شايد هيچ هيجاني سختتر و دردناكتر از شرم نباشد. شرم به مثابه حمله عليه خود است .
و افراد شرمگين باور ميكنند كه از نظر اجتماع، كاملاً ناپذيرفتني و مردود هستند.
در نتيجه، شرم باعث احساس بيآبرويي و بدنامي در فرد ميگردد.
فردي كه احساس شرم ميكند ميخواهد از همه كس خود را مخفي و پنهان نگاه دارد.
امّا گناه بر خلاف شرم باعث نميشود كه فرد خود را محكوم كند.
بلكه باعث خودانتقادي به خاطر يك رفتار يا عمل اشتباه در فرد ميگردد.
البته از نظر روانشناسي، همپوشانيهايي بين شرم و گناه وجود دارد.
به عنوان مثال، فرد شرمگين ممكن است احساس گناه نيز داشته باشد.
شرم و گناه كناره گيري اجتماعي
شرم عموميتر از گناه است. فردي كه احساس شرم ميكند انتظار محكوم شدن از جانب همه كس را دارد.
امّا فردي كه احساس گناه ميكند ممكن است تنها كسي باشد كه از خطاي پيش آمده آگاهي داشته باشد.
فرد گناهكار نيز ممكن است احساس از دست دادن اعتماد به نفس پيدا كند ولي نه به اندازهاي كه اين احساس در فرد شرمگين پيش ميآيد.
به عنوان مثال، دانشآموزي كه در يك امتحان به طور موفقيتآميزي تقلّب ميكند ممكن است.
به خاطر نمره بالايي كه معلّم به او داده احساس گناه كند و آن را حق خود نداند.
امّا هيچكس ديگر از انجام اين تقلّب آگاهي ندارد. از طرف ديگر، دانشجوئي كه به هنگام تقلّب كردن دستگير ميشود .
در جلوي همكلاسيهايش احساس شديد شرم و خجالت ميكند و اين احساس به خاطر اين است كه ديگران نيز از كار خلاف او آگاهي يافتهاند.
كنارهگيري اجتماعي
تعداد زيادي از مردم از نوعي اختلال شخصيتي به نام «كنارهگيري اجتماعي» رنج ميبرند.
اين اختلال گاهي با اختلال اضطراب اجتماعي يا هراس از اجتماع اشتباه گرفته ميشود.
تفاوت بين كنارهگيري اجتماعي با اختلال اضطراب يا هراس از اجتماع به طبيعت اختلالات شخصيتي باز ميگردد.
يك اختلال شخصيتي، الگوي رفتاري ماندگاري است كه باعث مشكلات كاري و روابط شخصي ميشود.
اين واقعيت كه اختلال شخصيتي، يك الگوي رفتاري ماندگار است، درمان آن را بسيار پيچيده و مشكل ميسازد.
نشانههاي اختلال كنارهگيري اجتماعي
نشانههاي اختلال كنارهگيري اجتماعي شامل الگوهاي رفتاري ماندگاري نظير موارد زير است:
- هراس از اجتماع همراه با اضطراب شديد از ميان جمع بودن.
- خجالتي بودن بيش از حدّ.
- احساس بيلياقتي به هنگام پذيرفته نشدن يا مورد انتقاد قرار گرفتن.
- انتخاب تنهايي و انزوا به جاي پذيرش ريسك ارتباط با ساير مردم.
- حساسيت زياد نسبت به انتقاد و احساس شرمندگي به هنگام مورد انتقاد قرار گرفتن.
- انتخاب انزواي اجتماعي به عنوان راهي براي دوري از مورد انتقاد واقع شدن.
- اجتناب از چشم در چشم شدن با ديگران در محل كار يا جاهاي ديگر.
- امساك در حرفزدن در محل كار يا جاهاي ديگر.

شرم و ارتباط آن با كنارهگيري اجتماعي
با وجودي كه شرم يك هيجان عمومي در انسانهاست و در تمام تمدنها و فرهنگها يافت ميشود .
امّا ريشههاي مختلفي براي آن وجود دارد. در تمدّن غرب، تأكيد بسياري بر شخصيتهاي كمعاطفه، مستقل و با جذبه ميشود.
فيلمهاي هاليوود با هنرپيشگاني نظير كلينت ايستوود، جان وين و گري كوپر، قهرماناني را به تصوير ميكشد كه قوي، شجاع و كم حرفند.
اين نقشها، اتكاء به نفس را تا حد نهايت به تصوير ميكشند.
ارزش زيادي كه به فردگرايي و خودكفايي در جوامع غربي داده ميشود.
نقش مهمي در پيچيده كردن امور براي آنهايي كه با اختلال كنارهگيري اجتماعي دست و پنجه نرم ميكنند، ايفاء مينمايد.
پيچيدگي از اين نظر كه ارزشي كه به فردگرايي داده ميشود، بهانه يا استدلالي براي اجتناب از تعاملات اجتماعي مي گردد.
امّا در اغلب حرفهها، رفتار اجتماعي قابل قبول، براي موفقيت ضرورت دارد.
اين افراد خيلي زود درخواهند يافت كه بايد بر روي همكاري با ديگران در محيط كار و جاهاي ديگر تكيه كنند.
از سوي ديگر، نياز به همكاري با ديگران در محيط كار، به عنوان يك تهديد براي آنان جلوهگر خواهد شد.
زيرا آنها را مجبور خواهد كرد كه با ترسهاي اجتماعي و الگوهاي ديرپاي خود مقابله كنند.
در واقع، فردي كه كنارهگيري اجتماعي جزئي از شخصيت او باشد ممكن است.
تكيه بر ديگران را به عنوان تحقير و سرافكندگي براي خود به حساب آورد.
اجتناب از تماسهاي اجتماعي
بنابراين، تمايل به اجتناب از تماسهاي اجتماعي به خاطر اضطراب آفريني از يك سو.
و لزوم پذيرش نياز به ديگران براي موفقيت در كاراز سوي ديگر تعادل رواني فرد را دچار مخاطره جدي ميسازد.
در همين حال، طبيعت افرادي كه از اجتماع كنارهگيري ميكنند به گونهاي است كه هر نوع انتقاد.
حتي ملايمترين آن، براي آنان بسيار دردناك است. در واقع، مورد انتقاد قرار گرفتن باعث ميشود .
كه اين گونه افراد احساس سرافكندگي و در نتيجه، شرم كنند.
همه ما به عنوان اعضاي جامعه انساني، نياز به تعلّق داريم.
هر چند اغلب ما گاهي نياز به تنها بودن داريم امّا تنها ماندن زياد نيز به افسردگي ميانجامد.
حتي كساني كه اختلال كنارهگيري اجتماعي دارند نيز در صورتي كه زياد تنها بمانند، افسرده ميشوند.
اغلب قريب به اتفاق بيماراني كه دچار اختلال كنارهگيري اجتماعي هستند متأهل ميباشند.
به علاوه، اغلب آنها به دليل افسردگي شديد مجبور به استعفاء شده يا كار خود را از دست دادهاند.
همچنين اكثر آنها آدمهاي تحصيل كرده و باهوشي ميباشند.
مشكل آنها اكثراً موقعي شروع ميشود كه كاري را آغاز ميكنند.
و نياز به اجتماعي بودن و تعامل با ديگران براي موفقيت كار براي آنان مطرح ميشود.
افراد متأهلي كه دچار اختلال كنارهگيري اجتماعي هستند با همسرشان هم دچار مشكل ميشوند.
زيرا عدم تمايل آنها به بيرون رفتن و جوشيدن با مردمان حتي شامل سينما رفتن، رستوران رفتن و ملاقات با افراد خانواده و دوستان نيز ميشود.
درمان كناره گيري اجتماعي
روشهاي درماني مختلفي براي اختلال كنارهگيري اجتماعي وجود دارد.
استفاده از دارو ميتواند براي كاهش اضطراب و افسردگي مفيد باشد كه داروهاي ضد افسردگي و ضد اضطراب از جمله آن هستند
هنگامي كه اين عوارض كاهش يافتند، رواندرماني ميتواند راحتتر صورت گيرد.
درمانهاي رفتار شناختي، مفيدترين روش براي درمان هراسهاي اجتماعي و اختلالات كنارهگيري هستند زيرا تأكيد آنها بر تغيير الگوهاي تفكر در كنار اصلاح رفتار است.
اين روش به بيمار كمك مي كند كه حساسيت خود را نسبت به عوامل محرّك (شرايط اجتماعي) كه باعث بروز مشكل براي او ميشوند.
كاهش دهد. اصلاح رفتار شامل يادگيري مهارتهاي اجتماعي لازم براي تعامل با جامعه است.
- از جمله مهارتهاي لازم كه بايد براي اين منظور توسعه داده شود ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
- چشم در چشم شدن با مردم، يادگيري استقبال كردن از ديگران با لبخند و رد و بدل كردن تعارفات كلامي متداول.
- يادگيري جرأت ورزي به شيوه مناسب، يادگيري چگونگي پاسخدهي يا نشان دادن عكسالعمل در شرايط.
- و وضعيتهاي مختلف اجتماعي، و يادگيري و تجديد نظر در انجام مكالمات عادي روزمره با مردم.
- شركت در دورههاي «آموزش جرأتورزي» نيز ميتواند براي اينگونه افراد همانند گروه درماني و يادگيري مهارتهاي اجتماعي مفيد باشد.
منبع:مركز مشاوره
۱۷:۳۲
- ۸۱ بازديد
- ۰ نظر