سلام ..من از زمان دانشجويي يكي از هم دانشگاهيام رو ميشناسم..پسر خوب و معقوليه..اوايل ميديم كه با يكي از دوستام صحبت ميكنه..بعد اون فارق التحصيل ميشد و كلا ازش بي خبر شديم..بعد از تقريبا ۲سال ارتباط از سر گرفته شد به دوستم كه گفتم گفت رابطه ما فقط در حد دوسه بار ديدن بوده..خوب ما هم رابطمون هر روز بيشتر وبيشتر ميشد..واسه هركاري هرچند كوچيك نظر همو ميپرسيديم..تا اينكه تو سخت ترين شرايط حس كردم خيلي رابطش باهام سرد شده..يه روز كه خيلي خسته بودم وقتي زنگ زد يه دعوا وبحث مفصل باهم داشتيم..بهش گفتم وقتي منو دوست نداري بهم زنگ نزن اگه ديدم بهم زنگ زدي به داداشم ميگم كه اذيتم كردي(مامان و داداشم كامل در جريان رابطه بودند)بعد از اينكه تماس ما تمام شد كلا تا۷ماه ازش بي خبرشدم..بعد از ۷ماه زماني كه با داداشم بودم ديدمش و خيلي سرد سلام و احوال پرسي كردم..از اون روز شروع كرد به پيام دادن كه من اشتباه كردم اون موقع ببخش و برگرد بخدا نميذارم آب تودلت تكون بخوره..دودل بودم ولي جواب پياماش روميدادم..الان هم هست وصبح تا شب يا پيام ميده يا زنگ ميزنه خيلي حواسش بهم هست..ولي نميدونم چرا نميتونم دوسش داشته باشم.. حرف ازدواج كه پيش كشيده ميشه ميگه بخدا يكم شرايطم اوكي بشه ميام..(مامانش در جريان هست)ولي حسي بهش ندارم حتي اگه بهش بگم نگرانتم فقط از سر عادته ..نميدونم بايد چكار كنم..
عدم علاقه دختر
دوست عزيز اگر واقعا به ايشون علاقه نداريد .
صريح و روشن بيانش كنيد .
و تنها راهي كه ميتونيد اين ارتباط رو قطع كنيد .
تعويض سيم كارتتون هست .
البته اگر قرار به قطع رابطه باشه و گرنه بايد ديد چه تصميي براي اين رابطه داريد.
چون چنين مسايلي اونقدر حاد نيست كه نتونيد از پسش بربيايت .
۱۷:۲۳
- ۴۸ بازديد
- ۰ نظر