شعر...

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

شعر...

مثل عروسِ خان كه ميداند "پسرزا" نيست
حس ميكنم عمر خوشي هايم به دنيا نيست

ته مانده ي يك قهوه ي تلخم كه مدت هاست
در من كسي ديگر پي تعبير فردا نيست...

وابستگي تلخ است هنگامي كه مي فهمي
آنقدر هايي كه خودش ميگفت تنها نيست...

نفرين به دست خالي و اين دل سپردن ها
نفرين به من ،نفرين به تصويري كه زيبا نيست

از بي تفاوت بودنم هم درد مي بارد
يعني گلوي بغض كرده اهل حاشا نيست

تنهاييِ گنجشك باران خورده ايي هستم
كه در خيابان هم برايش ذره يي جا نيست

عاشق كه باشي تازه مي فهمي كه گاهي مرگ
چيزي به جز دل كندن از دلبستگي ها نيست

ديشب نشستم با خودم از زندگي گفتم
گفتم ببين حال دلم خوب است، اما نيست..
 

موضوعات مشابه



تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد