ده ويژگي والدين سالم

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

ده ويژگي والدين سالم

همه والدين سالم در موارد خاصي شبيه هم هستند و در مواردي با ديگران متفاوتند. مواردي كه شبيه هم هستند نشان دهنده ويژگي هاي اصلي است كه والدين خوب را تشكيل مي دهد. اگر پدر و مادر بسياري از اين ويژگي ها را داشته باشند، به اندازه كافي پدر و مادر خوبي هستند. به اندازه كافي خوب، براي بزرگ كردن فرزندان سالم.

براي مطالعه بيشتر:

دستورالعمل هايي براي ارتباط والدين-كودك

نكات ارتباطي براي والدين جوان

والدين ممكن است آن ويژگي هاي مناسب را داشته باشند يا نداشته باشند. آن ها نمي توانند آن ويِژگي ها را در يك فروشگاه خريداري كنند و يا با خواندن در مورد آن ها در يك كتاب آموزشي يا وبلاگ آن ويژگي ها را بدست آورند. آن ها از روش آموزش و پرورشي كه از والدين خود يادگرفته اند، بدست مي آيند. هم چنين مي توانند  از خود واقعي  يا از درمان بدست آيند.

  1. همدل بودن: همدلي بدون شك مهم ترين كيفيتي است كه والدين سالم دارند. آنها قادر هستند خود را به جاي كودكان خود بگذارند و بنابراين آن ها مي توانند عميق ترين احساسات كودك و زبان بدن كودك را درك كنند. اين همچنين به آن ها كمك مي كند تا هنگامي كه كودك بي وقفه گريه مي كند، صبر و تحمل خود را از دست ندهند. آن ها درك مي كنند و صبر دارند.
  2. صميمي بودن: والدين سالم به فرزندان خود متصل هستند. مطالعات متعدد نشان داده است كه براي فرزند، داشتن صميميت واقعي و دلبستگي به مادر و پدرش تا چه اندازه مهم است. آزمايش هاي هارلو با ميمون ها نشان داد كه وقتي ميمون هاي كودك از مادر محروم بودند، با مشكلات رواني رشد مي كنند. اگر پيوند اول كودكي كافي باشد، او قادر خواهد بود بعدا با ديگران نيز پيوند خوبي داشته باشد. والديني كه نمي توانند پيوند داشته باشند (مانند كساني كه از افسردگي رنج مي برند) قادر نخواهند بود كه اين عنصر ضروري براي رشد سالم را فراهم كنند.
  3. توجه: كودكان به توجه نياز دارند. اگر آنها نور چشمي هاي پدر و مادرشان باشند، با حس سالمي درمورد خودشان رشد مي كنند. آن ها از توجه ديگران از جمله دوستان و معلمان، احساس با ارزش بودن مي كنند. اگر والدين زياد مشغول باشند و يا موارد ديگري مانع  توجه به فرزندان به اندازه كافي شود، فرزندان با نياز به توجه رشد مي كنند و هنگامي كه آن را دريافت مي كنند، خود را لايق آن نمي دانند.
  4. احترام: پدر و مادراني كه واقعا به خود احترام مي گذارند، قادر هستند به فرزندان خود نيز احترام بگذارند. با يك كودك بايد محترمانه رفتار شود تا احترام به خود در او رشد پيدا كند. والدين با احترام، فرزندان خود را رهبري نمي كنند، بلكه به آنها راهنمايي مي كنند كه چيزهايي را براي صلاح خودشان بدانند. هنگامي كه آن ها ياد مي گيرند به خود احترام بگذارند، كودكان به گونه اي رشد خواهند كرد تا بزرگسالاني باشند كه از كاركنان و دوستان خود احترام دريافت مي كنند.
  5. دوست داشتن: والديني كه عاشق هستند، قادر به دوست داشتن فرزندان خود نيز خواهند بود. كودكاني كه دوست داشته شوند، احساس مي كنند كه دوست داشتني هستند و با الهام عشق از ديگران از جمله دوستان و همكاران خود رشد مي كنند. وقتي والدين فرزندان خود را دوست دارند، آن ها  نيز احساس مي كنند كه پذيرفته شده اند و معناي مربوطه را درك مي كنند كه تعلق دارند. والديني كه فرزندان خود را دوست دارند، در مورد احساسات خود مراقبت مي كنند و يك پناهگاه امن براي آنها در جهاني فراهم مي كنند كه در آن احساس ناامني وجود دارد.
  6. نظم و انضباط: والدين سالم در زندگي خود نظم و انضباط دارند و از اين رو آن ها نظم و انضباط را به عنوان الگويي براي كودكان خود تبديل مي كنند و قاطعانه (اما نه به شدت) آن ها را به سوي منضبط بودن هدايت مي كنند. به كودكان بايد چگونگي مديريت زندگي به طريقي مفيد نشان داده شود و همچنين چگونگي مديريت احساسات خود و مقابله با احساسات ديگران نيز بايد به آن ها ياد داده شود. ممكن است زمان هايي وجود داشته باشد كه كودكان بايد مجازات شوند، اما پدر و مادر سالم با آرامش و به طور دوست داشتني كودكان را تنبيه مي كنند، نه با عصبانيت يا شدت.
  7. با هم بودن: براي اين كه والدين رابطه سالم با فرزندان خود داشته باشند، بايد با يكديگر نيز رابطه سالمي داشته باشند. اگر والدين با توجه به نحوه برخورد با فرزندان خود با يكديگر خوب رفتار نكنند، اين امر باعث ايجاد مشكلاتي خواهد شد. اگر يكي از والدين به مجازات كودكان اعتقاد داشته باشد، در حالي كه ديگري معتقد به نوازش او باشد، كودك گيج شده و بدون درك از آنچه به معناي همبستگي است، رشد مي كند.
  8. صادق بودن: هيچ چيز بدتر از آن چيزي نيست كه والدين به يك فرزند مي گويند كه يك چيز را انجام دهد، اما خودشان كار ديگري انجام مي دهند كه متفاوت است. به عنوان مثال، پدر به كودك مي گويد كه سر برادر كوچكتر خود فرياد نكشد، اما بعد سر همسرش فرياد مي كشد. صادق بودن واقعا بهترين سياست است، همانطور كه بنجامين فرانكلين گفت؛ براي والدين صادق بودن با يكديگر و فرزندانشان مهم است. اگر والدين به فرزند خود قولي بدهند، بايد اين وعده را حفظ كنند. در غير اين صورت، كودك بدگمان و متقلب خواهد شد.
  9. بازي: والدين سالم مي دانند كه چگونه مي توانند با كودك بازي كنند و شادماني زندگي را به فرزندان خود انتقال دهند. جمله معروفي مي گويد كه: “كار به تنهايي و بازي نكردن باعث مي شود جاني پسر بسيار كسل كننده اي بشود”. قادر بودن به بازي به اين معني است كه مي توانيد آرام شويد. والديني كه با فرزندان خود بازي مي كنند و يا از تماشاي بازي كودكان خود لذت مي برند، به آن ها اهميت لذت بردن از زندگي را آموزش مي دهند و اين كه همه چيز جدي نيست.
  10. اخلاق. يكي از مهمترين وظايف والدين اين است كه فرزندان خود را اجتماعي كنند. آنها به فرزندان خود آموزش مي دهند كه مهربان باشند، و هنگامي كه با ديگران رفتاري مي كنند، هدفمند به خود نگاه كنند. آن ها “سيستم اعتقادي” ندارند، اما با توجه به شايستگي ها، هر وضعيت را به صورت جداگانه قضاوت مي كنند. آن ها به كودكان خود آموزش مي دهند كه نبايد ديگران را دنبال كنند، و پيروي از وجدان فردي خودشان صحيح است.


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد