همه شاهد هستيم كه كه چاقي چقدر براي مبتلايان مشكل ايجاد مي كند و سلامتي آن ها را به خطر مي اندازد. در پژوهش هاي اخيرمشخص مي كنند چاقي سبب ايجاد اختلال هايي همچون: ناراحتي قلبي، ناراحتي هاي گردش خون، ناراحتي هاي استخواني مي شود . رواج چاقي با عوامل مختلفي همچون: وضعيت اقتصادي و اجتماعي، جنسيت و سن ارتباط دارد. با در نظر نگرفتن ابعاد ديگر، مشخص است كه افرادي كه چاق هستند، استعداد چاقي بيشتري دارند. داشتن وزن زياد در دوران كودكي، با چاقي مراحل بعد زندگي ارتباط داشته و ميان نسبت هاي وزن با قد در پنج سالگي و بيست سالگي و دو سالگي، همبستگي بالايي وجود دارد.
شواهد مختلفي نشان مي دهد چاقي در دوران كودكي، با مسائل متعدد و پي آمدهاي اجتماعي و رواني همراه است. چاقي مي تواند از طريق عواملي همچون: زياده روي در خوردن مواد كالري زا و يا مصرف ناكافي كالري در فعاليت هاي روزانه به وجود بيايد. رفتارهاي خوردن در كودكان چاق با رفتارهاي هم سن و سالان غيرچاق خود تفاوت دارد. معمولا در افراد چاق ديده شده است كه هنگام خوردن كمتر مكث مي كنند. لقمه ي بيشتري را در يك فصله ي زماني مي بلعند و كمتر لقمه را مي جوند، در نهايت سرعت خوردن آن ها افزايش مي يابد.
براي مطالعه بيشتر:
احتمال دارد كه روابط كودكان چاق با هم سالانشان، به طور غيرمستقيم آن ها را هم تحت تاثير چاقي قرار دهند. زيرا فعاليت كم و تحرك كم داشتن كه هميشه همرا با چاقي است، در شرايط مختلف سبب انزواي اجتماعي و طرد كودك چاق مي شود، از اين رو به نظر مي رسد كودك چاق با مشكلات رواني قابل توجهي دست به گريبان بشود.
بعضي از تحقيقات نشان مي دهد كه كودكان چاق در برخورد با مواد غذايي نسبت به كودكان با وزن متوسط ، كمتر خودداري مي كنند. به عبارتي ديگر؛ كودكاني كه چاق هستند، كمتر قادرند كه خواسته هاي شكمي خود را به تعويق اندازند يا حتي از آن بگذرند. امكان دارد كه خوردن با محرك هاي اجتماعي يا جسمي بشدت پيوند داشته باشد، زيرا در بعضي از موقعيت ها تقريبا به صورت خودكار درمي آيد، علاوه بر آن، بعضي از مردم ياد مي گيرند براي غلبه بر حالت هاي خستگي، اضطراب و… به خوردن پناه ببرند.
احتمالا نظريه ي يادگيري اجتماعي، پر نفوذترين نظريه ي رواني است، به تاثير عوامل زيستي توجه دارد اما يادگيري هاي اجتماعي را در اولويت قرار مي دهد. اين نظريه بر آن تاكيد مي كند كه مسائل خوردن و فعاليت نكردن نيز مانند هر رفتار ديگري، آموخته مي شود. كودكان با مشاهده چگونگي خوردن والدين و اطرافيان، آن ها را تقليد مي كنند و اين نوع خوردن كم كم در رفتار آن ها تقويت مي شود و همچنين خوردن با لذتي لحظه اي تقويت مي شود . در حالي كه پس از چندي، پيامدهاي منفي اضافه وزني حاصل مي شود. درمان چاقي به شيوه ي يادگيري اجتماعي ، مي كوشد تا الگوهاي آموخته شده بوسيله ي شخص چاق را از بين ببرد و الگوهايي با سازگاري بيشتر را جايگزين آن ها كند.
در تحقيقي كه بوسيله ي ” رز ” و ” ماير ” انجام گرفته بود ، مشخص شد كه نوزادان چاق در مقايسه با نوزادان عادي از نظر وزن، از تحرك و جنبش كمتري برخوردار هستند. به عبارتي ديگر؛ نوزادان معمولي از تحرك و حركت بيشتري نسبت به نوزادان داراي اضافه وزن برخوردار هستند.
در پيرامون فربهي؛ محققان مختلف، نظرات و توضيحاتي ارائه كرده اند. ازجمله مي توانيم به نمونه توضيح بسيار ارزشمند زيستي در مورد فربهي، نظريه هاي ” نقطه ثابت ” و ” وضع بافت ياخته هاي چربي ” اشاره كنيم.
نظريه ” نقطه ثابت ” طبق مشاهدات كلي بيان مي دارد موجودات زنده داراي ثبات و پايداري قابل توجهي در محيط هاي داخلي خود مي باشند. دلايلي وجود دارد كه وزن بدن انسان گرايش دارد در نقطه اي ثابت بماند و اگر نسبت به اين نقطه تمايل ، تغييري بوجد آيد، نتيجه ي آن تغييرات سوخت و سازي و رواني است كه به دليل دفاع و حفظ وزن دلخواه بدن ايجاد مي شود.
تصور بر اين است كه افراد چاق، داراي نقطه ثابت بالايي هستند ، اين نظريه با تحقيقات آزمايشگاهي دقبق انجام شده تاييد مي شود.
نظريه ديگر ” وضع بافت ياخته هاي چربي ” بر اين استوار است كه بافت چربي در وزن بدن نقش به سزايي دارد. از دو راه تغييرات بافت چربي بر وزن بدن تاثير مي گذارد: افزايش اندازه سلول يا شماره هاي سلول ها.
بر اساس اين نظريه، فرض بر اين مي باشد كه؛ تعداد سلول هاي چربي از اول زندگي فرد، ثابت باقي مي ماند، اما متناسب با جنسيت، سن، وضعيت تغذيه اي فرد، سلول هاي چربي هركسي تغيير مي يابد.
همچنين چاقي يا لاغري به اندازه سلول ها بستگي دارد تا شمارش آن ها و رژيم غذايي مي تواند از اندازه ي سلول هاي چربي كم كند، نه آن كه از شمارش آن ها كم كند.
نظريه ي زيستي ديگري وجود دارد كه از مطالعه ي ” دولوئيس ” ( ۱۹۸۰ ) و ديگران نتيجه گرفته مي شود . اينان ثابت كردند كه چگونه آنزيمي كه در سديم و پتاسيم به غشاي سلولي مؤثر است، در افراد فربه كمتر از افراد ديگر يافت مي شود. كمبود اين آنزيم باعث مي شود كه انرژي كمتري در سلول ها مصرف شود. از اين جهت در افراد چاق، ميزان كالري كمتري مصرف شده و نيز به صورت چربي ذخيره مي شود.
توضيحات رفتاري و زيستي درمورد علت هاي فربهي احتمالا از همه ي موارد بيشتر مورد تاييد قرار گرفته است. اساس برنامه هاي درمان رفتاري را ؛ يادگيري چگونه غذا خوردن و الگوهاي رفتاري تشكيل مي دهند. بررسي هاي تجربي، بيشتر از همه بر نگرشي تاكيد مي كنند كه تغيير دادن نوع غذاهاي مصرفي مخصوص سبك زندگي خاص را مورد اهميت و توجه قرار مي دهند. علارغم اينكه چند نظريه ي زيستي در مورد چاقي مورد تاييد قرار گرفته است، اما هنوزه بحث هاي زيادي در مورد علت هاي آن برپا است.
۱۷:۲۳
- ۴۶ بازديد
- ۰ نظر