به واقعيات توجه كنيد، نه به يك كلاغ و ۴۰ كلاغ

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

دوشنبه ۲۷ بهمن ۰۴

به واقعيات توجه كنيد، نه به يك كلاغ و ۴۰ كلاغ

 زيباترين آكواريوم دنيا در يكي از مجتمع‌هاي تجاري دبي هم بدون هيچ دليلي ناگهان فروريخت و گران‌بها‌ترين ماهي‌هاي شناور در آن بر سراميك‌هاي براق اين مجتمع افتاندند تا ضرر مالي سنگيني به صاحب آن وارد شود. مردم يكي از شهرهاي شمالي اسكاتلند هم از ديده‌شدن يك ماهي كه روي دوپاي خود راه مي‌رود خبر دادند، هرچند هيچ عكس و يا نشانه‌اي از آن رسما ديده نشد. همه اين خبرها حاكي از مدل آبكي‌بودن اتفاقات عجيب است. وقتي با رونمايي از گران‌قيمت‌ترين گل رز دنيا با شاخه‌اي ۱۰۰ دلار آغاز، اما بدون هيچ اتفاق به خصوصي خاتمه يافت!

۱

«درمانگاه وحشت براي هميشه بسته شد!» اين تيتر خبري بود كه ايتاليا را تكان داد و پرده از ترسناك‌ترين اتفاق برداشت. همه چيز از آنجا شروع شد كه پليس سه جراح معتبر را به جرمي دستگير كرد كه تاكنون نظيرش را كمتر كسي در جايي ديده بود. جرم آنها انجام عمل‌هاي غير ضروري بود. اگر متوجه نمي‌شويد عمل‌هاي غيرضروري چيست، برايتان مثالي واقعي مي‌زنم از يكي از مريض‌هاي درمانگاه سانتاريتا در شهر ميلان. ريتا، پيرزن هفتاد و چند ساله‌اي بود كه سرفه‌هاي شديد مي‌كرد. او كه تعريف اين كلينيك و سه دكتر معروفش را از خيلي‌ها شنيده بود، به سراغ يكي از آنها مي‌رود.

دكتر به او مي‌گويد كه او سرطان سينه دارد و بايد هرچه سريع‌تر عمل شود. نترسيد، اتفاقي براي ريتا نمي‌افتد. چون اصلا سرطاني در كار نبوده، اين وسط فقط يك عمل مفت و مجاني روي او انجام شده بوده و بعد از آن هم به او اعلام مي‌شود، سرطان مهار شده و او ديگر هيچ مشكلي ندارد. حالا تصور كنيد ريتا را كه فهميده الكي عملي به اين خطرناكي روي او انجام داده‌اند.

اين سه دكتر محترم در طول چند سال اداره اين درمانگاه مخوف، ۸۳ بيمار را مورد عمل‌هاي جراحي عجيب و غريب خود قرار مي‌داده‌اند، بدون اين‌كه كسي كوچك‌ترين بويي از آن ببرد. بعد از هر عمل هم چون از همان ابتدا بيماري خاصي در ميان نبوده، بيماران با كلي تشكر و شل‌كردن سر كيسه‌هايشان از خجالت دُكي‌هاي ما در مي‌آمدند. هر سه دكتر به پانزده و نيم سال زندان محكوم شده‌اند، ضمن اين‌كه بايد نفري سه ميليون يورو هم به عنوان خسارت به خانواده‌هايي كه در گذشته عملشان كرده‌اند، بپردازند. حالا همه اين اتفاق عجيب يك طرف، جمله يكي از اين سه دكتر در دادگاه طرف ديگر. قاضي در جريان دادگاه وقتي از آنها مي‌پرسد هدفشان از اين كار چه بوده، يكي از آنها جمله‌اي را مي‌گويد كه بي كم و كاست عينا برايتان بازگو مي‌كنم: ما بي‌گناه هستيم. ما را اغفال كردند!

۲

جورج كلارك يكي از كارگردانان سينماي ايرلند است. ايرلندي‌ها بيشتر از هر چيزي ديگر نام او را از رسانه‌هاي اين كشور مي‌شنيدند. اگر فكرتان به اين سمت مي‌رود كه احتمالا ايشان فيلم آن‌چناني ساخته، بايد بگويم خير. ايشان در بهترين حالت ممكن يك فيلم‌ساز درپيت بيشتر نيستند. اما ايشان قطعه‌اي از تيزر يكي از فيلم‌هاي چارلي چاپلين را روي سايت يوتيوب گذاشتند. به‌طوري كه در عرض كمتر از يك هفته يك ميليون و ۵۰۰ هزار نفر آن را تماشا كرده‌اند و بيش از ۱۰ هزار نظر در مورد آن داده‌اند. بگذاريد داستان را از ابتدا برايتان بازگو كنم؛ همه چيز از گذاشتن اين تيزر در يوتيوب شروع شد. جايي كه كلارك ادعا مي‌كرد چيزي در اين تيزر وجود دارد كه ثابت مي‌كند سفر به زمان‌هاي مختلف واقعيت دارد. كلارك كه كاروبار را رسما تعطيل كرده، مدعي است در اين تيزر كه مربوط به فيلم «سيرك» ساخته چارلي چاپلين در سال ۱۹۲۸ است، شخصي وجود دارد كه در گوشه‌اي از تصوير پشت صحنه فيلم مشغول صحبت با تلفن همراهش است. موضوع وقتي جالب مي‌شود كه يادمان باشد در آن سال‌ها اصلا چيزي به اسم تلفن همراه وجود خارجي نداشته است.

كلارك مي‌گويد: «اگر اين تصاوير را به دقت جلو و عقب كنيد و يا تصوير شخصي را كه مشغول صحبت با تلفن است بزرگنمايي كنيد، چاره‌اي جز رسيدن به اين نتيجه كه اين شخص از زمان آينده به گذشته و هنگام ضبط اين فيلم رفته، نخواهيد داشت. شايد عده‌اي حتي يك درصد هم فرضيه اين كارگردان ايرلندي را قبول نكرده باشند، اما هزاران نفر هم هستند كه تئوري كلارك باعث هيجان و بهتشان شده و هر روز با نگاه‌هاي كنجكاو در سايت يوتيوب تيزر فيلم چارلي چاپلين را نگاه مي‌كنند.

۳

براي اين‌كه مبادا فكر كنيد بي‌كاري تنها مشكل بعضي از جوانان در سراسر دنياست، يك بار ديگر به ايتاليا باز مي‌گرديم، كشوري كه مطمئنا درباره‌اش زياد شنيده‌ايد تا باورنكردني‌ترين كرايه‌دادني را كه در عمرتان شنيده‌ايد مرور كنيم. كرايه‌دادني كه از سر همين بي‌كاري لعنتي شروع شده بود. «آر.اس» نام مخفف پسر ۳۴ ساله‌اي است كه فاش شد، بدن خود را به يك شركت داروسازي در سوييس اجاره داده است.

آر.اس وقتي ليسانس ادبيات و فلسفه‌اش را از دانشگاه مي‌گيرد، مانند بسياري ديگر از جوانان به جست‌وجوي كار مي‌رود، اما اي دل غافل كه به قول شاعر اگر كار ديدي، ما را هم خبري ده. شروع داستان تلخ آر.اس از آنجاست كه بعد از مدت‌ها بي‌كاري او دچار افسردگي مي‌شود. خانواده‌اش، او را براي آرامش به سوييس و منزل يكي از خويشاوندان مي‌فرستند. از اينجاي داستان را از زبان آر.اس مي‌خوانيم: «در همان روزها بود كه يك آگهي استخدام ديدم كه در آن نوشته بود يك شركت داروسازي به دنبال افرادي براي انجام يك پست مهم مي‌گردد. من هم بدون هيچ وقفه‌اي خودم را معرفي كردم. اما آنجا بود كه فهميدم بايد يك انتخاب سخت انجام دهم. در ملاقات اول با محققان اين شركت دارويي آنها با دقت مرا معاينه كردند و پس از اين‌كه از سالم بودن من مطمئن شدند، استخدامم كردند.

اولين آزمايشي كه روي من انجام شد، من هيچ واكنش خاصي نداشتم و به اين ترتيب رسما به عنوان نمونه آزمايشگاهي انساني اين شركت داروسازي استخدام شدم. بعد از اين‌كه در افكار عمومي در سوييس متوجه اين اتفاق شد، بعد از چند روز سيلي از پيشنهادهاي كاري براي آر.اس سرازير شده. پيشنهادهايي كه در آن از فروشندگي يك فروشگاه بزرگ و مجهز تا رياست يك شركت در آن ديده مي‌شود. اما او مدتي است كه به خاطر استفاده از داروهاي مختلف در اين مجتمع تحقيقاتي دارويي با بيماري سرطان دست و پنجه نرم مي‌كند. اين جوان ايتاليايي مي‌گويد هيچ شكايتي از مسئولان اين شركت داروسازي ندارد و تنها بابت اين‌كه در دوراني كه او نياز به پول و كار داشت، اين كار را در اختيار او گذاشتند، از آنها تشكر كرد. اين اتفاق باعث آن شده تا رئيس وزارت كار در ايتاليا به پارلمان اين كشور برود و درباره اين اتفاق توضيح دهد.

۴

مدت‌هاست كه در چين كارگران شركت‌هاي راه‌سازي مشغول احداث جاده در نقاط مختلف اين كشور پهناور هستند. اما نكته‌اي كه آنها را تا سطح يك كاشف بزرگ ارتقا داد، آن‌قدر عجيب بود كه در زيست شناسي براي اولين بار ثبت شود. اين كارگران وقتي در حال قطع كردن درختان بودند، يك ميمون كوچك را مي‌بينند كه نظيرش را تاكنون نديده بودند.

اين ميمون كه دمي دراز داشت، گوش‌هايي سفيد و عجيب نيز داشت. اما بيني اين ميمون جالب‌ترين قسمت بدنش است؛ بيني‌اي كه به صورت كاملا سر بالا، چهره‌اي خنده‌دار به‌وجود آورده است. اما هيچ كدام از اين خصوصيات در برابر ويژگي عجيب و غريب اين مدل تا كنون كشف نشده، چيزي نيست. اين ميمون مدام عطسه مي‌كند! دليل عطسه‌هاي مدامش هم همان بيني سربالايش است كه باعث مي‌شود آب به درون آن وارد شود و ميمون دائما در حال و هواي زكام باشد.

اين عطسه‌هاي بي وقفه اين ميمونِ تازه كشف شده باعث شده تا هيچ وقت توانايي پنهان شدن نداشته باشد و هر جا برود، به خاطر صداي عطسه‌هايش، سريع لو برود؛ جز در مواقعي كه در يك گوشه بنشيند و سرش را بين دو پاي خود بگذارد. زيست‌شناسان چيني چند روز بعد از كشف اين مدل ميمون نادر سريع يك اسم برايش ساخته‌اند: «راينو پيته كوس استرايكري» ترجمه‌اش هم مي‌شود ميمونِ از خود راضي. چرايش را ما هم متوجه نشديم! هنوز هم چند روز نگذشته بود كه كشور كانادا پيشنهادي چند ميليون دلاري براي خريد اين‌گونه تاكنون ديده نشده ميمون داده است. بايد منتظر ماند و ديد آيا چين از اين به بعد مي‌تواند از‌ اين ميمون‌هاي عطسه كن توليد و به كشورهاي ديگر صادر كند يا نه.

۵

بدفرم‌ترين رو شدن دست، آن‌قدر عجيب بود كه به عقل هيچ بني بشري نرسد. براي اين‌كه از قضيه سردربياوريم، بار ديگر به ايتاليا مي‌رويم. اعلام شد گروهي از دانشمندان ايتاليايي موفق به كشف بقاياي اولين نان تاريخ شده‌اند كه در ۳۰ هزار سال قبل پخته شده بوده. اولين سوالي كه يك عقل سليم بعد از شنيدن چنين خبري به ذهنش مي‌رسد، اين است كه آخه بعد از اين همه سال نان چطوري باقي مانده كه اين گروه توانسته آن را كشف كند؟ يكي از اعضاي اين تيم تحقيقاتي اينچنين جواب مي‌دهد: «ما دو تكه عجيب ماسه سنگ را پيدا كرديم كه به نظر مي‌رسيد سنگ آسياب باشند.

با بررسي محيط اطراف اين سنگ‌ها ما نشاسته‌هايي را كشف كرديم كه در لابه‌لاي حفره‌هاي دو سنگ آسياب باقي مانده بودند. ما اين نشاسته‌ها را استخراج كرديم و با ميكروسكوپ الكترونيكي مورد بررسي قرار داديم و به اين نتيجه رسيديم كه اين نان شبيه برخي از نان‌هاي امروزي خوش‌طعم بوده است.» اين اتفاق تا همين جايش به عنوان يكي از اتفاقات علمي در گذشته مطرح بود تا اين‌كه يك كارآگاه پليس در ايالت توسكاني ايتاليا از دروغ بودن اين كشف و استخدام‌شدن اين پژوهشگران قلابي از سوي يك شركت بزرگ توليد كننده نان در ايتاليا خبر داد. طبيعي بود كه در ابتدا نگاه‌ها به اين شركت دوخته شود كه چرا زحمت سرهم كردن چنين دروغي را به خود داده بوده.

پليس ايتاليا مي‌گويد مسئولان اين شركت بزرگ توليد كننده نان قصد داشتند چند هفته پس از اين كشف دروغين با استفاده از اين نانِ كشف شده و دانشمندان قلابيِ كشف كننده براي نانِ اين شركت تبليغات كنند. اين روزها نه تنها اين شركت توليدكننده نان ميزان فروشش افزوده نشده، بلكه كارخانه‌اش هم پلمپ شده و ديگر بعيد است ايتاليايي‌ها به شوق شباهت مزه نان‌هاي اين شركت با اولين نان تاريخ به سراغ نان‌هاي آن بروند.

۶

مبارزان و آزادي‌خواهان جهان سال‌هاست كه يكي از اصلي‌ترين الگوهاي جوانان در سرتاسر جهان هستند. دانشمندان آمريكايي اعلام كردند بعد از سال‌ها تحقيق بالاخره كشف كرده‌اند آزادي‌خواهي و مبارزه در راه آزادي تحت تاثير يك ژن در بدن هر شخص است. اين كشف در نوع خود عجيب معناي آن را مي‌دهد كه به عنوان مثال گاندي يا مالكوم ايكس آن را در خود داشته‌اند. دكتر فولر يكي از اعضاي تيم كشف‌كننده اين ژن سياست‌زده، در حالي كه با لبخند پيروزمندانه‌اش جلوي دوربين خبرنگاران قرار گرفته بود، گفت: «اين ژن كه به آن اسم «دي‌آردي ۴» داده‌ايم، در افرادي كه آن را دارا باشند، باعث ايجاد زمينه‌هاي كسب بينش سياسي و آزادي‌خواهانه خواهد شد.» اين كشف آن‌قدر سروصدا كرد كه وقتي باراك اوباما، رئيس جمهور آمريكا براي سخنراني حمايتي خود براي انتخابات كنگره اين كشور در يك كنفرانس مطبوعاتي شركت كرده بود، در پاسخ به سوال يك خبرنگار كه از او پرسيد از كجا اين قدر مطمئن پيش‌بيني مي‌كنيد دموكرات‌ها فاتح مبارزه سياسي براي ورود به كنگره شوند، اوباما با خونسردي گفت: «من ژن «دي‌آردي ۴» دارم، پس هيچ شكي نداشته باش.» با اين كشف عجيب و غريب خانواده‌هايي كه در روياي به دنيا آوردن فرزنداني مثل چه گوآرا هستند، بايد اميدوار باشند كه ژن آزادي‌خواهي را به فرزندانشان ارث بدهند تا بلكه آنها به كمك ژن «دي‌آردي ۴» به مصاف كسب آزادي بروند.



تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد