات رذيله در انسان عدم آگاهي از پليدي ها و آثار شوم آنهاست. پس به هر ميزاني كه به آگاهي فرد افزوده شود از رشد فزاينده ي صفت ناشايست پيشگيري مي شود. در گام اول ارائه ي نمونه اي از آيات و احاديث مي تواند به شناخت چنين افرادي كمك كند.
از ديدگاه قرآن بدبين بودن به ديگران قطعا گناه است و به پرهيز جدي از آن فرمان داده شده است.
وجود نگاه بدبينانه در زن و شوهر زمينه ساز سرازيري آنها در دام گناه هاي غير قابل جبراني مثل تهمت به همسر است.
فردي كه به خاطر بدگماني، همسر خود را در معرض اتهام قرار مي دهدد در واقع شخصيت او را لكه دار مي كند. لكه دار كردن شخصيت همسر در واقع به معناي توهين به اوست. در احاديث ما اهانت به مومن به منزله ي اعلان جنگ رودرو با خداست.
زن يا شوهر بدبين بايد درك كند كه از درون ذهن وو نيت حقيقي همسر او كسي جز خداوند آگاه نيست. او نبايد به خودش اجاره دهد امري را كه با چشم نديده يا با گوش خود نشنيده است به همسر خود نسبت دهد يا شخصيت او را تخريب كند. او بايد بفهمد كه نيرويي كه اين توهمات منفي را در مورد همسرش به دل او مي اندازد كسي جز شيطان نيست و پيروري از آنچه كه شيطان القا مي كند آدمي را به سقوط و نابودي مي كشاند.
راهكار دوم: مبارزه منفي
برخورد سلبي يا ستيز منفي در برابر زبانه ها و شعله هاي آتشين بدگماني، رشد فزاينده ي اين صفت مخرب را حداقل در گام هاي اوليه ي پيشروي كند و در صورت استمرار مبارزه و مراقبت هاي ويژه، بدگماني فرد رفته رفته به شكل كامل مهار و از لايه هاي ذهن شخص بدگمان حذف مي شود؛ مثلا توجه ويژه و محبت اميز به شخصي كه درباره ي او گمان بد برده مي شود يكي از نمادهاي برخورد سلبي است.
فرد بايد تمام توان خود را در ايجاد محبت و احترام به فرد بدگمان به كار بگيرد. حتي در مواردي براي او دست به دعا بردارد و خيرخواهي خود را درباره ي او اثبات كند و اميد است كه دعاي خير او باعث رنجش شيطان و عقب نشيني او شود.
راهكار سوم: محاسبه ي پيوسته
راه ديگر درمان بدبيني، ثبت موارد بدبيني در طول شبانه روز در يك دفتر به قصد حسابرسي و مشاهده ي موارد سركشي اين صفت است. زن يا شوهري كه از اين راه به قصد مهار اين نيروي شيطاني بهره مي گيرد، دفعات لغزش فكري خود را به دست خود ثبت مي كند، پس خواه ناخواه در مسير نكوهش نفس خود و ملامت آن قرار مي گيرد و تلاش خود را در كمتر كردن دفعات بدبيني اش به كار مي بندد.
راهكار چهارم: قرارداد بين خويش و خدا
موثرترين راهكار درمان صفت بدبيني در زن و شوهر، بستن قرارداد شرعي در قالب نذر، عهد يا قسم است. اين قرارداد بايد به شكل كاملا شرعي و حساب شده باشد تا پيامدهاي سنگيني براي فرد داشته باشد؛ به عنوان نمونه زن يا مرد بدگمان با خداي خود عهد مي بندد اگر در طول هفته يا ماه آينده به همسر خود گمان بد پيدا كرد سه روز را روزه بگيرد. از اين طريق او بر نفس خود فشار زيادي وارد مي كند و در صورتي كه دوباره به همسرش بدبين شود و جريمه ي آن را بپردازد. در واقع نفس اماره ي خود را تحت فشار و تاديب مي گذارد. در صورت بروز مجدد بدگماني بايد پيامد آن را بپردازد و تمايلات خود را سركوب كند. بنابراين با اهرم خود كنترلي، خواسته هاي شيطاني خود را سركوب مي كند.
راهكار پنجم: ايجاد رابطه ي آموزشي با افراد خانواده
از ديگر راهكارهاي درمان بدبيني در زن و شوهر، برقرار كردن رابطه ي صحيح و پيوسته با ساير افراد خانواده است البته در صورتي كه آنها رفتار صحيح و به دور از سوء ظني درباره ي ديگران داشته باشند. تداوم بخشيدن به يادگيري و دقت در نحوه ي رفتار افراد خانواده، زمينه ساز دور شدن افكار مسموم و شيطاني از شخص بدبين مي شود و تداوم اين ارتباطات رفته رفته خوش بيني را در شخصيت فرد مبتلا به سوءظن جايگزين مي كند.
راهكار ششم: قطع رابطه با افراد بدبين
ذهن زن يا شوهر بدبين يا مبتلا شدن به سوء ظن، در واقع به ناهنجاري شخصيتي مبتلا شده است. برقراري رابطه و هم كلامي با افراد بدبين، زمينه ساز رشد اين ناهنجاري مي شود و آن را به صفتي پايدار و ماندگار تبديل مي كند. يكي از راه هاي درمان بدبيني، قطع كردنن رابطه با افراد مبتلا به اين ناهنجاري است. تعامل و هم نشيني باافراد بدبين به مفهوم آبياري و تقويت تدريجي ريشه هاي بدبيني در شخصيت زن يا شوهر مبتلا است.
راهكار هفتم: ارتباط پيوسته با افراد خوش بين
براي زن يا شوهر مبتلا به بدبيني لازم است كه رابطه ي خود را با افراد خوش بين بيشتر كند؛ افرادي كه به راحتي از كنار اطرافيان و كارهاي انها عبور مي كنند. از انجا كه بخشي از نحوه نگاه انسان به زندگي و واقعيات آن در پرتو ارتباط با ديگران شكل مي گيرد، ادامه ي تعامل و دوستي با چنين افرادي مي تواند در يك فاصله ي زماني خاص بر روي شخصيت زن يا شوهر بدبين تاثير بگذارد و نگاه اوو را به همسرش اصلاح و تعديل كند؛ زيرا وقتي كه شخص بدبين در نحوه ي ارتباط ديگران با همسران خود دقت مي كند و مي بيند كه آنها چگونه بانگاهي آرام و جدا از هرگونه كنجكاوي رفاقت و رابطه ي مشتركشان را با همسرشان حفظ مي كنند رفته رفته تحت تاثير رفتار آنها بينش خود را تغيير مي دهد.
راهكار هشتم: تغيير سلولي مغز
ايجاد روند جديد و بازدارنده از افكار منفي يكي از عوامل تاثيرگذار بر تغيير صفت بدگماني در زن و شوهر بدبين است و جلو پيشرفت و تقويت آن را مي گيرد.
اگر شخص بدبين، قاطعانه و پيوسته ذهن خود را مشغول سرگرمي هاي ذهني و ورزش هايي كند كه ذهن او را درگير نگه مي دارند، كم كم سلول هاي مغزش تغيير شكل مي دهند و اجازه نمي دهند كه افكار منفي درباره ي ديگران به روندي روزمره و هميشگي تبديل شود. تنها نقطه ي آفت و بازگشت ذهن به حالت منفي بافي اوليه، رها كردن سرگرمي ها در طول درمان است.
راهكار نهم: دوري از پنهان كاري در حضور فرد بدگمان
براي سرعت بخشيدن به دوره ي درمان بدبيني، لازم است به زن يا شوهري كه مورد بدبيني همسر خود قرار گرفته اند فهمانده شود كه از تمام رفتارها و گفتارهايي كه زمينه ي تشديد و پيشرفت بدبيني همسرشان را فراهم مي كند جداً پرهيز كنند؛ به عنوان نمونه پاسخ دادن تلفن يا پيامك در فضاي خلوت و دور از چشم همسر را رها و سعي كنند تمام تماس ها و پيام ها را جلو چشم همسرشان جواب دهند. اغلب زن ها و شوهرهايي كه دچار بدبيني شده اند از پنهان كاري همسران شان شديدا رنج برده اند و همين عامل را باعث بدگماني خود مي دانند در حالي كه جواب دادن تلفن يا ارسال پيامك در اتاقي خلوت، الزاما به معني ارتباط با جنس مخالف نيست و در برخي از موارد يا به يك عادت غلط باز مي گردد يا به خاطر ملاحظه و مراعات همسر و اطرافيان است. اين افراد تنها مي خواهند كه آرامش فضاي منزل از بين نرود اما همسري كه سوءظن يا روي همسر خود حساسيت دارد با نگاه بدبينانه اي به اين كار مي نگرد.
راهكار دهم: پرهيز از محيط آلوده
يكي از راهكارهاي درمان شخص بدبين، دور شدن او از محيط آلوده و زمينه ساز بدگماني است. تا زماني كه ز يا شوهر مبتلا به بدگماني در محيطي زندگي مي كند يا با افراد آلوده اي رفاقت و تماس دارد كه نگاه او را به اطرافيانش بدبين مي كنند درمان عامل بدبيني او امكانپذير نيست. ارتباط با افراد آلوده به مسائل اخلاقي باعث شكل گيري نگاه بدبينانه به تمام افراد جنس مخالف هر چند به شكل ناخودآگاه، در ذهن زن يا شوهر مي شود. در حديث زيبايي از امام علي عليه السلام مي خوانيم: «فرد بدگمان به هيچ كس گمان صحيح و خير نمي برد زيرا همگان را مانند خود مي بيند»
تا زماني كه مرد بدبين با مردهاي نااهل و ولنگار ارتباط دوستانه دارد و از فكر آنها بهره مي گيرد تمام زن ها را ناپاك مي داند و اين رهگذر همسر خويش را هم آلوده مي بيند. چنان كه اگر زن بدگمان با زن هاي هرزه و هوس ران در ارتباط باشد و با آنها آمد و شد داشته باشد رفته رفته تمام مردها را آلوده مي داند و طبيعتا همسر خود را هم ولنگار و ناپاك مي بيند.
راهكار يازدهم: پرهيز از دروغ
ذهن زن و شوهر بدبين كاملا مستعد پرورش افكار ناصحيح و سرايت دادن نكته اي منفي به ساير بخش هاي رفتاري و گفتاري همسر خويش است. حتي مشاهده ي يك دروغ از همسر در چنين شرايط ناهنجاري مي تواند زمينه ساز بيشتر شدن بدبيني به او شود. به افرادي كه با طرف بدبين سر و كار دارند پيشنهاد مي شود تحت هيچ شرايطي و در حد توان به زن يا شوهر بدگمان خود دروغ نگويند.
راهكار دوازدهم: تكثير محبت
اكسير اعجاز گوونه ي محبت، يكي از بزرگترين موهبت هاي خداوند به انسان است و اگر در جاي خود و به شكل صحيح از آن بهره گرفته شود بيشترين تاثير را در حل مشكلات دارد. براي از بين بردن بدبيني هم يكي از عواملي كه در كم رنگ كردن اين مشكل بسيار تاثيرگذار است دوري نكردن و كم اعتنايي نكردن و بيشتر كردن محبت به فرد بدبين است. همسر بدگماني كه در ذهن خود نكات منفي و غير عقلاني را پرورش مي دهد و رفته رفته از همسر خود فاصله ي بيشتري مي گيرد نياز به محبت و توجه خاص همسر دارد و نبايد در اين وضعيت ناهنجار روحي به حال خود رها شود.
منبع:e-teb.com
برچسب ها: بدگماني نسبت به همسر ,نگاه بدبينانه ,
۱۷:۳۵
- ۸۹ بازديد
- ۰ نظر
