عشقم ديگه منو نمي خواد:”عشقم ديگه منو نمي خواد” .
جمله اي است كه از زبان بسياري از افراد و جوانان با حالتي غمگين شنيده مي شود.
براي بسياري از ما، اين سوال است كه:
- آيا بهتر است عاشق شدن با طرف ديگر قبل از ازدواج يا پس از ازدواج باشد؟
- براي درك بهتر اين موضوع، در اينجا بمانيد و مقاله را بخوانيد.
عشقم ديگه منو نمي خواد
خانواده هاي هستند كه همسرانشان را براي فرزندانشان انتخاب كرده اند.
و به تنها چيزي كه در آنها فكر نمي كرده اند عشق فرزندشان بوده است.
آن ها اعتقاد داشتند كه علاقه پس از ازدواج، اما امروز بسياري از جوانان در عشق نمي افتند.
در مورد ازدواج فكر نمي كنند. راه مناسب براي زندگي بهتر چيست؟
زندگي عاشقانه اي شروع كنيد يا زندگي ام را اميدوار باشيد كه عاشقانه باشد؟
آيا شما مجبور به ازدواج هستيد؟ ابتدا تعريف كنيد كه “عشق” چيست؟
مردم از اين واژه به روش هاي مختلف استفاده مي كنند.
مقالات سايت توسط تيم تخصصي مشاوران و روانشناسان “كانون مشاوران ايران “تهيه و پشتيباني شده است.
معناي واقعي عشق
- گفته شده است كه “عشق” به معناي “خواسته” است، اما در زبان عربي گفته مي شود.
- عشق علاقه شديد قلبي به يك شخص است، زيرا آن را مثل يك درخت رشد مي دهد.
- و به همين ترتيب فرد رشد مي كند. عشق مي تواند يك راه ساده، عشق.
- يا نوعي مهرباني و اغراق آميز را تعريف كند كه نشانه اي از بي ثباتي در خلاقيت .
- و اشكال شناخت و تفكر است. بنابراين، اگر ما از اولين معني صحبت كنيم.
- عشق براي ازدواج ضروري است، و اگر ما از معناي دوم صحبت كنيم.
- عشق براي ازدواج مضر است: مطالعات غربي نشان داده است .
- كه زوج هاي متاهل يكي از تفاوت هاي اساسي آنها با افراد مجرد.
- عشق كهنه تر و عشق متقابل دو طرف مي دانند.
دليل عاشق شدن
عشق بزرگ لزوما همراه با سعادت و شادي بعد از ازدواج نيست، بلكه با پايداري اين رابطه مرتبط است.
البته، بيشتر مردم مي توانند عشق بيشتري را تجربه كنند و بيشتر خوشحال هستند.
بنابراين عاشق شدن و داشتن رابطه عاشقانه يك اثر شناخته شده و مشهور در ازدواج است.
- عشق، ضمانت شادي است؟ رابرت استرنبرگ، روانشناس آمريكايي.
در يكي از نظريه معروف خود كه مثل مثلث عشق شناخته مي شود.
به سه فاكتور عشق يعني «صميميت»، «كشش جنسي» و «تعهد» مي پردازد.
هر تركيبي از اين سه مي تواند يك رابطه عاشقانه باشد.
به عنوان يك نوع اول ما ارتباطي پيدا مي كنيم كه تنها صميميت را داشته باشد .
و تعهد و كشش جنسي را ندشته باشد.
تعهد و كشش جنسي
- تلاش هاي جنسي به تنهايي نوعي از عشق را ايجاد مي كند .
- كه معادل “شيدايي و شيفتگي” است و تعهد فقط “عشق پوچ” است.
- بنابراين براي ازدواج، كه يك رابطه طولاني مدت است.
- ما فقط نياز به چيزي بيش از يك يا دو جزء در عشق داريم.
- “عشق رمانتيك” از تعهد بي خبر است و ممكن است تعهدي در آن نباشد.
- “عشق مهربان گونه” بخشي از شهوت نيست و بنابراين ممكن است.
- با رضايت زياد در ازدواج در آينده ارتباط نداشته باشد.
- عشق معجزه آسا صميميت را از بين مي برد و منجر به نامزدي مي شود .
- كه در آن تصور مي شود كه تعهدي بر اساس رابطه جنسي نياز ندارد.
عشق پرشور قبل از ازدواج
از سوي ديگر، عشق پرشور قبل از ازدواج ممكن است اختلالات رواني را نشان دهد.
- مانند اختلالات خلقي، اختلال سازگاري برقراري رابطه جديد .
- براي جبران زيان يا نارضايتي كه ممكن است صميميت باشد.
به جاي نشان دادن يك رابطه صادقانه و پيش بيني تعهد آينده .
برعكس، در طرف مقابل، اغراق آميز است.
و اختلالات شخصيتي مانند اختلالات شخصيت مرزي، از جمله رفتارهاي ناگهاني.
غير منتظره، اما موقت و ناپايدار هستند.
- عشق كه منعكس كننده “ايده آل سازي” معشوق است.
- كه در آن عاشق به معشوق معنايي خدايي مي دهد.
- احتمالا به دنبال يك فرآيند مخرب “فرامرزي” است.
روانشناسي عشق
معشوق عاشق شخص كامل و بي نقصي است و تصور مي كند كه او تنها كسي است.
كه از بدبختي و نابودي زندگي او را رهانيده و به سمت شادي و رفاه سوق مي دهد.
با اولين اشتباه از محبوب، اين قدرت مقدس و بي گناه از او گرفته شده و اعتقاد بر اين است كه:
- گرگ، كه در لباس گوسفند ظاهر مي شود، و تنها هدفش اين است كه به نفوذ و محبت عاشق دست يابد!
- اين به اين معني است كه شما بايد عشق بزرگ قبل از ازدواج را در نظر بگيريد.
- من توصيه مي كنم كه در چنين مواردي با يك متخصص روانپزشك يا روانشناس مشورت كنيد.
- عشق تنها كافي نيست. عشق قبل از ازدواج به هيچ وجه سلامتي ازدواج
- و خوشبختي در رابطه را تضمين نمي كند، اما در عين حال، اگر كم و افراطي نباشد.
- مي تواند منجر به احساس شادي و رضايت از ازدواج شود.
ازدواج و خوشبختي
- از سوي ديگر، خطرناك بودن كسي است كه شخص را دوست ندارد.
- كه با همسرش پس از ورود به زندگي عادي به عشق برسد.
- كسي ممكن است به شريك زندگي خود بپردازد، اما او لزوما او را دوست ندارد.
از سوي ديگر، بايد بدانيم كه براي ازدواج موفق، عشق به اندازه كافي نيست .
و ويژگي هاي ديگري نيز وجود دارد مانند قبول كردن ويژگي هاي شخصيتي.
توانايي هاي فيزيكي، ذهني، فكري، مالي و شغلي، سازگاري خانوادگي از لحاظ فرهنگي.
اموزشي، و طبقه اجتماعي و اقتصادي، نيازهاي مشترك .
و اهداف كه اين موارد بايد به خوبي در ميان افراد تناسب داشته باشد.
تا در نهايت شاهد گفتن جمله” عشم ديگه منو نمي خواد” .
در هيچ فرد و جواني نباشيم زيرا مي تواند براي هر شخصي دردناك بوده است.
و مشكلات زيادي را براي او ايجاد نمايد.
۱۷:۲۳
- ۴۷ بازديد
- ۰ نظر

