وسواس حق وناس و اسيب رساندن به ديگران

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

وسواس حق وناس و اسيب رساندن به ديگران

سوال شده 4 ساعت قبل در مشاوره مذهبي توسط Mohammad
سلام روانشناس محترم
 من مبتلا به وسواس حق وناس هستم مثلا رفتم بيمارستان پيش پدر خانم بنده بهش مراقبت كنم و دكترها به من گفته بودند هيچي بهش نديد پدر خانم بنده گفت يك ليوان آب هويج بده من گفتم نميشه با اصرارخودش كه آب هويج بوده من بهش آب هويج ندادم من يك ليوان آب انبه بهش دادم فكر ميكنم چرا بهش آب هويج ندادم و چرا بهش آب هويج ندادم  بعد از چند دقيقه  حالش بهم خورد بردنش يا انتقال دادند به اتاق تحت مراقبت ويژه جنرال  قبل از اين اتفاق من به دكتر كه براي ديدنش ،گفتم آب انبه دادم دكتر گفت مشكلي نداره حالا به ذهنم آماده يا عذاب وجدان دارم چرا به دكتر نگفتم پدر خانم بنده از خوردن چيزي منع كردنند يا خودش آب هويچ مي خواسته من بهش آب انبه دادم حالا فكر ميكنم حالش بد شد به خاطر من است اگر بميره من چه كار كنم فكر ميكنم من كشتم ياسرطان  مغز استخوان و معده وزخم معده و خونريزي معده يا هپاتيت سي يا خونريزي يا بيماري هاي ديگر كه در آينده بگيره يا در بيمارستان بيماري ديگر بگيره  خونش لخته مي شوداز پاش لخته خون يا خونش لخته مي شود به سمت قفسه سينه اش مي ره اگر لخته خون برطرف نكنند خفه مي شود  يا قلبش مشكل پيداشده يا بيماري هاي ديگري  دارد بازهم فكر ميكنم باليوان آب انبه كه بنده دادم و آب هويج بهش ندادم  اين سرطانها و زخم معده يا از پاش لخته خون يا خونش لخته مي شود به سمت قفسه سينه اش مي ره يااگر لخته خون برطرف نكنند خفه مي شود يا  قلبش مشكل پيداشده  يا بيماريهاي ديگر  وارد شده است يا حالش بهم خورده بردن به بخش مراقبت‌هاي ويژه جنرال حالا فكر ميكنم من با دادن اين آبميوه اين بيماريها را به وجود آوردم يا شك ميكنم شاهد به دكتري كه قبل از پدر خانم  را ببرند به قسمت مراقبت ويژه جنرال آن را كنترل كنند  شاهد آبميوه ديگري گفته باشم يعني شك مي كنم  كه آب انبه نگفتم ابيموه ديگري به دكتر گفتم و دكتر هم ميگه اشكالي نداره و فكر ميكنم چرا به دكتر نگفتم دكترهاي قبلي پدر خانم بنده را از هم چيز منع كردن  من خسته شدم خيلي اين را پرسيدم الان فهميدم به دكتر گفتم آب آناناس دادم ولي اب انبه بوده بهش دادم  به دكتري كه آمد قبل از بردن پدر خانم بنده به بخش مراقبتهاي ويژه بهش  گفتم بهش آبميوه دادم و دكتر گفت اشكالي نداره  خسته شدم  لطفا راهنمايي بفرمائيد . فكر ميكنم اين موضوع وسواس نيست حق وناس هست حالا فكر ميكنم چرا زمان را نگفتي يا زمان دادن آبميوه به پدر خانم را نگفتي به دكتر و تازه من نمي دانم چه زماني دادم اين هم به فكرم مياد فقط اين را ميدانم كه آبميوه را دادم حالش بهم خورد و نمي دانم يك دقيقه يا نيم ساعت يا يك ساعت يا فكر ميكنم تاريخ و زمان را چرا به دكتر نگفتي آبميوه را دادي به پدر خانمت و آن حالش بد شد و به مراقبت ويژه جنرال بردند و امروز يا ديشب دقيقا نمي دانم يا چندروز پيش هپاتيت تشخيص دادند لازم هست برم بپرسم  ويا امروز ساعت دو نيم يا دو ونيم صبح  تاريخ ۱۳۹۷/۸/۶ ايست قلبي كرد پدر خانم بنده  بازهم فكر ميكنم با خوردن آبميوه اين ايست قلبي به پدر خانم بنده به وجود آمده است امروز تاريخ ۱۳۹۷/۸/۶به رحمت خدا رفت من خسته شدم كمكم كنيد از نظر شما اين موضوع وسواس است يا حق وناس است و ظمنا از دكتر روان پزشك سوال كردم گفت من دكتر هستم كسي با خوردن آب پرتقال و آب انبه يا آبميوه ديگر كشته نمي شود و ظمنا بازهم شگ ميكنم كه خانم دكتر اينها را  گفته يا نگفته ظمنا از قسمت احكام مركزملي پاسخگويي  ديني اين سوال را   پرسيدم گفت گناه كردي و عذاب وجدان زياد شد من مي ترسم كمكم كنيد من كارم خير بود.نيتم كشتن نبود مي خواستم پدر خانم بنده از دستم نترسه ديگه زده شدم نمي دانم چه كار كنم دارم ديوانه ميشم تو رو خدا كمكم كنيد ظمنا فشارش يا فشار خونش  بالا و پايين ميرفت هم  فكر ميكنم من كردم و هر روز يك بيماري جديد من خسته شدم . ميدانيد چقدر سوال را پرسيدم نمي دانم چه كار كنم هرروز يك بيماري و اتفاق به وجود مياد فكر ميكنم من كردم من خوب نمي شم چون اعتماد به نفس ندارم بر غلبه بيماري چه كار كنم يا دردش تسليم نشدن  است يعني بي اعتناي نكردن است روش بي اعتناي هم با من بگيد مقلد ايت الله مكارم شيرازي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد