شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

نوزادان تشخيص عاطفي كمتر نسبت به چهره هاي نژاد ديگر نسبت به چهره هاي نژاد خود نشان مي دهند


تا 9 ماه، نوزادان توانايي خود را براي جدا كردن 2 چهره در نژاد ديگر نشان مي دهند

نتايج يك تحقيق جديد اخيرا توسط ليسانس اسكات محقق روانشناسي و همكارانش در دانشگاه ماساچوست آمورست گزارش دادند كه اگر چه نوزادان با توانايي هاي يكسان براي جدا كردن افراد در نژادهاي مختلف متولد مي شوند، در سن 9 ماهگي آنها در تشخيص چهره ها و عبارات احساسي بهتر هستند از افراد در گروه هايي كه با آنها بيشتر ارتباط برقرار مي كنند.

محققان دريافتند كه تا 9 ماهگي نوزادان كاهش توانايي خود را براي جدا كردن دو چهره در نژاد ديگر نشان مي دهند و با دقت منطبق كردن صداهاي احساسي با بيان عاطفي افراد مختلف نژاد نشان مي دهند. اين اولين بررسي اين اثر در دوران كودكي است و از مطالعات ديگر حاكي از آن است كه شناخت احساسات براي چهره هاي نژاد ديگر نسبت به چهره هاي نژادي خود كمتر دقيق است. مقاله اسكات به ويژه به عنوان مقاله انتخاب سردبير در شماره ماه ژانويه Science Developmental اختصاص داده شد .

اين تحقيق نشان مي دهد كه در طول اولين سال زندگي نوزادان توانايي هاي ادراكي بسيار متفاوتي را در پاسخ به افراد مهم در محيطشان مانند اعضاي خانواده دارند. اين تمركز توجه به گروه هاي آشنا در مقايسه با گروه هاي نا آشنا فرض مي شود كه ريشه اي از مشكلات بعدي بعضي از بزرگسالان در شناسايي و تشخيص چهره هاي نژادهاي ديگر است.

اين شبيه نحوه يادگيري زبان نوزادان است. نوزادان در ابتداي نوزاد هنوز نميدانند كه كدام صدا در زبان مادري آنها معني دار است، به طوري كه همه صداهاي مشابه را نيز درمان مي كنند. اما همانطور كه آنها زبان را در اطراف خود مي آموزند، توانايي آنها براي صداهاي جداگانه در زبان هاي ديگر كاهش مي يابد و توانايي آنها در تشخيص صدا در زبان مادري آنها بهبود مي يابد.

اسكات مي گويد: "علاوه بر ارائه اطلاعات مهم براي فهميدن اينكه چگونه نوزادان در مورد محيط اطراف ياد مي گيرند، نتايج اين تحقيق ممكن است به عنوان راهنمايي براي آموزش ابتدايي و مداخلات طراحي شده براي كاهش تعصبات و تعصبات نژادي بعد از آن باشد". "اين نتايج نشان مي دهد كه تعصبات در تشخيص چهره و ادراك از نوزادان لگن شروع مي شود، درست قبل از اينكه مفاهيم مربوط به نژاد شكل بگيرد. براي ما مهم است كه ماهيت اين تعصبات را درك كنيم تا آنها را كاهش دهيم يا آنها را از بين ببريم."

داستان هاي مربوطه

براي اين مطالعه، هر يك از نوزادان به يك آزمايشگاه با پدر و مادر براي يك جلسه يك ساعته كه شامل نمايش نوزادان چهره ها و داشتن آنها براي گوش دادن به صداهاي در حالي كه زمان تماشاي آنها و فعاليت مغز ثبت شده بود، آمد. چهل و هشت كودك مبتلا به قفقازي با تجربه كمتري نسبت به افرادي كه در آفريقا و آمريكا مشغول به كار بودند، در اين مطالعه شركت كردند.

نوزادان دو كار را تكميل كردند. براي اولين بار براي ارزيابي توانايي آنها براي بيان تفاوت بين دو چهره در نژاد خود و دو چهره در نژاد ديگري، ناآشنا طراحي شده است. براي وظيفه دوم، شبكه اي از سنسورهاي ضبط شده بر روي سر نوزاد قرار داده شد تا فعاليت مغز را ضبط كنند در حالي كه آنها ديدگاه خود (نژاد) و نژاد عاطفي ديگر (خوشحال، ناراحت) را ديدند كه يا با يك صداي احساسي مرتبط (يا خنده ، گريان).

اسكات و همكارانش گزارش دادند كه با توجه به گزارش هاي قبلي، نوزادان 5 ماهه به طور مساوي از هر دو نژاد جدا شدند. در حالي كه نوزادان 9 ماهه در گفتگو كردن دو چهره در نژاد خود بهتر بودند.كانال تلگرام كانون

علاوه بر اين، اندازه گيري فعاليت مغز، پردازش عصبي ديفرانسيل خود را در مقايسه با چهره هاي عاطفي ديگر نژاد در 9 ماهگي نشان داد. با اين حال، 5 ماهه ها پردازش مشابهي را براي چهره هاي خود و ديگر نژادهاي مختلف نشان دادند. علاوه بر اين، نوزادان نيز تغيير داده شده از اطلاعات عاطفي مربوط به چهره از مناطق عصبي در جلوي مغز به مناطق عصبي در پشت مغز را از 5 تا 9 ماهگي تغيير دادند. اين تغيير در پردازش عصبي به پژوهشگران كمك مي كند تا بدانند چگونه مغز در طول زندگي سال اول به پاسخ به تجربه مي رسد.


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد