به بن بست رسيدم چه كنم؟

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

به بن بست رسيدم چه كنم؟

افسردهخستهدلمرده

سلام
من با دلي پر درد سمت شما اومدم
اسم مستعارم ايناز هست من هچوقت شرايط زندگي خوبي نداشتم از بچگي با تنهايي بزرگ شدم طوري كه كمبودهاي زيادي حس ميشد 15 سالم بود كه عاشق پسر خالم شدم اين عشق من و سوزوند و ميسوزونه اما من مغرور بودم هيچوقت بهش نگفتم دوستش دارم خوب باهم فرق داشتيم اون توي شهر بزرگ زندگي ميكرد و من روستا قبول دارم اينا ارزش نيست اما هميشه بخاطر روستايي بودنم تحويلم نميگرفتن اين عشق هوس نبود كه اگه بود همونموقع از سرم ميپريد با اينكه پسري توزندگيم نبود و من دختر خجالتي بودم هميشه يواشكي بهش نگاه ميكردم هروقت كه همو ميديديم براي احوالپرسي دست ميداديم و من گر ميگرفتم 17 سالم بود و من هميشه شاگرد ممتاز بودم سرم توي كتاب بود اونم اروميه دانشجو بود گوشه تك تك كتابام اول اسمشو نوشته بودم هر جا اسمي ازش ميشنيدم قلبم ميريخت با اين كه فاميل بوديم صميمي نبوديم همونموقع فهميدم يكي از دختراي فاميل در كمال وقاحت باهاش دوست شده من بغض كردم خون باريدم اما هركاري كردم فراموش نشد كه نشد انگار كه عشق اتيش زير خاكستر باشه و هر بار كه ميديدمش ميسوختم و دوباره عشق از اول شروع ميشد…
18 سالم بود كه براي فرار از اين عشق و جو متشنج خونمون دانشگاهمو زدم يه شهر دور يه استان ديگه تا به خيال خودم عشق از سرم بپره فكرشو كنين يه دختر روستايي كه تا حالا تنهايي تا سوپري هم نرفته يهو بره يه استان ديگه …
دانشگاه براي من تجربه ي استقلال و اگاهي از جامعه داشت من توي فيلمها ميديدم كه پسره تو دانشگاه عاشق يه دختر ميشه و ازش خواستگاري ميكنه و ازدواج ميكنن من جنبه منفي جامعه رو نديده بودم با خودم گفتم پسرخاله كه يكي ديگه رو داره چرا بسوزم بذار شريك زندگيمو انتخاب كنم
اولين كسي كه سر راهم قرار گرفت يه پسر 23 ساله تهراني به اسم ارمين بود ظاهر و اخلاقش هموني بود كه ميخواستم من توي روياهاي بچه گانه سير ميكردم و ارمين و شوهرم ميدونستم اخه توي روستا دخترها با دوست پسرشون ازدواج ميكردن و اصلا سوئ استفاده در كار نبود باورم نميشد اما…48 روز بعد از دانشگاه رفتنم و 11 روز بعد از اشنايي باهاش با ترفند اينكه خونه تنها دلم ميگيره من و كشوند خونه و بهم تجاوز كرد…
بدترين اتفاق زندگيم همين بود بعد غيب شد و هيچ ردي نذاشت 19 سالم بود كه بهم تجاوز شد… قبول دارم خودمم مقصر بودم چون حماقت كردم اما بعد از اون خيلي افسرده شدم هنوزم كه 7 سال ميگذره احساس كمبود ميكنم هر وقت خواستگاري برام مياد ميترسم بفهمه باكره نيستم سرم و با درس گرم كردم ليسانسمو تموم كردم و بلافاصله فوق ليسانس قبول شدم اين سالها همش خودمو گول ميزدم كه بالاخره به پسرخالم ميرسم و با يه دروغ كه مثلا توي ايروبيك اينطوري شد همه چي حل ميشه
اما نشد…
3 ماه پيش بالاخره به اون دختره رسيد و شبهاي سياه منم رسيد داشتم ديوونه ميشدم بعد از ارمين با هيچ پسري دوست نشدم اما براي فرار از افسردگي به فكر ازدواج افتادم يه شب تو سايت همسريابي عضو شدم و از اون به بعد هرشب كارم همين بود چك كردن سايت همسر يابي و ديدار با افرادي كه با هدف ازدواج ميومدن جلو اما بعد معلوم ميشد هدفشون دوستيه من تقريبا هرهفته 3 تا كيس و ميديدم اما هيچ كدوم و مناسب ازدواج نديدم نه اينكه سخت گير باشم بيشترشون دنبال دوستي بودن…
تا يه هفته پيش كه واقعا فهميدم اين سايتها به درد نميخورن اما بعدش حس بدي اومد سمتم يه شب توي اينستاگرام با پسري اشناشدم كه اخلاقش بدجوري عاشقم كرد خيلي حرف زديم ته دلم ارزو كردم شوهرم باشه اما خيلي راهه ميخام عاشقم باشه …ميدونم ميخندي ميگي ديوونه اس چرت ميگه اما دلم ميخاد ازدواج كنم زندگي سالم داشته باشم درسته اسم پسر خاله كه مياد به هق هق ميفتم اما الان دلم پيش دوست اينستا گراميم هست هنوز نديدمش اما برام دعا كنين بهش برسم چون من خانواده خوبي ندارم خيلي مشكل دارم كه اينجا نگفتم … نميدونم شايدم رفتم براي دكترا بخونم چقد فكراي بيخود ميكنم اما كمكم كنين ديوو نه شدم…

با سلام
دوست عزيز چرا فكر مي كنيد با طرح مساله ممكنه شما رو مورد تمسخر قرار بدهند به هر حال شما بدون اگاهي از تهران و خطرات مربوطه وارد شديد و خب كسي هم نبوده راهنمايي كند و با باورهاي كودكانه و عشقي ك حالا فرد ديگري صاحب ان شده است همه اين ها كافي است كه فردي بدون توجه به خطرات درگير عضقي كوركورانه شود
به هر حال اينكه مورد تجاوز قرار گرفتيد شرايط سختي است و قابل درك و متوجه هسنم كه شرايط براي شما چقدر سخت بوده ولي خوب خود شما هم مقصر بوديد اينكه بدون حل وابستگي هاي قبلي بخواهيد دوباره عشق جديدي را تجربه كنيد اصلا درست نيست .اينكه به جاي حل مسائل وارد رابطه بعدي شويد فقط هدفتون بشه ايجاد يك زندگي جديد و سالم بدون اينكه عواقب وابستگي ها و همسر يابي اينترنتي را متوجه شويد
شما اين فرد را نديد و صرفا كوركورانه فقط به دنبال ازدواج با او هستيد به نظرم به خاطر رفع مشكلات عاطفي كه وجود دارد بايد مراجعه داشته باشيد .بايد بدانيد كه نمي شود صرف صحبت و پر شدن خلا عاطفي با يك فرد او را فرد مناسب و همراهي براي ادامه زندگي بدانيد
در هر حال اميدوارم شما موفق باشيد و با مراجعه ابتدا خودتون رو بهتر بشناسيد و مسائل احتمالي حل شود و بعد به سراغ ازدواج با هر فردي كه فكر مي كنيد مناسب است برويد
اين گونه كه شما بدون در نظر گرفتن شرايط پيش مي رويد فقط ممكنه به خودتون اسيب بزنه و اصلا خدفي كه از ازدواج داريد محقق نشود .در هر حال اميدوارم موفق باشيد

در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
982122354783
موفق باشيد



تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد