افكار غير منطقي محدود كننده موفقيت

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

افكار غير منطقي محدود كننده موفقيت

افكار غير منطقي محدود كننده موفقيت

همچنين تحريفات شناختي نيز خوانده مي شود كه اولين بار توسط روانشناس، آرون بك و دكتر ديويد  برنز تشخيص داده شد.

كنترل افكار غيرمنطقي

داشتن اين افكار غير منطقي هر از گاهي عاديست. طرز فكر اشتباه حتي در ميان نخبه ها و اغلبِ افراد باهوش عادي است. همه ما ممكن است در مسيرزندگيمان همچين حسي را داشته باشيم. اين فقط بخشي از انسان بودن است، عكس العملي تكاملي كه براي محافظت و مصون نگه داشتن ما طراحي شده است.

با اين وجود، افكار غير منطقي مي توانند سد راه موفقيتتان شوند و منجر به احساس خطر هايي سالم و ضروري شوند. براي مثال، منتقد درون شما ممكن است بگويد به اندازه ي كافي خوب نيستيد و اينكه شما قطعا شكست خواهيد خورد. بدانديشي و اغتشاش ذهني همچنين مي تواند روابطمان را پيچيده كند. پيش بيني مي كنيد وقتي كه از شما اشتباهي سربزند رئيستان ناراحت مي شود يا اينكه خانواده و دوستان شما را چگونه ارزيابي مي كنند.

خبر خوب اين است كه مي توانيد خودآگاهي لازم را براي توقف وتغيير افكار غير منطقي ايجاد كنيد. با اندكي خودداري، شما مي توانيد فكرتان را از نو بسازيد. به تدريج مي توانيد خودگويي تان را تعديل كنيد كه متناسب تر، انعطاف پذير تر شود و مشوقي باشد تا كمكتان كند به اهدافتان دست يابيد و از عهده ي سخت ترين موقعيت ها نيز برآييد. شناختن افكار مضر مانند افكار غيرمنطقي و موقت قدم اوليه ي مهمي براي رها شدن از استرسي است كه اين افكار به بار مي آورند:

نگاهي مي اندازيم به رايج ترين بدانديشي هاي ذهني كه برنز معرفي كرده است، به همراه مثال هايي از رفتاري كه ممكن است در كار و زندگيتان ظاهر شوند.

فيلتر ذهني

شما تك جزئيات منفي اي را انتخاب مي كنيد و روي آن انگشت مي گذاريد. ممكن است نظرات مثبت زيادي درمورد ارائه ي خود در محل كار دريافت كنيد، اما اگر يكي از همكاران چيزي بگويد كه اندكي منتقدانه باشد، ذهنتان براي چند روز درگير آن مي شود.

برچسب زدن، همه چيز يا هيچ چيز

همه چيز را سياه و سفيد مي بينيد. اگر رئيس تان بگويد تنها در قسمتي از بررسي عملكردتان انتظارات را برآورده نكرديد، به خودتان برچسب «شكست كامل» در كارتان مي زنيد. با اين طرز تفكر، هيچ جايي براي كوچك ترين اشتباهي وجود ندارد- هيچ قسمتي از كارتان وجود نخواهد داشت كه در آن عالي باشيد، تا زماني كه همچنان روي جنبه هايي  كه نياز به تلاش دارد تمركز مي كنيد.

تعميم دادن بيش از حد

اعتقاد به اين كه چيزي هميشه به آساني اتفاق خواهد افتاد به اين دليل كه قبلا يك بار اتفاق افتاده. اگر ماموريت پردرآمدي يكباربه كس ديگري محول شود، به هيچ چيز نمي توانيد فكر كنيد جز، «بخشكي اي شانس! من در هر كاري شكست مي خورم.»

به حساب نياوردن كار هاي مثبت

اين يك فكر رايج براي شما است كه تجربه هايمثبت را با گفتن اين به خودتان كه آنها ارزش نداشتند كم اهميت جلوه دهيد. اگر كار مفيدي انجام داده ايد، دليل بياوريد كه هركس ديگري در گروهتان مي توانست آن را به همان خوبي انجام دهد، پس چه ارزشي دارد؟

زود سراغ نتيجه گيري رفتن

تعبير منفي اتفاقات بدون حقايقي كه نتيجه گيري تان را اثبات كند، نشاني است براي اين طرز نگرش. فرق نمي كند چه باشد، شما پيش بيني مي كنيد كه كارها بد از كار در مي آيند. قبل از ملاقاتي مهم، براي مثال، ممكن است به خودتان بگوييد، «من گند ميزنم.»

استدلال احساسي

شما مي پذيريد كه احساسات منفي مصداقي است بر آنچه چيز ها واقعا هستند.ممكن است شما به خودتان بگوييد: « من درمورد رويداد هاي مربوط به طراحي شبكه احساس ترس مي كنم،» «شركت كردن در آنها فكر بدي است.»

عبارت هاي «بايد» به جاي تمركز روي اينكه چگونه  موقعيت ها را همانطور كه هستند مديريت كنيد، مي خواهيد آنها همانطور كه تصور كرده ايد تغيير كنند. اين «عبارت هاي بايدي» وقتي درمقابل خودتان قرار مي گيرند، منجر به احساس گناه و درماندگي مي شوند، عباراتي همچون، «من بزرگسال هستم. من بايد تا الان احساسم را مي سنجيدم.» كه وقتي در مقابل ديگران قرار مي گيرند، باعث عصبانيت و دلخوري مي شوند. اين مثال خوبي است: «تيم من بايد بتواند اين مشكل را بدون زحمت دادن به من مديريت كند.»

شخصي كردن و سرزنش

اين بدانديشي ذهني زماني كه خودتان را شخصا براي اتفاقي مسئول مي دانيد باعث استرس مي شود كه كاملا تحت كنترل شما نيست. براي مثال، زماني كه در مسير با همكاري برخورد مي كنيد به جاي تلاش براي پيدا كردن دليل مشكل، فكرهايي مي كنيد مثل «همه اش تقصير من است،» بنابر اين شما و همكارتان مانند هم فكر خواهيد كرد. در ضمن اين نيز عادي است كه به خاطر شرايطتان ديگران را سرزنش كنيد و راه هايي كه خودتان احتمالا در ايجاد مشكل نقش داشته ايد را به حساب نياوريد.

آيا هيچكدام از اين الگو هاي فكري در مورد شما صادق است؟ زمان آن رسيده كه طرز تفكرتان را از نو بسازيد بدين نحو مي توانيد بر اين افكار غير منطقي غلبه كنيد.

دفعه ي بعد كه متوجه شديد دچار الگو هاي اين افكار مضر شده ايد، روش تحقيق اخير را كه از روانشناسي شناختي مورد تاييد،  برگرفته شده را امتحان كنيد، كه به شما كمك مي كند افكار منفي اي را كه بر اضطراب، عدم اعتماد به نفس و سندرم فريب تاثير مي گذارند تغيير دهيد.



تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد