تكنيك هايي براي كنترل رفتاري كودكان ۲

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴

تكنيك هايي براي كنترل رفتاري كودكان ۲

تكنيك هايي براي كنترل رفتاري كودكان ۲

 

چگونه با بد گويي فرزندم برخورد كنم؟

براي هر والدي پيش آمده است كه به فرزندش توصيه اي مي كند با خواسته اي دارد يا پيشنهادي مي كند اما كودك نه تنها مقاومت مي كند بلكه حاضر جوابي مي كند و حرفهاي بدي به والدين مي گويد.

براي درك بهتر مسئله به مثال زير توجه كنيد:

بعد از يك روز سخت كاري با خستگي فراوان به خانه برگشته ايد. همسرتان در خانه بوده است و به شدت مشغول فعاليتهاي جانبي خود است بلافاصله كه از در وارد مي شويد به شما مي گويد:« رب نداريم، مي توني بري از مغازه بگيري؟»

شما كه لحظه شماري مي كرديد به خانه برسيد و يك حمام و چاي گرم نوش جان كنيد ، عصباني و ناراحت مي شويد و مي گوييد:

موقعيت الف  صورتتان را در هم مي كشيد و مي گوييد:« چرا يادت نبود با موبايل خبر بدي ؟ كفر آدمو در مي ياري؟ چقدر بي خيالي؟» و همسرتان از بد حرف زدن شما ناراحت مي شود و به ايشان بر مي خورد.

موقعيت ب شما مي گوييد:« من امروز ، روز خيلي سختي داشتم . نمي تونم برم بخرم. مي توني يه كاريش بكني؟ زردچوبه يا خود گوجه بريزي ؟ يه جوري با هنر خودت جفت و جورش كن!» شما با اين حرف همسرتان را ناراحت نكرديد.

دو موقعيت الف و ب ، دو انسان متفاوت هستند فرد موقعيت الف بدگويي نمي كند اما فرد موقعيت ب با بدگويي پاسخ همسرش را مي دهد.

به عنوان يك والد چقدر با بد گويي هاي فرزندتان روبه رو شده ايد و  به حساب بچگي از آن رد شده ايد و به خود گفته ايد بزرگ مي شود و خودش درست مي شود در صورتي كه كودك شما جهت اصلاح اين رفتار نياز به آموزش و شيوه برخورد صحيح از طرف شما دارد ، اين مهارت پايه اش از كودكي است.

براي مثال: « آوا ۷ ساله است او شروع به سوت زدن مي كند و صداي سوتش را بلند و بلندتر مي كند تا جايي كه مادرش ديگر نمي تواند تحمل كند، بنابراين به آوا  مي گويد:« بس اااا ديگه» آوا به سوت زدن خود ادامه مي دهد مادر اين بار برايش توضيح مي دهد كه اين كار او باعث سردردش مي شود.

اما آوا مجددا به كارش ادامه مي دهد اين بار مادر مي گويد:« مگه نگفتم بس اااا آوا..»

آوا دستهايش را به كمر مي زند و با اداي صورت مي گويد:« اصلا نمي خوام، حالا مي خوايي چي كار كني؟»

مادر كه از گفتار آوا متعجب و ناراحت شده است مي گويد:« با اين لحن با من حرف نزن، من مادرت ام، بزار شب

بابات بياد » آوا بي اهميت به حرفهاي مادر به كارش ادامه مي دهد اين بار مادر عصباني تر از قبل فرياد مي كشد:« مگه با تو نيستم؟ با ديوار كه حرف نمي زنم»

تكنيك هايي براي كنترل رفتاري كودكان

تمامي اين مراحل كه گذشت ممكن است براي هر والدي پيش آمده باشد اما هيچ يك از شما والدين را به مقصد نمي رساند. به سراغ روش حل مسئله مي رويم . در روش حل مساله مي توانيد از سوالات زير در چنين موقعيتهايي استفاده كنيد:

« وقتي با ما اين طور صحبت مي كني به نظرت ما چه احساس خواهيم داشت؟»

«وقتي كه از احساس ما با خبر بشي چيكار مي كني؟»

« آيا مي توني شيوه صحبت كردنت را تغيير بدي به طوري كه ما حس بدي نداشته باشيم ( غمگين نشويم، نا اميد نشويم و …)؟»

با اينكه به جاي صحبت كردن در مورد چگونگي احساساتمان، مي توانيم راجع  به احساس كودكان، سوال كنيم. با اين روش آنها به روي اين مسئله متمركز مي شوند كه چگونه رفتارشان بر ديگران تاثير خواهد گذاشت. از آنها بخواهيد تا در مورد احساسات حقيقي شان صحبت كنند، اين كار به آنها كمك مي كند تا احساسات خود را تجربه و حس كنند.كنترل رفتاري كودكان

هنگامي كه مادر آوا از او پرسيد آيا راه ديگري براي نحوه صحبت كردن خود در ذهن داري يا نه ، اين سوال او را هيجان زده كرد و به مادرش نگاه كرد و پوزخند زد. اما بعد، پس از يك مكث طولاني ، گفت:« خب مامان ديگه سوت نمي زنم.»

توجه داشته باشيد تغيير رفتار به اين شيوه زمان زيادي مي برد اما جواب مي دهد.

منبع:مركزمشاوره ستاره ايرانيان


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد