طيف درون گرايي تا برون گرايي

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

طيف درون گرايي تا برون گرايي

طيف درون گرايي تا برون گرايي

طيف درون گرايي تا برون گرايي

 

افراد درون گرا وابسته به آواهاي دروني خود ولي برون گراها وابسته به آواهاي دور و اطراف خود مي باشند. برون دادهاي آنها وابسته به وضعيت اين صداها دارد (گاش).

طي سال هاي اخير، مفهوم برون گرايي در برابر درونگرايي در رسانه هاي مدرن روند افزايشي جامع پسندي يافته است. متأسفانه، آنها با اصطلاحاتي همچون” كمرويي” در مقابل “جمع گرايي” بد تفسير و درك مي شوند. در واقع، اين دو اصطلاح در روان افراد عميق تر بررسي مي شوندو نشان دهنده روش واكنش آنها به دنيا با وجود حد نامتناهي از پيچيدگي ها و اختلافات جزيي مي باشد. اصطلاح درون گرايي به تمايل ترجيح دادن و انرژي گرفتن از درخواست هاي دروني اشاره دارد و برون گرايي توصيف كننده افراد داراي حسي لبريز از انرژي ناشي از تعامل با افراد ديگر و محيط اطرافشان مي باشد.

بيشتر بخوانيد: چگونه خود كنترلي مي تواند زندگي بهتري براي ما به ارمغان بياورد

منشأ درون گرايي و برون گرايي كجاست و چگونه به كار برده مي شوند.

شهرت اين دو اصطلاح اساسا توسط روانشناسي به نام كارل جانگ ايجاد شد. وي فرض كرد كه افراد يا برون گرا هستند و يا درون گرا، و آنها را با اشكال اسطوره اي يونان مانند آپولو يعني خداي خورشيد مقايسه نمود كه نزد آنها بسيار مورد قبول بود و همينطور حفظ شده بود و نيز دايانيسيس خداي شراب و ارواح كه در جايگاه خود بسيار اجتماعي و پرتحرك بود.

اين اصطلاحات پس ازمشخص شدن به عنوان طبقه اي اساسي در سياهۀ شخصيت ميرز ـ بريگز(MBTI) به شدت رواج يافتند . (MBTI) يك ابزار روانشناختي است كه تيپ هاي شخصيت را مي سنجد. وب سايت مؤسسه ميرز ـ بريگز دو نوع تيپ را از يكديگر از طريق بازشناسي برون گرايي (E) همانطور كه از درگيري فعال، اجتماعي كردن و حركت انرژي خود را بازمي يابد و نيز درون گرايي (I) و كسب انرژي از طريق ادراه ي ايده هاي پيچيده و ارزش هاي انتزاعي خواه به شكل انفرادي خواه در گروه هاي كوچك متمايز مي كند.

طولي نكشيد كه درون گرايي و برون گرايي به نام هاي خانگي تبديل شدند و اكنون براي اهداف مختلفي با طيفي از شناسايي سبك بهتر يادگيري يك دانش آموز خاص تا ادامه نوع شغل يا مسير زندگي افرادبه كار مي روند.تحقيقات عصب شناختي از ايدۀ وجود تفاوت بين اين دو طبقۀ مجزا حمايت مي كنند. احتمال مي رود كه درون گراها داراي كرتكس پيش قدامي ضخيم تري در مغز باشند؛ يعني ايدۀ واكنش اصولي مغز به برنامه ريزي و دورانديشي كه ممكن است با گرايش درون گرايان به تفكر عميق تر ارتباط دارد. در مقايسه، برون گرايان مستعد واكنش شديدتري به پاداش مي باشند، همانطور كه عناصر نظام پاداش مغز بيشتر در جريان است.

كاوش عميق تر از گذشته تاكنون: درون گرايي، برون گرايي و ميان گرايي

درون گرايي: مشاهده و انعكاس

درون گرايي در يك كلمه خلاصه مي شود: درون نگري. افراد قرار گرفته در اين طبقه سازگاري و هماهنگي فراواني با تجارب دروني شان دارند. آنها بسياري از اوقات علايق دروني و عقلاني شان مانند خواندن يا بررسي واكنش هاي خود به محيط را دنبال مي كنند.منظور اين نيست كه درون گراها متوجه محيط بيروني شان نيستند بلكه، آنها تمركز بيشتري در پاسخ به محيط بيروني دارند. درون گراها دائماً درگير فرآيند مشاهده و انعكاس مي باشند. درون گراها اغلب دوست دارند فعاليت هاي در انزوا را انجام دهند تا بتوانند محيط اطرافشان را بدون وقفه مكرر انعكاس دهند.

تعامل با افراد به صورت گروهي موجب مي شود كه اين افراد به احساسات دروني تحليل رفته توجه نكنند، چنانچه به آن  به عنوانزماني برايتجدد انرژي رغبت داشته باشند. درون گرايان تمايل دارند كه در انتخاب دوستانشان و همراهانشان بيشتر گزينشي تر عمل كنند و گروه متحد و مشترك المنافعي  را نسبت به گروه بزرگي از آشنايان ترجيح مي دهند.

 

اتكاي جانب‌دارانه بر يك جنبه ي درون نگري مزيت هاي متعددي دارد، اين مزيت ها شامل:

  • شناخت فزاينده از خود و خودآگاهي برتر
  • برقراري رابطه ژرف و عميق در ارتباطاتشان
  • معمولاً هوشبهر بالا(به واسطه صرف زمان براي بررسي فعاليت هاي تحصيلي و عادات مطالعه مؤثرتر).
  • ظرفيت بالا در موفقيت(به واسطه تمايل به نكات سنجيده تر و ايجاد طرح هاي كامل به منظور رسيدن به اهداف).

همچنين؛ متأسفانه هر گونه طبقه بندي شخصيتي نيزموجب به بارآمدن زيان هايي براي آن قرار مي گيرد. معايب تكيه جانبدارانه بر يك جنبه از درون نگري شامل:

  • ريسك پذيري بالاتر ابتلاء به دردهاي روانشناختي
  • منحصربه فرد بودن تفكرات ممكن است موجب شود درون نگران قابليت بيشتري در نپذيرفتن عقايد ديگران داشته باشد.
  • مكتب كلبيون تمايل به مخالفت و شورش عليه احساسات جامعه درون نگري دارند.

مطابق با آزمون ارزيابي پنج عامل بزرگ شخصيتي ويژگي مهم با درون نگري ارتباط دارد. اين موارد شامل:

  1. فاصله ميان فردي
  2. مشروط بودن شرايط اجتماعي
  3. كمرويي
  4. خودكنترلي
  5. بدبيني

در حالي كه درون نگران دائماً درگير فرآيند مشاهده و تعامل با محيطشان هستند، در مقابل برون گرايان مشغول عمل كردن در محيط شان مي باشند. افرادي كه در اين طبقه قرار مي گيرند معمولاَ نياز به تحريك بيشتري از جانب افراد يا تعامل با محيط دارند تا رضايت خاطر يابند. براي مثال، در صورتي كه درون گرايان ممكن است با گردش آرام و .. در پارك احساس رضايت دروني كنند اما بالعكس؛ برون گرايان ممكن است نياز به منطقه اي ناهموار و پرمخاطره دارند تا سطح رضايت مورد نظرشان حاصل شود.

برون گرايي

اگرچه، مردم آميزي و جمع گرايي عباراتي هستند كه بسياري از اوقات هنگام صحبت از برون گرايي به ذهنمان خطور مي كند، اما؛ ارتباط با ديگران تمركز اصلي اين ويژگي نيست. همچنين، برون گرايان به دنبال كردن شرايط داراي پاداش يا ريسك بالا تمايل دارند و به شدت هيجان هاي مثبت را تجربه مي كنند. افرادي كه خود را برون گرا مي شناسند ممكن است هنگام خوشحالي آواز سر دهند زيرا از شوق رسيدن به هدفشاننمي توانند آرام گيرند.

پيش بيني مي شود كه افراد برون گرا تا حد زيادي مزيت هاييشامل موارد زير را تجربه كنند:

  • شانس بالاتر در كسب مقام رهبري (به واسطه جسارت زياد و راهنمايي گروه)
  • سهولت در برقراري جو دوستي
  • ميزان بالاي موفقيت به دليل گرايش به سبك زندگي شتابي
  • طرفداري شديد از خوش بيني

اما، با توجه به تمام ويژگي هاي شخصيتي، قرار گرفتن در طبقه برون گرايي چندين معايب صريح دارد كه شامل:

  • ريسك بسيار بالايي از خستگي مكرر
  • تلاش فزايندهجهت دست يافتن به ميزان مؤثري برانگيختگي
  • فقدان ارتباطات ميان فردي ژرف و صميمي

مطالب مرتبط: چگونه آرايش برروي قضاوت افراد از شخصيت يك زن تاثير مي گذارد

در كل،آزمون ارزيابي پنج عامل بزرگ شخصيتي، شش ويژگي را برمي شمرد كه ويژگي واضح برون گرايي را مصور مي سازد. اين موارد شامل:

  1. گرمي
  2. جمع گرايي
  3. فعاليت
  4. طالب برانگيختگي
  5. هيجان هاي مثبت

شاخص تقريبي بين دورن گرايي و برون گرايي: ميان گرايي

تلاش هاي روان شناسان از گذشته تا به حالمنجر به مطرح شدن اصطلاحاتي با اين واقعيت شد كه تمايز سفيد و سياه، برون گرايانه يا درون گرايانه به اندازه كافي در توصيف طيف گسترده اي از انواع شخصيت هاي فردي كافي نمي باشد. به دنبال عملي نشدن كسب۱۰۰ درصد امتياز براي شخص در هريك از جهات پيوستار، روشن شد كه نياز به اضافه كردن طبقه سومي بوده است تا افرادي كه كاملاً در ميانه پيوستار قرار مي گيرند را بازنماياند.

ميان گرا اصطلاحي است كه براي توصيف افراد واجد ميزان برابري از برانگيختگي ذهني در هر دو فعاليت هاي آرام درونگرايانه و برون گراييمخاطره طلب به كار برده مي شود. گفته مي شود كه افراد موجود در اين طبقه شايستگي هاي دو عالم را دارند، به دليل آنكه آنها مي توانند به خوبي با افراد هريك از دو طبقه تطابق داشته باشند.

انرژي تان را كجا وبراي چه كاري صرف مي كنيد؟ چطور با محيط خود تعامل برقرار مي كنيد؟ اينها كاربردهاي نيرومندي براي اينكه شما سرانجام به چه نوعي از زندگي مي رسيد، يا اينكه چه شغلي را ممكن است انتخاب كنيد و چگونه مي توانيد بهزيستي و رفاه معقول بهتري داشته باشيد، خواهد داشت.

منبع: كانون مشاوران ايران



تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد