سوگ و كودكان

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

سوگ و كودكان

سوگ و كودكان

اهميت پاسخ دهي به سوالات كودكان در باره مرگ

 

براي هر فردي صحبت كردن در مورد مرگ سخت و دشوار است و سختي كار زماني بيشتر مي شود كه بخواهيم در مورد مرگ با كودكان صحبت كنيم. براي همين سختي است كه بسياري از بزرگسالان از صحبت درباره مرگ با كودكان فراري و گريزان هستند. بي آنكه اثر امتناع خود از صحبت با كودكان درباره مرگ را بر روحيه كودك در نظر بگيرد.

بزرگسالان بايد آگاهي داشته باشند كه كودكان نيز سوگواري مي كنند اما فرايند سوگواري آنان مانند بزرگسالان نيست. وقتي كودكي با مرگ يكي از نزديكان خود مواجه مي شود، واكنش هاي مختلفي از خود نشان مي دهد براي مثال ممكن است : بي تفاوت باشد ، انكار كند و با ناباوري به آن برخورد كند، شوكه شود و با تغييرات جسماني واكنش دهد، بي تفاوت باشد ، خشمگين شود ، بازگشت به دوره هاي قبلي رشد داشته باشد، خود را مقصر بداند و احساس گناه و سرزنش خود داشته باشد. حملات اضطرابي آشفتگي با ترس داشته باشد. بسيار مهم است كه واكنش كوك را بشناسيم و با شيوه اي صحيح با آن مواجه شويم زيرا واكنش صحيح در چنين موقعيتهايي در سلامت رواني كودك داغديده سهم بسياري دارد.

اگر والدين يا ساير بزرگسالان مراقب كودك از پاسخدهي به سوالات كودك امتناع كنند و يا حتي از صحبت درباره مرگ با كودك فراري باشند، به اين دليل كه كودك پاسخ سوالاتش را دريافت نكرده و احساس مي كند كه ناديده گرفته شده است دچار خشم و احساس تنهايي مي شود. اگر بزرگسالان مراقب كودك به سوالات او درباره مرگ پاسخ دهند يا حتي گوش دهند اين كار باعث خواهد شد كه افكار و  احساسات ناراحت كننده كودك تعديل شود. وقتي شما به سوالات آنها گوش ميدهيد و پاسخ صحيحي متناسب با سن و درك آنها برايشان فراهم مي كنيد در جلب اعتماد آنها به خود و دادن احساس امنيت به آنها سهيم شده ايد. اما واقعيت اين است كه ما برزگترها از مواجه شدن با سوالات كودكان در مورد مرگ وحشت زده و گيج هستيم و خودمان هم نمي دانيم چه پاسخي يا  واكنشي  به آنها بدهيم لذا گاهي نا خود آگاه ( يا شايد هم خود آگاه) پيام توفق و يا اينكه ديگر سوال يا حرفي نزن را براي كودك مي فرستيم. براي مثال خانم رضائي كه به تازگي مادر همسرش را از دست داده اند، پسر ۵ ساله شان اميرحسين ، مدام سوالاتي در مورد مرگ مي پرسد، خانم رضائي براي فرار از اين سوالات به امير حسن گفته است « تو مي تواني هر پنج شنبه كه خرما پخش مي كنيم يك سوال بپرسي» اين حرف مادر براي امير حسين فقط يك معني دارد، درباره مرگ مادربزرگت كمتر سوال كن ، كمتر حرف بزن و يا اگر مي تواني اصلا حرف نزن و سوال نكن و نتيجه اين امر تنهايي و آشفتگي كودك درباره اندوه و ترس او درباره از دست دادن مادربزرگش اينكه الان كجاست كي دوباره او را مي بيند و سوالات …. .سوگ و كودكان

لازم است خانم رضائي  متناسب با درك و فهم كودكش كه ۵ ساله است پاسخي براي او فراهم كند و شنونده حرفهاي پسرش كه به تازگي مادر بزرگش را از دست داده باشد و با او احساس همدردي كند نه اينكه از شنيدن حرفهاي پسرش يا سوالات او آشفته و وحشت زده شود و خودش دچار اندوه و ناراحتي شود و فكر كند با تشويق كودك به حرف نزدن كمك بزرگي به او كرده تا نارحت نشود و زودتر فراموش كند واقعيت اين است كه او با اين طرز برخورد  به كودكش اين پيام را داده است درباره اين مسئله تو تنها هستي ، اندوه و ناراحتي و سوالات بسياري كه داري خودت به تنهايي بايد راه حل برايشان پيدا كني و من نمي توانم به تو كمك كنم .

تصور كنيد در اين صورت كودك چقدر احساس تنهايي مي كند و واكنش هاي مثل ترس، حملات اضطرابي، پرخاشگري و ….( كه قبلا عنوان شد) قابل انتظار است.

بر اساس رويكردهاي مختلفي كه درباره مراحل رشد بحث مي كنند، كودكان از تولد تا ۱۶ سالگي چندين مرحله رشد شناختي را كه پايه ساير رشد ها نيز مي باشد سپري مي كنند، بر اساس نظريه پياژه ، مرحله حسي حركتي تا دو سالگي، مرحله پيش عملياتي دو تا هفت سالگي، مرحله عمليات عيني هفت تا دوازده سالگي، مرحله عمليات صوري دوازده سالگي به بعد. كودكان در مراحل مختلف رشد ( كه عنوان شد) يعني با رسيدن به هر مرحله رشد در مورد مرگ انديشه و برداشتي جديد دارند و مجددا به مرگ عزيزانشان فكر كرده و دچار حزن و اندوه مي شوند و سوالات جديدي براي بحث كردن دارند، لذا صبر والدين را مي طلبد و اينكه هرگز والدين از اين سوالات تكراري خسته نشده و متناسب با درك جديد كودك به سوالات او پاسخ دهند. براي مثال در اوايل كودكي اغلب كودكان با يك توضيح ساده قانع مي شوند در اين سنين آنها فكر مي كنند مرگ برگشت پذير است و عقايدي در اين مورد دارند كه در مرگ اطرافيانشان مقصر بوده اند مثلا  براي اينكه بچه بدي بوده اند خدا از دست آنها ناراحت شده و يكي از والدين يا پدربزرگ يا مادربزرگ يا اقوام مورد علاقه كودك ، را از او گرفته است.

با بزرگتر شدن مثلا رسيدن به سنين ۸ تا ۱۰ سالگي ، كنجكاوي آنها بيشتر شده و مجدا سوالاتي در باره مرگ از بزرگسالان مراقب خود مي پرسند اما با ورود به دوره نوجواني و نگاه مجدد به مسئله مرگ اين بار پايگاه همسالان را علاوه بر بزرگسالان مراقب مورد جستجو قرار مي دهند .

مهم است بدانيد كه سوالات كودك درباره مرگ ماهيت اساسي دنياي دروني آنها از مرگ را روشن مي كند و نشان دهنده درك عميق و حزن و اندوه آنها از مرگ اطرافيانشان مي باشد. اغلب آنها با بيان اين سوالات در حال نشان دادن ترس ها نگراني ها خود درباره مرگ عزيزانشان هستند زيرا از گفتگو مستقيم در باره اين مسايل يا ناتوان هستند يا امتناع مي كنند . بنابراين توجه و درك احساسات يك كودك كه پشت سوالاتش مخفي شده است مهم است. در اين ميان يكي از مرگ هايي كه كودك را بسيار درگير مي كند فوت پدر است. مرگ هر كدام از والدين ضربه سختي براي كودك است يكي از دلايل اين مسئله آن است كه يك كودك تمام احساساتش و عشق خود را در روابط مهم زندگي اش تقسيم مي كند  يعني والدين پدر و مادر سرمايه گذاري مي كند اما يك بزرگسال منابع متفاوتي جهت سرمايه گذاري عاطفي دارد مثل خانواده ، دوستان ، همكاران و … . پيوند يك كودك با پدر يك رابطه و و دلبستگي منحصر به فرد و يگانه است كه پايه اي مهم و موثر در روابط بعدي او در زندگي اش مي باشد. اين رابطه خاص مي تواند رشد كودك را در دوران كودكي اش تحت تاثير قرار دهد اين تاثير گذاري از جنبه هاي مختلفي حايز اهميت است براي مثال در تشكيل ارزش هاي كودك بر سلامت رواني او اثر گذار است. بنابراين مرگ پدر يكي از رويدادهاي آسيب زاي زندگي كودك است.

آنها در واكنش به مرگ پدر ا اغلب واكنش هاي رفتاري، هيجاني، جسماني، متفاوت مثل خشم، ترس، بي تفاوتي و…. ( كه عنوان شد) .. ابراز مي كند. وجود چنين نشانه هايي در كودك امري طبيعي است و در صورت وجود عوامل حمايت كننده اي مانند رابطه گرم و صميمي با مادر، ثبات شرايط زندگي پس از فوت پدر، انسجام خانوادگي، دريافت حمايت هاي مناسب از سوي اطرافيان  … اين واكنش ها به تدريج كاهش پيدا مي كند اما براي بسياري از كودكان به علل متفاوتي ممكن است اين عوامل حمايتي فراهم نباشد و در نتيجه رفتارهاي واكنش هاي نامناسب كودك براي مدت طولاني باقي بماند در نتيجه اين گروه از كودكان نيازمند دريافت خدمات تخصصي ويژه اي هستند. اين مداخلات عمدتا از طريق روانشناس كودك بر اهميت صحبت كردن پيرامون فرد از دست داده شده و احساسات سوگ تاكيد مي كند. دريافت اين خدمات نه لزوما براي كودكي كه پدرش را از دست داده بلگه براي هر كودكي كه عزيزي را از دست داده و واكنش هاي رفتاري، هيجاني و… نامناسب ابراز مي كند الزامي است زيرا سلامت روان كودك در خطر مي باشد.

در مورد كودكاني كه پدر خود را در سنين كم از دست داده اند، يكي از ترس ها اين است كه آيا ممكن است او را فراموش كنم؟ براي مثال اميرعلي ۶ ساله است و يك و سال و نيم قبل پدرش را در حادثه تصادف از دست داده. او گاهي شبها گريه مي كند و نزد مادرش مي رود و مي پرسد :« آيا ممكن است من بابا را فراموش كنم؟» مادر اميرعلي نمي داند چه بايد بكند، مادر او مي تواند از عكسهاي كه امير علي و پدرش دارند يكي را كه مورد علاقه اميرعلي است انتخاب كند و سپس با هم براي عكس مورد نظر قاب عكس درست كنند و در يك جاي مناسب در خانه يا اتاق اميرعلي قرار دهند تا او بابايش را فراموش نكند. حتي نگراني كودكان ممكن است تا مرز فراموش كردن صدا و هر علامت ديگري از فرد متوفي پيش برود. لازم است ساير مراقبين كود ك با صبر و حوصله به كودك اطمينان دهند كه او را ياري مي كنند تا فرد متوفي را فراموش نكند. صحبت درباره خاطراتي كه با هم داشتيد و نوشتن درباره احساسات راه حل هاي متفاوتي براي كنترل دلتنگي كودك است.

به عبارتي ديگر زماني كه شما كودك را با فعاليتهايي كه خاطره هاي فرد متوفي را زنده مي كند، درگير مي كنيد مثل ديدن فيلم، عكس يا گوش كردن به صداي ضبط شده، روش هاي مفيدي براي معنا بخشيدن و تسلي دادن كودك است. اگر مراقبين كودك به جاي تسلي دادن او، به فكر فراموشي دادن كودك باشند به سلامت روان او خدشه اي عميق وارد كرده اند آنها بايد بپذيرند كه اين مسئله زندگي كودك است و آنها بايد در اين راه كمك حال كودك باشند نه اينكه صورت مسئله را پاك كنند.

 

اميد است مقاله حاضر گامي كوچك در جهت آگاهي دهي والدين برداشته باشد.

منبع:e-teb.com



تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد