در ۱۹۴۳ دكتر لئو كنر از بيمارستان جان هاپكينز، گروهي از ۱۱ كودك را بررسي كرد و عنوان اوتيسم دوران طفوليت را در زبان انگليسي وارد كرد. در همان زمان، يك دانشمند آلماني، هانس آسپرگر يك نوع متعادل تر از اختلال را معرفي كرد كه تحت عنوان سندروم آسپرگر شناخته مي شود.
براي مطالعه بيشتر به مقالات زير مراجعه كنيد:
حقايقي در مورد اختلال طيف اوتيسم
راهنماي جامع اختلال طيف اوتيسم ASD
بدين ترتيب، اين اختلال شرح داده شده و امروزه در فهرست آماري و تشخيص اختلالات ذهني به عنوان اختلالات روان شناختي، كه اغلب به عنوان اختلالات طيفي اوتيسم شناخته مي شوند (ASD) قرار گرفته است. تمامي اين اختلالات بوسيله ي درجات مختلفي از اختلال در مهارت هاي ارتباطي، تعاملات اجتماعي و الگوهاي محدود، تكراري و كليشه اي رفتاري مشخص مي شوند.
از سال ۲۰۱۳ سندروم آسپرگر يك اختلال طيفي اوتيسم در نظر گرفته مي شود چرا كه واژگان اوتيسم دوران كودكي، اوتيسم كنر، اوتيسم آتيپيك، اوتيسم فراعملكردي و اختلال ناموزون كودكي را شامل مي شود.
- نشانه هاي اوتيسم
اختلالات طيفي اوتيسم (ASD) مي تواند اغلب با اطمينان در سنين ۳ سالگي تشخيص داده شود و در برخي موارد حتي در سنين ۱۸ ماهگي. مطالعات نشان مي دهد كه بسياري از كودكان نهايتا ممكن است در سن يك سالگي يا حتي كمتر، اوتيسم در آنها تشخيص داده شود. ظهور هر يك از علائم هشدار دهنده ي ASD دليل بر الزام ارزيابي كودك توسط يك متخصص حرفه اي در اين از اختلالات است. در وهله ي اول والدين بايد به رفتارهاي غير معمول در كودكان خود توجه نشان دهند. در برخي از موارد، كودك از لحظه ي تولد خود از ديگر كودكان متفاوت به نظر مي رسد، نسبت به مردم غير پاسخگو بوده و يا بر يك واژه تا مدت زيادي بطور مداوم تمركز مي كند. علائم اوليه ي ASD همچنين مي تواند در كودكاني مشاهده شود كه به طور معمول و عادي رشد كرده اند. زماني كه يك كودك نوپا كه پر سر و صدا و فعال است ناگهان ساكت، كناره گير، خودآزار به نظر مي رسد يا به مناسبات اجتماعي بي اعتناست، چيزي اينجا نادرست به نظر مي رسد. تحقيقات نشان داده است كه والدين معمولا در مورد توجه به مشكلات رشدي كودكان درست متوجه مي شوند هر چند كه ممكن است ماهيت خاص يا درجه ي مشكل را نتوانند به درستي تشخيص دهند.
اختلالات طيفي اوتيسم به لحاظ شدت، از خفيف تا شديد متفاوت هستند كه گونه هاي بسيار شديد از طريق گفتار و الگوهاي رفتاري كه درك آنها مي تواند سخت باشد، شناخته مي شوند.
- شيوع، علل و راههاي تشخيص
در سال ۲۰۰۷، مركز كنترل بيماريهاي آمريكا (CDC) دريافت كه آمار بالاتر از آماري هستند كه از مطالعات انجام شده در ايالات متحده در طي سالهاي ۱۹۸۰ و اوايل دهه ي ۱۹۹۰ انجام يافته است ( ارزيابي بر اساس داده هايي از سال هاي ۲۰۰۰ و ۲۰۰۲). ارزيابي انجام گرفته توسط CDC يك تشخيص اختلال طيفي اوتيسم را تعيين كرد كه بر اساس ريكوردهاي سلامتي مدارس با سنين ۸ سال در ۱۴ جامعه ي آماري در آمريكا بود. بحث در مورد اينكه آيا اين افزايش صحيح در شيوع اوتيسم را نشان مي دهد يا نه، ادامه پيدا كرد. تغيير در معيار تشخيص اوتيسم به همراه تشخيص هاي رو به رشد اين اختلال بوسيله ي افراد متخصص و عموم مردم تماما مي تواند جزو عواملي باشند كه در اين راستا كمك كننده باشند.
داده هاي يك گزارش قبلي از برنامه هاي آتلانتاي CDC نشان داد كه نرخ اختلال طيفي اوتيسم ۴/۳ به ازاي هر ۱۰۰۰ كودك ۳ تا ۱۰ ساله است. با خلاصه سازي اين يافته ها و چندين گزارش تفصيلي ديگر بر روي شيوع اوتيسم، CDC پيش بيني مي كند كه ۶-۲ به ازاي هر ۱۰۰۰ كودك (از يك در ۵۰۰ تا يك در ۱۵۰) مبتلا به اوتيسم هستند. خطر در مردها ۴-۳ برابر بيش از زنان است. تحقيقي انجام يافته در سال ۲۰۰۹ نشان مي دهد كه اوتيسم اكنون از هر ۱۱۰ كودك، ۱ كودك را در بر ميگيرد. با توجه به سخنراني هايي راجع به اوتيسم، يك انجمن غير انتفاعي كه براي درك اوتيسم اختصاص يافته است، هيچ علت شناخته شده اي براي بروز اوتيسم وجود ندارد. در عوض، محققان تعدادي از ويژگيهايي را شناسايي كردند كه ممكن است فرد را در خطر بزرگتري براي توسعه ي وضعيت بيماري قرار دهد. اين موارد مشتمل است بر عامل ژنتيك، عوامل محيطي (مانند والديني كه در سنين بالاتر صاحب فرزند شده اند، والديني كه مشكلاتي در دوره ي بارداري و يا زايمان تجربه مي كنند و يا حاملگي هايي با فاصله زماني كمتر از يك سال) و تفاوت در بيولوژي و يا ساختار مغز. به طور قطع و يقين، هيچ مدرك معتبر و علمي وجود ندارد كه اوتيسم را به واكسن هاي دوران كودكي مرتبط كند.
- درمان اوتيسم
مداخله اوليه در درمان اختلالات طيفي اوتيسم حائز اهميت است. هر چه زودتر يك كودك به يك متخصص عودت داده شودف نتيجه براي هر دوي خانواده و كودك بهتر خواهد بود. بسياري از رويكردهاي درماني براي اين وضعيت از روان درماني به عنوان پايه اي براي تغيير استفاده مي كنند. انواع مختلفي از فنون درماني به كار گرفته شده براي كمك به فردي با اين شرايط وجود دارد كه كمك مي كند تا فرد ياد بگيرد تا نشانه ها و علائم بيماري را در طول زندگي خود مديريت كند. براي برخي از افراد مبتلا به اوتيسم، مداخلات ممكن است نقص خاصي را در يادگيري، زبان، تقليد، توجه، انگيزه، انطباق و ابتكار تعامل مورد هدف قرار دهد. اين نوع از درمان ها ممكن است شامل روش هاي رفتاري، ارتباط درماني، كار درماني و يا درمان فيزيكي در كنار مداخلات بازي هاي جمعي باشد.
- زندگي با اوتيسم و مديريت كردن آن
اين كه فرد مبتلا به ASD چه زندگي اي را سپري مي كند عمدتا به تعدادي از عوامل بستگي دارد: شدت اختلال تا چه ميزان است و اين كه كودك سريع تر مداخلات درماني را دريافت كرده يا نه، به احتمال زياد چنين كودكي توانايي بهتري براي زندگي با اوتيسم و مديريت آن در كل دوره ي زندگي خود دارد. اگر كودكي از اوتيسم شديد رنج مي برد، با اين حال، ممكن است نيازمند كمك هاي مادام العمر با انواعي از فعاليت هاي زندگي روزمره، آموزش و يا كار باشد.
- كمك گرفتن
راههاي زيادي براي شروع سفر بازيابي سلامتي از اختلال طيفي اوتيسم وجود دارد چه براي شما و چه براي كودك نوجوانتان. بسياري از مردم از مراجعه به پزشك خانوادگي شروع مي كنند تا ببينند آيا واقعا از اين اختلال رنج مي برند يا نه. در حالي كه اين يك نقطه ي شروع خوبي است، همچنين شما را تشويق به مشاوره با يك متخصص سلامت روان نيز مي كند. متخصصيني مانند روان شناس و روانپزشك نسبت به پزشك خانواده مي توانند به طور دقيق تري يك اختلال رواني را تشخيص دهند.
منبع: كودك و نوجوان
۱۷:۵۷
- ۳۸ بازديد
- ۰ نظر