سلام ممنون از سايت خوب و مفيدتون
من 10 ماه ميشه كه ازدواج كردم. همسرم مرد خوبيه اما ميدونم كه در زمان مجردي با دخترهاي زيادي رابطه داشته هم خودش و هم برادرش كه از اون كوچيك تره ولي رابطه خيلي خيلي خوبي با هم دارن.
الان گاهي وقت ها خود من ازش از گذشته ميپرسم و دوست دخترهاش اصلا نميدونم دليل اين كارم چيه ولي ميپرسم و گاهي هم خودش به عنوان كاري كه دوستاش انجام دادن از ارتباطش با دخترها و رابطه جنسيش با دخترها ميگه و اينكه اندامشون چه جوري بوده و اينا. الان هم با ي نيم نكاه كوچيك كل بدن ي فرد رو مي تونه اناليز كنه كه گاهي چون متوجه ميشه من دوست ندارم به زبون نمياره و لي گاهي هم ميگه فلاني چه كمري داره و از اينا. من از درون ناراحتم گرچه از همه نظر از اون برتري دارم ولي بازم نگرانم كه مبادا من رو با دوست هاي قبليش مقايسه كنه.
يكي ديگه هم اينكه برادرش مدام دنبال دخترهاست و چون خواهر نداره براي منم تعرريف ميكنه و عكس دوست دختراش را به شوهر من نشون ميده و از اون نظر مي خواد كه بگه چه جورين. حالا نميدونم چيكار كنم از ي طرف مي ترسم كه بفهمه ناراحت ميشم از كار دادشش و ديگه بهم نگه كه چيكار ميكنن از طرف ديگه هم ميترسم اين كاراي داداشش باعث تحريك اونم بشه و بره دنبال دختربازي.
مممنون ميشم اگر راهنماييم كنين.
۱۷:۵۶
- ۳۸ بازديد
- ۰ نظر