dr-ravan
ميتواند واقعيت را به صورت وارونه جلوه دهد و به نادرستي معتاد بشود كه از اين رو مي توان به جرأت اين را بيان كرد كه بنيان دروغ گويي از خانواده آغاز خواهد شد.
اين خصوصيات نادرست از ويژگيهاي سخن مي باشد و دروغ گويي از ويژگي هاي سخنگو و اين دو هميشه با يكديگر يار نمي باشد يعني اينكه مي شود سخني را به صورت دروغ بيان كرد اما گوينده دروغگو نباشد كه چنانچه امكان دارد فردي دروغگو اما سخنش دروغ نباشد بلكه راست و واقعيت داشته باشد .
اين ويژگي مخصوص انسانهاي دورو و منافق مي باشد كه دل و زبان آنها با يكديگر مساوي نمي باشد. در عين حال دروغ علاوه بر بُعد زباني روش هاي ديگري مانند اشاره كردن و سكوت كردن و همينطور زيبا جلوه دادن و كتمان را شامل خواهد شد.
شخصيت شناسي شخص دروغگو
شخصيت انساني كه به گفتار و برخورد دروغ و متظاهر داراي عادت مي باشد به ندرت مسخ خواهد شد و زير نقاب هاي متعدد پنهان مي شود.
اگرچه در آغاز كودكي ، كودك آموزش ميبيند كه ميتواند براي فرار كردن از تنبيه و همينطور جلب توجه ساختن محيط تخيلي براي خود و گول زدن اطرافيان براي رسيدن به نيازها و ديگر عوامل به ابزاري مانند دروغ پناه ببرد و خود را زير سايه آن مخفي كند .
از هوش انتزاعي خود براي تغيير و تحول حقيقت و خلق واقعي كاذب بهرهمند شود ولي با گذر زمان چنين و ساختي را براي حفظ جان خود از خطر تهديد هاي والدين يا مربيان بلكه براي رسيدن به هدف هاي ثانويه مورد استفاده قرار خواهد داد كه در اين زمان مي باشد .
مي توان بيان كرد او از دروغ به طور يك مكانيسم دفاعي براي دوري كردن از شخصيت خود كه نه خود به افشاي آن راغب مي باشد و نه آن را براي اطرافيان جذاب ميبيند استفاده خواهد كرد و با گذاشتن نقاب هاي پي در پي و شخصيت واقعي اش به ندرت از او دور خواهد شد و يك خود كاذب براي خود خواهد ساخت.
اوج فاجعه هنگامي مي باشد كه شخص دروغ گو دروغ هاي شخصيتي بياني و برخوردي خود را به آن عقيده دارد و چنين فردي نه تنها بالاترين ضررها را به خود وارد خواهد كرد بلكه باعث از بين رفتن اعتماد عمومي و وارد كردن ضرر هاي بيشمار مالي و همينطور معنوي و رواني و شخصيتي به ديگران خود خواهد شد.
شخصيت يك انسان رشد يافته سالم آنقدر معتاد مي باشد كه خود را در معرض خطر منحرف شدن قلب حتي به شوخي هم قرار نخواهد داد.
فريب و ريا و همينطور ساختگي شما ميدانيد كه اين عوامل شكلي از دروغگويي مي باشد ولي دروغگويي مرضي چيز متفاوتي مي باشد كه اين نوع دروغگويي بسيار از كلك و فريب متفاوت ميباشد.
دروغگويي مرضي به قصد صدمه رساندن انجام نمي شود بلكه در دروغگويي مرضي شخص دروغگو بدون هيچ نوع علت منطقي به دروغ گفتن مي پردازد. اين دروغ ها امكان دارد بسيار بي اهميت باشند و يا بسيار بزرگ باشند.
منبع:مشاورانه
دروغگويي در روانشناسيبرعكس كردن حقيقت و ايجاد كردن فرق ميان درون و بيرون امري نمي باشد كه از آغاز تولد در كودك موجود باشد كه كودك در آغاز ورود به دنيا يك لوح سفيد و پر از پاكي و صداقت مي باشد ولي با گذر زمان با الگوگيري از پدر و مادر و ديگران ياد ميگيرد.
ميتواند واقعيت را به صورت وارونه جلوه دهد و به نادرستي معتاد بشود كه از اين رو مي توان به جرأت اين را بيان كرد كه بنيان دروغ گويي از خانواده آغاز خواهد شد.
اين خصوصيات نادرست از ويژگيهاي سخن مي باشد و دروغ گويي از ويژگي هاي سخنگو و اين دو هميشه با يكديگر يار نمي باشد يعني اينكه مي شود سخني را به صورت دروغ بيان كرد اما گوينده دروغگو نباشد كه چنانچه امكان دارد فردي دروغگو اما سخنش دروغ نباشد بلكه راست و واقعيت داشته باشد .
اين ويژگي مخصوص انسانهاي دورو و منافق مي باشد كه دل و زبان آنها با يكديگر مساوي نمي باشد. در عين حال دروغ علاوه بر بُعد زباني روش هاي ديگري مانند اشاره كردن و سكوت كردن و همينطور زيبا جلوه دادن و كتمان را شامل خواهد شد.
شخصيت شناسي شخص دروغگو
شخصيت انساني كه به گفتار و برخورد دروغ و متظاهر داراي عادت مي باشد به ندرت مسخ خواهد شد و زير نقاب هاي متعدد پنهان مي شود.
اگرچه در آغاز كودكي ، كودك آموزش ميبيند كه ميتواند براي فرار كردن از تنبيه و همينطور جلب توجه ساختن محيط تخيلي براي خود و گول زدن اطرافيان براي رسيدن به نيازها و ديگر عوامل به ابزاري مانند دروغ پناه ببرد و خود را زير سايه آن مخفي كند .
از هوش انتزاعي خود براي تغيير و تحول حقيقت و خلق واقعي كاذب بهرهمند شود ولي با گذر زمان چنين و ساختي را براي حفظ جان خود از خطر تهديد هاي والدين يا مربيان بلكه براي رسيدن به هدف هاي ثانويه مورد استفاده قرار خواهد داد كه در اين زمان مي باشد .
مي توان بيان كرد او از دروغ به طور يك مكانيسم دفاعي براي دوري كردن از شخصيت خود كه نه خود به افشاي آن راغب مي باشد و نه آن را براي اطرافيان جذاب ميبيند استفاده خواهد كرد و با گذاشتن نقاب هاي پي در پي و شخصيت واقعي اش به ندرت از او دور خواهد شد و يك خود كاذب براي خود خواهد ساخت.
اوج فاجعه هنگامي مي باشد كه شخص دروغ گو دروغ هاي شخصيتي بياني و برخوردي خود را به آن عقيده دارد و چنين فردي نه تنها بالاترين ضررها را به خود وارد خواهد كرد بلكه باعث از بين رفتن اعتماد عمومي و وارد كردن ضرر هاي بيشمار مالي و همينطور معنوي و رواني و شخصيتي به ديگران خود خواهد شد.
شخصيت يك انسان رشد يافته سالم آنقدر معتاد مي باشد كه خود را در معرض خطر منحرف شدن قلب حتي به شوخي هم قرار نخواهد داد.
فريب و ريا و همينطور ساختگي شما ميدانيد كه اين عوامل شكلي از دروغگويي مي باشد ولي دروغگويي مرضي چيز متفاوتي مي باشد كه اين نوع دروغگويي بسيار از كلك و فريب متفاوت ميباشد.
دروغگويي مرضي به قصد صدمه رساندن انجام نمي شود بلكه در دروغگويي مرضي شخص دروغگو بدون هيچ نوع علت منطقي به دروغ گفتن مي پردازد. اين دروغ ها امكان دارد بسيار بي اهميت باشند و يا بسيار بزرگ باشند.
منبع:مشاورانه
جمعه ۳۰ فروردین ۹۸
۱۸:۰۲
۱۸:۰۲
- ۳۷ بازديد
- ۰ نظر