قهرمان كيست و قهرماني چيست؟

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

قهرمان كيست و قهرماني چيست؟

قهرمان كيست و قهرماني چيست؟

قهرمان در فرهنگ ما معاني زيادي را همراه خودش يدك مي‌كشد، اما اين موضوع هم از آن دست موضوعاتي است كه با گذشت زمان از لحاظ مفهوم ساختاري و حتي كلامي دچار تغييرات عديده‌اي شده است. روزگاري در جوامع مختلف با توجه به تمام آيتم‌هاي موجود قهرمانان بيشتر از ميان نام‌آوران جنگي و انسان‌هاي قدرتمند انتخاب مي‌شدند. كم‌كم با پيشرفت جوامع و اضافه شدن تعاريفي مانند اخلاق و مدنيت آيتم‌ها جديدي به تعريف يك قهرمان اضافه شدند و در نهايت به امروز مي‌رسيم با تعاريفي متعدد و نماهايي عجيب درباره شكل و شمايل اين مفهوم. روزگاري شايد قهرمان‌ها مجموعه آمال و آرزوهاي يك انسان يا يك مجموعه از انسان‌ها بودند. قهرمان مي‌بايست مانند دانشمندان همان روزها در خيلي از زمينه‌ها صاحب قدرت باشد تا بتواند قهرمان شود. بعدها ايرانيان صفات اخلاقي را به اين قهرمان سنجاق كردند و از او شمايل يك پهلوان را ساختند كه مي‌توانست چراغ راه خوبي براي انسان باشد. چراغ راهي كه بتوان او را به عنوان در حقيقت يك اسطوره در جايگاه تقليد قرار داد. اين تعريف توانست سال‌ها، شايد تا همين آدم‌هاي نسل من پايدار بماند و براي خودش ترك‌تازي كند تا اين‌كه مي‌رسيم به دنياي شلوغ امروز. دنيايي كه آدم‌هاي عجيب و غريبي دارد. دنيايي كه احتمالا نسل من و قبل‌ترش در آن نشسته و خاموشي تك تك قهرمان‌هايش را به سوگ مي‌نشيند و برايشان مرثيه‌سرايي مي‌كند و غصه مي‌خورد كه چرا ديگر كسي نيست كه جايگزين آنها بشود، اما…

316

در اينجا با يك اماي بزرگ روبه‌روييم. امايي كه شايد خيلي از ما به آن توجه نكرده باشيم و خوب درباره‌اش نينديشيده‌ايم. ما اقتضائات موجود نسل بعد از خودمان را فراموش كرده‌ايم و حتي جايي رفتار آنها را به سبب اين‌كه توهين آميز خوانده‌ايم، محكوم كرده‌ايم، اما اين همان نكته‌اي است كه بايد به آن توجه مي‌كرديم. انسان مدرن با توجه به ساختار اجتماعي و تكنولوژيكي‌اي كه در آن زندگي مي‌كند، مي‌تواند به جاي يك قهرمان چند قهرمان داشته باشد. ماجرا اين است كه آدم مدرن ديگر با يك شخص و نصب‌العين قرار دادن او نمي‌تواند رابطه برقرار كند. او با توجه به حجم عظيم اطلاعاتي كه در كنار خودش دارد، ديگر به قهرماني كه درباره هر موضوعي ياري‌اش كند نياز ندارد و بيشتر به دنبال قهرمان زودگذري مي‌گردد كه يا موضوعات مورد علاقه‌اش را تفسير كند يا مانند خيلي روزهاي قبل در يك زمينه خاص و عجيب باشد. در موارد زيادي هم ديده مي‌شود كه انسان مدرن به جاي اسطوره‌سازي تنها به برداشت مقطعي از قهرمان اكتفا مي‌كند تا زماني كه نيازش برطرف شود و قهرمان جديدي در حوزه‌اي ديگر بيابد.

316

اين شايد از منظري اتفاقي خوب است براي انسان. انساني كه واقعا شبيه هيچ كس نيست و حالا امروز خودش هم نمي‌خواهد شبيه كسي باشد. او مي‌خواهد خودش باشد و به جاي زير سقف كسي قرار گرفتن، خودش سقف ديگران باشد. گفتم اين اتفاق خوبي است و تعريف جديدي از قهرمان و اسطوره در ادبيات جديد ارائه مي‌دهد، اما يك زنگ خطر هم دارد. زنگ خطري كه به ما گوشزد مي‌كند، انسان مدرن چقدر فراموشكار شده و خوبي‌ها و بدي‌ها را چقدر زود فراموش مي‌كند. زنگ خطري كه شايد در بسياري از موارد سبب سطحي شدن مي‌شود و خيلي‌هاي به زعم رسيدن به ماجراي كلي يك موضوع بعد از چند كليك ماجرا را رها مي‌كنند و در سطح مي‌مانند و… بله مي‌شود هزار تا آيتم ديگر براي اين زنگ خطر در كنار تمام خوبي‌هايش پشت هم قطار كرد. به نظر مي‌رسد كه انسان مدرن با تمام تفاسيري كه گفته شد و سواي تمام تعاريف نو و كهنه بايد تعريف دقيق‌تري براي اين واژه بيابد تا به قول قديمي‌ها نه سيخ بسوزد و نه كباب.

316

نمي‌دانم شما جزو كدام دسته قرار مي‌گيريد، اما شخصا جزو آدم‌هايي هستم كه چند قهرماني را مي‌پسندم. اين‌كه آدم بايد در هر زمينه‌اي يك قهرمان و الگو داشته باشد، نكته مهمي است و البته مهم‌تر اين‌كه اين قهرمان‌ها تنها نمادهايي هستند براي ترغيب بيشتر براي رسيدن به هدف نهايي و نه اسطوره‌هايي بت‌گونه كه اشتباه در كارشان نيست. قهرمان‌هاي امروز من آدم‌هايي از جنس خودم هستند كه براي خودم بتشان نكرده‌ام. آنها را انسان‌هايي متعالي مي‌بينم. خاكستري. گاه سپيد و حتي گاه سياه. قهرمان امروز به نظر من مي‌تواند اين مدلي باشد. مثلا از طرفي يك قهرمان عاطفي همچون مادرم كه هميشه به او تكيه داده‌ام و در خيلي موارد به او اقتدا مي‌كنم و از طرفي ديگر مثلا فلان كارگردان يا مهندس بزرگ براي رسيدن به جايگاهي رفيع‌تر. به هر حال به نظرم اين راهكار امروز جامعه ماست. اين‌كه قهرمان‌هاي زيادي داشته باشيم و فراموش نكنيم كه در بسياري زمينه‌ها خودمان مي‌توانيم قهرماني باشيم براي ديگران. اتفاق شيرين و سختي كه بايد براي رسيدن به آن تلاش كنيم. و نكته ديگر اين‌كه اگر زماني قهرمان‌ها سقف بودند، امروز به ستون تبديل شده‌اند. ستون‌هايي كه براي استواري سقف‌هايي به مراتب بلندتر از گذشته نقش كليدي‌تري را بازي مي‌كنند.

316

چرا قهرمان مي‌پروريم؟

قهرمان مي‌تواند در يك فيلم، داستان، نمايش، بازي كامپيوتري و يا فردي يا چيزي از جامعه اطراف ما باشد. قهرمانان معمولا افرادي دوست‌داشتني با خصايص انساني و گاهي مافوق بشري هستند و ضدقهرمان فردي خبيث و خلافكار. فرويد معتقد است ماموريت قهرمان داستان، شكست‌دادن ضدقهرمان و در واقع يك حركت نمادين براي حل‌كردن عقده اديپ است. بر اساس نظريه فرويد، شخصيت شرور داستان، اميال غريزي خود را به آزادي ابراز و ارضا مي‌كند و به اين ترتيب احساس خوشايند آزادي و لذت‌بردن از گناه، بدون انجام آن، در بيننده و خواننده ايجاد مي‌شود و درنهايت با شكست‌خوردن ضدقهرمان، همگي احساس آرامش مي‌كنند. اتو رانك، روان‌كاو اتريشي و از شاگردان فرويد كه تحصيلات اصلي‌اش در زمينه هنر و انسان‌شناسي بود، نظريه «اسطوره تولد قهرمان» را در سال ۱۹۱۲ ارائه كرد. او با بررسي زندگي بزرگاني مانند حضرت عيسي(ع)، حضرت موسي(ع)، كوروش، اوديپ، تريستيان، هركول و… به يك سري كليشه براي آفرينش و خلق قهرمان رسيد، به اين ترتيب:

۱- پيش‌گويي تولد قهرمان ۲- تولد به‌عنوان يك نجيب‌زاده يا منجي ۳- دشمنان شيطان‌صفت ۴- رهاشدن در كودكي ۵- بزرگ شدن توسط پدر و مادر غيرواقعي ۶- بازگشت به سرزمين پدري در بزرگ‌سالي ۷- انتقام و مدعي اصالت شاهانه خود شدن. و جالب آن‌كه بعد از حدود صد سال تمام اين كليشه‌ها به‌دقت در خلق «هري پاتر» به‌عنوان آخرين و يكي از بزرگ‌ترين قهرمانان حال حاضر جهان، صدق مي‌كند. مي‌توان بحث را به‌سمت علاقه فرهنگي ما به قهرمانان تنها و خسته كشاند و علاقه غربي‌ها به قهرمانان گروهي. رستم، سهراب، قيصر و تختي در مقابل دلاوران ميزگرد، سه تفنگ‌دار، ارباب حلقه‌ها (ياران حلقه)، هفت سامورايي و هفت دلاور. نسبت افرادي كه در ايران بخش تك‌نفره بازي‌هاي كامپيوتري را انجام مي‌دهند، به تعداد كل بازيگرها و ميزان علاقه ايرانيان به بازي‌هاي اكشن اول شخص در مقابل بازي‌هاي استراتژيك و بخش‌هاي گروهي و آن‌لاين بازي‌ها (صرف نظر از محدوديت‌ امكانات) دليل ديگري بر اين مدعاست. علاقه ما به قهرمان‌پروري از افراد فوت شده و عدم توجه به همان افراد در زمان حيات نيز زبانزد خاص و عام است.

اما موضوع را مي‌توان كمي ساده‌تر نگاه كرد. قهرمان زندگي پدر و مادرها، فرزندان خردسال آنها هستند كه قرار است در آينده فرد مفيدي براي جامعه شوند و مايه‌ افتخار والدين. قهرمانان زندگي ما بسته به نوع علايق دكتر حسابي و انيشتين و يا بت‌من و هري پاتر هستند. فرزندان و اين افراد نام‌آور وظيفه دارند ضعف‌ها و ناتواني‌هاي ما را در زندگي جبران كنند، آرزوهاي برآورده نشده ما را برآورده كنند و ترس‌هاي واقعي ما را به آرامشي هرچند تخيلي تبديل كنند. ما گاهي قهرمانان گذشته را با حس نوستالژيك خاص فرهنگمان در هم مي‌آميزيم و در دل آرزوي بازگشت آنها را داريم.

چند ميليارد انسان عادي و تعداد اندكي قهرمان و ضدقهرمان و تاثيري كه اندك‌اندك بر ناخودآگاه و خودآگاه ما مي‌گذارند؛ جهان، زندگي و خاطرات ما همين‌ها هستند. اينجاست كه بايد به احترام قهرمان‌سازاني مانند استيو جابز و جان لاسه‌تر كه پيكسار را براي ما هديه آوردند، كلاه از سر برداريم. فراموش نكنيم كه هر يك از ما قهرمان و يا ضدقهرمان زندگي خود و اطرافيانمان هستيم و اگر همه سوپرمن يا ابوعلي‌سينا بوديم، زندگي ديگر مزه‌اي نداشت.

316

قهرمان يا ضد قهرمان؟

جايي در نمايش گاليله برتولت برشت، بنيامين نامي از ميان انبوه شاگردان گاليله پس از اين‌كه استادش برخلاف نوشته‌هاي خود زير فشار ارباب كليسا و در دادگاه تفتيش عقايد ظاهرا گردبودن زمين و گردش آن به دور خورشيد را انكار مي‌كند تا جان سالم به در ببرد، به استادش مي‌توپد و مي‌گويد: «بدبخت ملتي كه قهرمان ندارد يا قهرماني مثل تو دارد!» او هم بي‌تامل در پاسخش مي‌گويد: «بدبخت ملتي كه نياز به قهرمان دارد!»

اين سخن تامل‌برانگيز گاليله، نفس قهرمان و قهرمان پروري را زير سوال مي‌برد و سخني است البته پرمعنا در باب ساز و كار اين ديدگاه. چرا مردم به قهرمانان متوسل مي‌شوند؟ نگاهي به پيشينه جوامع و سير تحول اين مفهوم، نشان مي‌دهد كه از آغاز، توده‌هاي مردم به خاطر كوتاه‌بودن دستشان از همه چيز و همچنين سازوكار انحصاري قدرت، چشم انتظار منجي يا قهرماني بوده‌اند تا بلكه او بتواند زبان گويا و دست كنشگرشان باشد. قهرمان‌ها در آغاز منش جنگاوري و زورمندي داشته‌اند. يعني كسي كه توان جسمي‌اش و شهامتش از ديگران بيشتر بوده و به طبع مي‌توانسته خطر كند و كاري كارستان از پيش ببرد. مردمان نيز پس از درك او و گرد آمدن به دورش او را تشجيع مي‌كرده و مي‌ستوده‌اند تا بتواند مجري خواسته‌هاي آنها باشد.

رفته رفته با پيشرفت جوامع و سير تكاملي اين مفهوم در آثار ادبي، قهرمان فقط به كسي گفته نمي‌شد كه صرفا زور بازو دارد، بلكه چه بسا داراي چنين خصلتي هم نبود، ولي همچنان قهرمان ديگران تلقي مي‌شد. در ادبيات و آثار داستاني اين مفهوم بدل به شخصيت اصلي داستان‌ها شد كه جذابيت بيشتر و هم‌زمان كنشمندي بيشتري از شخصيت‌هاي فرعي و جانبي داستان دارد. اين بود كه مفهوم قهرمان هم توسعه پيدا كرد و گاه از عينيت به ذهنيت بدل شد: قهرماناني كه توانايي شگرفي دارند، ولي لزوما وجود خارجي ندارند و در حد مفهومي متعالي ظاهر مي‌شوند. قهرمانان محبوب داستان‌ها و رمان‌هاي مهم از اين دسته‌اند.

نكته قابل توجه در اين ميان، گسترش اين مفهوم و اين تلقي از رهگذر مطبوعات و رسانه‌هاي مدرن است. به اين معنا كه در رسانه‌هاي مدرن، قهرماناني علم مي‌شوند كه فقط در يك زمينه توانايي يا برتري دارند و ديگران را شيفته خود مي‌كنند. بازيگران سينما، ورزشكاران و برخي چهره‌هاي سياسي و فكري و علمي در اين زمره‌اند. هم‌زمان با سير تند وقايع و روند شتابناك جامعه، اين قهرمانان هم خيلي زود فراموش مي‌شوند و از يادها مي‌روند. و باز قهرمانان ديگري جايشان را مي‌گيرند.

در ميان ضدقهرمان‌ها، دون كيشوت، البته مفهومي فراتر از يك عصر و زمانه و جايگاهي ابدي دارد و دون كيشوت‌هاي بسياري در هر زمينه و به هزار جلوه در ميان ما زندگي مي‌كنند. من به شخصه برخي از خصلت‌هاي قهرمان‌هاي كلاسيك و تمام عيار را صرفا دوست دارم و از آنها مي‌آموزم، ولي هرگز نتوانسته‌ام براي خودم قهرماني تمام عيار و هميشگي برگزينم. شايد نگاهم به ساز و كار قهرماني و قهرمان‌پروري در اين زمينه بي‌تاثير نباشد، ولي دون كيشوت را هيچ‌گاه از ذهنم نمي‌توانم بيرون كنم. او ضدقهرمان جذاب و آموزنده‌اي است. و اين ضدقهرمان و كارهاي به ظاهر مسخره‌اش، بسياري سخن‌ها با ما دارد و در كنار پوزخندي كه بر لبان هر كس مي‌آورد، وجه تراژيك و گروتسك عميقي نيز دارد. و آن وارونگي تمام ارزش‌هاي يك جامعه است. آن هم زماني كه دون كيشوتي، باور دارد كه قهرمان بزرگي است كه بايد همگان قهرمانش بدانند و تقديسش كنند. اين است كه در روزگار غريبي به سر مي‌بريم كه هيچ چيز معناي خودش را ندارد، جاي قهرمان و ضدقهرمان هم عوض شده و مفاهيم همواره مغشوش مي‌شوند.



بهترین فیلم های ابرقهرمانی تاریخ سینما

 مرد عنکبوتی (SpiderMan)

سال تولید: ۲۰۰۲
کشور سازنده: آمریکا
زبان: انگلیسی
ژانر: اکشن، ماجراجویی، علمی-تخیلی
رده سنی: ۱۳+
کارگردان: سم ریمی (Sam Raimi)
بازیگران اصلی: توبی مگوایر (Tobey Maguire)، کریستن دانست (Kirsten Dunst)، ویلم دفو (Willem Dafoe)
مدت‌زمان: ۲ ساعت و ۱ دقیقه
امتیاز IMDb: امتیاز ۷٫۳ از ۱۰
امتیاز Rottentomatoes: امتیاز ۹۰ از ۱۰۰

درباره مرد عنکبوتی، از بهترین فیلم های ابرقهرمانی جهان

پیتر پارکر دانش‌آموزی خجالتی است که روزی هنگام بازدید از آزمایشگاه عنکبوتی جهش‌یافته و رادیواکتیوی او را نیش می‌زند. طولی نمی‌کشد که پیتر متوجه توانایی‌های خاصی می‌شود که پیدا کرده است: از نظر جسمانی فوق‌العاده قوی شده است، می‌تواند از دیوار راست بالا برود و به آن بچسبد، و از مچ دستش تار عنکبوت پرتاب کند! پس از حادثه غم‌انگیزی که برای یکی از اعضای خانواده‌اش اتفاق می‌افتد، مصمم می‌شود از این توانایی‌ها استفاده کند. توانایی‌هایی که باید از آنها برای مبارزه با جرم و جنایت استفاده کند. بهترین فیلم های ابرقهرمانی

امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد