آخرين دستاوردهاي تحقيق و درمان مغز براي اختلالات رواني

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

آخرين دستاوردهاي تحقيق و درمان مغز براي اختلالات رواني


28 الي 28 سپتامبر 1، 2010، آمستردام، هلند

اختلالات رواني مانند افسردگي، اختلالات اضطرابي، اعتياد و اسكيزوفرني، چالش اصلي بسياري از سيستم هاي مراقبت هاي بهداشتي در سراسر جهان هستند. تنها در اتحاديه اروپا هر سال 27 درصد كل جمعيت بالغ - كه مربوط به 83 ميليون نفر است - از اختلالات رواني رنج مي برند. افسردگي به تنهايي باعث تقريبا 20 ميليون رتبه در اتحاديه اروپا به عنوان اختلال ناتواني در همه بيماري ها مي شود. به استثناي درمان مناسب، اختلالات رواني به طور معمول با طيف گسترده اي از عوارض و عوارض براي افراد تحت تاثير قرار مي گيرد، همسران و خانواده هاي آنها و همچنين جامعه به طور كلي همراه است و مي تواند كشنده باشد. خودكشي - عوارض مكرر افسردگي و ساير اختلالات رواني - علت اصلي مرگ زودرس در اروپا است كه بيش از 160.000 سال خودكشي كامل شده است. ميزان اقدامات خودكشي حداقل 10 برابر بيشتر است.

اتحاديه اروپا طي سه سال گذشته با تاكيد بر ضرورت فوري نياز به تغيير آن، خواستار همكاري فعاليت هاي بهداشت رواني در تمام سطوح: علم و تحقيق، بهبود سلامت عمومي و فعاليت هاي حمايتي و بهبود سياست در كشورهاي عضو شده است. پيمان اروپايي بهداشت و سلامت روان سال 2008 نشان دهنده تعهد قوي اتحاديه اروپا براي انجام اين مأموريت است، كه نشان مي دهد كه سلامت روان و رفاه در جامعه يك منبع كليدي براي موفقيت اتحاديه اروپا به عنوان يك جامعه مبتني بر دانش و اقتصاد در مقابله با شيوع بالا و افزايش شيوع اختلالات رواني و مراقبت هاي در حال حاضر در معرض كمبود در بسياري از مناطق، سيستم هاي مراقبت هاي بهداشتي و طرح ها تشويق به عمل مي كنند،

اختلالات رواني، "اختلالات پيچيده مغز" هستند، به نحوي كه ما درك مي كنيم، فكر مي كنيم، احساس مي كنيم و رفتار مي كنيم. درك چنين اختلالات مغزي در اختلالات رواني از اهميت حياتي براي پيشگيري و درمان آنها برخوردار است. رشته بين رشته اي نوروپسيكوفارماكولوژي رشته هاي هسته ي علوم اعصاب، روانشناسي و فارماكولوژي را پيوند مي دهد و به اين هدف اختصاص دارد. اين علوم اعصاب پايه و باليني را از مولكول به رويكردهاي سيستم در ايجاد استانداردهاي تشخيصي و درمان بهبود مي بخشد تا پرورش آنها در سيستم مراقبت هاي بهداشتي براي بيماران مبتلا به اختلالات عصبي و رواني باشد. كالج اروپايي Neuropsychopharmacology (ECNP) بزرگترين و جامع ترين انجمن بين رشته اي در اين زمينه است.

كنگره 23 كنگره ECNP 2010 در آمستردام، بزرگترين و بزرگترين نشست علمي اروپا در زمينه بهداشت روان در اروپا است، ارائه بينش به آخرين دستاوردهاي تحقيق و درمان مغز، ارائه يك انجمن منحصر به فرد و تحريك كننده براي دانشمندان و پزشكان در زمينه بهداشت روان.

سلامت روان: يك چالش در حال تغيير است

اختلالات رواني براي افراد، خانواده ها و جوامع به شدت رنج مي كشند و از همه مهمتر و مهمترين علت بارگيري مربوط به معلوليت در اتحاديه اروپا از همه بيماري ها است. در سرتاسر اتحاديه اروپا فشار بر سلامتي، رفاه اجتماعي و سيستم هاي آموزشي و همچنين بازار كار، كارفرمايان و اقتصاد به طور كلي قرار مي گيرد. با توجه به بحران مالي و اقتصادي، وضعيت سال 2008 دچار تشديد شده است و چالش هاي جديد و جديدي را براي اين سيستم ها ايجاد مي كند.

كميسيون اروپا در ارتباطات خود با "رانندگي بهبود اروپا"، ضرورت حمايت از جمعيت اتحاديه اروپا را از طريق بحران و كاهش هزينه هاي انساني خود مشخص مي كند. يك جنبه كليدي در اين زمينه اين است كه به حداقل رساندن تاثير مضر آن بر سلامت رواني، كه بر مبناي يك تعامل پيچيده بين عوامل عصبي-روانپزشكي و رواني-اجتماعي است. اعتقاد بر اين است كه بحران نه تنها تأثير مخربي بر ارائه سيستم مراقبت هاي بهداشتي در حال حاضر كمبود دارد، بلكه اعتقاد بر اين است كه با تعديل چندين متغير اجتماعي و اقتصادي سلامت روان و رفاه همراه است. در حالي كه عوامل رواني اجتماعي محافظ مانند زندگي حرفه اي و اجتماعي پايدار، ضعيف مي شوند، خطر افزايش مي يابد: ارتباطات اجتماعي ناشي از بيكاري، انزواي اجتماعي، مشكلات مالي، عدم شناخت شخصي،

مغز انسان، ساختار پيچيده ترين تحقيقات علمي، اساس رفتار ما، توابع ذهني و زندگي دروني است. در دهه هاي گذشته، تكنيك هاي جديد بررسي ساختار و عملكرد مغز در دسترس بوده است، كه باعث نفوذ بيشتر به رمز و رازهاي احساسات، افكار و احساسات انسان و در نتيجه ارزش هاي انساني، روابط و اعتقادات مي شود. امروزه دانشمندان واقعا درباره ساختار و عملكرد مغز انسان ياد مي گيرند كه به طور فيزيكي به وسيله مشاركت ژن هاي ما و همچنين تجربه ما شكل مي گيرد. اين درك باعث تقويت اين ديدگاه مي شود كه اختلالات رواني هر دو ناشي مي شوند و مي توانند با فرايندهاي بيولوژيكي و تجربي درمان شوند و با هم كار كنند.

در دهه هاي اخير، اطلاعات زيادي در مورد عملكرد مغز و اختلال در اختلالات روانپزشكي در دسترس است. به عنوان يك نتيجه، بسياري از مردم از درمان هايي كه از درك ما از عملكرد مغز و نحوه اختلال در بيماري هاي عصبي-روان پريشي برخوردار بوده اند، سود برده اند.

Neuropsychopharmacology: رويكرد جامع و بين رشته اي

مغز و اعصاب نوروپاتولوژي، حوزه بين رشته اي علم است كه براي بررسي و درك مغز به كار مي رود و عملكرد آن را در بر مي گيرد. به همين ترتيب شامل بسياري از رشته ها: علوم اعصاب (مانند زيست شناسي مولكولي، ژنتيك، chonoobiology، neuroimmunology، تصويربرداري مغز)، علوم روانشناسي (مانند شناخت، احساسات، رفتار و تعاملات محيطي)، روانشناسي (نوروشي، فارماكوديناميك و اقدامات دارويي) و زمينه هاي باليني كاربردي (روانپزشكي، روان درماني، روانشناسي باليني و عصب شناسي).

هدف از نوروپسيكوفاركولوژي اين است كه درك (1) چگونه مغز كار مي كند و توابع و چگونه و چرا ممكن است اختلالات ترويج اختلال عملكرد مغز را دريافت كند. (2) علاوه بر اين زمينه است كه اجازه مي دهد تا مشتق مداخلات دارويي مزمن، درمان و جلوگيري از اختلالات رواني. اين بدان معنا است كه براي ايجاد عوامل خاصي براي درمان تنظيم مكانيسمهاي عصبي زيست شناختي اختلالات رواني، درك علل اختلالات رواني و بررسي اثر داروها بر سيستم عصبي مركزي (CNS)، استفاده از آنها در درمان اختلالات نظير اضطراب، مانيا ، افسردگي، اسكيزوفرني، اختلال خلقي، اعتيادآور و اختلالات عصبي در شيوه اي منطقي و تجربي است.

پيشرفت هاي باليني: از مولكول ها تا درمان هاي موثر

پيشرفت دارويي در دهه هاي اخير بر پايه اكتشافات بيوشيميايي و فيزيولوژيكي پايه است كه به روش هاي باليني از طريق مطالعات دارويي به صورت تصادفي، دو سو كور و دارونما كنترل مي شود.حاملگي بارداري تولد نوزاد

پيشرفت در بيماري هاي نوروپسي و فيزيولوژي مي تواند راه حلي براي تغيير اساسي سيستم هاي بهداشت رواني ما باشد، به ويژه در بيماران مبتلا به اختلالات رواني شديد مانند اختلالات روان درماني و اسكيزوفرني و همچنين افسردگي هاي مكرر و مزمن به منظور جلوگيري از بستري شدن طولاني مدت و معلوليت و زندگي و عملكرد مستقل در جامعه. Antipsychotics به اصطلاح آتيپيك نتيجه جستجو براي داروهاي مؤثر براي اختلالات روانپريشي است كه نشانگر مشخصات تحمل پذيري نسبت به نورولپتيك هاي معمولي است، به خصوص با توجه به محدود كردن عوارض جانبي حركتي مانند ديسكينزي دائمي، پيش آگهي و كيفيت زندگي بيماران تحت تاثير قرار مي دهد. به طور مشابه، معرفي داروهاي ضد افسردگي جديد،

با اين حال، تحقيقات در Neuropsychopharmacology نيز تحولات غير دارويي هيجان انگيز را اعلام كرده است. يك مثال از اين داروها مي باشد كه شامل دستكاري مستقيم از خواب (به عنوان مثال درمان هاي پي در پي) و همچنين كنترل مواجهه با نشانه هاي زيست محيطي (مانند درمان نور) به منظور دستيابي به اثرات درماني در بيماران مبتلا به اختلالات رواني است. عادي سازي ريتم هاي روزانه توسط درمان هاي كرونري نشان دهنده يك جهت جديد اميدوار كننده در جستجوي درمان هاي جديد غير دارويي و دارويي است كه ممكن است از محدوديت هاي درمان هاي دارويي فعلي در اين زمينه جلوگيري شود. مزاياي استفاده از درمان هاي دوران بارداري براي طيف گسترده اي از بيماران مبتلا به افسردگي، اختلال دوقطبي، اختلالات عاطفي فصلي (SAD)، اختلال افسردگي قبل از قاعدگي،

مثال ديگر شناسايي مناطق در سيستم عصبي مركزي است كه با حالت هاي خلقي پاتولوژيك ارتباط دارد، و اهداف مربوط به مداخلات درمان جديد را نشان مي دهد. از طريق تكنيك هاي تصويربرداري مدرن از جمله تصويربرداري رزونانس مغناطيسي عملكردي (fMRI)، توموگرافي منتشر پوزيترون (PET) و فعاليت نورونهاي كامپيوتري انتشار (تك سلولي) در شرايط روانپزشكي مي تواند مورد بررسي و اندازه گيري قرار گيرد. مطالعات تصويربرداري مدرن مدار مغزي مبتني بر رفتارهاي طبيعي و آسيب شناختي ممكن است به درك بهتر مبناي عصبي اختلالات روحي و شناسايي اهداف جديد براي درمان دارويي كمك كند. تصوير برداري مغز نشان مي دهد كه اختلالاتي در الگوهاي طبيعي پردازش هاي احساسي وجود دارد كه توانايي سركوب حالت هاي احساسي منفي را مختل مي كند. بنابراين اختلالات رفتاري ممكن است منعكس كننده غلبه بر پاسخ هاي احساسي يا ناهنجاري هاي پردازش احساسي باشد. يافته هاي اخير شبكه عصبي گسترده اي را در طي پردازش خود ارجاعي در مغز شناسايي كرده است كه به بررسي اصول بنيادي عصبي از خود افسردگي كمك مي كند. محققان تصويربرداري همچنين مطالعه مدارهاي مربوط به افسردگي را بررسي مي كنند تا ببينند چگونه ممكن است از تغييرات ژنتيكي ناشي مي شود كه افراد را در معرض افسردگي قرار مي دهد. ژنتيك تصويربرداري يك استراتژي پژوهشي جديد است كه تلاش مي كند تا اثرات ژني را در ارتباط با مغز بررسي كند و نقش مهمي را در درك تاثير پيچيده عوامل ارثي بر بيماري هاي رواني ايفا كرده است. يافته هاي اخير شبكه عصبي گسترده اي را در طي پردازش خود ارجاعي در مغز شناسايي كرده است كه به بررسي اصول بنيادي عصبي از خود افسردگي كمك مي كند. محققان تصويربرداري همچنين مطالعه مدارهاي مربوط به افسردگي را بررسي مي كنند تا ببينند چگونه ممكن است از تغييرات ژنتيكي ناشي مي شود كه افراد را در معرض افسردگي قرار مي دهد. ژنتيك تصويربرداري يك استراتژي پژوهشي جديد است كه تلاش مي كند تا اثرات ژني را در ارتباط با مغز بررسي كند و نقش مهمي را در درك تاثير پيچيده عوامل ارثي بر بيماري هاي رواني ايفا كرده است. يافته هاي اخير شبكه عصبي گسترده اي را در طي پردازش خود ارجاعي در مغز شناسايي كرده است كه به بررسي اصول بنيادي عصبي از خود افسردگي كمك مي كند. محققان تصويربرداري همچنين مطالعه مدارهاي مربوط به افسردگي را بررسي مي كنند تا ببينند چگونه ممكن است از تغييرات ژنتيكي ناشي مي شود كه افراد را در معرض افسردگي قرار مي دهد. ژنتيك تصويربرداري يك استراتژي پژوهشي جديد است كه تلاش مي كند تا اثرات ژني را در ارتباط با مغز بررسي كند و نقش مهمي را در درك تاثير پيچيده عوامل ارثي بر بيماري هاي رواني ايفا كرده است. محققان تصويربرداري همچنين مطالعه مدارهاي مربوط به افسردگي را بررسي مي كنند تا ببينند چگونه ممكن است از تغييرات ژنتيكي ناشي مي شود كه افراد را در معرض افسردگي قرار مي دهد. ژنتيك تصويربرداري يك استراتژي پژوهشي جديد است كه تلاش مي كند تا اثرات ژني را در ارتباط با مغز بررسي كند و نقش مهمي را در درك تاثير پيچيده عوامل ارثي بر بيماري هاي رواني ايفا كرده است. محققان تصويربرداري همچنين مطالعه مدارهاي مربوط به افسردگي را بررسي مي كنند تا ببينند چگونه ممكن است از تغييرات ژنتيكي ناشي مي شود كه افراد را در معرض افسردگي قرار مي دهد. ژنتيك تصويربرداري يك استراتژي پژوهشي جديد است كه تلاش مي كند تا اثرات ژني را در ارتباط با مغز بررسي كند و نقش مهمي را در درك تاثير پيچيده عوامل ارثي بر بيماري هاي رواني ايفا كرده است.


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد