روابط دوران اشنايي و نامزدي
سلام. مدت يك ماه هست كه با پسري براي ازدواج آشنا شدم من 23 و ايشون 26 ساله هست. توي خيلي چيزا به تفاهم رسيديم و قرار خواستگاري بياد. تا حالا هم هربار كه ازش خواستم خودشو به خونوادم معرفي كنه اينكار رو انجام داده و ثابت كرده كه واقعا قصدش ازدواج هست. ولي مشكلي كه باهاش دارم اينه كه از من انتظاراتي داره براي بعد از انجام مراسم خواستگاري و گذاشتن انگشتر نشان خونه ما . البته تا يك ماه. انتظاراتشم اين هست كه باهم بيرون بريم كه البته اين حق هردو ماست و من مخالفتي ندارم اما به خاطر اعتقاداتي كه دارم نمي تونم انتظارات ديگشو بپذيرم انتظاراتي مثل گرفتن دستام يا بوسيدن در همين حد. قبلا ازم خواست كه دستامو بگيره قبول نكردم خيلي ناراحت شد و گفت كه غرورمو ميشكني ولي بخاطر تو ديگه بحثشو نمي كنم. تا بعد خواستگاري.چون فكر مي كرد بهش اعتماد ندارم و گفت بهت حق مي دم تا نيتمو كه ازدواج هست ثابت نكردم و خواستگاري رسمي نيومدم اينو ازم قبول نكني. هرچي بهش ميگم كه من نمي تونم قبول كنم حتي بعد خواستگاري و نشون كردن ميگه من الان به اين دلگرمي ها احتياج دارم. نمي دونم منظورش چيه همش ميگه من كه خودمو به خونوادت معرفي كردم و خونواده ها رو در جريان گذاشتم پس چرا بهم اعتماد نداري و خيلي بهش بر ميخوره لطفا راهنمايي كنيد من تاحالا تجربه ارتباط با جنس مخالف رو نداشتم چجوري توي اين دوره كه آشنايي هست و توي دوره نشون باهاش رفتار كنم؟ از چه جملاتي استفاده كنم؟ در چه حدي مجاز هستم؟ لطفا راهنمايي كنيد.
يه مشكل ديگه هم كه هست اينه كه يه خانومي تقريبا دو سالي هست به نامزد من علاقه داره و بهش حتي پيام هم ميده. اما نامزد من اصلا بهش علاقه نداره اين دختر بخاطر علاقش خودش شماره خواستگار منو گير آورده و ارتباطش رو باهاش شروع كرده خواستگار منم بهش گفته كه قصد ازدواج نداره و هيچ احساسي بهش نداره دختره گفته يمدت حرف بزنيم. اونم از سر سادگي قبول كرده. از يك ماه قبل اينكه با من آشنا شه ارتباطشو باهاش قطع كرده چون ديگه ميخواست زن بگيره. دختره هرروز پيام ميده كه من نفرينت مي كنم چون نمياي با من ازدواج كني چون دارم زجر ميكشم و خيلي اذيتش مي كنه تازه خواسته بود قرص هم بخوره واقعا نمي دونيم چيكار بايد بكنيم. ما همديگه رو دوست داريم اونم نمي خواد در حق من بي وفايي كنه و تحت هيچ شرايطي نمي خواد با اون دختر ازدواج كنه. من خودم هم دلم براي اون دختر مي سوزه. حتي بهش گفتم با اون دختر ازدواج كن كه عذاب نكشه ولي خيلي عصباني و ناراحت شد. هفته ديگه خواستگاريه و من نمي دونم چيكار بايد بكنم. لطفا كمكم كنين.
ويرايش توسط يلدا72 : 02-13-2018 در ساعت 12:48 PM
ترديد در ازدواج
دوست عزيز از انتهاي مطلب شما برمياد كه علاقه اي به اين ازدواج نداريد .
چون بيان كرديد به خواستگارتون توصيه كرديد با دختري كه باهاش دوست هست ازدواج كنه.
ولي اگر قصد شما ازدواج با اين شخص هست بايد در كنارش قاطعانه حضور داشته باشيد.
ولي دوره نامزدي بدون خواندن صيغه محرميت فراموش نشه .
چون تا از هم شناخت كامل نداشته باشيد .
اعتمادي در كار نيست و تصميم گيري قاطعي نميتونيد انجام بديد .
بهتره كمي با ديد بازتر به ازدواج بنگيريد .
همه مسايل بالا درسته ولي بهتره مشاوره اي حضوري هم انجام بديد .
تا بدونيد دنبال چي هستيد .
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
021-22354282
شنبه ۳۱ فروردین ۹۸
۱۷:۱۵
۱۷:۱۵
- ۳۹ بازديد
- ۰ نظر
پاسخ با نقل قول