راهنماي والدين براي كنترل خشم

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

راهنماي والدين براي كنترل خشم

تربيت فرزند آرام: چگونه كنترل را بدست بگيريد زماني كه كودكتان شما را عصباني مي كند
چرا از كوره در رفتن وقتي كه كودكان ما را عصباني مي كنند انقدر متداول است ؟ دلايل بسياري وجود دارد اما، به نظر مي رسد عمدتا به اين خاطر است كه ما به خودمان اجازه مي دهيم كه از كوره در رويم. در واقع، وقتي بيش از حد عصباني مي شويم، وقتي هيجاني برخورد مي كنيم، به جاي استفاده از راه هاي ديگر، به رفتار كودكانمان اجازه مي دهيم كه چگونگي رفتارمان را تعيين كند.
ما خيلي كار ها را خودكار انجام مي دهيم، حتي بدون اينكه راجع به آن فكر كنيم. اين اغلب بدين خاطر است كه ما باور داريم كودكانمان بايد تحت كنترل ما باشند، به جاي اينكه لحظه اي درنگ و فكر كنيم و بگوييم: «صبر كن، اول بايد خودم را كنترل كنم قبل از اينكه چيزي بگويم.» بهترين راه براي اينكه خود را از عصباني شدن بازداريد اين است كه تشخيص دهيد عصباني خواهيد شد و چه چيز باعث مي شود عصباني شويد. در حقيقت، احتمالا اين يكي از مهم ترين كارهايي است كه مي توانيد به عنوان پدر و مادر انجام دهيد.

براي مطالعه بيشتر:

شيوه هاي فرزند پروري و تاثير آن در ابراز خشم

پرخاشگري كودكان در سنين مختلف

در اين ميان، رازي وجود دارد: زماني كه خودتان را كنترل مي كنيد، معمولا كودكتان نيز آرام مي شود. به ياد داشته باشيد، آرامش مسري است و همينطور اضطراب. وقتي ما در جايگاه پدر و مادر عصبي يا مضطرب مي شويم، مسلم است كه اين باعث ايجاد اضطراب در كودكانمان مي شود. همچنين مي توان گفت احتمالا بزرگترين نگراني شما به عنوان پدر و مادر،از نظر هيجاني واكنش پذير بودن است. از اين نظر به اين مسئله نگاه كنيد: اگر نمي توانيد آرام شويد، اگر نمي توانيد خونسردي خود را حفظ كنيد، آنچه واقعا انجام مي دهيد اين است كه سهوا همان جوي را به وجود مي آوريد كه داريد تلاش مي كنيد از بين ببريد.
وقتي سعي مي كنيد به جاي اضطراب خودتان، رفتار كودكتان را مديريت كنيد، آنچه انتقال مي دهيد اين است كه «من كنترلم را از دست داده ام. من بايد رفتار تو را تغيير دهم تا حس بهتري داشته باشم!»
به اين مثال توجه كنيد. فرض كنيد شما داريد به كودكتان ياد مي دهيد چگونه دوچرخه سواري كند. كودكتان ياد نمي گيرد و بد عنق شده و با شما بحث مي كند. شما درمانده، رنجيده خاطر، عصباني و نا اميد شديد، زيرا در درون حس مي كنيد شما مسئوليد به او ياد دهيد كه چگونه دوچرخه سواري كند و او گوش نمي دهد و شما شروع به مقابله با آن مي كنيد. سر كودكتان داد مي زنيد زيرا از كوره در رفته ايد. نتيجه ي نهايي اين است كه احتمالا كودكتان از دوچرخه خواهد افتاد. دليلش اين است كه: او مملو از اضطرابي شده كه اطرافش را گرفته و او نمي تواند تمركز كند. او احساس مي كند مجبور است كاري انجام دهد و با شكست خوردن به آن واكنش مي دهد. چه كاري مي توانيد انجام دهيد؟ به جاي پرخاشگري و واكنش به اين دليل كه احساس مي كنيد مجبوريد به كودكتان ياد دهيد دوچرخه سوار شود، سعي كنيد او را در اطراف بچرخانيد و از خود بپرسيد: «چگونه مي توانم كاملا آرامشم را حفظ كنم و چقدر اين رفتار من مي تواند در درست پيش رفتن كودكم كمك كند؟» به خود يادآوري كنيد كه شما مسئول آموزش دوچرخه سواري به او نيستيد، شما مسئول حفظ خونسردي خودتان هستيد. از اين رو، شما مي توانيد به موثرترين راهي فكركنيد كه، مي توانيد كمكش كنيد ياد بگيرد.
به اين دليل است كه اگر نتوانيم خودمان را آرام كنيم احتمالا دقيقا همان چيزي را به وجود مي آوريم كه در تلاشيم از آن دوري كنيم- شكست. به كسي كه آرام و متين است و او را مي شناسيد فكر كنيد؛ شخصيتشان همه را در اتاق تحت تاثير قرار مي دهد. وقتي آرام هستيد، همين تاثير را روي فرزند و خانواده تان خواهيد گذاشت. اين به فرزندتان كمك خواهد كرد كه ياد بگيرد چگونه زماني كه عصبي يا آشفته است خود را تسكين دهد و او را بهتر قادر خواهد ساخت آنطور عمل كند كه در لحظات پُر تنش بايد انجام دهد. و در اين لحظات نبايد مجبور باشد با شما جنگ و دعوا كند، زيرا شما به صورت موثر از اين جنگ قدرت فاصله گرفته ايد – با حفظ آرامش در زماني كه او روي نقطه ضعفتان دست مي گذارد.
اتفاقا، به نظر مي رسد هيچ كس نمي خواهد از كوره در رود- هيچ كس دوست ندارد ناراحت باشد. هدف اغلب خانواده ها اين است كه خونسردي خود را حفظ كنند، اما معمولا آنها نمي دانند چگونه اين كار را انجام دهند. حقيقت اين است كه، هركسي بايد بهترين روشي كه بتواند اين را انجام دهد را پيدا كند. (نظراتي درمورد چگونگي انجام اين وجود دارد كه مي شود در يك دقيقه توضيحشان داد). اما نهايتا، مهم اين است كه چگونه كنترلتان را از دست ندهيد و به خودتان اين اجازه را ندهيد و دليل خوبي براي اين وجود دارد. وقتي در مقابل فرزندانمان به شدت عصباني مي شويم، آنچه در واقع منتقل مي كنيم اين است كه: «من كنترلم را از دست داده ام. من مي خواهم تغيير كني تا احساس بهتري داشته باشم». بنابر اين هدف اين است كه بدانيم چه اتفاقي درحال وقوع است، و فهميدن اينكه كنترش چقدر مهم است، و در نهايت كنترل خود را بدست بگيريم. سوالي كه احتمالا خواهيد پرسيد اين است كه «گفتنش راحت است، چگونه مي توانم اين كار را انجام دهم؟» در اينجا راهكار هايي كه براي پدر و مادر ها مفيد است آمده:
۱- قول دهيد از كوره در نمي رويد.به خودتان ياد آوري كنيد كه داريد سعي مي كنيد كنترل خود را حفظ كنيد. توجه كنيد چه چيزي باعث عصبانيت شما مي شود- آيا اين است كه فرزندتان شما را ناديده مي گيرد؟ يا حاضر جوابي باعث آزار شما شده است؟ هميشه راحت نيست و به نظر ميرسد براي هر كسي سخت باشد كه عصبانيتش را صد در صد مواقع كنترل كند، اما هنوز، دادن اين قول به خودتان شروع آرامش براي همه ي اعضاي خانواده تان است.
۲- بپذيريد كه فرزندتان دست روي نقطه ضعفتان خواهد گذاشت. معمولا از اين ناراحت مي شويم كه فرزندانمان آنچه مي خواهيم انجام دهند را انجام ندهند. گوش ندهند يا اطاعت نكنند. در ذهنمان، شروع به نگران شدن درمورد اين مي كنيم كه به عنوان پدر و مادر كارمان را خوب انجام نمي دهيم. از اين نگرانيم كه نمي دانيم چه كاري انجام دهيم تا آنها را تحت كنترل خودمان در آوريم. گاهي به سرعت به آينده مي رويم و حيران مي شويم كه آيا بقيه ي زندگيشان را نيز اينگونه خواهند بود. در كوتاه مدت به سراغ هر فكر غلطي مي رويم. و با اين كار، اضطرابمان شديد مي شود. به نظر مي رسد بهترين راه اين است كه براي اين كه فرزندتان شما را عصباني خواهد كرد آماده باشيد و آن را شخصي نكنيد. به عبارت ديگر، فرزندتان دارد كار خودش را انجام مي دهد (كودكي كه نمي تواند مشكلاتش را حل كند) و كار شما اين است كه آرام بمانيد تا بتوانيد او را راهنمايي كنيد.
۳- آنچه در قبالش مسئول نيستيد را درك كنيد.براي خيلي از پدر مادر ها گيج كننده است كه بدانند مسئول چه هستند و مسئول چه نيستند، و اگر در برابر چيزهايي كه در واقع به شما مربوط نيستند احساس مسئوليت كرديد- چيز هايي مانند اينكه او به موقع از خواب بيدار شود يا تكاليفش را كامل كند- موجب درماندگي خواهد شد. آنها به شما مربوط نيستند- آنها به فرزندتان مربوط هستند. اگر مدام فكر مي كنيد كه سرانجام كارها چگونه است، در كار هاي فرزندتان مداخله مي كنيد طوري كه باعث استرس بيشتر و دوباره كاري مي شويد. بنابر اين مي توانيد بگوييد: «من مسئول اين هستم كه به تو كمك كنم تا بفهمي چگونه مشكل را حل كني. اما من مسئول حل كردن مشكل برايت نيستم.» اگر احساس كرديد شما مسئول حل مشكلات فرزندتان هستيد، سپس او حس نمي كند كه خودش مسئول حل آنها است. شما بيشتر و بيشتر پريشان خواهيد شد و بيشتر و بيشتر تلاش خواهيد كرد. شما مسئول اين نيستيد كه فرزندتان را مجبور كنيد به حرفتان گوش دهد، اما اينكه وقتي به حرفتان گوش نميدهد چگونه عكسالعمل نشان دهيد وظيفه ي شماست.
بنابر اين هم اكنون بايد در برابر اين نوع افكار آرامشتان را بيشتر حفظ كنيد. اگر احساس كرديد مسئوليد فرزندتان را مجبور كنيد گوش دهد، به اين فكر كنيد- چگونه بايد اين را انجام دهيد؟ چگونه مي توان ديگري را به انجام كاري مجبور كرد؛ چگونه مي توانيم آنچه شخص ديگري انجام مي دهد را كنترل كنيم؟ در عوض تصميم بگيريد مسئول اين باشيد كه اگر فرزندتان به شما گوش نكرد چگونه با او برخورد كنيد. به عواقبي فكر كنيد كه مي خواهيد به او بدهيد، بر پايه ي آنچه مي توانيد يا نمي توانيد با آن زندگي كنيد، خط قرمز هاي خودتان. در بلند مدت، اينكه محكم بايستيد به شما كمك خواهد كرد راهنمايي باشيد كه فرزندانتان نياز دارند.
۴- از قبل آماده باشيد. توجه كنيد چه زماني اضطراب زياد است و سعي كنيد برايش آماده شويد. ممكن است مشاهده كنيد كه هر روز ساعت پنج، اعصاب خانواده تان بهم مي ريزد. همه از سر كار يا مدرسه برگشته اند، گرسنه اند و دارند استراحت مي كنند. براي خيلي از خانواده ها اين دقيقا افتضاح ترين زمان در طول روز است، اضطراب همه زياد است و تحمل كم است. از خودتان بپرسيد، «چگونه با اين كنار آيم وقتي مي دانم نوجوانم سرم فرياد خواهد زد؟ چه كار كنم وقتي درخواست مي كند از ماشين استفاده كند وقتي مي داند مي گويم نه؟» خودتان را آماده كنيد. بگوييد «اين بار با او جر و بحث نخواهم كرد. هيچ كس نمي تواند باعث شود چنين كاري كنم. اجازه نمي دهم عصبانيم كند.» طرز ايستادنتان بايد بگويد، «مهم نيست چقدر سخت تلاش مي كني كه با من وارد جر و بحث شوي، قرار نيست چنين اتفاقي بيافتد» به جاي اينكه تحت تاثير احساسي كه در لحظه داريد قرار بگيريد، بگذاريد روشي كه مي خواهيد به عنوان پدر و مادر داشته باشيد هدايتتان كند.
۵- از خود بپرسيد «در گذشته چه چيزي به من كمك كرده؟»به اين فكر كنيد كه در گذشته چه چيز كمكتان كرده اضطرابتان را كنترل كنيد. چه چيز در برابر آنچه ناراحتتان كرده باعث تسكين شما شده؟ معمولا اولين چيز اين است كه خود را متعهد كنيد زماني كه اين احساس در شما به وجود مي آيد، هيچ چيزي نگوييد. مي توانيد در ذهنتان چيزي شبيه اين را بگوييد: «هيچ چيز نخواهم گفت؛ صبر خواهم كرد؛ نفس عميقي خواهم كشيد.» به خودتان فرصت دهيد تا هر آنچه براي آرام شدن نياز داريد را انجام دهيد. مانند: قدم زدن در اتاق، رفتن به اتاق خواب يا دستشويي، ترك كردنسريع موقعيت. به ياد داشته باشيد هيچ اشكالي ندارد. مجبور نيستيد به فرزندتان واكنش نشان دهيد.
۶- نفس بكشيد. زماني كه حس مي كنيد از كنترل خارج شديد نفس عميق بكشيد و به اتفاقات فكر كنيد. تفاوت زيادي بين پاسخ دادن و واكنش نشان دادن وجود دارد. زماني كه پاسخ مي دهيد، درواقع لحظاتي راجع به اينكه مي خواهيد چه بگوييد فكر مي كنيد. زماني كه واكنش مي دهيد، به صورت خودكار عمل مي كنيد. تا حد امكان شما مي خواهيد با فكر به گفتار يا رفتار فرزندتان پاسخ دهيد. مطمئن شويد كه قبل از پاسخ به گفتار يا رفتار فرزندتان نفس عميق كشيده ايد زيرا اين لحظه به شما اين شانس را مي دهد كه درمورد چيزي كه مي خواهيد بگوييد فكر كنيد.
اين طور فكر كنيد كه: وقتي ناراحت هستيم و سعي مي كنيم فرزندانمان را مجبور كنيم آنچه مي خواهيم را انجام دهند، بيشتر فشار خواهيم آورد. سعي مي كنيم آنها را بيشتر كنترل كنيم، اصلاحشان كنيم يا تشويقشان كنيم بيشتر معقول باشند، بنابر اين بيشتر فرياد مي زنيم، و كم كم عصباني مي شويم و عصبانيتمان تشديد مي شود. ممكن است اين همان زمان روز باشد. شايد فرزندتان روز سختي داشته است و ما به وضعيت روحي آنها واكنش نشان داده ايم و سپس آنها با خشم پاسخ داده اند و اين تشديد شده است. اضطراب به آرامي زياد مي شود.
۷- در ذهنتان تكيه كلام هايي داشته باشيد. هر بار كه احساس كرديد هيجان هايتان افزايش پيدا كرد چيزي به خودتان بگوييد. اين مي تواند هر چيزي باشد از «بس كن» گرفته تا «نفس بكش» «آرام باش» «اين واقعا اهميت دارد؟» يا «آيا اينقدر مهم است؟» كلمات مي توانند هرچيزي كه به شما كمك مي كند، باشد، از اين موقعيت استفاده كنيد و طبق اولويت هايتان پيش رويد. مي توانيد از تصوير ذهني اي سودمند براي آرام شدن استفاده كنيد، مانند مكان زيبايي كه هميشه آرامتان مي كند. سعي كنيد اين تصوير ذهني را براي خودتان ايجاد كنيد. كار كردن روي تصوير ذهني توانايي شما را براي فكر كردن خودكار به آن را فزايش خواهد داد.
۸- به اين فكر كنيد كه مي خواهيد رابطه شما چگونه باشد. مي خواهيد رابطه شما با فرزندتان چگونه باشد؟ اگر اينگونه كه در حال حاضر بعد از بيست و پنج سال رابطه تان پيش مي رود همان نيست كه مي خواهيد، به اين فكر كنيد كه چه مي خواهيد. از خودتان بپرسيد «اين روشي كه اكنون به فرزندانم پاسخ مي دهم مفيد خواهد بود؟ آيا اين به من كمك خواهد كرد كه به اهدافم برسم؟»البته به اين معنا نيست كه هميشه هر كاريفرزندانتان خواستند انجام دهيد. پاي قوانين خانه بايستيد و اينكه وقتي فرزندانتان بد رفتاري مي كنند عواقب رفتارشان را به آنها نشان دهيد، همه بخشي از پدر و مادر موثر و فداكار بودن است. اين بدين معنا است كه شما سعي مي كنيد با احترام با فرزندتان رفتار كنيد، همانطور كه مي خواهيد او با شما رفتار كند. اين هدف را به خاطر داشته باشيد. از خودتان بپرسيد، «پاسخم ارزشش را دارد؟» اگر هدفتان اين است كه رابطه ي دوستانه اي با فرزندتان داشته باشيد، آيا واكنشتان شما را به اين هدف نزديك تر خواهد كرد؟ وقتي فرزندتان شما را عصباني مي كند، روند فكر كردنتان در آن لحظه بسيار مهم است. هدف كلي اين است كه نسبت به آنچه بين ما و فرزندانمان اتفاق مي افتد تا جايي كه مي توانيم واقع بين باشيم. بپرسيد «فرزندم در حال حاضر دارد چه كار مي كند؟ دارد سعي مي كند چه كاري كند؟ آيا او دارد به تنش هاي خانه پاسخ مي دهد؟» مجبور نيستيد او را وادار به گوش كردن كنيد، اما بايد بفهميد كه چه اتفاقي دارد ميافتد و بسنجيد كه چگونه مي خواهيد به آنچه در حال وقوع است پاسخ دهيد. سپس مي توانيد در مسير بمانيد و به سمت هزار ها مسير متفاوت كشيده نشويد.
روند فكر كردن به تنهايي به شما كمك مي كند كه آرام شويد. به عنوان پدر و مادر آنچه در واقع برايش تلاش مي كنيم اين است «مشكلم چيست كه نمي توانم خودم را آرام كنم؟» بنابر اين هرچه كمتر واكنش دهيم، بهتر است، و هرچه بيشتر در مورد اتفاقات فكر كنيم، نتيجه مثبت تر خواهد بود. فكر كردن به ما كمك مي كند آرام باشيم و نفس بكشيم، آرامش به ما كمك مي كند بهتر فكر كنيم. بررسي كردن خودمان به بخش منطقي مغز كمك مي كند و انواع «هيجاني» كه سد راه بهتر فكر كردن مي شوند را كاهش مي دهد.
اين دقيقا همان چيزي است كه درموردش صحبت مي كنيم: به جاي فقط واكنش نشان دادن متفكرانه پاسخ دهيد. شخصي مي گفت: «پاسخ دادن از مسئوليت مي آيد» بدين ترتيب اينكه ميخواهيم وقتي عصبانيمان مي كنند، اينكه به جاي واكنش غيرارادي چگونه عمل كنيم، برايمان مسئوليت دارد، و اگر بتوانيم با فكرمان در برابر احساسمان بايستيم، به عنوان پدر و مادر بهتر عمل خواهيم كرد؛ و اين همان هدف است.

درمورد دبي پينكوس: بيش از ۲۵ سال است كه همدردي و درمان موثرانجام مي دهد. آموز و كمك به اقراد و زوج ها و پدر مادر ها تا خود و رابطشان را بهتر كنند. دبي موسس برنامه ي Calm Parent AM & PM™ و همچنين نويسنده ي بيشمار كتاب درمورد نوجوانان و روابط بين فرديشان است.



تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد