مشاوره شخصي

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

مشاوره شخصي

با سلام دختر33 ساله هستم در يك خانواده نسبتا مذهبي زندگي ميكنم .توي خيلي زمينه ها از دوران كودكي تا به العان محدودم كردن.تا جايي كه من الان توي اين سن هم توي روابطم مشكل دارم و پناه بردم به سمت فضاي مجازي .خدا رو شكر با آدماي بدي رو برو زياد نشدم ميتونم بد و خوبمو تشخيص بدم ولي مشكل اصلي من اينكه حق رفتن و قرار ملاقات رو ندارم خانوادم بخصوص پدر م روي اين قضيه بيرون رفتنم خيلي حساسه و من بيشتر به خاطر ترس از پدرم تمام روابطم رو تمام ميكنم و به همين خاطر هيچ اقايي تمايل نداره با من ادامه بده رابطه رو و به من ميگن توي اين سنتم باز از خانوادت ميترسي.تمام ترسم از اينكه وقتي پدرم منو بااون شخص ببينه ابروريزي بشه چون ميشناسمش شخصيتش چطوريه و اينكه منو از خونه بيرون كنه. در زمينه شغل و كارم هم همينطوره بخاطر رفتاراي خانوادم با اونكه تحصيلات عالي دارم بازم نميتونم سر كار برم. من توي زندگيم كاري نكردم كه باعث سرشكستگي خانوادم بشم و تا 30 سالگي با هيچ جنس مخالفي دوست نشدم .دختر امروزي هستم اكثرا هم از شكل و قيافه و تيپ و تحصيلاتم تعريف خوبي ميكنن ولي ميگن تو ضعيفي و اراده نداري ترسويي . من وقتي با كسي رابطه دوستي رو شروع ميكنم شرايطمو ميگم چطوره و در چه حدودي بايد باشه و اكثر كسايي كه قبول ميكنن ميگن لا اقل بيرون بيا گاهي ببينمت شده يكي دو بار بيرون برم ولي بعد يه مدت بلا استثنا همشون ميگن تو ضعيفي از خانوادت ميترسي تو اينطوري و...
خب من چه گناهي دارم كه خانوادم سختگيرن
الان به حدي افسرده و ناراحت و نگرانم كه در طول 24 ساعت حدود 18 ساعتشو در حال گريه و ناراحتي ام و تمايل به انجام كاري ندارم منم دوست دارم مثل هم سنو سالام زندگي داشته باشم خانواده همسر و بچه .انقدر منو محدود و ضعيف كردن حتي براي كار و مصاحبه شغلي تمايلي ندارم جايي برم ادم زود رنج و افسرده اي شدم ب و بيشتر اوقات خشن ولي زود از خشونتم پشيمون ميشم. خيلي زندگيم پوچ و بي هدف شده. من دختر شاد و پر انرژي بودم من تا سي سالگي نيازي به داشتن دوست پسر و جنس مخالف نميديدم كه داشته باشم دانشگاه ميرفتم كلاسهاي موسيقي ورزش و.. الان همش حس ميكنم احتياج به يك همدم دارم كه دركم كنه. البته حخانواده شلوغي داريم كه من اخري ام و خواهر و برادرهام ازدواج كردن و سر زندگي شونن
ولي نميدونم چرا با من اينكار رو ميكنن خيلي ناراحت زندگيم و ايندم هستم. وقتي كسي با پدرم در مورد اينكه منو محدود كرده صحبت ميكنن ميگن چه كنم بره بيرون ولي هيچ حمايتي از من نميبينه چون براي زندگيم محتاج اونم اوضاعم مشكلتر ميشه من به خانوادم احترام ميزارم ولي من خوب و بدمو ميتونم تشخيص بدم نميدونم چرا اينطورن . واقعا خسته شدم از زندگيم هيچ چيز دنيا خوشحالم نميكنه

dehghan

 

پاسخ : مشاوره شخصيبا سلام خدمت شما دوست عزيز
قابل درك است احساسات شما هرانساني در يك زماني نياز به بودن كنار جنس مخالف را احساس مي كند و با مديريت اين نياز و در جاي مناسب مي تواند نتيجه گيري خوبي داشته باشد . شما بيان كرديد كه به كلاس موسيقي ، ورزش و .. مي رفته ايد و اين به معني اين است كه خانواده شما با رفتن شما به بيرون از منزل مخالفت زيادي زماني كه مشكلي در آن وجود نداشته باشند ندارند . تاز ماني كه شما خودتان انگيزه لازم را براي ادامه مسير و زندگيتان نداشته باشيد نمي توانيد توقع تغيير مسير و بهتر شدن شرايط روحيتان داشته باشيد . هرچقد شما بيشتر در اجتماع حضور داشته باشيد امكان آشنايي با افراد بيشتري را داريد و ميتوانيد براي ازدواج با افراد زيادي آشنا شويد . سعي كنيد براي زندگي روزانه خود برنامه ريزي داشته باشيد و سعي كنيد از دانش خود براي كار كردن استفاده كنيد تا زماني كه شما به كلاس هاي مختلف برويد و شاغل باشيد ديگران نيز متوجه مي شوند كه شما مي توانيد از عهده كارهاي خودتان براييد و به استقلال شما احترام بيشتري مي گذارند . در مورد اينكه ميخواهيد به كلاس برويد و يا كار كنيد در احترام با پدر و مادرتان صحبت كنيد و به آنها اطمينان بدهيد كه رد صورت خطر به سراغ آنها خواهيد آمد و مراقب خودتان هستيد . بيشتر از مخالفت آنها به نظر مي رسد شما از اعتماد به نفس لازم و انگيزه كافي برخوردار نباشيد بهتر است به صورت حضوري براي كمك ردن به شما در اين مسير با يك روانشناس صحبت كنيد.
درمسير مي توانيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
02122354783
شاد باشيد
تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد