توقف كتك زدن بچه هاي ديگر

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

توقف كتك زدن بچه هاي ديگر

ممكن است عجيب به نظر برسد كه بچه هايي كه به ديگران صدمه مي‌زنند  بچه هايي هستند كه در واقع ترسو هستند!

ترس‌هايي كه منجر به ايجاد مشكل در كودك آسيب رسان مي شود، معمولا ريشه در تجارب ترس اوليه در زندگي اش دارد، با وجود اينكه كودك به هيچ وجه ترسو به نظر نمي رسد!

كودك وحشت زده براي مديريت ترسش، رفتارهاي پرخاشگرانه اي را توليد مي كند كه اين رفتارها هر زماني كه او احساس تنش كند، شعله ور مي شوند. به جاي گريه يا صحبت كردن، وقتي كه از چيزي مي‌ترسد، وحشت زده و هول مي شود، و اين امر ترسش را تشديد مي كند طوري كه نمي تواند درخواست كمك كند.

به منظور كمك به يك كودك ترسو، لازم نيست كه حتما دليل ترسو بودنش را بدانيد. آنچه كه لازم است انجام اقداماتي  براي افزايش حس ايمني اش و برقرار كردن ارتباط با شماست، چه پدر مادر او باشيد چه يك مراقب و يا يك دوست محبوب او. همچنين شما بايد اقداماتي براي جلوگيري از هرگونه اسيب رساندن تكانشي او به ديگران انجام دهيد.

همانگونه كه شما با او ارتباط برقرار مي كنيد و از او محافظت مي كنيد، كودك احساسات اتشيني كه وي را به كتك زدن سوق مي دهد با شما در ميان مي گذارد. گوش دادن به احساسات يك كودك در حالي كه مانع از آسيب رساني او به شخص ديگري مي شويد، به او اجازه مي دهد تا ترس هاي پنهانش را آزاد كند. بنابراين او آرام مي شود و به ديگران به عنوان دوستانش نگاه مي كند نه به عنوان يك تهديد. در زير روش هايي براي مقابله با اين رفتارهاي ذكر شده اند:

اول، يك ارتباط قوي تر بسازيد:

فرصت هايي را براي ارتباط بيشتر و كامل تر ايجاد كنيد. صرف كردن زمان هاي خاص براي او ابزاري است كه براي ايجاد ارتباط،ايده آل است. اگر او بچه خودتان است، تلاش كنيد كه يك زمان خاص كوتاهي  را در همان اوايل روز به او اختصاص دهيد، شايد به محض بيدار شدن، به طوري كه كودك شما روز را با پيشنهاد شما درباره ي آنچه كه او مي خواهد براي 5 يا 10 دقيقه اول روز انجام دهد، آغاز كند. اين كار را با صميميت انجام دهيد، با مهرباني به او توجه كنيد.

اين كمك مي كند كه يك كودك بفهمد كه براي شما مهم است، حتي با وجود خواهر و برادرهاي ديگر، يك برنامه ي صبحگاهي و يا تماس هاي تلفني در ابتداي روز كه شما بايد به آنها هم بپردازيد.

اگر كودك فرد آشناييست كه جزء خانواده شما نيست، تلاش كنيد كه در اولين فرصتي كه او را ديديد برايش زمان ويژه اي در نظر بگيريد و به او اهميت دهيد.

براي مثال،در زمان بازي ،شما ممكن است تعدادي بازي پرسرو صدا يا بازي هايي مثل قايم باشك را براي ارتباط برقرار كردن بين بچه هايي كه با هم بازي مي كنند راه بياندازيد. خودتان را به جمع آنها اضافه كنيد، روي زمين بنشينيد و با آنها به شكلي محبت آميز بازي كنيد. اگر مي‌توانيد با برعهده گرفتن نقش فردي كه قدرت كمتري دارد باعث خنده و شادي آنها شويد، شرايطي فراهم كنيد كه  بچه ها با هم به منظور”دستگيركردن”شما با بالش ها يا بادكنك ها، يا با بيرون پريدن از جايي كه  در بازي قايم باشك براي “ترساندن” شما قايم شده اند، با هم همكاري كنند.

وقتي آنها مي خندند (بدون اينكه غلغلك شوند) و حس”برنده” شدن دارند، اين نشان مي دهد كه شما امر اهميت دادن به آن ها را به خوبي انجام داده ايد. خنديدن و احساس ايمني و قدرت بچه ها كه نتيجه ي اهميت دادن به آنهاست،كمك مي‌كند كه با هم پيوند داشته باشند و تنش هارا كاهش مي دهد و اين امر به آنها كمك مي كند كه در حضور شما احساس امنيت و ارزشمندي و اطمينان خاطر داشته باشند.

در يك گردهمايي خانوادگي، شما ممكن است يك بازي گرگم به هوا و يا “من مي خواهم شما را بگيرم” كه بچه ها مي توانند در آن برنده شوند، راه بياندازيد. براي مثال، شما ممكن است دست هايتان را باز كنيد و سعي كنيد به آنها نشان دهيد كه يك خرس بزرگ هستيد. اما تلوتلو بخوريد و مغلوب شويد ونشان دهيد كه از آنها شكست خورديد. ان ها عاشق اين هستند كه بهتر از شما باشند.سپس آنها را نوازش كنيد و مطمئنشان كنيد كه آنها از شما بهترند. درحين بازي با انها تماس چشمي برقرار كنيد. توسط آنها گول بخوريد اما دوباره بلند شويد و تلاش كنيد. اين نوع بازي منجر به ايجاد احساس قدرت خالص در اين نوع كودكان مي شود.

يك كودك ممكن است در طول زمان بازي فرصتي پيدا كند تا ناراحتيش را به شيوه اي عملي تر نشان دهد، او ممكن است با آرنج محكم به شما ضربه بزند، يا در كلوچه اي كه به او تعارف مي كنيد نقصي پيدا كند، يا به چشم هاي شما خيره شود و شروع كند با مداد رنگي ديوار خانه تان را خط خطي كند. وقتي شما به ارامي به او نزديك مي شويد تا محدوديت هايي را براي او ايجاد كنيد، دليلي براي گريه كردن، اوقات تلخي پيدا مي كند. اين ابراز احساسات در واقع شروعي براي درمان احساساتيست كه او به همراه دارد، و به احتمال زياد همان احساساتي هستند كه گاهي اوقات او را تحريك به صدمه زدن مي كنند.

دوم، وقتي كه او گريه و زاري ميكند شنونده باشيد:

به اين معني كه نزديكش بمانيد و متقابلا طوفان عاطفي به راه نيندازيد و به كودك اجازه دهيد كه بداند شما كنار او هستيد. اگر شما از او حمايت كنيد، او ترس ها و ناراحتي هايش را بيرون مي ريزد. اغلب يك كودك به سرعت ،گفتن:”كلوچه من شكسته شده،من يك كلوچه جديد مي خواهم” را با”من مادرم را مي خواهم” عوض مي كند. به مرور شكايت او تبديل به وحشت مي شود. شنونده باشيد. شما لازم نيست كه تلاش كنيد چيزي را رفع و رجوع كنيد. شما فقط فرد مناسبي براي گوش كردن به او هستيد. اجازه دهيد در مورد ضريه خوردن دست يا آرنجش، در مورد نياز داشتن به يك كلوچه كامل، يا در مورد هر نياز فوري ديگري در ان لحظه احساس وحشت كند. بعدا وقت براي باندپيچي كردن دستش يا تهيه كلوچه كامل براي او وجود دارد. در حال حاضر، اجازه دهيد او به شما نشان دهد كه چقدر و چطور ناراحت است.

اگر دلتنگ پدر و مادرش است، به او اجازه دهيد كه بداند كه آنها هميشه باز خواهند گشت. به او اطمينان ببخشيد كه مراقبش هستيد، و ايمني او را حفظ كنيد. احساسات او به شدت و با نيروي زياد برون ريزي خواهند شد، هرچند به نظر مي رسد اين اتفاقي وخيم است، اما اين فوران احساسات تسكيني براي ذهن عاطفي كودك است. احساسات تند و شديدي كه شما شاهد آن هستيد همان چيزيست كه رفتارهاي تكانشي او را تهديد مي كند. اكنون يك درمان واقعي دروني رخ داده است.

همه ي كودكان به محبت، تماس چشمي، و كمي صحبت درباره ي اين حقيقت كه جاي او كنار شما امن است نياز دارند. وقتي اين طوفان عبور كند، كودك احساس مي كند كه هزار درصد نسبت به قبل با شما راحت تر و دركنار شما امن تر است، حالا چه كودك خود شما باشد و يا كودك ديگري كه شما به هر دليلي از او مراقبت مي كنيد.

سوم،اگر برقراري ارتباط به سرعت منجر به داد و فرياد زياد براي مسائل كوچك نشود بنابراين لازم است كه شما به كودكي كه تكانشي عمل مي كند نزديك بمانيد:

مراقب نشانه هاي افزايش تنش باشيد. بچه ها اغلب (اما نه هميشه) به شما نشانه هايي پيرامون اينكه احساسات منفي شان در حال بالا امدن  و فوران شدن است نشان مي دهند. صداي آنها تيز و زننده مي شود، چهره آنها پوياييش را از دست مي دهد، وگاهي اوقات هم رنگشان مي پرد. از تماس چشمي طبيعي و ارتباطي دوري مي كنند، و شروع به كنترل شرايط مي كنند. وقتي شما اين اوضاع را ديديد نزديك تر شويد. سعي نكنيد كه از كتك زدن آنها با بيان كلماتي مثل”خب، بيا ببينيم چه ميشه كرد، نيازي به ناراحتي نيست” جلوگيري كنيد. در حال حاضر ناراحتي در درون كودك رخنه كرده است. وقتي يك كودك نشان مي دهد كه دچار مشكل شده است، با هيچ كلمه و حرفي نمي شود اين مشكل را ناپديد كرد. آنچه كه شما مي توانيد انجام دهيد اين است كه مطمئن شويد رفتار تكانشي او به كسي صدمه نمي زند.

به شكلي فعالانه محدوديت هايي را وضع كنيد:

به عنوان مثال، شما ممكن است سعي كنيد كه بازوهايتان را در اطراف كودك آسيب رسان قلاب كنيد، و به آرامي او را يك گام از بچه هاي ديگر دور كنيد. شما بازي كردن بيشتر را ممنوع نمي كنيد، بلكه شما به سادگي امنيت ايجاد مي كنيد. شما مي توانيد بگوييد: “سارا، من لازم است كه بازويم را اينجا بگذارم،تو مي تواني بازي كني،اما من با تو مي آيم و براي مدتي بازويم را اينجا مي گذارم تا براي همه امنيت ايجاد شود”.

حس آرامش و تماس همراه با ملايمت از جانب شما احتمالا به او كمك مي كند كه متوجه تنشي كه در حال افزايش است بشود. او نمي خواهد شما آنجا وجود داشته باشيد. او ممكن است پيچ و تاب بخورد و سعي كند كه از شما دور شود. ايستادگي كنيد، بگوييد:”من قصد دارم از تو محافظت كنم، من مي دانم كه تو مي خواهي بازي كني، و مي تواني هم بازي كني. من هرجا كه بروي به همراه تو مي آيم”. او ممكن است شما را گاز بگيرد و يا با يك گريه خوب كارش را راه بياندازد.

ايجاد محدوديت توسط شما مفيد است. شما به مشكل توجه داشتيد و در محبت آميزترين راه ممكن مداخله كرديد.

شما از اين امر جلوگيري كرديد كه يك كودك وحشت زده، به دليل اينكه تكانه هايش بر او غلبه كرده اند و دوباره به كسي صدمه زده است، احساس شرمندگي كند. شما از قرباني شدن كودكان ديگر جلوگيري كرده ايد. شما در حال مسئوليت پذيري به عنوان يك والد يا سرپرست در محيط بازي هستيد.

شما او را شرمنده نمي كنيد، جدا نمي كنيد، و همچنين به او اجازه هم نمي دهيد تكانه هايش كودك ديگري را قرباني كند. وقتي درنهايت شروع به گريه كردن كرد، همچنان شنونده باقي بمانيد.

به او اطمينان دهيد كه او يك دوست خوب است و كودكان ديگر از بازي كردن با او خوشحال مي شوند، و او امروز روز خوبي خواهد داشت، حتي اگر در حال حاضر همه چيز جور ديگري (ناخوشايند) احساس مي شود. به او اجازه دهيد كه بفهمد كه در كنار شما ايمن است و شما از بودن با او خوشحال هستيد.

اين فرآيند مي تواند دوباره و دوباره تكرار شود، براي كمك به كودكي كه يك عقده ي به اندازه كافي بزرگ از ترس دارد و نياز به چند دور قرار گرفتن در محدوديت هاي فعال و آزادسازي عاطفي دارد.

ما شاهد تغيير شخصيت طيف بزرگي از كودكان در طول زمان بوده ايم كه رفتار هاي مكرر تكانشي شان ذوب شدند و نسبت به كودكان ديگر حساسيت و همدلي كسب كردند، به وسيله داشتن فرصت مناسب براي بازي با يك بزرگسالي كه به انها توجه مي‌كند و سپس گريه و كج خلقي هايشان در حلقه بازوهاي مهربان يك بزرگسال حمايت شده اند.

آيا اينها چيزي نيستند كه همه ما بتوانيم استفاده كنيم؟

آيا وقتي ما حالي تند و زننده داريم و كسي به طرف ما نمي ايد؟ آيا ما ناراحتيمان را به ديگري ترشح نمي‌كنيم و سپس وقتي كه به ما گوش مي دهد ناراحتي ما به احساس امنيت تبديل نمي شود؟آيا كسي وجود دارد كه به اندازه كافي مهربان باشد كه تا زماني كه طوفان به پايان برسد به ما گوش بدهد و ما دوباره حس خوشايندي نسبت به زندگيمان بدست بياوريم؟

بچه‌هايي كه گرايش به اسيب رساندن دارند به ما فرصت مي دهند تا اين نوع از مداخلات موثر را ياد بگيريم،-مداخلاتي براي  ايجاد يك ارتباط دوستانه تر و قوي تر. مداخلاتي كه مانع از رفتار تباه كننده از طريق گوش دادن و شنيدن مي شوند، و بنابراين يك كودك مي تواند دوباره در جهان خودش احساس امنيت كند.

 

منبع:مشاوركو

 

 

   

برچسب ها: بچه هايي كه به ديگران صدمه مي‌زنند ,توقف كتك زدن بچه هاي ديگر ,رفتارهاي پرخاشگرانه ,


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد