اين كه پاسخ هاي عاطفي به عطر محصول طبيعت يا پرورش است، موضوع بحث علمي است. اما يك مطالعه دانشگاه براون ، منتشر شده در شماره كنوني مجله بين المللي روانشناسي مقايسه اي ، در سمت پرورش است.
محققان در آزمايشهايي كه شامل بازيهاي رايانه اي و عطرهاي سفارشي بودند، دريافتند كه پاسخ به بوي هاي جديد بستگي به احساساتي كه در هنگام بوي جديد وجود داشت تجربه كرد. اگر شركت كنندگان زمان خوبي را براي بازي داشته باشند، بيشتر احتمال دارد كه آنها را خوشحال كنند. اگر آنها يك تجربه ناخوشايند داشته باشند، بيشتر احتمال دارد كه اين عطر را دوست نداشته باشند.
راشل هرتز، استاد روانشناسي بازديدكننده در دانشگاه براون و دانشمند اصلي مطالعه، گفت: "به عنوان انسان، ما بلافاصله مستلزم پاسخ به يك عطر نيستيم و معتقديم كه اين خوب يا بد است." "وقتي بوي ما را دوست يا بوي دوست دارد، ياد گرفته مي شود."
هرتز دو آزمايش انجام داد تا تئوري خود را از غرق شدن آزمايش كند. اول شامل 30 شركت كننده زن بود. از همه خواسته شد كه پنج عطر بوي داده شود، در پنبه در شيشه ها تزريق شود و آنها را در يك مقياس 9 نمره براي لذت، آشنايي و شدت قرار دهد. بيشتر بوها آشنا و دلپذير بودند - گل رز، وانيل، ليمو و نعناع. اما يكي جديد بود: يك تركيب منحصر به فرد از بوها كه شامل خاك، باران و پاپ كورن كره اي گرم بود. نتيجه يك عطر شيرين، دنج و كمي ناخوشايند بود.
شركت كنندگان بهصورت تصادفي به گروهها تقسيم شدند. گروه تجربي وارد يك اتاق شد كه در آن عطر جديد با يك ماشين پنهان در هوا پراكنده شد. سپس آنها بازي كامپيوتري را بازي كردند. اين بازي سرگرم كننده بود، با استفاده از جلوه هاي صوتي طنز آميز و چهره هاي خندان. اين همان گروه در يك جلسه بعد، مجموعه اي از صحنه هاي كمدي «چيزي درباره مري» را نشان داد. باز هم، عطر و بوي عجيب و غريب به آرامي به داخل اتاق منتقل شد.
سه گروه كنترل استفاده شد. گروه اول نيز اين بازي را بازي كرد و فيلم را تماشا كرد، اما هيچ بويايي وجود نداشت. گروه دوم در معرض عطر و بوي نامطبوع بود، اما در طي هر دو جلسه، مستند هاي خبري طبيعت را تماشا كرد. سومين جلسه نشستن در يك اتاق انتظار بي بو با نشريات مختلف نشسته بود.
آزمايش دوم مشابه بود، اما شامل 36 نفر از اعضاي هر دو مردان و زنان و دو عطر جديد را آزمايش كرد.يكي كمي گل داشت. ديگر داراي بوي تميز و آبدار بود. همه شركت كنندگان اين عطرها را نيز به عنوان گلدان، وانيل، ليمو و نخود فرنگي در پيش آزمون آزمايش كردند. شركت كنندگان عطرهاي جديد را به عنوان ناآشنا و دلپذير شناختند.
سپس يك گروه وارد يك اتاق عطر شد و يك بازي كامپيوتري را طراحي كرد كه خسته كننده بود. جلوه هاي صوتي آزار دهنده بود و دست از دست داد. گروه دوم نشسته در يك اتاق عطر و خواندن مجلات. در هر دو گروه، نيمي از آنها در معرض عطر و طعم گل قرار داشتند، و نيم ديگر به آب آبي. گروه سوم بازي كامپيوتري را در اتاق بي بو بازي كرد. همه شركت كنندگان در بازي هاي كامپيوتري بازي كردند يا مجلات را در سه جلسه در طول يك هفته پخش كردند. پس از هر جلسه، آنها شش عطر را ارزيابي كردند.
نتايج: در اولين آزمايش، هرز شركت كنندگان را پيدا كرد كه بازي را تماشا مي كردند و تماشا مي كردند كه كليپ هاي فيلم احتمالا نرخ بوي جديد را - حتي اگر كمي ناخوشايند بود - به عنوان لذت بخش و آشنا در مقايسه با گروه هاي كنترل افزايش دهند. نتايج در آزمايش دوم مشابه بود. پس از بازي بازي خسته كننده، شركت كنندگان احتمال بيشتري نسبت به گروه هاي كنترل داشتند تا بوي خنك جديد را به عنوان ناراحتي به ارمغان بياورند - يك رابطه منفي كه با گذشت زمان افزايش يافت.
خط پايين: هنگامي كه يك بوي با يك رويداد عاطفي زوج مي شود، درك اين بوي تغيير مي يابد تا اين ارتباط را تغيير دهد.
هرز شگفت زده نشد هرتز گفت، اطلاعات كمي دشوار وجود دارد، براي بازگشت يك نظريه ژنتيكي بو و ادراك. هرگز مي گويد مطالعات فرهنگي در مورد التهاب نيز نتايج خود را نشان مي دهد. به عنوان مثال، آمريكايي ها تمايل دارند بوي سبز زمستانه، يك عنصر رايج در آب نبات و آدامس را دوست دارند. با اين حال، در بريتانيا، كه در آن ژيمناستيك زمستان اغلب براي استفاده از دارو استفاده مي شود، بوي خفگي كمتر است.
هرتز مي گويد: "ما مي بينيم كه اين نيز از تجربيات شخصي درست است." "برخي از مردم ممكن است يك گل رز بپوشند و از مراسم تشييع پدرشان ياد بگيرند. ديگران ممكن است بوي اسكن را دوست داشته باشند؛ زيرا از دوران كودكي دلبستگي مثبت به آن دارند. "
هرز گفت كه چند استثناء براي اين نظريه وجود دارد. بوي مضر مانند آمونياك ممكن است بلافاصله پس از بوي بد مخلوط شود. تفاوت هاي ژنتيكي فرد نيز ممكن است در پاسخ هاي عاطفي به بو ها نقش داشته باشد.
هرز گفت كه اين مطالعه به درك فزاينده علم از التهاب كمك مي كند. نتايج، با اين حال، ممكن است براي بازاريابان نيز مورد توجه قرار گيرد. هرز گفت كه خرده فروشان و رستورانداران مي خواهند يك تجربه دلپذير ارائه دهند. هرتز، يك گروه كوچك اما در حال رشد، از عطرهاي امضا براي ايجاد ارتباط مثبتي با مصرف كنندگان استفاده مي كند. او گفت: "با استفاده از بو براي بهبود خلق و خو، برنامه هاي كاربردي صنعتي است." "براي بهبود عملكرد و بهبود سرعت، مي تواند حتي در مدارس يا بيمارستان ها نيز استفاده شود."
هرگز اين آزمايش ها را با كمك سوفيا بلاند، دستيار سابق تحقيقاتي در كالج براون و مارگارت هلشتاين، كه يك دوره پيش دانشگاهي براون بود، انجام داد. نوآوري اوكلند، يك شركت مشاوره در بريتانيا، اين پژوهش را تامين مالي كرد.
۱۷:۳۴
- ۸۶ بازديد
- ۰ نظر