برخي افراد ممكن است در دوچرخه سوار، پياده روي يا پيانو بازي كنند، اما ممكن است افرادي كه اين مهارت ها را به ديگران توضيح دهند يا آموزش دهند دشوار است.
اين مهارت هاي حركتي در يك قسمت از مغز ياد مي شود، در حالي كه آموزش و اطلاعات در كلاس درس در يك منطقه ديگر مغز به دست مي آيد، فري گريگوري اشبي، استاد و رئيس بخش روانشناسي دانشگاه سانتا باربارا است. اين منطقه دوم يادگيري قشر جلويي است - منطقه بلافاصله پس از پيشاني - كه در آن تابع اجرايي واقع شده است.
مطالعهي دستههاي مختلف يادگيري توسط اشبي و تيم تحقيقاتي او در شماره جاري مجله علوم اعصاب گزارش شده است . گروهي از 16 دانشجوي كارشناسي ارشد UCSB در هزاران آزمايش بصري شركت كردند، بنابراين روانشناسان مي توانند پاسخ هاي خود را مطالعه كنند. شمار قابل توجهي از محاكمات در اسكنر تصويربرداري مغز دانشگاه با استفاده از fMRI انجام شد، كه به دانشمندان امكان مي داد تا در حين آزمايش، مناطق مغز را مشاهده كنند.
داستان هاي مربوطه- مطالعه جديد استراتژي هاي مختلف ژن درمان را براي درمان بيماري پاركينس توصيف مي كند
- تيم تحقيقاتي پيتسبورگ اطلاعات مغز بزرگ را براي اختلالات مغزي پيچيده مطالعه مي كند
- قلب مغز در مغز مي تواند به بيماران مبتلا به صرع و پاركينسون كمك كند
اين تيم متوجه شد كه وظايف با استدلال صريح در پشت آنها براي افراد آزمايشي بسيار ساده است. اشبي گفت: "هنگامي كه شما نميتوانيد استدلال را توضيح دهيد، حدود 10 بار آزمايشهاي بيشتري را براي استاد در نظر ميگيريد."
اين مناطق بدون استدلال صريح در قسمت پايين مغز، گانگليس پايه درك مي شود. Ashby گفت: "اين شبيه به اين واقعيت است كه شما نمي توانيد توضيح دهيد كه انگشتان شما هنگام انجام پيانو در حال پخش هستند."
با اين حال، او ادامه داد توضيح مي دهد كه يك بار رفتار به صورت اتوماتيك تبديل مي شود. وي گفت: "رفتارهاي خودكار به روش هاي مشابه در قشر جلويي ذخيره مي شود، بدون در نظر گرفتن اينكه سيستم مغز اولين آن را درك كرده است."
اشبي به مثال يك تنيس عالي با بيماري پاركينسون اشاره كرد. او گفت كه دانشمندان تصور مي كردند كه مهارت هاي تنيس در گانگليس هاي پايه، جايي كه آنها ياد گرفته شده اند، و منطقه مغز كه تحت تاثير بيماري پاركينسون قرار دارد، ذخيره مي شود. با اين حال، بازيكن توانست توپ هاي تنيس را با همان مهارت هايي كه پيش از تشخيص پاركينسون به نمايش گذاشته بود، تحت تاثير قرار دهد. با توجه به اشبي، اين به اين دليل است كه پاسخ اتوماتيك براي او بود، يكي كه كاملا در منطقه قشر متمركز است.
اين امر مي تواند توضيح دهد كه چرا مردم مي توانند با واكنش اتوماتيك به رويدادي كه در حوزه هاي حسي درك مي شوند، مانند ديدن يك وسيله نقليه در حال عبور و خم شدن در ترمز، به سرعت واكنش نشان دهند. باز هم اين رفتارهاي اتوماتيك با استفاده از روش هاي مشابه ذخيره مي شوند، بدون آنكه سيستم مغز براي اولين بار آن را ياد بگيرد.
۱۷:۵۷
- ۳۸ بازديد
- ۰ نظر