لزوم تشخيص درست اختلال بيش فعالي و كمبود توجه

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

لزوم تشخيص درست اختلال بيش فعالي و كمبود توجه

همه حواسپرتي ها لزوماً نشانه اختلال كم‌توجهي – بيش‌فعالي نيستند

متخصصان سلامت روان همگي اذعان دارند كه تشخيص اختلالات مي تواند هنر يك متخصص باشد. به منظور آگاهي از اختلال بيش فعالي و كمبود توجه بهتر است يادآوري شود كه بر خلاف آنچه برخي مؤسسات مشتاقانه نويد مي دهند هنوز هم هيچ آزمايش خون يا اسكن مغزي يا هرگونه ابزار سنجش عيني ديگري وجود ندارد كه بتوان اختلال ADHD كسي را كشف كند.

البته، اين مطلب براي ديگر اختلالات رواني جدي نيز به كار مي رود، كه مي تواند اختلال بيشتري باشد كه مشكل بيش فعالي و كمبود توجه را حادتر سازد.

علائم كلاسيك ADHD مانند بيقراري، حواسپرتي و تكانشگري مي توانند ناشي از عوامل متعددي باشند از ژن ها گرفته تا صدمات مغزي، اختلالات خواب، اختلال دوقطبي و ….

مطالب مرتبط:

اختلال نقص توجه و بيش فعالي در نوجوانان

تشخيص اشتباه همواره ريسك است اما اشتباه گرفتن ADHD با اختلال دوقطبي (قبلاً با نام افسردگي شيدايي شناخته مي شد) فوق العاده راحت و خطرناك است.

علائم متعددي از شيدايي با علائم ADHD مشابه است به ويژه مجموعه اي از علائم بيش فعالي  و تكانشگري. براي مثال افراد داراي اختلال دو قطبي و ADHD مستعد ورجه وورجه كردن بدون نگاه كردن به اطراف، قطع كردن گفتگوهاي ديگران و داراي مشكلات خواب هستند. همچنين هر دو اختلال در بين خانواده ها نسل به نسل مي چرخند اگرچه اشتراكات بسيار زيادي با ADHD دارند.

براي كمك به درك اين مسائل بحث بر انگيز ما به استفان هينشاو روانشناس، به عنوان پرفروش ترين نويسنده، محققي كهنه كار و  متخصص برجسته در هر اين دو وضعيت ها اشاره مي كنيم. همانگونه كه او تبيين كرد مشكل اصلي وقتي ايجاد مي شود كه پزشكان اختلال دوقطبي راADHD تشخيص دهند و داروهاي محرك تجويز كنند. مواد محرك ممكن است براي ADHD مؤثر واقع شوند اما در برخي موارد در افراد مبتلا به اختلال دوقطبي باعث روانپريشي مي شوند. مشكل بعدي ريسك بالاي اقدام به خودكشي در افراد داراي اختلال دوقطبي درمان نشده است، حدود ۵۰درصد از اين بيماران در مراحلي از زندگي خود دست به خودكشي زده اند.

از طرفي ديگر به ويژه در طي ۱۵سال گذشته پزشكان نيز دچار اين اشتباه اما به صورت برعكس شده اند: تشخيص اختلال دوقطبي در موارد داشتن ADHD جدي و بنابراين محروميت افراد نيازمند به محرك زاها؛ ضمن آنكه اين افراد دستخوش اثرات جانبي بي مورد داروهاي ضد روانپريشي مي شوند.

هينشاو مي گويد پيچيدگي موضوع از آن نظر است كه در بسياري از تاريخچه هاي باليني پزشكان معتقدند كه اختلال دوقطبي قبل از بلوغ ديده نشده است، و تنها در اواخر نوجواني و اوايل بزرگسالي شروع مي شود. در اوايل دهه سال ۱۹۹۰ چند پژوهشگر استدلال كردند كه اين بيماري مي تواند در كودكان ديده شود كه اغلب با ADHD اشتباه گرفته مي شود.

عوارضي كه دارد آنست كه در هر دو اختلالات داروها اغلب بيش از حد تجويز مي شود در حالي كه همزمان بسياري از افراد نيازمند درمان هرگز موفق به دريافت كمك ها نخواهند شد.

نكته مهم اين دوران گرايش به افزايش تشخيص ADHD آنست كه پزشكان، بيماران و والدين بايد به ذهن بسپارند كه معمولاً تشخيص اين اختلال نمي تواند به صورت تصادفي باشد. براي مثال در حال حاضر در زمان محدودي كه از طريق اكثر طرح هاي بيمه اعمال شده اند تشخيص داده مي شود. پزشكان براي پركردن تاريخچه زندگي نياز به زمان دارند نه تنها توسط بيمار بلكه والدين و اطرافياني كه فرضاً قضاوت آنها با اين نشانگان غلط از آب در نمي آيد. شناخت دوره زندگي شخص به ويژه در اين مورد اهميت دارد، از آنجايي كه تفاوت كليدي بين اين دو اختلال آنست كهADHD مزمن  و همواره شايع است در حالي كه اختلال دوقطبي چندرويدادي (عارضي) بوده و در دو طيف بالا و پايين نشانه گذاري مي شود.

اين فرآيند نياز به زمان و توجه دارد هر دو عامل در طولاني مدت و در مواقع پريشاني ما شدت مي گيرند. اميد است طرح اصلاح مراقبت هاي بهداشتي در آينده امكان تمايز ذقيق تري را فراهم سازد.



تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد