مادر زن يكي از اعضاي خانواده است كه ممكن است ناخودآگاه مشكلاتي براي داماد و دخترش ايجاد كند.
بسياري از دامادها با مشكل روابط والدين خود در زندگي مشترك مواجه هستند و نمي دانند چگونه آنها را مديريت كنند .
ما ايرانيان معمولا مردمي هستيم كه مي گويند والدينشان معمولا عروس خود را دوست دارند.
مادر زن در فرهنگ ايران
- دليل اول ممكن است اين باشد كه هر مادر به دختر خود عشق مي ورزد .
- و فكر مي كند در مورد شادي او را تامين مي كند، بنابراين، معتقد است.
- كه پسرش مي تواند آينده شادي و راحتي دخترش را تامين دهد.
- پس او را مانند پسر خودش دوست دارد!
- اين درست است و تا كنون ممكن است مشكل نباشد.
- اما دليل دوم، درگيري با مادر زن بد است.
- از آنجا كه اين دو شخصيت با دو جنس مخالف هستند.
- جنس آنها را بهتر از رابطه مادر و عروس نمي كند.
- خوب. اين را مي توان در جاي خود برطرف كرد.
- در اكثر توصيه هاي من، اكثر مردان به آن اعتراض كردند.
- آنها گفتند كه همسر من حتي بدون اجازه مادرش غذا نمي خورد.
- و همه چيز كه در خانه ما اتفاق مي افتد بلافاصله مادر زن من خبر دار مي شود.
- متأسفانه اكثر اين گفته ها نيز صحت دارند.
- از آنجا كه بسياري از مادراني را ديده ام كه سعي دارند .
- دخترانشان را به شدت وابسته به شرايط ذهني خاص خود كنند.
- آنها اجازه نمي دهند دخترانشان اشتباهات خود را انجام دهند و اعمالشان را اصلاح كنند.
تربيت دختران براي ازدواج
چنين پدر و مادري نياز جدي براي خود مي دانند كه دخترشان نياز به كمك و هدايت دارد.
در ضمن، بيشتر مادران ناخودآكاه نسبت به رابطه جديد دختران و همسرانشان حسادت مي كنند.
زيرا آنها متوجه مي شوند كه دختراني كه براي سال ها از آنها اطاعت مي كنند.
بلافاصله از مرد ديگري اطاعت مي كنند و به شوهرش تكيه مي كنند.
مادراني كه رابطه خوبي با شوهران خود ندارند.
كه قبلا از دختران تازه متاهل شده خود دلسرد شده اند.
و اكنون در اين وضعيت بوده اند، اكنون مي بينند .
كه دخترشان به ديگران تكيه كرده و تنها او را ترك كرده است.
پس ناخودآگاه احساس دلتنگي مي كنند.
بنابراين، آنها در خانه شروع به آوردن عذرهاي مختلف مي كنند.
از سوي ديگر، داماد خانواده، كه از اين نقطه ضعف آگاه نيست.
اين لحظات مكرر را به مثابه يك نوع آزار و دخالت مي بيند.
عامل عدم شناخت زوجين
در اينجا من به يك داماد محترم توصيه مي كنم كه هيچ مادري عمدا نمي خواهد.
زندگي دخترش را خراب كند و دخترش را محروم كند.
بيشتر تلاش ها و انگيزه هاي مادر به خدمت به روابط خوب بين زن جوان و مرد جوان است.
او مي خواهد به شما در حل مشكلات كمك كند، بنابراين نقش سنتي مادر را ناديده نگيريد.
كه همانا مداخله اي است براي كاهش تنش ها و زندگي بهتر.
مشكل دخالت هاي مادر زن بسيار مهم است. مادر زن ممكن است.
ناخودآگاه مشكلات خود را براي داماد و دخترش ايجاد كند.
خب، دعوا از مسير درست حل مشكل متفاوت است .
و هر دو طرف بايد بين اين دو تفاوت قائل شوند.
گاهي اوقات همسر شما نياز به صحبت كردن با كسي دارد .
و با كسي صحبت مي كند كه در مورد رويدادهاي خوب بين شما و او اتفاق افتاده است.
اين شخص، به غير از مادر زن، نمي تواند كسي ديگري باشد، و بهتر است شخص ديگري نباشد.
مقالات سايت توسط تيم تخصصي مشاوران و روانشناسان “كانون مشاوران ايران “تهيه و پشتيباني شده است.
برخورد صحيح با مادر زن
- اكنون كه او يك شوهر براي دختر تان است .
- و يك داماد براي شما، او نياز به قدرداني از نوعي فداكاري از مادرش دارد.
- پس بين او و مادر تفاوت قائل نشويد .
- و مادر و دختر خود را از رفتن به مسير معقول متوقف نكنيد.
- يادآوري به دختران جواني كه بسيار وابسته به مادرشان هستند:
- شما بايد هر چه زودتر وابستگي خود را به مادر خود كاهش دهيد .
- و سعي كنيد ارتباط معناداري ايجاد كنيد كه نه مادر و نه شوهر هميشه داشته اند.
- و بدانيد مداخله بي مورد مادر همسر تان را اشفته خواهد كرد.
- هنگامي كه با زنان جوان در مورد اين صحبت مي كنم.
- مي گويند ما نمي خواهيم مادرمان در كار ما دخالت كند.
- اما ما خجالت مي كشيم كه به طور مستقيم از آنها بخواهيم.
- او چند سال است كه ما را ناراحت كرده است و اكنون انتظار دارد.
- كه به حرف هايش گوش دهيم، بنابراين ما نمي توانيم .
- چشم خود را بر روي آن بسته و به او بگويم.
- كه ما بهترين كار خود را انجام مي دهيم و ما به شما نياز نداريم.
جلب اعتماد مادر زن
در پاسخ به اين خانم عزيز، اول از همه، شما تمام كارها را به خوبي نمي دانيد.
و بايد آنها را هدايت كنيد؛ دوم، مداخله مستقيم از غير مستقيم متفاوت است.
شما لازم نيست كه هركدام از كلمات و توصيه هاي مادرتان را به شوهر بگوييد.
به طوري كه ممكن است دخالت مادر خود را از يك طرف احساس كند و فكر كند كه به او وابسته هستيد.
از راهنمايي هاي مادرت استفاده كن تا آنچه را كه نياز داريد بگيري و فقط به موارد و كلمات مهم آن گوش كن.
- خانمي گفت: مادر من معتقد است كه ما راحت زندگي نمي كنيم.
- به طور مداوم مي گويم بياييد به خانه ما برويم يا اصرار دارد كه ما را ببرد.
- و ما را به خانه برساند من مي خواهم خودم را بسازم.
- و شوهرم نيز همين طور و دوست داريم كه در كنار هم به تنهايي غذا بخوريم و راحت باشيم.
- در حالي كه مادر من مي گويد شما نمي توانيد غذا درست كنيد و مثل بچه ها با ما رفتار مي كند.
۱۷:۲۱
- ۵۶ بازديد
- ۰ نظر

