سلام
من همسرم كاملا واضح بهم ميگه بهت علاقه ندارم وفقط بخاطر بچه تحمل ميكنم
تا الان كه باهات هستم ,,الانم هست وميگه فعلا هستم همش منو مقصر بد
بداخلاق نامرد تنبل بي عرضه ميدونه,,بعدازهشت سال زندگي همش منو با
ديگران مقاصيه ميكنه,,,,هراختلافي رو علم ميكنه ومدام جار ميزنه
سركوفت ومنت قر وفحش هم روش ولي از اون طرف عشق منو بخودش گرفتن هشت تا
ساگرد ازدواج هشت سال كادوي ازدواج وهشت سال پيش قدم شدن براي پيشرفت
زندگي وه:-[ميشه تلاش وپشت كار كردن ,,از حقوق ۱۵۰هزارتومن شروع ازدواج تا
مدير اجرايي پروژه شغلمون وزدن يك كارگاه مستغل زدن زدن وخريد ماشين وتفريح
وخرج كردن وخريد لذت بردن ولي بازم هميشه بده منم هيچ احساسي بهم نداره
وميگه ازت بدم مياد ولي مجبورم وميمونم فعلا,,,بهش بارها گفتم طلاق ميخواي
واگر كسي تو زندگيته مشكل نداره بيا طلاق بگير ميگه نه,,,,,, يكم خيلي
كوچيك بهش شك دارم ولي حس ميكنم بي مورده لطفا شما كمك كنيد چكار
كنم,,,,بهترين راه حل رو بدين,,