نكات مهم براي تدريس به كودكان

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

نكات مهم براي تدريس به كودكان

دروس ضروري براي شروع آموزش به كودكان بسيار خردسال- و چگونگي انجام آن

 به عنوان والدين، مهارت هاي بسياري وجود دارد كه ما نياز داريم و مي خواهيم كه به كودكانمان آموزش دهيم. اغلب ما بر موارد پايه اي مانند آموزش دادن به كودك كه چگونه به تنهايي خودش غذا بخورد و يا لباس بپوشد، چگونه بند كفشش را ببندد، چگونه حساب كند، بخواند و يا بنويسد شروع مي كنيم. با اين همه، مهارت هاي پايه اي وجود دارند كه براي كودكان ما ضروري هستند تا بتوانند هر چه بيشتر مستقل شوند. اما همانگونه كه ناتاليا دنيلز، روانشناس كودك، مطرح مي كند، همانطور كه ما به كودكانمان مهارت هاي عملي را ياد مي دهيم، ممكن است ديگر مهارت هايي را كه به همان اندازه از اهميت برخوردارند را فراموش كنيم مانند هوش عاطفي. “كودكان همواره به همراه همدلي، عطوفت و مهرباني متولد نمي شوند. اين مهارت ها بايستي به آنها ياد داده شود، پرورانده شود و رشد داده شوند. دنيلز همچنين مي گويد كه ما مي توانيم بذر اين مهرات ها را هر چه زودتر در زمان نوزادي در آنها بكاريم.

براي مطالعه بيشتر:

آموزش قوي بودن و مهربان بودن به كودكان

مفهوم كم آموزي در كودكان

براي شروع دنيلز پيشنهاد مي كند كه به كودكان كمك كنيم تا براي احساسات خود عناويني انتخاب كنند (از كم تا زياد)و به آنها ياد دهيم چگونه اعمالشان بر ديگران تاثير مي گذارد. به عنوان مثال، شما ممكن است بگوييد: “هر زماني كه اسباب بازي هايت را با دوستت به اشتراك بگذاري، او را خيلي خوشحال كرده اي” يا “زماني كه تو آن اسباب بازي را از او مي گيري، ممكن است ناراحت شود”. سوم اينكه، به علت اينكه كمك به ديگران روشي قدرتمند براي ايجاد مهرباني است، به كودك خود ياد دهيد تا كارهايي مانند نگهداشتن در براي ديگران و كمك به خواهر و برادرهايشان را انجام دهند. در ذيل شما دروس ضروري ديگري براي شروع آموزش به كودك خود، از همين الان مي توانيد ببينيد و همچنين جزئياتي در مورد نحوه ي انجام آن.

به كودك خود ياد دهيد كه او توانمند با صلاحيت است. به فرزند خود اجازه دهيد تا كارهاي بيشتري را خودش به تنهايي انجام دهد. دكتر جان دلفي، يك روانشناس باليني و نويسنده ي كتاب”پدر و مادر در دسترس” و همچنين تهيه كننده پادكست “بهتر” به همكاري همسرش، مي گويد اين به اين علت است كه هر چه شما كار كمتري براي آنها انجام دهيد، آنها به همان اندازه بيشتر ياد مي گيرند كه خميرمايه شان چيست.

“اين هديه هم ارزشمند و هم قابل تعويض است. كودكان حس صلاحيت و شايستگي را تا آخر عمر حفظ خواهند كرد. دلفي والدين را به ، به چالش كشاندن كودكان براي انجام چيزهايي كه به طور معمول انجام نمي دهند، تشويق كرده است- مانند انجام كارهاي خشك شويي، شست و شوي ظروف، مشاركت در مكالمات بزرگترها در مورد سياست و يا مذهب، حل مشكلات  كامپيوتري و حتي كمك به تعمير موتور يك ماشين. “آنها را به اين فضاها دعوت كنيد. شما از آنچه كه قادر هستند انجام دهند، شگفت زده خواهيد شد”.

ناتاليا ون ريكورت، MSW، ACC، يك مددكار اجتماعي و مربي دوره هاي زندگي كه در مربي گري ADHD و خانواده متخصص است گفته است كه به كودكان خود ياد دهيد احساسات خود را بفهمند و با آن كنار بيايند. والدين اغلب به كودكان خود مي گويند آرام باش، درست رفتار كن يا بهتر رفتار كن و وقتي كه كودكان به طرز اجتناب ناپذيري اين كارها را انجام نمي دهند، خسته و دلسرد مي شوند. “آنچه كه كودكانتان به شما نمي گويند اين است كه آنها در مورد اين كه اين چيزها واقعا به چه مفهومي هستند، هيچ ذهنيتي ندارند، چه برسد به اينكه اين كارها را به مرحله ي عمل برسانند”. دوباره، به كودكتان لغاتي براي احساساتشان بددهي. اگر انها شروع به برون ريزي كنند، روي دو زانوي خود نشسته و به آنها بگوييد “من مي توانم ببينم كه تو واقعا خسته هستي” يا “من مي دانم كه جدا نااميد شده اي” يك نمودار احساسات را زماني كه آرام هستند با آنها مرور كنيد.

جنين هالوران، يك مشاور بهداشت رواني و بنيانگذار مهرات هاي مقابله براي كودكان، همچنين بر اهميت آموزش در مورد احساسات تاكيد مي كند. كودكانتان را تشويق كنيد تا تشخيص دهند كه چه زماني احساس شادي، و يا غم دارند “چه چيزي باعث وشحالي تو مي شود؟ زماني كه چنين حسي داريف بدنت چه احساسي دارد؟ چهره ات چگونه مي شود؟”.  هالورن، نويسنده كتاب كار مهارت هاي مقابله براي كودكان، همچنين گفته است كه مطالعه كردن و تماشاي تلويزيون فرصت هاي خوبي براي شناسايي احساسات هستند. ممكن است شما سوالاتي نظير اين بپرسيد: “به نظر تو زماني كه اين اتفاق افتاد، الينا چه احساسي داشت؟ اگر اين اتفاق براي تو مي افتاد چه حسي به تو دست مي داد؟ در مورد چهره و بدن كوانتين چه فكري مي كني؟ در مورد احساسات او چه فكري مي كني؟”. به كودك خود مهرات هاي مقابله را آموزش دهيد. اقدامات مختلفي را بر روي نمودار و كارت هاي فهرست قرار دهيد به طوري كه كودكتان اينها را آرامش بخش و يا لذت بخش بداند مانند انجام كارهاي پرشي، يك برنامه تفريحي كوتاه، بازي با حيوانات خانگي، بيرون رفتن و گوش دادن به موسيقي. “زماني كه حس مي كنيد كودكتان زياد از حد تحت تاثير قرار گرفته و آشفته شد، او را ملزم كنيد تا يك مهارت مقابله را براي بكارگيري انتخاب كند.

زماني كه كودكتان دچار آشفتگي مي شود، ون ريكورت پيشنهاد مي كند كه بر آن چيزي كه رفتارشان منتقل مي كند و يا مهارتي كه آنها كم دارندف تمركز كنيد. به عنوان مثال، زماني كه شما از آنها مي خواهيد تا اسباب بازي هايشان را تميز كنند، ناراحت مي شوند. شايد علت اين است كه آنها با انجام چنين كار بزرگي مواجه شده اند و هيچ سر نخي ندارند كه چگونه مي بايست شروع به اين كار كنند.

اگر كودكتان كمي بزرگ تر است، مي توانيد با او در مورد اين كه چه چيزي باعث سختي تميزكاري مي شود و اين كه چه كاري ممكن است براي آسان تر كردن آن انجام داد، مي توانيد صحبت كنيد و همچنين شما مي توانيد تقسيم كارها را به گام هاي كوچك تر مانند تميزكاري قطعات در ابتدا و سپس جمع و جور كردن وسايل هنري را براي او مدلسازي كنيد.

همچنين آموزش به كودكتان براي كمك گرفتن ممكن است كمك كننده باشد- چيزي كهون ريكورت قبلا هم با كودك ۲ ساله ي خود شروع كرده بود. زماني كه دختر او خسته مي شود، او مي گويد” لطفا كمك كن”. حالا زماني كه يكي از اسباب بازي هاي او زير مبل مي افتد، به جاي اينكه دچار اشفتگي و يا عصبانيت شود، كمك مي گيرد. كودكان اغلب زماني كه به كمك نياز دارند، از كمك گرفتن خيلي خجالت مي كشند و يا مي ترسند، بنابراين، مهم است كه به كودك خود اجازه دهيد بداند كه كمك گرفتن هيچ  موردي ندارد.

در نهايت، احساسات خود را هم برچسب گذاري كنيد. هالورين مي گويد ممكن است بگوييد” من خيلي احساس خوشحالي مي كنم چون …” و يا ” من كمي غمگين هستم به علت اينكه…”، زماني كه والدين احساسات چالش برانگيز زيادي دارند، مي توانند نشان دهند كه ايجاد تغيير در احساس چگونه ممكن است، مانند “من احساس عصباني بودن مي كنم، پس من قصد دارم يك جرعه آب خنك بخورم و كمي تنفس عميق داشته باشم تا بتوانم آرام بگيرم”.

قانون طلايي را به كودكان خود ياد دهيد. اين قانونطبق نظر كاترين اوبرين، درمانگر خانواده و ازدواج در ساكرمنتو، كاليفرنيا، كه والدين جديد را در مورد والد بودن راهنمايي مي كند، همه چيز را از محبت تا همكاري و حتي بخشش در بر مي گيرد. همچنين مي گويد كه اين قانون اساسي است براي مكالمات ضروري مانند درك عدل و عدالت و ايجاد ارتباطات با ديگران. گام اول مدلسازي قانون طلايي براي خودمان است و اينكه با كوكانمان به عنوان والدين با احترام رفتار كنيم، به عنوان والدين ممكن است فكر كردن به خودمان صرفا در جايگاه والدين و آنها در جايگاه كودك، آسان باشد. اوبرين مي گويد كه”اين روش يك افتراق و جدايي نامرئي بين ما و آنها ايجاد ميكند. اما همه ما انسان هستيم و سزاوار اين هستيم كه با ما چنان رفتاري شود”.

زماني كه كودكان شروع به صحبت مي كنند، بدون هيچ دخالت و يا قضاوتي به كودكان خود گوش فرا دهيد. اوبرين مي گويد زماني كه آرامش خود را از دست مي دهيد، مسئوليتش را بپذيريد و معذرت خواهي كنيد. اين نشان مي دهد كه خسته شدن ايرادي ندارد و شما مي توانيد از اين درگيري گذر كرده و اين كه هر كسي مسئول اقدامات خودش است. و مي گويد يك استراتژي ديگري هم وجود دارد: به جاي مجبور كردن كودكتان به معذرت خواهي براي گرفتن اسباب بازي يك كودك ديگر، از آن كودك ديگر بخواهيد تا بگويد كه اين كار كودكتان چه احساسي به او داد و سپس از كودك خود بپرسيد كه آنها چگونه مي توانند كمك كنند تا همه چيز عادلانه تر و يا بهتر شود (اگر شما براي معذرت خواهي گرفتن عجله كنيد، ممكن است آنها تشخيص ندهند كه واقعا چه كار اشتباهي انجام داده اند و ممكن است ياد بگيرند كه بعدها با گفتن يك معذرت مي خواهم، مي توانند هر آن چيزي را كه دلشان مي خواهد، انجام دهند.

اوبرين همچنين بر اهميت آموزش به كودكان به اينكه براي بغل كردن و يا بوسيدن ديگران به اجازه آنها نياز دارند، تاكيد كرد. هر كسي متفاوت از ديگري است: برخي از كودكان فيزيكي هستند، اما در حالي كه ديگر كودكان ممكن است زماني كه بوس و يا بغل مي شوند، در جاي خود خشك شوند. او مي گويد كه به طور مشابه، كودكتان را مجبور نكنيد هر كس ديگري را بوس كند و يا بغل كند “چرا كه انتظار اين كار مي رود، پدربزرگ و مادربزرگ، عمه عمو و يا دوست خانوادگي”.

همان طور كه دنيلز اشاره كرده است “صرف نظر از چيزي كه ما ياد مي دهيم، اقدامات و اعمال ما هميشه بزرگترين آموزگار كودكان هستند، بنابراين هر آنچه را كه مي خواهيد كودكتان ياد بگيرد، آن را انجام دهيد. چرا كه آنها اين را تقليد خواهند كرد. البته ما همچنين انسان هستيم و ممكن است اشتباهات زيادي مرتكب شويم. و اين موردي ندارد. چرا كه ما مي توانيم همچنين كامل نبودن، پذيرش خود و چگونگي جمع و جور كردن خود را هم مدلسازي كنيم.



تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد