روانشناسي كودكان استثنايي:كودكاني كه به عنوان كودكان استثنايي شناخته شده اند.
كه به خدمت هاي آموزشي به خصوص و حمايتهاي گسترده احتياج دارند تا از تمام توانايي هاي خود بتوانند استفاده كنند.
و آنها به دريافت كردن خدمت هاي آموزشي احتياج دارند به دليل اينكه بيشتر آنها در يك يا چند حوزه داراي تفاوت مي باشد .
مركز روانشناسي كودكان استثنايي
آنها امكان دارد كه كم تواني ذهني و همينطور ناتوان بودن در يادگيري و همينطور جسمي و آشفتگي هاي هيجاني.
و اختلال در گفتار و زبان و همينطور صدمه شنوايي يا صدمه ديدار دارا باشد يا در مقابل داراي توانايي هاي بخصوص .
و با استعداد باشد. روانشناسي كودكان استثنايي به عنوان يكي از شاخههاي از دانش روانشناسي .
به مطالعه كردن برخورد و رويكردهاي رواني اشخاص پرداخته است.
كه روي يك پيوستار از كمترين اندازه تا بيشترين اندازه ممكن واقع مي باشد و بر طبق تشخيص .
و مداخله مخصوص و كافي جهت به حداكثر رساندن استعدادها و توانايي هايشان احتياج دارند.
و در ادبيات كودكان استثنايي به طور معمول در عوض همديگر مورد استفاده قرار گرفتند .
مقالات سايت توسط تيم تخصصي مشاوران و روانشناسان “كانون مشاوران ايران “تهيه و پشتيباني شده است.

ادبيات كودكان استثنايي
و از لحاظ فني شيوع ناظر ميباشد و تعداد تازه كودك آن با يك شرايط استثنايي در يك دوره زماني معين.
تعداد كل موارد موجود در يك جمعيت در يك نقطه زماني به خصوصي داراي دلالت مي باشد .
و از اين رو تعداد كودك هاي استثنايي كه از خدمت هاي آموزشي به خصوصي مورد استفاده قرار مي دهند.
در حال حاضر حدود ۵ ميليون نفر با رقمي حدود ۷ ميليون از تولد تا ۳۱ سالگي مي باشد.
كه اين رقم كمتر از ۱۰ درصد تمام دانشآموزان مدرسه ها را به تشكيل دادن پرداختند.
و از آنجايي كه اين عدد ها تنها نمايانگر كودكاني مي باشند .
كه در مدرسه از خدمتهاي به خصوص مورد استفاده قرار مي دهند.
و بنابراين مقدار آنها احتمالاً بايد كمتر از مقدار حقيقي باشد .
و به علاوه كودكان تيزهوش كه تعداد آنها بالغ بر ۵ درصد جمعيت مدرسه را به تشكيل دادن پرداخته اند.
به صورت كلي جمعيت كودكان استثنايي در حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد كودكان مدرسه مي باشد .
و متخصصاني كه كار آموزشي را برعهده گرفته اند براي تشخيص دادن و بررسيها فرق هاي ميان فردي.
و درون فردي از تست ها و همينطور مشاهده ها و مقياس هاي درجه بندي فراواني را استفاده خواهند كرد .
و تجربه و تحليل متخصصان از اين فرق ها به آنها اين امكان را ميدهد.
تا تصميم هاي آموزشي مصنوعي در مورد كودكان دريافت كنند .
كه در رويكرد تشخيص دادن و بررسي كردن داراي ۵ مرحله مي باشد.
كه شامل موارد زير خواهد شد:
ويكرد روانشناسي كودكان
۱.
- غربالگري كردن و دست پيدا كردن سريع .
- و كم هزينه كودكاني كه به معاينههاي دقيقتر و پرهزينه تر احتياج مي باشند.
۲.
- تشخيص دادن و همينطور طبقهبندي كردن .
- و جمعآوري كردن اطلاعات اضافي در رابطه با مشخص كردن اين مطالب كه به كودكان .
- به كدام برنامه احتياج دارند و موقعيت كدام برنامه را دارا مي باشند.
۳.
- برنامه ريزي كردن آموزشي و استفاده كردن از اطلاعات تشخيصي.
- براي طراحي كردن يك برنامه آموزشي شخصي شده كه بر احتياج هاي كودكان مبتني باشد.
۴.
- بررسي كردن و ارزشيابي كودك و اجرا كردن تست هايي براي مشخص كردن.
- اينكه آيا دانش آموزان به صورت حقيقي مطابق انتظار ها پيشرفت خواهند كرد .
- و آيا هدف هايي را كه قبلا مشخص شده است را به تعقيب كردن ميپردازند.
۵.
- ارزشيابي كردن برنامه و مشخص كردن مقدار ثمربخشي برنامه مخصوص از راه تست.
- و مشاهده كردن در سراسر فرآيند شناسايي و تشخيص دادن و همينطور هدف اين مي باشد.
- كه كودك را به متخصص هاي مطلوب ببرند و به طور مثال اگر كودكي دچار يك نقص در شنوايي مي باشد .
- بايد او را به يك متخصص شنوايي ببرد و در رابطه با چگونگي استفاده كردن از وسيله هاي كمك شنوايي به آموزش دادن بپردازند.
عقب ماندگي ذهني
عقب ماندگي ذهني يا به اصطلاح ديگر دارا بودن نارسائي در رشد قواي ذهني مسئله تازه و جديدي نميباشد.
- بلكه در هر دوره و زماني اشخاصي كه در اجتماع موجود مي باشند .
- كه از لحاظ فعاليت هاي ذهني در حد عادي نمي باشند.
- و مخصوصاً از روزي كه بشر زندگي اجتماعي را آغاز كرد .
- مسئله افرادي كه به دليل قادر نبودن خود را با اجتماع هماهنگ سازند.
- مطرح مي باشد كه اجتماع براي مصلحت و تعصب
- يا سالمسازي برخي از اين اشخاص را به تحمل كردن پرداخته .
- و عده اي را محبوس مي ساخت يا به مرگ محكوم مي كردند .
- و از مجموعه مدرك هاي كسب شده چنين استنباط ميشود.
- كه تا قرن ۱۸ اين اشخاص مورد اهميت و لطف نبودهاند .
- و حتي پزشكان از قبول كردن و معالجه آنها به خودداري كردن مي پرداختند.
اختلالات رفتاري و كمبود هاي هوشي
اگرچه بعدها متوجه شدند كه اين بيماران با ماهيت و اجتماع بيگانه نمي باشند .
بلكه به عمل ضايعات مغزي تماس آنها با عالم خارج تغيير و تحول پيدا كرده است.
و ضايعات مغزي اين اشخاص اشاره دارد و اختلالات رفتاري و كمبود هاي هوشي آنها را در ارتباط با ضايعات ميدانند.
و در قوانين روم قديم از بين بردن اشخاص عقب مانده ذهني مجاز بوده است.
و برعكس برخي از مذهب هاي آسيايي اعتقاد داشتن كه آن چيزي كه براي خود نمي پسندي.
به اطرافيان روا مدار و زرتشت در ايران مردم را به تشويق كردن مي پرداختند .
كه با بيماران رواني و عقب مانده ذهني برخورد انسان دوستانه دارا باشند.
جايي كه امكان دارد به آنها كمك كنند و تا اوايل قرن نوزدهم كتابي در رابطه با عقب مانده ها .
و اشخاص مبتلا به اختلال هاي رفتاري نوشته نشده بود .
و به صورتي كه قبلا نيز اشاره شد به اين نوع بيماري ها جنون و يا ديوانگي مي گفتند.
بيماران رواني و عقب مانده ذهني
براي اولين بار در سال ۱۸۰۱ بر اساس نتيجه ۱۰ سال اطلاعات بيماري هاي رواني به چهار دسته تقسيم شدند.
و عقب ماندگي ذهني را گروهي از بيماريهاي رواني دانستند .
كه شامل موارد زير مي شود:
- ماليخوليا
- ماني يا جنون شور و شوق
- جنون
- ماندگي هاي ذهني
به بعضي از روانشناسان تعريف هوش و عقب ماندگي ذهني را به اين صورت بازگو كرده اند .
تعريف هوش و عقب ماندگي ذهني
- كه البته در بيشتر موارد مشاهده مي شود .
- كه ازدواج خويشاوندي انجام شده و ناهنجاري مشاهده نشده است .
- به آن علت مي باشد كه ضايعه اي در سلامت اين خانواده در نسلهاي گذشته ايجاد نشده است.
- و يا اينكه ضايعه به قدري سست و ناچيز مي باشد كه قدرت آشكار شدن را ندارد.
- و در ازدواجهاي خويشاوندي يا همخوني موردي نمي باشد .
- كه به طور صد در صد به آشكار شدن ناهنجاريها منجر به شود.
- بلكه فقط احتمال آشكار شدن ناهنجاريها يا معلوليت ها زياد ميباشد .
- كه بررسي هاي گوناگوني كه تاكنون بر روي ازدواجهاي خويشاوندي صورت گرفته است.
علل ازدواجهاي خويشاوندي
و دقيقا درصد بيشتر عقب ماندگي هاي ذهني را افرادي به تشكيل دادند پرداخته اند.
كه والدين آنها با همديگر خويشاوند بوده اند به دليل اينكه بعضي از بيماري هاي ارثي.
توسط والدين از راه زن به فرزندان در حال انتقال مي باشد و موجب فلج و انواع بيماريهاي ذهني و رواني.
و همينطور انواع عقبماندگي خواهد شد كه اين موضوع از راه ازدواجي كه ميان دو خويشاوند انجام مي شود.
احتمال وقوع فراواني را دارا مي باشد به دليل اينكه هر دو ناقل ژن معيوب باشند پس بهتر مي باشد.
كه در روستاها و جامعه هايي كه اعتقاد به عقد دختر و پسر عمو دارند اين موضوع را به نحوي به برطرف كردن بپردازد .
كه تعصب نادرست را كنار گذاشتند بپردازند و در رابطه با ازدواج خويشاوندي با همديگر دقت فراواني را داشته باشند .
و حداقل پيش از آن با متخصص ژنتيك مشورت كردن بپردازند.
۱۷:۲۷
- ۴۴ بازديد
- ۰ نظر

