آيا مي دانيد چگونه يك كودك خوش بين تربيت كنيم؟ مهم تر از همه، كودكاني كه نيمه پرليوان را مي بينند بهتر مي توانند در برابر چالش هاي زندگي مقابله كنند و شادتر باشند. در ادامه شش نكتهوجود دارد كه به شما كمك مي كندبا ديدگاهي آفتابي به زندگي بنگريد.
دلايل زيادي در ترغيب خوش بيني در كودكان ما وجود دارد از جمله آنها مي توان به اثرات بادوام مثبت بر بهزيستي رواني و جسمي آنها اشاره كرد (آيا مي دانستيد كه خوش بين ها به احتمال زياد بيش از صد سال عمر مي كنند؟) اما چطور به سوي پرورش كودك خوش بين برويم؟ شش نكته زير براي تازه واردها پياده كنيد و نظاره گر اثرات مثبت آن در بقيه اعضاي خانواده خود باشيد.
- كمتر شكايت كنيد
افسانه اغلب داد و بيداد مي كند طوري كه با فرياد پسران ۲ و ۴ ساله اش را از زير باران با مراقب كودك سوار ماشين مي كند و مي برد. او ممكن است بگويد”ما هرگز نمي خواستيم به آنجا برويم” يا”ما هميشه دير مياييم.
بيشتر بخوانيد:
ده روش براي تربيت كودكان بدون تنبيه
نكات تربيتي براي والدين نوجوانان
“گرچه تمركز بر افكار و احساسات مثبت نوعي بدبيني كلاسيك است. هر چه بيشتر براي مسائل مالي آه و ناله كنيد يا روز كاري را سخت تر كنيد بيشتر احتمال دارد فرزندان شما نيز همان ها را ياد بگيرند. در واقع، درمورد چيز هايي صحبت كنيد كه موفق بوده اند (من امروز در محل كارم يك پروژه بزرگ را تمام كردم) يا”من امروز در اداره پست به بهترين شكل برخورد كردم”. مهناز بعد ازشام با دوقلوهاي نُه ساله اش “گل ها و تيغه ها”بازي مي كند؛ كه در آن هر يك از اعضاي خانواده مي توانند به بهترين و بدترين شكل ممكن حوادث اتفاق افتاده براي خود در طي روز را بازگو كنند. به جاي گله كردن از ناراحتي هابايد هدف تمركز بر مثبت ها باشد. رسيدن به فينال بازي بخش دلخواه مهناز است. او مي گويد”همه ما در كاشتن يك نهال اميد براي فردا سهيم هستيم”
- انتظارات بالا داشته باشيد
زيبا حتي قبل از شروع پيش دبستاني پسرهايش براي يادآوري به آنها فهرستي از كارهايي براي انجام دادن از قبيلزمان خواب، لباس پوشيدن، مسواك زدن و مرتب كردن اتاق را در بالاي كليد برق اتاق آنها چسباند. مادري مي گويد به آنها اجازه پايين آمدن براي خوردن صبحانه را نمي دهم تا وقتي كه همه كارها را انجام دهند. در حالي كه بيكر اساساً براي كاهش باركاري خودش از قبل برنامه ريزي مي كرد خيلي زود متوجه شد كه پسرانشاز اين برنامه روتين نيز سود مي برند. او مي گويد آنها هيجان زده همه پله ها را پايين آمدند و گفتند مادر تختخواب خود را خيلي خوب مرتب كرديم. بيا ببين. آنها “احساس غرور زيادي داشتند”.
كودكان نگرش”خواستن توانستن است” خوش بينانه اي ايجاد نمي كنند تا زماني كه آنها فرصتي براي اثبات ارزش خود بداشته باشند. دكترتامر چانسكي روانشناس كودك و نويسنده كتاب كودك گويد واگذار كردن كارهاي نيمه تمام به كودكان براي كامل كردن موحب ايجاد احساس شايستگي در آنها مي شود. اين كارها بايد متناسب با سن كودك باشند از آنجايي كه سرآغاز موفقيت در كودكان مي شود. كودك دوساله مي تواند اسباب بازي ها را جمع كند؛ كودك سه ساله لباس هاي كثيف را درون سبد بيندازد، كودك چهار ساله بشقاب ها را با خود تا ظرفشويي حمل كند، كودك پنج ساله سطل زباله را خالي كند و كودك شش ساله توانايي مرتب كردن لباس هاي شسته شده را دارد.
- ريسك پذيري معقول را ترغيب كنيد
براي همه ما سخت است كه از فرزندان خود در برابر آسيب هامحافظت كنيم. سقوط ميله هاي ميمون ها جلوي دوستان يا پيوستن به ليگ هاكي روي يخ آن هم وقتي كه شما اسكيت سواري بلد نيستيد موجب احساس شرمندگي مي شود پس كاملاً طبيعي است كه بخواهيم از فرزندان خود در اين گونه موقعيت ها حمايت كنيم. اما او را از انجام اين كارها بر حذر داريد زيرا ممكن است به اندازه ديگر كودكان ماهر نباشد لذا اعتماد به نفس او از بين مي رود و كم كم بدبيني در او نمايان مي شود.دكتر ميشل تامپسون مشاور و نويسنده به والدين تأكيد مي كند؛ شما به راحتي با تسلط و كنترل گريمسبببي اعتمادي كودك مي شويد. به كودك پيش دبستاني خود اجازه دهيد تا به تنهايي در حياط پشتي بازي كند يا بدون همراهي شما مانند يك اسكورت به گردش ميداني درسي برود. با گذشت زمان كارهاي پرخطر بزرگتري مانند صخره نوردي جشنواره اي يارفتن به اردوهاي تابستاني دور از خانهرا متقبل مي شوند. دكتر تامسون مي گويد شما كه نمي خواهيد كودك خود را از امتحان كردن حوادث جديد بترسانيد. شما دوست داريد او به خانه برگردد و بگويد “مامان، از پسش براومدم!”
- قبل از عكس العمل نشان دادن صبر كنيد
وقتي دكتر از يكي از همكلاسي هاي كلاس دوم دخترش شاينا شنيد كه به اومي گويد چاق، اولين چيزي كه به ذهنش رسيد اين بود كه با والدينش تماس بگيرد اما خودش را از اين كار منصرف كرد او گفت”قصدم اين بود كه به شاينا ياد بدهم از خودش دفاع كند” پس آنها با هم برنامه ريزي كردند كه شاينا دفعه بعد در صورت چنين اتفاقي چه بگويد. دفعه بعد همين موقع، شاينا متن دست نوشته آماده اي را به او داد”شماره يك، من چاق نيستم. شماره دو، اين حرف خوبي نيست كه به دوستت بگويي”. آن دختر معذرت خواهي كرد و شاينا با نوعي احساس قدرت به خانه برگشت.فرونشاني نگراي هاي مادرانه موجب خودكنترلي شگرفي مي شود. وقتي كودك شما تلاش مي كند تا كلمه اي جديد را صداگذاري كند يا زمان زيادي را بر روي جايگذاري يك قطعه پازل صرف مي كند سريعوارد مداخله شدن آسان است. دكتر ريويچ مي گويد اماآزادي در تكميل چيزها بدون كمك بزرگترها موجب تقويت حس پيشرفت مي شود و نيز به او حس خوشبين تري نسبت به توانايي خود در انجام دادن كارهاي دفعه بعد را مي دهد.
- تلاش كردن را تشويق كنيد
وقتي كه دختر كلاس اولم با زحمت كار برگ كلاسي اش را كامل مي كند او اغلب با عصبانيت داد مي زند”رياضي ام ضعيف است” متأسفانه،تنها يك پس رفت براي به وجود آمدن حس دائمي از نقاط ضعف خود در كودك كافي است.”من باهوش نيستم، در فوتبال گند مي زنم “.”من نمي توانم نقاشي بكشم”.
دكتر آندريو شات روانشناس و طراح برنامه هاي آموزشي كودكانه در جهت كمك به مقاومت دربرابر چالش ها مي گويد، براي پيشگيري از اين نتيجه گيري ها سعي كنيد ادراك خود را تغيير دهيد. شما ممكن است براي تغيير ديدگاه به طور مثبت تري بگوييد”ورزش هاي جديد از اول براي يادگيري سخت هستند”يا “من مي دانم كه تو هنوز نمي تواني زمان را بگويي اما بعداً خواهي توانست”. همينطور به كودك اجازه دهيد بداند كه او تنها نيست(“بچه هاي زيادي در كلاس تو مانند تو سرخورده مي شوند” يا”من هم دوران سختي را هنگام يادگيري تفريق پشت سر گذاشتم”). با گوشزد كردن مهارت هاي ديگري كه كودك شما بر آن تسلط دارد به او كمك كنيد تا اميدوار بماند. “زماني را به ياد بياوريد كه نمي توانستيد بخوانيد و چقدر زياد تلاش كرديد تا مسلط شديد؟” تو هم اينطوري هستي.
- واقعيت را بگوييد
وقتي خانواده هاشمي به شهر ديگري مهاجرت كردند اوايل پسر شش ساله اش هومن نمي توانست با آنجا سازگار شود. او به مادرش شكوه مي كرد””من هيچ دوستي ندارم” مادرش وسوسه شد تا او را خوشحال كند و به او بگويد “هنگام برگشتن به شهرمون دوستان خيلي زيادي داري و وقتي بچه هاي اينجا بفهمند كه تو چه پسر فوق العاده اي هستي از تو خواهش مي كنند كه با تو دوست شوند” اما مادرش زبانش را گاز گرفت چون نمي خواست به پسرش اميد كاذب بدهد. تصميم عاقلانه اي بود.
دكتر شات مي گويد”كودكان از طريق نوع تقويت حرمت نفس متوجه كار درست مي شوند”. با تلخي اطمينان خاطر دادن به كودك از بابت اينكه همه چيز دارد عالي پيش مي رود اغلب اثر كاملاً معكوسي دارد. دكتر چانسكي اضافه كرد”خوش بيني واقعاً مستلزم تفكر واقع گرايانه تري از مثبت انديشي است”. “هر طوري كه كودك شما آمادگي هر چيزي را داشته باشد با آن رويارو مي شود”
بالاخره، كودكان آن شهر جديد با هومن ارتباطي برقرار نكردند او شايد به اين نتيجه رسيد كه او واقعاً مرد فوق العاده اي همانطور كه مادرش ميگفت نبود. در عوض، پدر به خاطر صحبت خودماني او كنارش نشست و توضيح داد”نقل مكان كردن به مكان جديد و از اول شروع كردن كار خيلي سختي است “.”پيدا كردن دوستان جديد هم زمان بر است” از آن به بعد هومن ديگر شكايتي نكرد وفعالانه درجستجوي حل مشكل بود. او از مادرش خواست تا بعد از فراغت ازتحصيل او را به نزديكترين جاي تفريح ببرد و اجازه دهد در آن محله سوار دوچرخه اش شود تا با كودكان آن حوالي آشنا شود. ظرف چند هفته، او دوستان زيادي پيدا كرد. پدر مي گويد”او يك مرتبه متوجه شد كه چيزها كم كم رو به راه مي شوند” و من سرانجام از او يك يا دو چيز در مورد خوشي بيني ياد گرفتم.
۱۷:۲۵
- ۴۶ بازديد
- ۰ نظر