مطالعات جديدي كه به وسيله يك جامعه شناس دانشگاه دانشگاه ايلينوي شمالي انجام مي شود نشان مي دهد كه در حالي كه اعضاي خانواده اغلب حمايت انتقادي دارند، گاهي اوقات مي توانند نگراني هايي را كه باعث از بين بردن بستگان ذهني مي شوند، ناديده مي گيرند.
فردي ماروويتز، استاد جامعه شناسي NIU، گفت: "نگرش هاي منفي اعضاي خانواده توان بالقوه دارد تا روشي كه افراد مبتلا به بيماري رواني آنها را درك مي كنند تاثير داشته باشد، كه تاثير آن بر احتمال ريكاوري از بيماري است."
Markowitz و همكارانش، بت آنجل از Rutgers و جان گرينبرگ از دانشگاه ويسكانسين-مديسون، يافته هاي خود را در شماره ژوئن فصلنامه روانشناسي اجتماعي ، يك مجله بررسي شده توسط انجمن جامعه شناسي آمريكايي منتشر كردند.
در طي يك دوره 18 ماهه، محققان 129 مادران كودكان بزرگسال مبتلا به اسكيزوفرنيا را مورد بررسي قرار دادند.
Markowitz گفت: "به طور خلاصه، آنچه مامان فكر مي كند مهم است. "اين يك زنجيره اي از اثرات است كه باز مي شود.
"ما دريافتيم هنگامي كه افراد مبتلا به بيماري روحي سطح بالاتري از علائم اوليه، پايين بودن اعتماد به نفس و كيفيت زندگي خود را نشان دادند، مادرانشان تمايل داشتند كه آنها را در شرايط نامعلومي بيشتر ببينند - مثلا آنها را" بي كفايتي "،" غير قابل پيش بيني " و "غير قابل اعتماد،" Markowitz ادامه داد. "هنگامي كه مادران اين ديدگاه ها را برگزار كردند، پسران و دختران خود را با بيماري رواني بيشتر در معرض ديد خود قرار مي دادند - چه روانشناسان اجتماعي" فرايند ارزيابي منعكس شده "را مي گويند. مهم اين است كه هنگامي كه افراد مبتلا به بيماري روحي در اين ديدگاه هاي شرم آور خود را بروز دادند، علائم آنها تا حدودي بيشتر شد و سطح اعتماد به نفس و كيفيت زندگي كاهش يافت. "
داستان هاي مربوطه- تحقيقات سرطان بريتانيا 14 ميليون پوند سرمايه گذاري مي كند تا لندن را به مركز متابوليك سرطان تبديل كند
- تكنيك توالي پروتئين جديد مي تواند تحقيقات زيست پزشكي را متحول كند
- مبارزه براي ديد، روز جهاني چشم 2018 را انتخاب مي كند تا براي تحقيق در مورد گلوكوم كمك مالي كند
يك خط طولاني تحقيق نشان داده است كه نشانه هاي مرتبط با بيماري رواني مي تواند مانع عمده اي براي بهبودي باشد كه بر عزت نفس و حتي شغلي تاثير مي گذارد. ماركوويتز گفت، تحقيقات تاريخي ارتباط بين ننگ، ارزيابي هاي منعكس، شكل گيري هويت و بهبود را بررسي نكرده است.
او گفت: "مطالعه ما بخشي از تحقيقات است كه شروع به بررسي بيشتر اين موضوع مي كند كه چگونه سبب بروز خودكفايي و هويت افراد مبتلا به بيماري رواني تاثير مي گذارد."
Markowitz و همكارانش معتقدند مهم است كه اذعان كنيم كه بسياري از احساسات نسبت به بستگان بيمار از اهداف مثبت رشد مي كنند و منعكس كننده تلاش براي كنار آمدن با مشكلات داشتن يك نسل از بيماري هاي شديد رواني است. با اين حال، نگرش هاي ننگين به دليل عواقب بالقوه بالقوه آنها نگران كننده است.
Markowitz گفت: "اين مطالعه نشان مي دهد كه تصور اين است كه بهبود بيماري هاي رواني صرفا موضوع كنترل علائم است كه به وضوح از نظر روانپزشكي بيان شده است. "اين به نوعي يك فرايند اجتماعي-روحي است.
"راه هايي كه مردم، از جمله اعضاي خانواده و ارائه دهندگان خدمات، در مورد افراد مبتلا به بيماري روحي فكر مي كنند، اعتقادات و رفتار افراد مبتلا به بيماري روحي را تحت تاثير قرار مي دهند و به نوبه خود مسير مسير بهبود را شكل مي دهند."
۱۷:۵۷
- ۳۷ بازديد
- ۰ نظر