فكر مي كنم ايساك نيوتن با يك سيب و يا الكساندر گراهام
بل، تلفن را اختراع كرد. در حالي كه
اين لحظات خلاقانه و يا "آه!" اغلب با اكتشافات علمي و اختراعات مرتبط
هستند، اكثر مردم گاهي احساسات هيجان بينايي را احساس مي كنند، زماني كه يك راه حل
كه آنها را ناديده گرفت ناگهان آشكار مي شود.
اما زماني كه لامپ روشن مي شود، چه اتفاقي مي افتد در مغز؟
بر اساس يك مطالعه اخير توسط تيمي از دانشمندان شناخت شناختي عصبي از جمله مارك يونگ بيمان و ادوارد بوودن از دانشگاه شمال غرب و جان كويونز از دانشگاه دركسل ، براي يك چيز، افزايش چشمگير فعاليت هاي عصبي در يك منطقه خاص از نيمكره راست است . نتايج آنها به صورت آنلاين در نسخه ماهانه PLoS Biology منتشر مي شود، يك مجله علمي آزاد با انتشار كتابخانه عمومي علم .
جونگ بئمان، استاد روانشناسي گفت: "براي هزاران سال مردم گفته اند كه بينش متفاوت از حل مسئله ي ساده تر است." "ما معتقديم اين اولين تحقيق است كه نشان مي دهد مكانيسم هاي محاسباتي و عصبي متفاوتي به لحاظ دستيابي به اين پيشرفت ها كمك مي كند."
دانشگاه پرينستون استوارت پروفسور روانشناسي فيليپ جانسون ليرد، كه در اين كار دخيل نبود، اين مطالعه را "يكي از اصلي ترين مطالعات بينش كه من تا به حال ديده ام" توصيف كرد.
با استفاده از دو روش مختلف تصويربرداري مغز، تيم افزايش فعاليت هاي عصبي را در بخشي از لوب موقت مغز پيدا كرد وقتي كه مردم با مشكلات بينش را حل كردند كه در هنگام حل مشكلات بدون بينش حل نشد. اين نشان مي دهد كه بينش به حداقل يك مكانيزم مجزا مغز متكي است و ماهيت آن نيز به يك فرآيند شناختي خاص اشاره مي كند كه بينش ويژه اي را به وجود مي آورد.
با توجه به افسانه ها، پس از قدم زدن به حمام خود، ارميدز هنگامي كه بينش او را تعيين كرد كه آيا تاج پادشاه او طلاي خالص بود يا خير، مشكلي بود كه قبلا او را رد كرده بود، فرياد زد: «يوركا!».
ادوارد بوودن، يكي از محققان ارشد پژوهش در شمال غرب، گفت: "همانطور كه گفته مي شود به Archimedes اتفاق افتاده است، قبل از حل مشكلات با بينش مردم اغلب در يك بن بست قرار دارند و قادر به پيشرفت نيستند. "آنها نياز به تفسير اين مشكل را دارند و اطلاعات را به شيوه اي جديد ادغام مي كنند.گاهي اوقات ذهن اين ناخودآگاه است و سپس راه حل به طور ناگهاني در آگاهي ظاهر مي شود. به نظر مي رسد راه حل به نظر مي رسد از هوا ناز آمده است، اما به صراحت درست است. "
در دو آزمايش، Jung-Beeman و همكارانش، مشاركتكنندگان را به حل مسئله اي براي حل مسئله پرداختند. هر مشكلي سه كلمه را ارائه داد، مانند حصار، كارت و استاد، و از شركت كنندگان خواسته بودند تا به يك كلمه فكر كنند كه يك كلمه يا عبارت تركيبي براي هر يك از كلمات ايجاد مي كند. (جواب؟ پست.) علاوه بر حل مسئله، هر شخص گزارش داد كه آيا راه حل احساس مي شود يا خير. (مشكلات براي ايجاد يك لحظه متمايز "آه!" حدود نيمي از زمان حل آنها طراحي شده است.) فعاليت مغز در حالي كه شركت كنندگان در حال رسيدگي و گاهي اوقات حل اين مشكلات را ارزيابي شد.
داستان هاي مربوطه
· شكر، يك ابزار شيرين براي درك صدمات مغزي است
· بينش غير طبيعي در دوران كودكي مي تواند بر توسعه مناطق مغزي مسئول توجه قرار گيرد
۱۷:۳۰
- ۴۵ بازديد
- ۰ نظر